عمومی
سوره مائده
فهرست سورههای قرآن
«سوره مائده» پنجمین سوره از قرآن کریم است و دارای ۱۲۰ آیه می باشد.
نزول سوره
بنا بر قول ابن عباس و مجاهد، این سوره در مدینه نازل شده است. جعفر بن مبشر و شعبى گویند: همه آیات این سوره در مدینه نازل شده است، به استثناى آیه «… الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ …» (آیه ۳) که در سفر حجة الوداع، هنگامى که بر شتر خود سوار بود نازل گردید.
این سوره در ترتیب مصحف، پنجمین سوره و در ترتیب نزول، صد و سیزدهمین سوره قرآن کریم است که پیش از آن سوره فتح و پس از آن سوره توبه نازل شده است.
عدد آیات
بنابر عدد کوفى ۱۲۰ آیه و بنابر عدد بصرى ۱۲۳ آیه و بنابر عدد دیگران ۱۲۲ آیه است. غیرکوفیان نخستین آیه سوره را تا «… بِالْعُقُودِ …» یک آیه مستقل مىدانند. همچنین آیه ۱۵ تا «… وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ …» یک آیه، حساب کردهاند. بصریان نیز علاوه بر این دو مورد، آیه ۲۳ تا «… فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ …» یک آیه دانستهاند.
فضیلت سوره
ابى بن کعب از پیامبر گرامى روایت کرده است که: هر کس سوره مائده را بخواند، خداوند به عدد هر چه یهودى و مسیحى در روى زمین است به او مزد مىدهد و ده حسنه براى او ثبت و ده گناه از او محو مىکند و ده درجه براى او بالا مىبرد.[۱]
همچنین عیاشى باسناد خود از امام على علیه السلام نقل کرده است که: بعضى از آیات قرآن، بعضى دیگر را نسخ می کرد و اخذ آن به امر پیامبر بود تا این که سوره مائده نازل شده که احکامى مربوط به سابق را نسخ کرد، ولى چیزى از خود آن نسخ نشد. این سوره هنگامى نازل شد که پیامبر سوار بر استرى بود. سنگینى وحى چنان بود که استر را از حرکت بازداشت و طولی نکشید که او را بر زمین بغلتاند. پیامبر چنان بحال اغما درآمد که دست خود را بر سر شیبة بن وهب جمحى نهاد. آنگاه بحال عادى بازگشت و سوره مائده را بر ما قرائت کرد و همگى بدان عمل کردیم.
و نیز به اسناد خود از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که: «هر کس سوره مائده را در روزهاى پنجشنبه بخواند، ایمان او به ظلم نیامیزد و هرگز بخدا شرک نیاورد».
و نیز از ابوحمزه ثمالى نقل کرده است که: سوره مائده یک جا و به طور کامل نازل گردید و ۷۰ هزار ملک همراه آن به زمین آمدند.
هدف سوره
تدبر در ابتدا و اختتام این سوره و اکثر آیات آن و دقت در احکام و مواعظ و داستانهایى که در این سوره آمده است، نشان می دهد که غرض جامع از این سوره، دعوت به وفاى به عهدها، و پایدارى در پیمانها، و تهدید و تحذیر شدید از شکستن آن و بى اعتنایى نکردن به امر آن است و اینکه عادت و سنت خداى تعالى جاری است بر رحمت و آسان گیری و تخفیف به کسى که تقوا پیشه کند و ایمان آورد و سپس تقوا پیشه کند و احسان کند و بر سخت گیری نسبت به کسى که گردنکشى کند و از بند عهد و پیمان طاعت خدا خارج شده، از حدود میثاقهایى که در دین گرفته شده تجاوز نماید.
و به همین جهت است که مى بینى بسیارى از احکام حدود و قصاص، و داستان مائده زمان حضرت عیسى (علیه السلام)، که از خدا خواست مائدهاى از آسمان براى او و یارانش بیاید، و داستان دو پسران آدم، و اشاره به بسیارى از ظلمهاى بنى اسرائیل و پیمانشکنى هاى آنان در این سوره آمده است، و در آیاتى بر مردم منت مى گذارد که دینشان را کامل و نعمتشان را تمام کرد، و طیبات را بر ایشان حلال، و خبائث را بر ایشان حرام کرد، و احکام و دستوراتى بر ایشان تشریع کرد که مایه طهارت آنان است، و در عین حال عسر و حرجى هم نمى آورد.
و این مناسب است با زمان نزول این سوره، چرا که اهل حدیث و تاریخ اتفاق دارند بر اینکه سوره مائده آخرین سوره از سورههاى مفصل قرآن است، که در اواخر ایام حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر آن جناب نازل شده، چنانچه در روایات شیعه و سنى آمده: “در مائده ناسخ هست ولى منسوخ نیست” (چون بعد از مائده چیزى نازل نشد تا آن را نسخ کند.)
و مناسب با این وضع همین بود که در این سوره به حفظ پیمانهایى که خداى تعالى از بندگانش گرفته، و خویشتن دارى در حفظ آنها سفارش کند.[۲]
پانویس
باید توجه داشت که در این مورد نیز یادى از مسیحیان و یهودیان و رفتار آنها با حضرت موسى و حضرت عیسى علیه السلام شده، از این رو پیامبر گرامى مىفرماید: به عدد یهودیان و مسیحیان…
المیزان فى تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۵۷
منابع
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، ترجمه گروه مترجمان، انتشارات فراهانى، تهران: ۱۳۶۰ ش، ج۶، ص۱۷۹.
المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، انتشارات اسلامى جامعهى مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ ق.
سوره قبلی:
۴.النساء
سوره بعدی:
۶.الأنعام
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
☀️امیرالمؤمنین عليه السلام:
🔹️از كسى كه دوستى اش براى خدا نيست بپرهيز؛ زيرا دوستى او پستى است و همنشينى با او شوم
💠مَن لَم تَكُن مَودّتُهُ في اللّهِ فاحْذَرْهُ؛ فإنّ مودّتَهُ لَئيمةٌ، و صُحْبتَه مَشُومةٌ💠
📚غررالحكم حدیث 8978
🌺
عمومی
🔴 داستانهایبحارالانوار
ذلت گناه و عزت طاعت
یکی از خلفاء عباسی دل درد شدیدی داشت. بختیشوع که خود نصرانی، و از پزشکان ماهر آن عصر بود، برای معالجه به بالین آن خلیفه آمد و پس از معاینه، معجونی از دارو درست کرد و به خلیفه داد ولی خوب نشد بختیشوع که از معالجه او ناامید شده بود، گفت:
آنچه مربوط به علم پزشکی بود، همین بود که انجام دادم.
بنابراین درد تو با برنامه طبی، معالجه نمی یابد و ادامه دارد، مگر شخصی که دعایش مستجاب میشود، برای تو دعا کند.
خلیفه به یکی از نگهبانان خود گفت:
موسی بن جعفر را به اینجا بیاور.
او رفت و امام کاظم (علیه السلام) را آورد.
مأمور شنید که حضرت در بین راه مشغول راز و نیاز شد و دعایی خواند، همان دم درد خلیفه برطرف شد و شفا یافت.
پس از آنکه امام (علیه السلام) به نزد خلیفه وارد شد، به امام گفت:
تو را به حق جدت پیامبر مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) سوگند میدهم، بگو بدانم درباره من چه دعایی کردی؟
امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
گفتم: اللهم کما أریته ذل معصیته فأره عر طاعتی. خدایا! همان طور که نتیجه ذلت و خواری گناه خلیفه را به او نشان دادی، نتیجه عزت و شرافت اطاعت مرا نیز نشان بده.
آری، استجابت دعا و نیایش از آثار اطاعت و بندگی است، همچنان که ذلت و گرفتاری معمولا از آثار عصیان و گناه میباشد.
📚 بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۴۰.
┅────────────┅
عمومی
نتیجه ورود به گناه صغیره، گناه کبیره و بعد کفر است
✅حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
💥 مواظب باشید همواره در صراط مستقیم الهی حركت كنید و ذرهای از مسیر حضرت حق منحرف نشوید؛ زیرا اگر وارد صغیره شوید، پس فردا وارد كبیره می شوید و پس از آن كفر است.
📚 برگی از دفتر آفتاب، ص ١٨٣
┅────────────┅
عمومی
✍️ بنده از نوجوانی یاد گرفتم که هر کار خوبی انجام می دهم یا اگر صدقه ای میدهم، ثواب آن را به روح تمام کسانی که به گردن من حق دارند، از آدم تا خاتم و تمام اموات شیعه نثار کنم.
🔹در آن سوی هستی،
پدر بزرگم را همراه با جمعی که
در کنارش بودند مشاهـده کردم.
🔸آنها مرتب از من تشکر می کردند و می گفتند: خیرات و برکاتی که از سوی تو برای ما ارسال شده، بسیار مهم و کارگشا بود. ما همیشه برایت دعا می کنیم…
📚 کتاب سه دقیقه در قیامت
┅────────────┅
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 94 سوره مائده
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ ۚ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ
ای اهل ایمان! بی تردید خدا شما را به چیزی از شکار [حیوانات در حالی که مُحرم هستید] آزمایش می کند، چه شکاری که [به آسانی و بدون اسلحه] دست شما به آن برسد، و [چه شکاری که به سبب وحشی بودنش] نیزه های شما [آن را صید می کند؛] تا خدا کسی را که در نهان از او می ترسد، معلوم و مشخص نماید. و هر که پس از این [امتحان از حدود خدا] تجاوز کند [و در حال احرام به شکار برخیزد] برای او عذابی دردناک است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای اهل ایمان، خدا شما را به چیزی از صید میآزماید که در دسترس شما و تیرهای شما آیند تا بداند که چه کسی از خدا در باطن میترسد. پس هر که از این به بعد (از حدود الهی) تجاوز کند او را عذابی سخت دردناک خواهد بود.
معانی کلمات آیه
صيد: شكار و شكار كردن. در اينجا معناى دوم مراد است.
رماح: رمح: نيزه. رماح: نيزه ها.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
اين آيه در جنگ حديبيه نازل شد و خداوند شكارى هاى مختلف را براى مردم جهت آزمايش كردن جمع كرده بود[۳] و به عقيده مفسرين اين آيه در سال حديبيه نازل گرديد كه در آن سال مشركين پيامبر را از ورود به مكه مانع شده بودند و خداوند هم براى امتحان نسبت به مؤمنين آنها را از شكار حيوانات برّى (بيابانى) منع كرده بود تا اين كه يكى از آن ميان كه نام او ابواليسر بن عمرو بود به شكار گورخرى پرداخت. مردم او را ملامت كردند، ابواليسر نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد و موضوع شكار خود را معروض داشت سپس اين آية نازل گرديد[۴].[۵]
تفسیر آیه
تفسیر نوراثنی عشریروان جاویداطیب البیانبرگزیده تفسیر نمونه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِماحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ «94»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خداوند شمارا با چيزى از شكار كه دستها و نيزههايتان به آن مىرسد مىآزمايد تا خداوند معلوم گرداند چه كسى در باطن از او بيم دارد (و تسليم فرمان اوست و از شكار مىگذرد) پس بعد از اين هر كه تجاوز كند، او را عذابى دردناك است.
«1». تفسير قرطبى.
«2». نبأ، 4- 5.
جلد 2 - صفحه 371
نکته ها
در ايّام حج و حالت احرام، حاجى حقّ شكار ندارد. همان ايّام گاهى شكار تا نزديكى انسان مىآيد و مىتوان به راحتّى به آن دست يافت، ولى آزمايش الهى به اين است كه دست به شكار نزنيم. در حديث مىخوانيم: در عمرهى حُديبيه حيوانات شكارى فراوانى براى مسلمانان ظاهر شدند كه مسلمانان مىتوانستند به راحتى آنان را صيد كنند. «1»
در قرآن، مسألهى شكم و غذا، به عنوان يكى از اسباب آزمايش الهى مطرح شده است، به نمونههاى زير توجّه كنيد:
الف: آدم و حوا در مسألهى غذا شكست خوردند. «لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ» «2»
ب: بنىاسرائيل در تحريم صيد ماهى در روزهاى شنبهها، شكست خوردند. «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ» «3»
ج: يكى از فرماندهان بنىاسرائيل هنگام عبور سربازانش از يك منطقه و رسيدن به نهر، فرمان داد كه از آب آن ننوشند، ولى يارانش جز اندكى، خوردند. «فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا» «4»
د: روزه گرفتن، يك آزمايش بزرگ است.
ه: نزديك شدن شكار به حجاج در حالت احرام كه حقّ صيد ندارند، خود يك آزمايش است. «تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ»
سؤال: انسان كه چيزى را آزمايش مىكند، براى اطلاع و علم است، امّا خداوند كه همه چيز را مىداند چرا آزمايش مىكند؟
پاسخ: حضرت على عليه السلام در نهجالبلاغه مىفرمايد: آزمايشات الهى براى آن است تا انسان در برابر حوادث تلخ و شيرين عكسالعمل نشان دهد و در برابر آن، استحقاق كيفر يا پاداش داشته باشد. «5» آرى، خداوند بر اساس عمل، كيفر و پاداش مىدهد نه بر اساس علم خود، همان گونه كه ما نيز به خاطر علم به هنر و كارآيى فردى به او پاداش نمىدهيم، بلكه بايد براى ما كارى از خود نشان دهد تا مزد بگيرد.
«1». تفسير نورالثقلين و كافى، ج 4، ص 396.
«2». بقره، 35.
«3». بقره، 65.
«4». بقره، 249.
«5». نهجالبلاغه، خطبه 192.
جلد 2 - صفحه 372
سؤال: آيا مهمان و زائر خانه خدا، به خاطر شكار حيوانى بايد به عذاب دردناك گرفتار شود؟
پاسخ: خود شكاركردن، عذاب دردناك ندارد، بلكه عذاب به خاطر شكستن قداست حرم و احرام و قانونشكنى اوست. «فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ»
پیام ها
1- آزمايش مؤمنان، يك سنّت قطعى پروردگار است. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ» (حرف «لام» و فعل مضارع و نون تأكيد، نشانهى قطعى بودن است)
2- خداترسى آنجا آشكار مىشود كه زمينهى گناه فراهم باشد و انسان خطا نكند. «تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ»
3- نعمتهاى در دسترس، وسيلهى آزمايشند. لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ … تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ
4- هر چيزى كه دست ما به آن مىرسد، رزق و حلال نيست. «تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ»
5- ملاك تقوا، خوف باطنى است، نه تنها حياى ظاهرى. «يَخافُهُ بِالْغَيْبِ»
6- تكليف و مسئوليّت، بعد از ابلاغ است. «بَعْدَ ذلِكَ»
7- حاجىكه فرسنگها در بيابانها به عشق حقّ مىرود، گاهى يك شكاركوچك او را از پا در مىآورد و به نافرمانى مىكشد كه نتيجهى آن عذاب الهى است.
«فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231. تفاسير على بن ابراهيم و برهان. تفسير روض الجنان يا روح الجنان. محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 317.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
طیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجممحمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
مرحوم آیت الله محمد تقی خاتمی نقل می کرد:
✍حاج آقا رضا (آیت الله سید رضا موسوی زنجانی) در قم بود و از نزدیکان و شاگردان مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود.
میگفت: روزی خادم حاج شیخ به من گفت که حاج شیخ غذای مقوی نمیخورند و حرف من و خانواده را گوش نمیکنند. اگر ممکن است شما به ایشان بگوئید که شما به تمامی مسلمین تعلق دارید نه فقط خودتان، لذا کمی ترغیب کنید که غذای اساسی و خوب بخورند حتی اعضای خانواده و خدمتگزاران هم حاضرند که از سهم خود بگذرند تا ایشان غذای خوب بخورد.
این در ذهن من بود تا اینکه روزی حدود ساعت ۳ بعد از ظهر به منزل حاج شیخ رفتم، ظاهرا جهیزیه دخترش را میبردند و ناهار وی به تاخیر افتاده بود.
دیدم ناهار عبارت است از پیاز، ماست و نان.
مرا که دید گفت آقا رضا بسم الله بفرمائید.
گفتم آقا چیز حسابیای نیست که بفرمایم و شروع کردم به وعظ که شما متعلق به خود نیستید این چه غذایی است که میخورید و … .
حاج شیخ فرمود: آقا رضا اگر میتوانستم از این بیتالمال به همه غذای خوب بخورانم شاید خودم هم میخوردم اما اکنون که نمیتوانم، خودم بهتنهایی چگونه بخورم؟
بعد از اندکی ایشان جملهای دیگر افزودند که: آقا رضا! نمیدانم این ماست و پیاز واقعاً غذای لذیذی است یا من خیلی آن را دوست میدارم!
این مراقبه مرحوم شیخ زمانی بود که تمام گنجه های اتاق (خودم دیده بودم) پر از سکه و پول و برات بود …
ومرحوم آقای زنجانی هنگام نقل بغض گلویش رامیگرفت ومتاثر میشد …
┅────────────
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 92 سوره مائده
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا ۚ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و [از مخالفت با خدا و پیامبر] بپرهیزید، پس اگر روی گردانید [سزاوار کیفر می شوید]، و بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن آشکارِ [پیام وحی] است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و خدا و رسول خدا را اطاعت کنید و بترسید، که هر گاه روی (از طاعت خدا) بگردانید پس بدانید که بر رسول ما جز آنکه به آشکار حکم خدا را ابلاغ کند تکلیفی نخواهد بود.
معانی کلمات آیه
ابلاغ: بلاغ و تبليغ: رساندن.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ «92»
و خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را فرمانبردار باشيد و (از نافرمانى) بپرهيزيد. پس اگر روى گردان شديد (و اطاعت نكرديد) بدانيد كه وظيفهى رسول ما تنها ابلاغ آشكار است.
پیام ها
1- فرمانهاى حكومتى رسول خدا صلى الله عليه و آله همانند فرمانهاى الهى، اطاعتش واجب است. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ» (تكرار كلمهى «أَطِيعُوا»، نشانهى دو نوع دستور مىباشد؛ دستورات ثابت الهى و دستورات حكومتى پيامبر صلى الله عليه و آله)
2- از خطر سرپيچى فرمان خدا و رسول بترسيم. «وَ احْذَرُوا»
جلد 2 - صفحه 369
3- انسان در انتخاب راه، آزاد است. «فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ»
4- با تخلّف و روىگردانى، به كسى جز خود لطمه نمىزنيم. فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ … أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
5- شرط ابلاغ احكام الهى پذيرش مردم نيست، ما بايد اتمام حجّت كنيم. فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ … عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
6- وظيفهى پيامبر، تنها ابلاغ رسالت است، نه اجبار و تحميل. «أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
طیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶شتفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی
قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 90 سوره مائده
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای اهل ایمان! جز این نیست که همه مایعات مست کننده و قمار و بت هایی که [برای پرستش] نصب شده وپاره چوب هایی که به آن تفأل زده می شود، پلید و از کارهای شیطان است؛ پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای اهل ایمان، شراب و قمار و بتپرستی و تیرهای گروبندی همه اینها پلید و از عمل شیطان است، از آن البته دوری کنید تا رستگار شوید.
معانی کلمات آیه
خمر: خمر در اصل به معنى پوشاندن است. مست كننده را خمر گويند كه عقل و احساس را مى پوشاند.
ميسر: قمار. آن از يسر به معنى آسانى است. به قولى قمار را از آن ميسر گويند كه به وسيله آن مال ديگران به آسانى و بى زحمت به دست مى آيد.
انصاب: نصب (بر وزن عقل، شتر، قفل) چيز نصب شده و بر پا داشته شده براى عبادت. جمع آن انصاب و نصب (بر وزن شتر) است. علّت اين نامگذارى آن است كه بتها را براى عبادت نصب مى كردند.
ازلام: زلم (بر وزن شرف- صرد) تير. جمع آن ازلام. مراد تيرهاى قرعه و قمار است.
رجس: پليد. زجاج گويد: رجس در لغت اسم هر عمل ناپاك است. «رجس: عمل عملا قبيحا».[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
هشام بن سالم گويد: از امام صادق عليهالسلام شنيدم كه فرمود حمزة بن عبدالمطلب و دوستانش با شراب سكر[۳] كه دمساز بودند، روزى در آن حال به ناقه اى برخوردند. حمزه پرسيد اين ناقه از كيست؟ گفتند: از برادر زاده ات على بن ابىطالب است.
دستور داد ناقه را نحر كردند، على وقتى ناقه خود را به آن حالت ديد، پرسيد: چه كسى ناقه او را نحر كرده است؟ گفتند: حمزه دستور نحر ناقه را داده است. على شكايت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برد. پيامبر نزد حمزه آمد و علت آن را از حمزه جويا گرديد و اين واقعه قبل از غزوه احد بوده است سپس اين آية نازل گرديد.
پس از نزول آيه پيامبر دستور داد تمام ظروفى را كه با آن شراب ميخوردند نزد او در بيرون مسجد جمعآورى كرده و شكستند سپس دستور فرمود كه مردم براى جنگ احد آماده شوند همه جمع شدند. حمزه نيز شركت نمود و در جناح لشكر قرار گرفت پس از شروع جنگ، حمزه به لشكر دشمن حمله برد و غلبه كرد سپس به جايگاه خويش بازگشت.
مردم گفتند: مرحبا اى عموى رسول خدا صلی الله علیه و آله كه غلبه كردى ولى مى پنداريم كه در دل رسول خدا صلی الله علیه و آله از تو كدورتى است، حمزه باز به حمله خويش ادامه داد در اين حمله نيز غالب شد. باز مسلمين زبان به تحسين گشودند و گفتار قبلى را تكرار نمودند. حمزه پس از اين غلبه و گفتار مردم نزد پيامبر آمد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتى عموى خود را ديد به طرف او رفت و وى را در آغوش خود گرفت و ميان دو چشم عموى خود را بوسيد. حمزه باز به حمله خويش ادامه داد و پس از اين حمله شربت شهادت نوشيد و پيامبر با دست خويش او را كفن كرد.[۴]
ابوهريره گويد: هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مدينه گرديد، اهل مدينه شراب ميخوردند و قمار ميكردند. از پيامبر در اين باره سؤال نمودند آيه 219 سوره بقره «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» كه ترجمه اش در جاى خود ذكر شده، نازل گرديد.
بعد از نزول اين آيه مردم گفتند: خداوند شراب و قمار را بر ما حرام نكرده، فقط گفته است كه گناهى بس بزرگ است. لذا به شرب خمر و بازى قمار ادامه ميدادند تا اين كه روزى مردى از مهاجرين با حالت مستى به نماز ايستاد و عده اى به او اقتدا كردند. مرد مهاجر به علت مستى، سوره نماز را به غلط ادا كرد سپس آيه 43 سوره نساء «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى» كه ترجمه اش گذشت نازل گرديد و بعد اين آيه و آيه 91 كه در اين باره شديدتر بوده نزول يافت. بعد از نزول اين آيات مردم گفتند از اين به بعد شراب و قمار را ترك خواهيم نمود[۵].[۶]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «90»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! همانا شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه، پليد و ازكارهاى شيطان است، پس از آنها بپرهيزيد، تا رستگار شويد.
نکته ها
عرب، به شعر و شراب، علاقهى شديد داشت، به همين جهت تحريم شراب به صورت تدريجى انجام گرفت. در ابتدا آيه آمد كه از خرما و انگور مىتوان هم رزق خوب تهيه كرد، هم شرابى مست كننده، «1» در آيهاى ديگر به منافع قمار و شراب و بيشتر بودن گناهش از منافعش اشاره كرده است. «2» بعد از مدتى آيه آمد كه در حال مستى نماز نخوانيد. «3» سپس آيهى فوق نازل شد و آن را پليد و عمل شيطانى دانست و دستور اجتناب از آن را صادر كرد.
«خمر»، به معناى پوشاندن با كلمهى «خِمار» از يك ريشه است. به مقنعهى زنان خِمار مىگويند، چون موى سر را مىپوشاند. شراب را هم خَمر مىگويند، چون عقل را مىپوشاند.
«ميسر» از «يسر»، به معناى آسانى است. چون در قمار، افراد بدون زحمت، پول به دست مىآورند، به آن مَيسر گويند.
كلمه «أنصاب» جمع «نصب»، به معناى سنگهايى است كه اطراف كعبه نصب و روى آن قربانى مىكردند و به آنها تبرّك مىجستند. «4» و يا مراد خود قربانى است كه روى سنگها
«1». نحل، 67.
«2». بقره، 219.
«3». نساء، 43.
«4». تفسير الميزان.
جلد 2 - صفحه 366
ذبح مىكردند. در حديث مىخوانيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در معناى انصاب فرمود: چيزى است كه مشركان براى بتها قربانى مىكردند. «ما ذبحوه لآلهتهم» «1»
«ازلام»، نوعى قرعهكشى و قمار با چوب است كه در جاهليّت رواج داشته.
امام باقر عليه السلام دربارهى خمر فرمود: كلّ مسكر … اذا أخمر فهو حرام «2» هر چيزى كه انسان را مست كند، حرام است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «قمار با هر وسيلهاى كه باشد، حتّى گردو، حرام است». «3»
در حديث آمده است: «شارب الخمر كعابد الوثن» «4» شرابخوار، مثل بتپرست است.
در شراب، هر نوع همكارى در توليد، توزيع ومصرف آن حرام است. امام باقر عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه آن حضرت ده گروه را كه به نحوى در شرابخوارى مؤثّرند، لعنت كرد: «غارسها و حارسها و عاصرها و شاربها و ساقيها و حاملها و المحمول اليه و بايعها و مشتريها و آكل ثمنها» «5» آنكه نهال انگور را مىكارد، آنكه به ثمر مىرساند، سازنده، نوشنده، ساقى، حمل كننده، دريافت كننده، فروشنده و خريدار و هر كس كه به نحوى از درآمد آن بهرهمند مىشود، ملعون است.
پیام ها
1- ايمان، با شرابخوارى و قماربازى سازگارى ندارد. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ … فَاجْتَنِبُوهُ …
2- شراب و قمار، در رديف بتپرستى است. «الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ» (بنابر اينكه مراد از انصاب، بتها باشد)
«1». كافى، ج 5، ص 123.
«2». تفسير نورالثقلين.
«3». كافى، ج 5، ص 123.
«4». بحار، ج 27، ص 234.
«5». تفسير نورالثقلين.
جلد 2 - صفحه 367
3- اسلام از پليدىها نهى مىكند. رِجْسٌ … فَاجْتَنِبُوهُ
4- خوردن لقمهى حلال و پرهيز از حرامخوارى، در سعادت و رستگارى انسان مؤثّر است. «فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
صاحب منتهى الارب گويد: سكر كه لغت حبشى است و به ضم سين و كاف اول و به سكون راء است، شرابى است كه از ارزن مى گيرند و معرب آن سقرقع به ضم سين و قاف اول و فتح قاف ثانى است و نيز شرابى است مربوط به اهل حجاز كه از جو و ديگر حبوبات مى گيرند.
البرهان في تفسير القرآن.
مسند احمد.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 313.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🌳 روزه؛ وسیلهای برای آزمایش
🔹️امام علی علیهالسلام:
📜 فرض الله…َ الصِّیَامُ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْق .
☘️ خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.
📚 نهج البلاغه، حکمت۲۵۲.
#حدیث#امام_علی علیه السلام #حضرت_علی علیه السلام
🌺
عمومی
#تلنگر
🔸ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎیمان ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺯﻧﺪگیمان ﻧﺨﻮﺍهیم ﺩﺍﺩ! ﺍﻣﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ می شویم ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎیمان ﺭﺍ ﺑﺪهیم ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﻮﺩیم ﻭ ﻏﯿﺒﺘﺶ ﺭﺍ ﮐﺮﺩیم!!!
گناه، خصوصا #حق_الناس، اوج حماقت است نه زرنگی! زرنگی، بندگی خداست. زرنگی های ما، همه نا زرنگی است. کسی که می گوید: سر فلانی کلاه گذاشتم! اشتباه می کند، بلکه فلانی سرش کلاه گذاشته است؛ چون حق بر گردن او پیدا کرده است.
📚آیت الله بهاءالدینی
#حضرتمادر
🌺
عمومی
#همراه _ باقرآن
آیه 93 سوره مائده
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
بر کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند نسبت به آنچه [پیش از حکم تحریم، از مسکرات و منافع قمار و سایر مُحرّمات] خورده اند، گناهی نیست، هرگاه بپرهیزند و ایمان [واقعی] آورند و [خالصانه] کارهای شایسته انجام دهند؛ سپس پرهیزکاری را تداوم بخشند و ایمان خود را ادامه دهند، و بر پرهیزکاری پافشاری ورزند و کار نیک بجا آورند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
ترجمه (مکارم شیرازی)
بر آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند باکی نیست در آنچه از مأکولات خوردند، هر گاه تقوا پیشه گرفته و ایمان آرند و کارهای نیک کنند، باز پرهیزکار شوند و ایمان آورند، باز پرهیزکار و نیکوکار شوند؛ و خدا نیکوکاران را دوست میدارد.
معانی کلمات آیه
جناح: گناه.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
«شیخ طوسی» گوید: ابن عباس و ابن مالك و براء بن عازب و مجاهد و قتادة و ضحاك گويند: وقتى كه آيه تحريم خمر نازل شد، صحابه گفتند: پس برادران ما كه قبلاً شراب خورده بودند و اكنون مرده اند، چه تكليفى خواهند داشت؟ خداوند اين آية را نازل فرمود و بيان كرد آنهائى كه شراب ميخوردند و اينك مرده اند. بر آنها گناهى نيست در صورتى كه باایمان مرده باشند و عمل صالح انجام داده باشند[۳][۴].[۵]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ «93»
بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، در آنچه (قبل از تحريم شراب) خوردهاند باكى نيست، هر گاه كه اهل پروا و ايمان و كارهاى شايسته باشند. سپس (از محرّمات) پرهيز نمايند (و به تحريم آن) ايمان آورند و آنگاه (نيز از حرام) بپرهيزند و كار نيك كنند و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
نکته ها
پس از نزول آيهى تحريم شراب، بعضى از مسلمانان نسبت به كيفر شرابخوارى كسانى كه پيش از آن از دنيا رفته بودند پرسيدند، آيهى فوق نازل شد.
در اين آيه، دوبار ايمان و عمل صالح، دو بار تقوا و ايمان و يك بار تقوا و احسان مطرح شده است. به گفتهى بعضى مفسّران، چون موارد و مراحل و درجات ايمان و تقوا و عمل صالح متفاوت است، تكرار شده است. «1» بعضى مىگويند: تكرار، براى استمرار ايمان و تقوا
«1». تفسير نمونه.
جلد 2 - صفحه 370
مىباشد. «1» وبعضى تكرار را براى تأكيد دانستهاند، نظيرِ «كَلَّا سَيَعْلَمُونَ. ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ» «2»
تقوا، در امور مختلف زندگى انسان نقش دارد:
در مصرف و رفتار. «طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا»
در مكتب و اعتقاد. «ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا»
در خدمت و اخلاق. «ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا»
پیام ها
1- خلافهاى پيشين مؤمنان به شرط عدم تكرار و رعايت تقوا در آينده، قابل عفو و بخشش است. لَيْسَ … جُناحٌ … إِذا مَا اتَّقَوْا
2- اگر بعد از شنيدن حكم الهى باز هم گناه كنند خداوند بر گناهان قبلى هم مؤاخذه مىكند. لَيْسَ … جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا
3- احسان ونيكوكارى، بالاترين مرحلهى كمال و سبب محبوبيّت نزد خداوند است. كلمهى «أَحْسَنُوا» بعد از آمَنُوا وَ عَمِلُوا … ثُمَّ اتَّقَوْا … و به دنبال آن محبوبيّت نزد خداوند مطرح شده است. «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
صاحب مجمع البيان چنين افزوده كه گويند: اين آيه درباره قومى نازل گرديده كه خوردن گوشت را بر خود حرام كرده و روش رهبانان (رياضت كشنده) را پيش گرفته بودند. مانند عثمان بن مظعون و ديگران، خداوند در اين آيه بيان فرمود كه درباره خوردن اشياء مباح با اجتناب از گناهان و محرمات مانعى نيست.
اين موضوع را نيز احمد در مسند خود از ابوهريرة و نسائى و بيهقى از ابن عباس نقل و روايت نموده اند.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 316.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 99 سوره مائده
مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
بر عهده پیامبر جز رساندن [پیام خدا] نیست. و خدا آنچه را آشکار می کنید و آنچه را پنهان می دارید، می داند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
بر پیغمبر جز تبلیغ (احکام الهی) وظیفهای نیست، و خدا هر چه را آشکار داشته و یا پنهان دارید همه را میداند.
معانی کلمات آیه
«الْبَلاغُ»: تبلیغ. رساندن. «تُبْدُونَ»: ظاهر و آشکار میدارید.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «98»
بدانيد كه خداوند، سخت كيفر است، وهمانا خداوند آمرزنده مهربان است.
ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ «99»
بر پيامبر، جز ابلاغ (احكام الهى) نيست و خداوند، آنچه را آشكار يا كتمان مىكنيد مىداند.
نکته ها
اگر اين آيه را در ادامهى آيهى قبل بدانيم، مىتوان گفت كه شكستن احترام كعبه و ماههاى حرام و مخالفت با قربانى واحكام حج و بىهدف پنداشتن مناسك حج، عقابى شديد به دنبال دارد، چنانكه احترام به كعبه و ماههاى حرام و قربانى كردن و مناسك حج، مغفرت و رحمت الهى را به دنبال دارد. (البتّه مىتوان آيه را به طور مستقل و بدون نظر به آيهى قبل معنا كرد كه همان ترجمه مىشود).
پیام ها
1- تشويق و تهديد بايد در كنار هم باشد. «شَدِيدُ الْعِقابِ، غَفُورٌ رَحِيمٌ» (انسان بايد ميان بيم و اميد باشد و به خاطر خلاف يا شكستن حُرمت كعبه به كلّى مأيوس نشود و به خاطر رفتار و كردار خوب نيز مغرور نشود)
2- وظيفهى پيامبر، تنها ابلاغ دين است، نه اجبار و تحميل كردن آن. «ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ»
3- استقبال مردم به دين يا اعراض از آن، ضررى به پيامبر نمىزند. «ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ» چنانكه در آيهى 20 سورهى آلعمران مىخوانيم: «وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ»
4- چون علم الهى فراگير است، پس كتمان يا آشكار سازى، نزد او يكسان است. «يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ …»
تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 37
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
☀️امام حسن عسکری علیه السلام:
🔹️به خدا قسم؛ او (امام زمان) غیبتی خواهد داشت که در آن دوران از هلاکت نجات نمی یابد مگر آن کسی که خداوند او را به اقرار و اعتقاد به امامتش ثابت بدارد و به دعا کردن برای تعجیل فرج توفیق دهد
📚مکیال المکارم جلد ۱ ص ۱۷۹
🌺
عمومی
✍توصیه های حاج محمد اسماعیل دولابی (ره) در خصوص زندگی مومنانه:
1.هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذ کر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
3.اگر غلام خانهزادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
4.گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
🌺
عمومی
☀️امام صادق عليه السلام:
🔹️با نادان و دانا، بگو مگو نكن؛
چرا كه هرگاه با نادان بگو مگو كنى، آزارت مى دهد
و هرگاه با دانا بگو مگو كنى، دانشش را از تو دريغ مى دارد
📚بحارالأنوار ج 2 ص13
🌺
عمومی
☀️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
💠خوارترينِ مردم، كسى است كه مردم را ناچيز بشمارد
أذَلُّ النّاسِ مَن أهانَ النّاسَ💠
📚بحارالأنوار جلد 75 صفحه 142
🌺
عمومی
☀️امیرالمؤمنین عليه السلام:
بهترينِ مردم، كسى است كه در تنگ دستى اش ايثارگر و شكيبا باشد
خَيرُ النّاسِ مَن كانَ في عُسرِهِ مُؤثِرا صَبورا
📚غررالحكم حدیث 5028
🌺
با مهربانى به ديگران است كه رحمت [خدا] فرود مى آيد
بِبَذلِ الرحمَةِ تُستَنزَلُ الرحمَةُ
📚غررالحكم حدیث 4343
🌺
عمل اندك كه بر آن مداومت ورزى، از عمل بسيار كه از آن خسته شوى اميدوار كننده تر است
قَليلٌ تَدومُ عَلَيهِ، أرجى مِن كَثيرٍ مَملولٍ مِنهُ
📚نهج البلاغه حکمت 278
🌺
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 90 سوره مائده
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای اهل ایمان! جز این نیست که همه مایعات مست کننده و قمار و بت هایی که [برای پرستش] نصب شده وپاره چوب هایی که به آن تفأل زده می شود، پلید و از کارهای شیطان است؛ پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای اهل ایمان، شراب و قمار و بتپرستی و تیرهای گروبندی همه اینها پلید و از عمل شیطان است، از آن البته دوری کنید تا رستگار شوید.
معانی کلمات آیه
خمر: خمر در اصل به معنى پوشاندن است. مست كننده را خمر گويند كه عقل و احساس را مى پوشاند.
ميسر: قمار. آن از يسر به معنى آسانى است. به قولى قمار را از آن ميسر گويند كه به وسيله آن مال ديگران به آسانى و بى زحمت به دست مى آيد.
انصاب: نصب (بر وزن عقل، شتر، قفل) چيز نصب شده و بر پا داشته شده براى عبادت. جمع آن انصاب و نصب (بر وزن شتر) است. علّت اين نامگذارى آن است كه بتها را براى عبادت نصب مى كردند.
ازلام: زلم (بر وزن شرف- صرد) تير. جمع آن ازلام. مراد تيرهاى قرعه و قمار است.
رجس: پليد. زجاج گويد: رجس در لغت اسم هر عمل ناپاك است. «رجس: عمل عملا قبيحا».[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
هشام بن سالم گويد: از امام صادق عليهالسلام شنيدم كه فرمود حمزة بن عبدالمطلب و دوستانش با شراب سكر[۳] كه دمساز بودند، روزى در آن حال به ناقه اى برخوردند. حمزه پرسيد اين ناقه از كيست؟ گفتند: از برادر زاده ات على بن ابىطالب است.
دستور داد ناقه را نحر كردند، على وقتى ناقه خود را به آن حالت ديد، پرسيد: چه كسى ناقه او را نحر كرده است؟ گفتند: حمزه دستور نحر ناقه را داده است. على شكايت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برد. پيامبر نزد حمزه آمد و علت آن را از حمزه جويا گرديد و اين واقعه قبل از غزوه احد بوده است سپس اين آية نازل گرديد.
پس از نزول آيه پيامبر دستور داد تمام ظروفى را كه با آن شراب ميخوردند نزد او در بيرون مسجد جمعآورى كرده و شكستند سپس دستور فرمود كه مردم براى جنگ احد آماده شوند همه جمع شدند. حمزه نيز شركت نمود و در جناح لشكر قرار گرفت پس از شروع جنگ، حمزه به لشكر دشمن حمله برد و غلبه كرد سپس به جايگاه خويش بازگشت.
مردم گفتند: مرحبا اى عموى رسول خدا صلی الله علیه و آله كه غلبه كردى ولى مى پنداريم كه در دل رسول خدا صلی الله علیه و آله از تو كدورتى است، حمزه باز به حمله خويش ادامه داد در اين حمله نيز غالب شد. باز مسلمين زبان به تحسين گشودند و گفتار قبلى را تكرار نمودند. حمزه پس از اين غلبه و گفتار مردم نزد پيامبر آمد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتى عموى خود را ديد به طرف او رفت و وى را در آغوش خود گرفت و ميان دو چشم عموى خود را بوسيد. حمزه باز به حمله خويش ادامه داد و پس از اين حمله شربت شهادت نوشيد و پيامبر با دست خويش او را كفن كرد.[۴]
ابوهريره گويد: هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مدينه گرديد، اهل مدينه شراب ميخوردند و قمار ميكردند. از پيامبر در اين باره سؤال نمودند آيه 219 سوره بقره «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» كه ترجمه اش در جاى خود ذكر شده، نازل گرديد.
بعد از نزول اين آيه مردم گفتند: خداوند شراب و قمار را بر ما حرام نكرده، فقط گفته است كه گناهى بس بزرگ است. لذا به شرب خمر و بازى قمار ادامه ميدادند تا اين كه روزى مردى از مهاجرين با حالت مستى به نماز ايستاد و عده اى به او اقتدا كردند. مرد مهاجر به علت مستى، سوره نماز را به غلط ادا كرد سپس آيه 43 سوره نساء «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى» كه ترجمه اش گذشت نازل گرديد و بعد اين آيه و آيه 91 كه در اين باره شديدتر بوده نزول يافت. بعد از نزول اين آيات مردم گفتند از اين به بعد شراب و قمار را ترك خواهيم نمود[۵].[۶]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «90»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! همانا شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه، پليد و ازكارهاى شيطان است، پس از آنها بپرهيزيد، تا رستگار شويد.
نکته ها
عرب، به شعر و شراب، علاقهى شديد داشت، به همين جهت تحريم شراب به صورت تدريجى انجام گرفت. در ابتدا آيه آمد كه از خرما و انگور مىتوان هم رزق خوب تهيه كرد، هم شرابى مست كننده، «1» در آيهاى ديگر به منافع قمار و شراب و بيشتر بودن گناهش از منافعش اشاره كرده است. «2» بعد از مدتى آيه آمد كه در حال مستى نماز نخوانيد. «3» سپس آيهى فوق نازل شد و آن را پليد و عمل شيطانى دانست و دستور اجتناب از آن را صادر كرد.
«خمر»، به معناى پوشاندن با كلمهى «خِمار» از يك ريشه است. به مقنعهى زنان خِمار مىگويند، چون موى سر را مىپوشاند. شراب را هم خَمر مىگويند، چون عقل را مىپوشاند.
«ميسر» از «يسر»، به معناى آسانى است. چون در قمار، افراد بدون زحمت، پول به دست مىآورند، به آن مَيسر گويند
كلمه «أنصاب» جمع «نصب»، به معناى سنگهايى است كه اطراف كعبه نصب و روى آن قربانى مىكردند و به آنها تبرّك مىجستند. «4» و يا مراد خود قربانى است كه روى سنگها
«1». نحل، 67.
«2». بقره، 219.
«3». نساء، 43.
«4». تفسير الميزان.
جلد 2 - صفحه 366
ذبح مىكردند. در حديث مىخوانيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در معناى انصاب فرمود: چيزى است كه مشركان براى بتها قربانى مىكردند. «ما ذبحوه لآلهتهم» «1»
«ازلام»، نوعى قرعهكشى و قمار با چوب است كه در جاهليّت رواج داشته.
امام باقر عليه السلام دربارهى خمر فرمود: كلّ مسكر … اذا أخمر فهو حرام «2» هر چيزى كه انسان را مست كند، حرام است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «قمار با هر وسيلهاى كه باشد، حتّى گردو، حرام است». «3»
در حديث آمده است: «شارب الخمر كعابد الوثن» «4» شرابخوار، مثل بتپرست است.
در شراب، هر نوع همكارى در توليد، توزيع ومصرف آن حرام است. امام باقر عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه آن حضرت ده گروه را كه به نحوى در شرابخوارى مؤثّرند، لعنت كرد: «غارسها و حارسها و عاصرها و شاربها و ساقيها و حاملها و المحمول اليه و بايعها و مشتريها و آكل ثمنها» «5» آنكه نهال انگور را مىكارد، آنكه به ثمر مىرساند، سازنده، نوشنده، ساقى، حمل كننده، دريافت كننده، فروشنده و خريدار و هر كس كه به نحوى از درآمد آن بهرهمند مىشود، ملعون است.
پیام ها
1- ايمان، با شرابخوارى و قماربازى سازگارى ندارد. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ … فَاجْتَنِبُوهُ …
2- شراب و قمار، در رديف بتپرستى است. «الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ» (بنابر اينكه مراد از انصاب، بتها باشد)
«1». كافى، ج 5، ص 123.
«2». تفسير نورالثقلين.
«3». كافى، ج 5، ص 123.
«4». بحار، ج 27، ص 234.
«5». تفسير نورالثقلين.
جلد 2 - صفحه 367
3- اسلام از پليدىها نهى مىكند. رِجْسٌ … فَاجْتَنِبُوهُ
4- خوردن لقمهى حلال و پرهيز از حرامخوارى، در سعادت و رستگارى انسان مؤثّر است. «فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
صاحب منتهى الارب گويد: سكر كه لغت حبشى است و به ضم سين و كاف اول و به سكون راء است، شرابى است كه از ارزن مى گيرند و معرب آن سقرقع به ضم سين و قاف اول و فتح قاف ثانى است و نيز شرابى است مربوط به اهل حجاز كه از جو و ديگر حبوبات مى گيرند.
البرهان في تفسير القرآن.
مسند احمد.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 313.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم.
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
❤️ اگر حالِ عشق نداشته باشید، چیزی ندارید
✅ آیت الله حائری شیرازی (ره):
♥️ شما اولِ جوانیتان است؛ درستان را بخوانید، کارتان را بکنید؛ اما این را بدانید که اگر حالِ عشق نداشته باشید، چیزی ندارید:
«خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصِیباً»¹.
🌷 اگر مزۀ محبت را چشیدید، همهچیز در دهانتان بیمزه میشود. علت اینکه چیزهای مختلف در دهان انسان مزه دارد این است که (مزهی محبت را) نچشیده! اگر بچشد، دیگر از هیچچیز مزهای نمیبیند. کاری بکنید که بچشید، و هیچ راهی هم غیر از توبه ندارید.
⚠️ وقتی انسان حقالناسها را جبران نکرده است، مثل این است که از سربالایی بالا میرود، اما قدرتی از پشت، دوباره او را به پایین میکشد! اگر این حقها را بپردازد و پشت سرش آهی نباشد، سبکبار رد میشود.
🚨 اینطور نمیشود که شما بگویید:
🔹 «حالا درس را میخوانم، انشاءالله وقتی بزرگ شدم محبت به خدا پیدا میکنم!»؛
❌ این اشتباه است. اینطوری نمیشود!
♥️ از خدا محبتش را بخواهید؛ محبتش لُبّ و مغز است. همۀ این چیزهایی که تا حالا خواستهاید قِشر (پوست) است.
عالم بشوم؟ قشر است!
مجتهد بشوم؟ قشر است!
مرجع تقلید بشوم؟ قشر است!
اینها را میگویید، اما بعد میخواهید با آنها چهکار کنید؟!!
❤️ اگر خدا محبتش را داد، این همان «بده ساقی میِ باقی» است؛ باقی یعنی ماندگار.
╭┅────────────┅╮
عمومی
بسم الله الرحمن الرحیم
📋 وای بر تحریف کنندگان ؛ درباره این آیه می گویند، جمعى از دانشمندان يهود اوصافى را كه براى پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در تورات آمده بود تغيير دادند و اين تغيير به خاطر حفظ موقعيت خود و منافعى بود كه همه سال از ناحيه عوام به آنها مى رسيد. خدا با نزول این آیه به آنان هشدار می دهد. مطابق این آیه هدف آنان از تحریف منافع اندکی بود که به دست می آوردند. ولی وای بر آنچه که از این اقدام به آنها می رسد….
🔷 (سوره بقره / آیه 79 ):
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (بقره / آیه 79 )
🔶 ترجمه:
واى بر آنها كه مطالبى با دست خود مى نويسند سپس مى گويند: از طرف خدا است تا به بهاى كمى آن را بفروشند، واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند، و واى بر آنها از آنچه از اين راه به دست مى آورند!
📅 سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵
#سیاست ، #یهود ، #تحریف ، #وحی
🌼
عمومی
👈 گریهٔ علی برای دشمن!
💬 امیرالمؤمنین(ع) برای دشمنانش هم دل میسوزاند…
پیش از آغاز جنگ جمل، حضرت فرمودند کسی برود و با لشکر طلحه و زبیر سخن بگوید و آنها را به راه خدا دعوت کند.
هاشم مرقال جوان، این مسئولیت را پذیرفت. امیرالمؤمنین(ع) به او فرمودند: برو و امر به معروف و نهی از منکر کن؛ اما میدانم که زنده برنمیگردی. جنگ آغاز شد و به پایان رسید. بعد از جنگ، امیرالمؤمنین(ع) در میان کشتهشدگان دشمن قدم میزدند و با صدای بلند گریه میکردند.
از حضرت پرسیدند:
آیا کسی از این کشتهها بود که داغش برای شما سنگین باشد؟
فرمودند که برای همه آنها گریه میکنم. کسانی که میتوانستند در کنار ولایت امیرالمؤمنین(ع) راه نجات را پیدا کنند، اما سرنوشتشان به جای دیگری رسید.
ما چنین امامی داریم؛ امامی که حتی برای گمراهیِ دشمنانش هم گریه میکند.
#استاد_حسین انصاریان
◽محرم 1397
◽ تهران/حسینیه آیت الله علوی تهرانی
عمومی
👈 عشق، صعود یا سقوط؟
💬 عشق؛ نردبان صعود یا آغاز سقوط؟
هر عشقی انسان را به خوشبختی نمیرساند…
اگر عشق مثبت باشد، انسان را به سوی خدا بالا میبرد؛ اما عشق منفی، انسان را اسیر شهوت و خواستههای نفسانی میکند و گاهی تا مرز نابودی پیش میبرد.
عشق حقیقی باید انسان را به حرکت درآورد؛ حرکتی رو به بالا، به سوی زیباییهای آفرینش و صاحب این جهان.
مهم فقط عاشق شدن نیست؛ مهم این است که عشق، تو را به کدام سو میبرد؛ به سوی خدا یا به سوی سقوط؟
#استاد_حسین انصاریان
◽صفر 1400
◽ تهران/حسینیه بزازها
عمومی
﷽
#تشریفات
#حکایت_وصل_مهدی_عج
✅ شیفتگان حضرت مهدی عج
✍حکایت شنیدنی پیرمردی که ناخودآگاه جیب هایش پر از پول می شد! پیرمرد ساده و مؤمنی بود، شاید حدود چهل پنجاه سال پیش در همین قمِ خودمان زندگی می کرد، سیمش به امام زمانش وصل، می گفت امام زمان ارواحنافداه عَطر یاس می دهند، اما نه از این یاسهای خودمان، یاس بهشتی
یک سال یکی از علما به مکه مشرف می شوند و در مجلسی حضور می یابند که امام زمان ارواحنافداه هم حضور داشتند، نام افرادی که مولا از آنها رضایت دارند برده می شود، اسم آن پیرمرد هم میان آن نام ها به چشم می خورد. «آقا فخر تهرانی» خادم آن عالم وقتی ماجرا را می فهمد دامنش را می گیرد که آی پیرمرد! چه کرده ای که مولایت لبخند رضایت از تو بر لبانشان دارند؟ گریه می کند و می گوید مادر پیر و بیمارِ علویه ای دارم که حسابی به او رسیدگی می کنم، گمان می کنم رضایت مولا از آن عمل باشد…
💥آیت الله مبشر کاشانی می فرمایند:
ایشان(حاج آقا فخر تهرانی) روزی بعد از ایام اعتکاف به منزل حقیر آمد . به آقا فخر عرض کردم چه خبر ؟، فرمود: امسال در ایام اعتکاف گفتم خدایا رزق من حیث لایحسب خود را به من نشان بده، در صحن مسجد امام ایستاده بودم، پیراهن بلندی پوشیده بودم که یک جیب خالی داشت، بعد از درخواست من از خدا ناگاه دیدم جیب پیراهنم پر از پول شد و حال این که هیچ کس در اطراف من نبود. این نوع رزق نیز خالی از محاسبات ذهنی است و علت آن شخص یا موجودی نامرئی است.
📚برداشتی آزاد از زندگی مرحوم آقا فخر تهرانی
【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
🌺
عمومی
🌼امام صادق عليه السلام:
3️⃣ چيز پشيمانى در پى دارد:
1️⃣به خود باليدن،
2️⃣فخر فروشى،
3️⃣ چيره جويى بر ديگران
🔹️ثَلاثَةٌ تُعقِبُ النَّدامَةَ : المُباهاةُ ، و المُفاخَرَةُ ، و المُعازَّةُ
📚تحف العقول صفحه 320
🌺
عمومی
✍️مرحوم استاد فاطمی نیا :
اين همه در اينترنت و كتاب ميگردی كه ببينی آيت الله قاضی چه گفت ؟!
آيت الله بهجت چه دستورالعملی برای سلوك داد؟!
فلان عارف چگونه به مقامات رسيد؟!
اين همه دنبال استاد هستی و اين در و آن در ميزنی ، چه شد آخر؟!
به كجا رسيدی؟!
قدم اول ، ترك معصيت است ! نمی گويم معصوم شويد، اما به اندازه خودتان تلاش كنيد. ای جوان عزيز كه به دنبال سير وسلوك می باشی ، تو هنوز با پدر و مادرت تند هستی ، به ديگران پرخاش ميكنی ، آن وقت انتظار داری سالك الی الله هم بشوی؟! اگر ملاحسينقلی همدانی (ره) هم از قبر بيرون آيد و استاد سير وسلوكت تو شود ، اگر عاق والدين باشی ، به جائی نمی رسی !
╭┅────────────┅╮
عمومی
💢دنیا بد نیست
✍ استاد علی صفایی حائری(ره):
می گویند دنیا بد است، آن را رها کن. دنیا رنج است، از آن بگذر. دنیا مردار است، از آن فرار کن.
در حالیکه دنیا بد نیست، که کم است، باید آن را زیاد کرد. باید با آن تجارت کرد. گندمی است که باید به خاکش سپرد و آبیاریش کرد و خرمنش را برداشت.
بعضی، گندم را نگه می دارند و فقط به آن عشق می ورزند و به آن افتخار می کنند.
بعضی گندم را رها می کنند و از آن می گذرند.
اما آنها که وسعت خسیس زمستان را دیده اند، یک گندم را بارور می کنند، آن را به خاک می دهند تا از خاک برخیزند و زمستان را گرسنه نمانند.
اینها در واقع از گندم ها و از دنیا نگذشته اند که ان را برداشته اند. آن را بد نمی دانند که کم می شمارند و به زیاد کردنش مشغول می شوند. دنیا می شود کشتزارشان، می شود بازارشان…
دنیا بد نیست، کم است. دنیا رنج است اگر اسیرش باشی و سود است، اگر امیرش بشوی.
📚روش نقد، جلد۳، ص ۹
استاد #علی_صفایی_حائری(ره):
╭┅────────────┅╮
عمومی
🌼علت آرامش مؤمن
▪️اگر به یک جام فلزی که رهاست و به چیزی تکیه ندارد ضربهای وارد شود، مدتها ارتعاش خواهد داشت؛ ولی اگر جام را با دست بگیریم و ضربهای به آن وارد کنیم، دیگر ارتعاشی نخواهد داشت.
▫️انسانی که تکیهگاهی ندارد و خدا او را نگرفته است، با یک ضربه آرامش خود را از دست میدهد و تا مدتها پریشانحال و سردرگم و سرگشته خواهد بود؛ اما کسی که متکی به خداست و دلش به او آرام شده، و خدا او را گرفته است، براثر ضرباتْ پریشانحال نخواهد شد و آرامش خود را حفظ خواهد کرد.
✍آیت الله حائری شیرازی
📚 تمثیلات اخلاقی
╭┅────────────┅╮
عمومی
🔅امام محمدباقر علیهالسلام :
▪️هر که خوش نیت باشد، روزی اش افزایش می یابد
📘بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۵ ، ص ۱۷۵.
🌺
عمومی
🔅 #امام_علی_علیه_السلام :
✓ «ألا وإنَّ إمامَكُم قَدِ اكتَفى مِن دُنياهُ بِطِمرَيهِ، ومِن طُعمِهِ بقُرصَيهِ، ألا وإنَّكُم لا تَقدِرونَ عَلى ذلِكَ ولكِن أعينوني بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ، وعِفَّةٍ وسَدادٍ».
⁙ «بدان كه پيشواى شما، از دنيايش به دو جامه ژنده، و از خوراكش به دو گِرده نان، بسنده كرده است. البتّه شما توانايى اين كارها را نداريد؛ امّا با پارسايى و سختكوشى و پاك دامنى و درستكارى، مرا يارى كنيد».
📚 نهج البلاغه: نامه ٤٥
#حدیث #امام_علی علیه السلام #حضرت علی علیه السلام
عمومی
✍️حریمهای سهگانه الهی…🔻
🔸️عن الصادق عليه السلام: إنَّ للّه ِِ عَزَّوجَلَّ حُرُماتٍ ثَلاثًا لَيسَ مِثلَهُنَّ شَيءٌ : كِتابَهُ وهُوَ حِكمَتُهُ ونورُهُ ، وبَيتَهُ الَّذي جَعَلَهُ قِبلَةً لِلنّاسِ لا يُقبَلُ مِن أحَدٍ تَوَجُّهًا إلى غَيرِهِ ، وعِترَةَ نَبِيِّكُم(صلوات الله علیه).
🔹️امام صادق عليه السلام: خداى عز و جل را سه شیء محترم دارد كه هيچ چيز [در حرمت] مانند آنها نيست: كتاب او كه آن حكمت و نور اوست، خانه او كه آن را قبله مردم قرار داده و توجه كردن به غير آن را از هيچ كس نمى پذيرد و خاندان پيامبرتان صلي الله عليه و آله .
📚[أمالي الصدوق: 339 / 13] .
╭┅────────────┅╮
عمومی
🌼بسم الله الرحمن الرحیم
📋 نخستین رویارویی موسی با معجزه هایش؛ شبی که خداوند موسی را به سوی کوه طور هدایت کرد تا ابلاغ رسالت را به او بدهد، از اتفاقاتی که رقم زد، آشنا کردن موسی با معجزه هایش بود. خداوند به موسی می فرماید که عصایت را بیفکن. عصای موسی تبدیل به ماری می شود که حرکت سریعی داشت. البته از آیات دیگر می فهمیم که آن مار بسیار بزرگ بوده است. مارهای بزرگ معمولی در طبیعت بسیار کند هستند و مارهای کوچک از سرعت حرکت برخوردارند. پس مار معجزه موسی بسیار عجیب و منحصر به فرد بود. ماری بزرگ با حرکت سریع و برق آسا! بنابراین بسیار وحشتناک بود. به طوری که موسی هراسان شد و فرار کرد و پشت سرش را هم نگاه نکرد تا اینکه خداوند به او دستور داد برگرد و نترس. بله خداوند اگر بخواهد برای یاری بندگانش قواعد تکوین و طبیعت را به هم می زند. قواعدی که انسان ها بین خود وضع کرده اند که جای خود دارد.
🔷 (سوره قصص / آیه ۳۱):
و َأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا و َلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَ لَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ
🔶 ترجمه:
عصايت را بيفكن، هنگامي كه (عصا را افكند) نگاه كرد و ديد همچون ماري با سرعت حركت ميكند! ترسيد و به عقب برگشت و حتي پشت سر خود را نگاه نكرد! (به او گفته شد) برگرد و نترس تو در امان هستي!
📅 شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵
#نبوت ، #معجزه ، #موسی ، #طور
🌼
عمومی
🔹️زندگی دو روز است؛
روزی به سود تو و روزی به زیان توست،
پس هرگاه به کام تو شد، سرمست مشو،
و چون به زیان تو باشد، شکیبا باش.
🌿امیرالمومنین علی(عليهالسلام)🌿
📔 نهج البلاغه، حکمت396
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عمومی
☀️امیرالمؤمنین عـلـے بن ابی طالب علیهماالسلام
🍃«كَثرَةُ المالِ تُفسِدُ القُلوبَ و تُنشِئُ الذُّنوبَ»
🍃فراوانى مال و ثروت، دلها را تباه مىكند و گناهان را پديد مىآورد.
📚 غرر الحكم، حدیث ۷۱۰۹
🌺
عمومی
⚜امام علے علیه السلام :
🌹سه خصلت موجب جلب محبّت مے شود:
☀️خوش خویـــــے؛
☀️مـــــلایمت ؛
☀️و فروتنـــــے .
📚میزان الحکمه ج۲ ؛ ص ۴۱۳
✿✬✿
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 77 سوره مائده
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ
بگو: ای اهل کتاب! به ناحق در دینتان غلوّ نکنید، و از امیال و هوس های گروهی که یقیناً پیش از این گمراه شدند وبسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور شدند، پیروی مکنید.
ترجمه (مکارم شیرازی)
بگو: ای اهل کتاب، در دین خود به ناحق غلو نکنید و از پی خواهشهای آن گروه که خود پیش از این گمراه شدند و بسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نروید.
معانی کلمات آیه
لا تغلوا: غلوّ: تجاوز از حد. «لا تغلوا» تجاوز نكنيد.
سواء: وسط. مساوى. راست. «سَواءِ السَّبِيلِ» راه راست. (اضافه صفت بر موصوف).[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ «77»
(اى پيامبر!) بگو: اى اهل كتاب! در دين خود به ناحقّ غلوّ نكنيد و از هوسهاى گروهى كه پيش از اين گمراه شدند و بسيارى را گمراه كردند و (اكنون نيز) از راه حقّ منحرفند، پيروى نكنيد.
جلد 2 - صفحه 350
نکته ها
شايد بتوان از اين آيه استفاده كرد كه خدا دانستن مسيح، نوعى غلوّ برگرفته از افكار شرك آلود جمعيّتهاى قبلى است. چنانكه در آيهى 30 سورهى توبه مىخوانيم: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ» يهود گفتند: عزير فرزند خداست و نصارا گفتند: مسيح فرزند خداست، اين غلوّ و سخنان بىاساس، شبيه سخنان كفّار پيشين است.
پیام ها
1- در همهى اديان، بايد مرزهاى فكرى و عقيدتى حفظ شود و دربارهى شخصيّتها غلوّ ممنوع است. «يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا»
2- غلوّ دربارهى رهبران الهى، غلوّ در دين است. (با توجّه به آيات قبل كه مسيح را خدا مىدانستند) «لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ»
3- اگر در دين خدا و نسبت به اولياى الهى غلوّ ممنوع است، دربارهى ديگران هم مبالغه روا نيست. لا تَغْلُوا … غَيْرَ الْحَقِ
4- تقليد كوركورانه ممنوع است. «وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ
5- غلوّ، تنها دربارهى عيسى عليه السلام نبود؛ بعضى از يهود هم دربارهى «عُزَير» غلوّ كرده، او را پسر خدا مىدانستند. «ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ»
6- علوم و هنرهاى باستانى ارزش دارد، ولى افكار و عقايد كهن نياكان كه بر اساس هوسهاست و پايهاى ندارد، بى ارزش است و نبايد پيروى نمود.
وَ لا تَتَّبِعُوا …. ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ
7- گمراهى مراحلى دارد: ابتدا انسان خود گمراه مىشود، «ضَلُّوا» سپس ديگران را گمراه مىكند، «أَضَلُّوا» و در نهايت براى هميشه از حق باز مىمانند.
تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 351
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 67 سوره مائده
۞ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه می دارد؛ قطعاً خدا گروه کافران را هدایت نمی کند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکردهای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد.
معانی کلمات آیه
بلغ: تبليغ و ابلاغ به معنى رساندن. بلوغ به معنى رسيدن است.
رسالت: رسول: پيام آور. رسالت: پيام.
يعصمك: عصم: حفظ و امساك. «يعصمك» حفظ مى كند تو را.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
«شیخ طوسی» گوید: در سبب نزول آيه پنج قول است:
اول، محمد بن كعب القرظى و ديگران گويند كه يك نفر از اعراب در صدد قتل رسول خدا صلى الله عليه و آله برآمد و خواست پيامبر را با شمشير بكشد شمشير از دست وى افتاد.
دوم، رسول خدا صلى الله عليه و آله از قريش در بيم و هراس بود، خداوند به وسيله اين آيه ترس از قريش را از دل او برداشت.
سوم، رسول خدا صلی الله علیه و آله را نگهبانانى حراست و حفاظت مينمودند وقتى كه اين آيه آمد، پيامبر به نگهبانان مزبور دستور داد كه بروند و فرمود: خداوند مرا حفظ خواهد كرد.[۳]
چهارم، عائشه گويد: مقصود آيه از بين بردن توهم است زيرا پيامبر بعضى از امور وحى را به عنوان تقيه ابراز نمى نمود.
پنجم، امامين باقر و صادق عليهماالسلام روايت نمايند كه خداوند به رسول خويش وحى فرستاد كه على بن ابىطالب عليهالسلام را جانشين خود قرار دهد. پيامبر مى ترسيد كه اين موضوع بر بعضى از صحابه گران آيد لذا خداوند براى تشجيع به آشكار شدن اين امر و تهديد به اين كه اگر آن را انجام ندهد، تبليغ رسالت ننموده است، فرمان عملى ساختن جانشينى على عليهالسلام را صادر فرمود[۴][۵][۶].[۷]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ «67»
اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت به تو نازل شده است (در مورد ولايت و جانشينى حضرت على) اعلام كن واگر چنين نكنى، رسالت الهى را نرساندهاى و (بدان كه) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و كسانى كه تحمّل شنيدن اين پيام مهم را ندارند) حفظ مىكند. همانا خداوند گروه كافران را هدايت نمىكند.
نکته ها
اين آيه به دلايلى كه خواهد آمد مربوط به جانشينى حضرت على عليه السلام و نصب او به ولايت در غدير خم به هنگام برگشت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از سفر حج در سال دهم هجرى است. جالب اينكه اين آيه در ميان دو آيهاى قرار گرفته كه مربوط به اقامهى كتاب آسمانى است و شايد اشاره به اين باشد كه ميان رهبر معصوم و اقامهى كتاب آسمانى، پيوند محكمى برقرار است. آرى، امام است كه مىتواند كتاب آسمانى را به پا دارد و اين كتاب خداست كه مىتواند امام واقعى را معرّفى كند.
همهى مفسّران شيعه به اتكاى روايات اهل بيت عليهم السلام و نيز بعضى از مفسّران اهلسنت به عنوان يكى از مصاديق، آيه را مربوط به نصب حضرت على عليه السلام در غدير خم به ولايت و
جلد 2 - صفحه 336
امامت دانستهاند. «1» جالب آنكه صاحب تفسير المنار از مُسند احمد و ترمذى و نسائى و ابن ماجه، حديثِ «مَن كنتُ مولاه فعلىّ مولاه» را با سند صحيح و موثّق بيان كرده است و سپس با دو جمله به خيال خود در آن تشكيك نموده است: اوّل اينكه مراد از ولايت، دوستى است. (غافل از آنكه دوستى نياز به بيعت گرفتن و تبريك گفتن و آن همه تشريفات در غدير خم نداشت) دوم آنكه اگر حضرت على عليه السلام امام و رهبر بعد از رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود، چرا فرياد نزد و ماجراى نصب خود را در غدير نگفت؟! (غافل از آنكه در سراسر نهجالبلاغه و كلمات حضرت على عليه السلام نالهها و فريادها مطرح است؛ ولى صاحب المنار گويا آن نالهها و فريادها را نشنيده است). «2»
در تمام قرآن تنها در اين آيه است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت به كتمان پيام، تهديد شده كه اگر نگويى، تمام آنچه را كه در 23 سال رسالت گفتهاى هدر مىرود. پس بايد ديد چه پيام مهمى است كه اين گونه بيان مىشود؟
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام فرمود: «لو لم ابلغ ما امرت به من ولايتك لحبط عملى» اگر آنچه درباره ولايت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو مىشود. «3»
در اين آيه، چند نكته است كه جهتگيرى محتوايى آن را روشن مىكند:
1. سورهى مائده، در اواخر عمر شريف پيامبر اسلام نازل شده است.
2. در اين آيه، بجاى «يا أيّها النّبى»، تعبير «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ» آمده است، كه نشانهى يك رسالت مهم است.
3. به جاى فرمان «أبلغ»، فرمان «بَلِّغْ» آمده كه نشانهى ابلاغ قطعى ورسمى ومهم است.
4. پيامبر نسبت به نرساندن يك پيام مهم تهديد شده كه اگر نگويد، همهى زحماتش به هدر مىرود.
5. رسول خدا صلى الله عليه و آله از عواقب كارى هراس دارد كه خداوند او را دلدارى مىدهد كه ما تو را از شر مردم نگه مىداريم.
«1». تفاسير كبير فخررازى و المنار.
«2». اين سطرها را در شب شهادت حضرت على عليه السلام، نيمه شب 21 ماه رمضان 1380 نوشتم.
«3». تفسير نورالثقلين وامالى صدوق، ص 400.
جلد 2 - صفحه 337
6. پيامبر، از جان خود نمىترسد. زيرا در روزگار تنهايى كه با بتپرستان مبارزه مىكرد و در جنگهايى كه با مشركان درگيرى نظامى داشت، از خطرها نمىترسيد. (در حالى كه سنگباران مىشد، و يارانش شكنجه مىشدند، حالا در اواخر عمر و در ميان اين همه يار بترسد؟!)
7. در آيه، پيامى است كه به لحاظ اهميّت، با همه پيامهاى دوران نبوّت و رسالت، برابر است كه اگر اين پيام به مردم نرسد، گويا همهى پيامها محو مىشود.
8. محتواى پيام، بايد مسألهاى اساسى باشد، وگرنه در مسائل جزئى و فردى، اين همه تهديد و دلدارى لازم نيست.
9. پيام آيه، مربوط به توحيد و نبوّت و معاد نيست، چون اين اصول، در روزهاى اوّل بعثت در مكّه بيان شده و نيازى به اين همه سفارش در اواخر عمر آن حضرت ندارد.
10. پيام آيه، مربوط به نماز، روزه، حج، زكات، خمس و جهاد هم نيست، چون اينها در طول 23 سال دعوت پيامبر بيان شده و مردم نيز به آن عمل كردهاند و هراسى در كار نبوده است.
پس، محتواى اين پيام مهم كه در اواخر عمر شريف پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده چيست؟
روايات بسيارى از شيعه و سنّى، ما را از تحيّر نجات داده و راه را نشان مىدهد. روايات مىگويد: آيه مربوط به هجدهم ذيحجه سال دهمهجرى در سفر حجةالوداع پيامبر اسلام است، كه آن حضرت در بازگشت به سوى مدينه، در مكانى به نام «غدير خم» به امر الهى فرمان توقّف داد و همه در اين منطقه جمع شدند. مكانى كه هم آب و درخت داشت و در گرماى حجاز، كارساز بود و هم محلّ جداشدن كاروانهاى زائران مكّه بود و اهل يمن، عراق، شام، مدينه و حبشه از هم جدا مىشدند.
در آنجا، پيامبر خدا در ميان انبوه ياران، بر فراز منبرى از جهاز شتران قرار گرفت و خطبهاى طولانى خواند. ابتداى خطبه، توحيد، نبوّت و معاد بود كه تازگى نداشت. سخن تازهاى كه بود اين بود كه پيامبر، خبر از رحلت خود داد و نظر مسلمانان را نسبت به خود جويا شد. همه نسبت به كرامت و عظمت و خدمت و رسالت او در حد اعلا اقرار كردند. وقتى مطمئن شد
جلد 2 - صفحه 338
كه صدايش به همهى مردم، در چهار طرف مىرسد، پيام مهم خود را نسبت به آينده بيان كرد. و فرمود: «مَن كنتُ مولاه فهذا فعلىّ مولاه» هر كه من مولاى اويم، علىّ مولاى اوست و بدين وسيله جانشينى حضرت على عليه السلام را براى پس از خود به صراحت اعلام داشت.
امّا پس از وفاتش، وقتى حضرت زهرا عليها السلام به در خانههاى مردم مىرفت و مىگفت: مگر نبوديد و نشنيديد كه رسول خدا در غدير خم چه فرمود؟ مىگفتند: ما در غدير خم، در فاصله دورى بوديم و صداى پيامبر را نمىشنيديم!! اللّه اكبر از كتمان، از ترس، از بىوفايى و از دروغ گفتن به دختر پيامبر خدا.
آرى، مردم با دو شاهد، حقّ خود را مىگيرند، ولى حضرت على عليه السلام با وجود دهها هزار شاهد، نتوانست حقّ خود را بگيرد. امان از حبّ دنيا، حسادت و كينههاى بدر و خيبر و حنين كه نسبت به حضرت علىّ عليه السلام در دل داشتند.
امام باقر عليه السلام فرمودند: «بُنى الاسلام على خمس على الصلاة و الزّكاة و الصوم و الحج و الولاية و لم يناد بشىء كما نودى بالو لاية فاخذ النّاس بارباع و تركوا هذه»، اسلام بر پنج چيز استوار است: بر نماز، زكات، روزه، زكات و ولايت اهلبيت و چيزى به اندازهى ولايت مورد توجّه نبود، امّا مردم چهارتاى آن را پذيرفتند و ولايت را ترك كردند! «1»
امام رضا عليه السلام فرمود: بعد از نزول اين آيه كه خداوند ضامن حفظ رسول اكرم صلى الله عليه و آله شد، «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» پيامبر هر نوع تقيّه را از خود دور كرد. «2»
پیام ها
1- نوع خطاب، بايد با نوع هدف، هماهنگ باشد. چون هدف، رسالت و پيام رسانى است، خطاب هم «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ» است.
2- انتخاب رهبر اسلامى (امام معصوم) بايد از سوى خداوند باشد. «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»
3- گاهى ابلاغ پيام الهى بايد در حضور مردم و در مراسم عمومى و با بيعتگرفتن
«1». كافى، ج 2، ص 18.
«2». تفسير نورالثقلين و عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 130.
جلد 2 - صفحه 339
همراه باشد، ابلاغ ولايت با سخن گفتن تنها كافى نيست؛ بلكه بايد با عمل همراه باشد. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ» به جاى «ان لم تبلغ»
4- احكام و پيامهاى الهى، همه در يك سطح نيست. گاهى كتمان يك حقيقت، با كتمان تمام حقايق برابر است. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
5- اگر رهبرى صحيح نباشد، مكتب نابود و امّت گمراه مىشود. «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
6- ركن اصلى اسلام، امامت و حكومت است. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
7- انكار ولايت، نوعى كفر است. «إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»
8- عنصر زمان و مكان، دو اصل مهم در تبليغ است. (با توجّه به اينكه اين آيه در هجدهم ذىالحجّه و در محل جدا شدن كاروانهاى حج نازل شد)
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
حاكم و ترمذى از عائشه نقل نمايند كه عده اى از پيامبر حفاظت و حراست مى كردند وقتى كه آيه «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» نازل گرديد، دستور داد كه از آن پس كسى از وى حراست ننمايد و نيز طبرانى از ابوسعيد الخدرى روايت كند كه عباس عموى پيامبر از زمره كسانى بود كه از پيامبر حراست مينمود وقتى كه اين آيه آمد به دستور پيامبر ترك حراست نمود و نيز ابن مردويه در تفسير خود و طبرانى از ابن عباس روايت كنند كه به دستور ابوطالب عموى رسول خدا صلی الله علیه و آله عده اى پيامبر را حراست مى كردند بعد از نزول آيه «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» خواست نگهدارى و حراست او را ادامه بدهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اى عمّ، خداوند مرا از گزند جن و انس محفوظ ميدارد.
صاحب مجمع البيان گويد: عياشى در تفسير خود از ابن عمير او از ابن اذينه او از كلبى او از ابوصالح او از ابن عباس و جابر بن عبدالله نقل نموده كه گفته اند: خداوند به رسول خود امر كرد كه على بن ابىطالب را به جانشينى خود منصوب نمايد و پيامبر از اين موضوع مى ترسيد. از اين كه پسرعموى خود را به اين مقام منصوب نمايد، مورد طعن قرار گيرد. خداوند طى انزال اين آية وحى فرستاد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز غدير خم به ولايت على عليهالسلام قيام نمود و نيز ابوالحمد از حاكم ابوالقاسم الحسكانى در كتاب شواهد التّنزيل لقواعد التفصى والتأويل طى اسنادى از ابوعمير و نيز در همين كتاب به سندى از حيان بن على العلوى او از ابوصالح او از ابن عباس روايت كرده كه گفته اند: اين آيه در شأن على عليهالسلام نازل شده و رسول خدا على بن ابىطالب را بر روى دست بلند كرد و فرمود: (من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه).
در تفسير ثعلبى كه از علماء عامّه است از جعفر بن محمدالصادق و محمد بن على الباقر در معنى اين آيه روايت شده كه فرمودند معنى آن چنين است: (يا ايّها الرّسول بلّغ ما انزل اليك في فضل علىّ)، چنان كه ابن شهر آشوب نيز از تفسير ثعلبى نقل كرده است چنان كه در تفاسير ابن جريج و عطا و ثورى كه از علماء عامه اند نقل شده كه درباره على بن ابىطالب نازل گرديده است.
صاحب كشف الاسرار از مفسرين عامه گويد: اين آيه درباره على عليهالسلام نازل شده و منظور از آيه «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ من فضل) على بن ابىطالب بوده است، براء بن عازب گويد: چون اين آيه نازل شد موقعى بود كه رسول خدا از حجةالوداع بازگشته بود ياران خود را در موضعى فرود آورد كه به آن غدير خم مى گفتند. پيامبر فرمود تا ندا كنند (الصّلوة جامعة) در اين جا دست على عليهالسلام را بگرفت و بفرمود: (الست اولى بالمؤمنين من انفسهم فقالوا بلى يا رسول اللّه) و فرمود: (الست اولى بكلّ مؤمن من نفسه قالوا بلى)، سپس فرمود: (هذا مولى من انا مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه) در اين جا عمر بن الخطاب با وى ملاقات كرد و گفت: (هنيئا لك يابن ابى طالب اصبحت و امسيت مولى كلّ مؤمن و مؤمنة).
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 300.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت ع
عمومی
💖پیامبر اکرم (ص):
⛔️ چهار تن است که عذابشان در روز قیامت، از همگان سخت تر است:
ابلیس، فرعون، فرمانروای ستمگر و کسی که خودکشی کند ⛔️
📚 ثواب الاعمال،ص 388، ح1
🌺
عمومی
✅حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
🌼برخی از مقرّبین از شوق لقای بهشت مردهاند؛
زیرا شنیدن آیات رحمت و نعمت و یا عذاب و نقمت، در انسان موحّد تکویناً اثر میگذارد و او از مشوّقات یا مخوّفات جان میسپارد.
⚠️ با اینهمه، این آیات در ما هیچ اثر نمیکند!
📚در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۱
🌺
عمومی
🔴 چرا در آخرالزمان باید گمنام و ناشناس بمانیم؟
وَ ذَلِكَ زَمَانٌ لَا يَنْجُو فِيهِ إلَّا كُلُّ مُؤمِنٍ نُوَمَةٍ إنْ شَهِدَ لَمْ يُعْرَفْ وَ إنْ غَابَ لَمْ يُفْتقَدْ
🌕 امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
آخرالزّمان، زمانی است که هيچكس در آن نجات نمىيابد مگر مؤمن بینام و نشانِ گمنامی که اگر در میان مردم باشد او را نمیشناسند و اگر از میان آنها غائب شود کسی به جستجوی او نمیپردازد و سراغ او را نمیگیرد.
✅ واضح است! در زمانی كه فساد جامعه را فرا گرفته، از مردم معمولی تا مدیرانش، افراد فاسد و آلوده هستند فرد مؤمن اگر چهرهاى شناخته شده باشد قطعاً ستمگران رهایش نمیكنند؛ يا بايد تسليم خواستهشان شود و در رديف كارگزاران آنها قرار گيرد، يا در صورت مقاومت و امتناع، او را از بین میبرند بنابراين صلاح كار افراد مؤمن در اين است كه گمنام و به دور از شهرت زندگى كنند تا كسى به سراغشان نيايد. البته در عين اين گمنامى ظاهرى، چيزى از مقام آنها کم نمیشود و نقش معنوى خود را در جامعه خواهند داشت چرا که حضرت در ادامه میفرمایند: آنان چراغهاى هدايت و وسیله شناخت راه حق در تاریکیها هستند
📗خطبه ۱٠۳ نهج البلاغه
🌺
عمومی
🔴 زنان روزه داری که با شفاعت حضرت فاطمه وارد بهشت میشوند
🌕 پيامبر اکرم صلی ﷲ علیه و آله:
گويی دخترم فاطمه عليهاالسلام را میبينم كه در روز قيامت بر مرکبی از نور سوار است در حالی که در سمت راست وی هفتاد هزار فرشته و در سمت چپ او هفتاد هزار فرشته و پیش رویش هفتاد هزار فرشته و پشت سرش هفتاد هزار فرشته قرار دارند و او زنان مؤمن امّتم را به سوی بهشت راهنمايی میكند.
🌕 پس هر زنی كه در شبانهروز نمازهای پنج گانهاش را به جای آورد و ماه رمضان را روزه بگيرد و شوهرش را اطاعت كند و پس از من ولایتِ علی علیه السلام را بپذیرد به شفاعت دخترم فاطمه داخل بهشت میشود؛ زيرا او سرور زنان عالميان است.
💠قَالَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَی اِبْنَتِي فَاطِمَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عَلَی نَجِيبٍ مِنْ نُورٍ عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ يَسَارِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ بَيْنَ يَدَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ خَلْفَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ تَقُودُ مُؤْمِنَاتِ أُمَّتِي إِلَی اَلْجَنَّةِ فَأَيُّمَا اِمْرَأَةٍ صَلَّتْ فِي اَلْيَوْمِ وَ اَللَّيْلَةِ خَمْسَ صَلَوَاتٍ وَ صَامَتْ شَهْرَ رَمَضَانَ …وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ وَالَتْ عَلِيّاً بَعْدِي دَخَلَتِ اَلْجَنَّةَ بِشَفَاعَةِ اِبْنَتِي فَاطِمَةَ وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ.💠
📗الأمالی (للصدوق)، ص ۴۸۶
📗بشارة المصطفی، ص ۱۷۷
🌺
عمومی
#استاد_فاطمی_نیا(ره):
چند گناه هست که صاحبانشان گاهی موفق به #توبه نمی شوند.
1️⃣ عمدا نماز نخواندن
2️⃣عاق والدین
3️⃣ آبرو بردن
🌺
عمومی
☘ آیت الله مجتهدی(ره) :
👈 حدیث داریم قلب هایمان به ده دلیل مرده است و باعث شده دعاهایمان مستجاب نشود:
① خداوند متعال را شناختیم ولیکن
حقش را ادا نکردیم.
② قرأن او را قرائت کردیم ولی
به آن عمل نکردیم.
③ گمان بردیم پیامبر خدا رو دوست
داریم سپس سنتش را ترک نمودیم.
④ نعمت خداوند را خوردیم ولی
شکرش را بجا نیاوردیم.
⑤ گفتیم شیطان دشمن ماست ولی
با او در امور توافق کردیم.
⑥ گفتیم بهشت حق است ولی برای
رسیدن به آن کوشش نکردیم
⑦ گفتیم که جهنم حق است ولی از
آن نگریختیم.
⑧ دانستیم مرگ حق است اما برای
آن آماده نشدیم.
⑨ به عیب مردم مشغول گشتیم و
عیب خویش را فراموش کردیم
⑩ و مردگانمان را دفن کردیم ولی
عبرت نگرفتیم!
🌺
عمومی
🔴 یاران امام زمان چگونه دستورات فرماندهشان را اجرا میکنند؟
🌕 امام صادق علیه السلام فرمودند:
هنگامی که حضرت قائم علیه السلام قیام کند، برای ادارهٔ هر یک از مناطق روى زمين فرمانروائی بر میگزیند و به او میفرماید: فرمان تو در كف دست تو است؛ هرگاه كارى براى تو پيش آمد كه آن را نفهميدى و ندانستى چگونه در آن حكم كنى به کف دستت نگاه کن و به آنچه در آن است عمل نما!
✅ توضیح: برخی افراد ناآگاه، نگاه کردن به کف دست را به ابزارهای مدرن امروزی مثل موبایل تاویل نمودهاند؛ گویا یاران امام زمان که چهار پیغمبر الهی در بینشان است و افرادی مانند سلمان محمدی و مالک اشتر هستند، برای اجرای مأموریتشان نیازمند تکنولوژیاند؛ این تصور غلط ناشی از ضعف ایمان و عدم شناخت و بی اطلاعی اینان نسبت به دنیای پُرشکوه و مافوق تصور ظهور است.
إِذَا قَامَ اَلْقَائِمُ بَعَثَ فِي أَقَالِيمِ اَلْأَرْضِ فِي كُلِّ إِقْلِيمٍ رَجُلاً يَقُولُ عَهْدُكَ فِي كَفِّكَ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْكَ أَمْرٌ لاَ تَفْهَمُهُ وَ لاَ تَعْرِفُ اَلْقَضَاءَ فِيهِ فَانْظُرْ إلَى كَفِّكَ وَ اِعْمَلْ بِمَا فِيهَا
📗الغيبة(للنعمانی)،ب ۲۱، ح ۸
🌺
عمومی
✍️عابدترین، بخشندهترین، پارساترین و با تقواترین مردم(۴)🔻
🔸️صادق آل محمد عليه السلام: و اَتقَی الناس مَن قالَ الحق فی ما لَهُ و علیه.
🔹️پرهیزگارترین مردم هم آن کسی است که حق را بگوید؛ چه آن جایی که این حق بر ضرر او است یا به نفع او است.#پایان
📚گزیده الامالی شیخ صدوق، ص۵۲.
🌺
عمومی
💠 برای سفر آماده باشید!
🔅پیامبر اکرم (ﷺ) :
⁙ با عبرتها بيدار شويد و براى سفر آماده گرديد و به اندك قناعت ورزيد و براى حركت حاضر باشيد.
✓ تَيَقَّظُوا بِالعِبَرِ، و تأهَّبُوا لِلسَّفَرِ، و تَقَنَّعُوا بِاليَسيرِ، و تأهَّبُوا لِلمَسيرِ .
📚 تنبيه الخواطر: ج۲ ص۱۲۰
🌺
عمومی
❤️ به خواندن صحیفه سجادیه
توصیه به خواندن صحیفه ی سجادیه… علامه محمد تقی مجلسی می فرماید:
در اوایل بلوغ در پی کسب رضایت الهی بودم و همیشه به خاطر این مسئله نا آرام بودم، تا آنکه بین خواب و بیداری حضرت صاحب الزمان (عج) را دیدم که در مسجد جامع اصفهان تشریف دارند.
سلام کردم و خواستم پای مبارکشان را ببوسم، ولی حضرت اجازه ندادند. دست حضرت را بوسیدم و مشکلاتم را از ایشان پرسيدم، تا اینکه عرض کردم: مولاجان برایم امکان ندارد که همیشه به حضورتان مشرف شوم، لذا تقاضا دارم کتابی که همیشه بتوانم به آن عمل کنم به من عطا فرمایید.
فرمودند: کتابی به تو عطا کردم و آن را به مولا محمد تاج داده ام، برو و آن را از او بگیر.
در همان حال به سمت محله ای از محله های اصفهان رفتم وقتی به آنجا رسیدم، مولا محمد تاج مرا دید و گفت:حضرت صاحب الزمان (عج) تو را فرستاده اند ؟
گفتم: بله، او از بغل خود کتاب کهنه ای بیرون آورد و آن را بوسیدم و بر چشم خود گذاشتم. در همین وقت به حال طبیعی برگشتم و دیدم کتاب در دستم نیست به همین خاطر تا مدتی مشفول تضرع و گریه بودم
فردا صبح در دلم افتاد به آن سمتی که در خواب دیده بودم بروم، به آنجا رفتم و وقتی به آن محله رسیدم، مرد صالحی را که اسمش آقا حسن تاج بود دیدم. او گفت: کتاب ها نزد من است. به هرکس می دهم به شروطش عمل نمی کند، ولی تو عمل می کنی.
با او به کتاب خانه اش رفتم، اولین کتابی که به من داد همان بود که در خواب دیده بودم! کتاب را گرفتم، صحیفه سجادیه بود. گریه ام گرفت، از او تشکر کردم و گفتم همین برایم کافی است.
منبع:
نجم الثاقب،ص 590
🌺
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 56 سوره مائده
وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند،] و یقیناً حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و هر کس که خدا و رسول و اهل ایمان را ولیّ و فرمانروای خود داند (فیروز است) که تنها لشکر خدا فاتح و غالب خواهد بود.
معانی کلمات آیه
يتول: يَتَوَلَّ اللَّهَ يعنى ولى و سرپرست اخذ كند خدا را.
حزب: دسته. گروه.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
ابن شهر آشوب از امام باقر عليهالسلام نقل كند كه اين آيه درباره امام على مرتضى عليهالسلام نازل شده است.[۳] ابن بابويه بعد از چهار واسطه از ابوالجارود و او از امام باقر عليهالسلام نقل نمايد كه عده اى از يهوديان كه مسلمان شده بودند، نزد پيامبر آمدند كه از زمره آنها عبدالله بن سلام و اسيد بن ثعلبه (در كتاب وافى اسد بن ثعلبه ذكر شده است) و ابن يامين و ابن صوريا بودند، گفتند: يا نبى اللّه، موسى بعد از خود به يوشع بن نون وصيت كرد به ما بگو كه بعد از تو چه كسى وصى تو خواهد بود؟ سپس آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ» نازل گرديد. بعد از نزول اين آيه، پيامبر فرمود: برخيزيد همه از جا برخاستند و به طرف مسجد رفتند. در همين موقع بود كه سائلى از مسجد بيرون آمد، پيامبر از او پرسيد: اى سائل آيا كسى به تو چيزى بخشيده است؟ گفت: بلى يا رسول اللّه اين انگشترى را به من بخشيده اند. پيامبر فرمود: چه كسى به تو بخشيده؟ سائل گفت: اين مرد كه مشغول نماز است و اشاره به سوى على نمود، پيامبر فرمود: در چه حالتى به تو بخشيد؟ گفت: در حالتى كه در ركوع بوده است سپس پيامبر تكبير گفت و تمام اهل مسجد تكبير گفتند.
سپس پيامبر فرمود: اى مردم على بن ابىطالب بعد از من ولى امر شما است. مردم گفتند: يا رسول الله ما خشنوديم به خدائى پروردگار ما و به رسالت و نبوت پيامبر ما و به پذيرفتن اسلام كه دين ما است و به ولايت على بن ابىطالب علیهالسلام ولى ما، سپس اين آية نازل گرديد.[۴]
محمد بن السائب از ابوصالح او از ابن عباس نقل نمايد كه عبدالله بن سلام با عده اى از يهوديان كه اسلام اختيار كرده بودند، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: يا رسول الله خانه هاى ما دور است و كسى نيست از براى ما حديثى و خبرى از شما بياورد و قوم ما هم وقتى كه مسلمان شديم ما را ترك گفتند و با ما نشست و برخاست نمى كنند و ازدواج و نكاح را از ما بريده اند و با ما تكلم هم نمى نمايند و اين امر از براى ما مشكلاتى بوجود آورده است سپس پيامبر آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ» را تلاوت فرمود و از منزل بيرون آمد و به طرف مسجد رفت. در حالتى كه مردم در مسجد مشغول نماز بودند. در اين ميان سائلى را مشاهده فرمود كه از مسجد بيرون مى آمد به او فرمود: آيا كسى به تو چيزى بخشيده است؟ گفت: بلى يا رسول اللّه، انگشترى به من بخشيده شده است. پيامبر فرمود: چه كسى آن را به تو بخشيده است؟ گفت: اين مرد كه در حال نماز ايستاده و اشاره به على نمود. پيامبر فرمود: در چه حالتى به تو بخشيد؟ گفت: در حالتى كه در ركوع بوده است سپس پيامبر تكبير گفت و اين آية را قرائت فرمود[۵].[۶]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ «56»
و هركس كه خدا و پيامبرش وچنان مؤمنانى را (كه در آيه قبل بيان شد) ولىّ خود بگيرد (از حزب خداست) همانا حزب خدا پيروز است.
نکته ها
در آيهى قبل بيان شد كه مراد از «الَّذِينَ آمَنُوا»، حضرت على عليه السلام و امامان معصوم عليهم السلام هستند.
اوصاف حزب اللّه در سورهى مجادله آيه 22 چنين بيان شده است:
1. به مبدأ و معاد ايمان دارند.
2. با دشمنان خدا، دوستى نمىكنند.
اين آيه كه لزوم پذيرش ولايت خدا و رسول و امامان را بيان مىكند، مىفهماند كه مراد از «وَلِيُّكُمُ» در آيهى قبل، سرپرست و حاكم است نه دوست و ياور، چون تعبير «حزب اللّه» و غالب بودن آنان، اشاره به نظام قدرتمند و حكومت دارد.
«حِزْبَ»، در لغت به معناى گروه با قدرت و با صلابت است. «1»
چون پيروزى، بدون تشكيلات، مديريّت، قدرت، وحدت، جرأت و … امكان ندارد، پس «حزباللّه» بايد براى حاكميّت و غلبه اين صفات را داشته باشند.
حزباللَّه نه تنها غالب و پيروزند، بلكه رستگار نيز هستند. «حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»، «حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» «2»
درآيهى 52 همين سوره خوانديم كه گروهى از ترس حوادث، كفّار را ولّى خود مىگيرند، در اين آيه مىفرمايد: حزب اللَّه غالب است؛ يعنى وابستگان به كفّار مغلوبند، پس به سراغ آنان نرويد. فَتَرَى الَّذِينَ … يُسارِعُونَ فِيهِمْ …، وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ … هُمُ الْغالِبُونَ
«1». معجمالوسيط.
«2». مجادله، 22.
جلد 2 - صفحه 322
پیام ها
1- حزب اللّه، تنها كسانىاند كه ولايت خدا، پيامبر و اهلبيت عليهم السلام را پذيرفته باشند. وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ … فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ
2- غلبهى نهايى با كسانى است كه ولايت خدا، پيامبر و اهلبيت عليهم السلام را بپذيرند. وَ مَنْ يَتَوَلَ … هُمُ الْغالِبُونَ
3- چون خداوند غالب است، «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ» «1»، وابستگان به او هم غالبند. «حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»
4- با وعدههاى الهى، حزب اللَّه به آيندهى خود مطمئن است. «هُمُ الْغالِبُونَ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
البرهان في تفسير القرآن.
البرهان في تفسير القرآن.
كتاب المناقب از موفق بن احمد از علماى عامه.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 295.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 40 سوره مائده
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
آیا ندانسته ای که فرمانروایی آسمان ها و زمین در سیطره خداست، هر کس را بخواهد عذاب می کند، و هر کس را بخواهد می آمرزد؛ و خدا بر هر کاری تواناست؟
ترجمه (مکارم شیرازی)
آیا ندانستی که ملک آسمان و زمین خدا راست؟ هر که را خواهد عذاب کند و از هر که خواهد درگذرد، و خدا بر همه چیز تواناست.
معانی کلمات آیه
«أَلَمْ تَعْلَمْ»: مگر ای مخاطب مکلّف ندانستهای و اطّلاع کامل نداری؟. «مُلْکُ»: فرمانروائی. مملکت.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «40»
آيا ندانستى كه حكومت و فرمانروايى آسمانها و زمين تنها از آن خداست، هركه را (طبق حكمت و عدالت خود) بخواهد عذاب مىكند و هركه را بخواهد مىآمرزد و خداوند بر هر چيزى تواناست. (محارب و مفسد و سارق را عذاب مىدهد، و تائب پشيمان را مىپذيرد و مىبخشايد).
«1». كافى، ج 7، ص 250.
«2». تفسير الميزان.
جلد 2 - صفحه 293
پیام ها
1- كسى كه بر هستى حاكم است، حقّ دارد قوانين هستى را وضع كند. السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ … لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ …
2- مجرمان بدانند كه راه فرارى ندارند و بايد به سوى خدا بازگردند. «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
3- خداوند نيازى به توبهى بندگان ندارد، چون همهى هستى از آن اوست. «لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
4- انسان بايد در حالتى ميان بيم و اميد باشد. «يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ»
5- عفو يا عذاب، هردو نمونهاى از قدرت اوست. يُعَذِّبُ … يَغْفِرُ … عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🔴 زنان روزه داری که با شفاعت حضرت فاطمه وارد بهشت میشوند
🌕 پيامبر اکرم صلی ﷲ علیه و آله:
گويی دخترم فاطمه عليهاالسلام را میبينم كه در روز قيامت بر مرکبی از نور سوار است در حالی که در سمت راست وی هفتاد هزار فرشته و در سمت چپ او هفتاد هزار فرشته و پیش رویش هفتاد هزار فرشته و پشت سرش هفتاد هزار فرشته قرار دارند و او زنان مؤمن امّتم را به سوی بهشت راهنمايی میكند.
🌕 پس هر زنی كه در شبانهروز نمازهای پنج گانهاش را به جای آورد و ماه رمضان را روزه بگيرد و شوهرش را اطاعت كند و پس از من ولایتِ علی علیه السلام را بپذیرد به شفاعت دخترم فاطمه داخل بهشت میشود؛ زيرا او سرور زنان عالميان است.
قَالَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَی اِبْنَتِي فَاطِمَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عَلَی نَجِيبٍ مِنْ نُورٍ عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ يَسَارِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ بَيْنَ يَدَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ خَلْفَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ تَقُودُ مُؤْمِنَاتِ أُمَّتِي إِلَی اَلْجَنَّةِ فَأَيُّمَا اِمْرَأَةٍ صَلَّتْ فِي اَلْيَوْمِ وَ اَللَّيْلَةِ خَمْسَ صَلَوَاتٍ وَ صَامَتْ شَهْرَ رَمَضَانَ …وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ وَالَتْ عَلِيّاً بَعْدِي دَخَلَتِ اَلْجَنَّةَ بِشَفَاعَةِ اِبْنَتِي فَاطِمَةَ وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ.
📗الأمالی (للصدوق)، ص ۴۸۶
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
عمومی
آیت الله العظمی جوادی آملی:
«بعضیها که در دنیا عدهای را سرگردان کردند،[در قیامت] سر گردانند، معطّل کردند، آنجا باید معطّل بشوند. آنها که کار دیگران را راه انداختند، نه بیراهه رفتند، نه راه کسی را بستند، سریعاً عبور میکنند. آن که دیگری را معطل کرد و سرگردان کرد، آنجا سرگردان میماند.
آن که کار دیگری را راه انداخت، مشکل دیگران را حل کرد، زود هم کارش حل میشود، چون هر کسی به هر حال در کنار سفره خود نشسته است.»
🗓تفسیر سوره معارج
┅────────────┅
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 39 سوره مائده
فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را می پذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
پس هر که پس از ستمی که کرده توبه نمود و کار خود را اصلاح کرد از آن پس خدا او را خواهد بخشید، که خدا بخشنده و مهربان است.
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]
شأن نزول:
عبدالله بن عمر گويد: زنى در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرتكب دزدى شده بود، دست راست او را قطع كردند. سپس اين زن نزد پيامبر آمد و گفت: يا رسول الله آيا از براى من توبه اى وجود دارد؟ سپس اين آيه نازل گرديد[۲].[۳]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «39»
پس هركه بعد از ظلمش توبه كند و (كارهاى فاسد خويش را) اصلاح كند، قطعاً خداوند توبه او را مىپذيرد، همانا خداوند، آمرزندهى مهربان است.
نکته ها
در اسلام، مجازات در كنار ارشاد و تربيت و رحمت است. در آيهى قبل، كيفر سارق بيان
جلد 2 - صفحه 292
شد، اينجا دعوت به توبه به درگاه خداى غفور و اصلاح بدىهاست كه سبب مىشود تا خداوند لطفش را به بنده باز گرداند.
اگر سارق پيش از دستگيرى توبه كند و مال را پس دهد، هم در دنيا بخشيده مىشود و هم در آخرت، «1» ولى پساز دستگيرشدن، حد اجرا مىشود ونقش توبه تنها براى قيامت است.
در حديث آمده است: سارقى كه دستش قطع شده بود، از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله پرسيد: آيا براى من راه توبه باز است؟ فرمود: آرى! تو امروز (كه حدّ بر تو جارى شد،) مثل همان روزى هستى كه از مادر متولّد شدى! «2»
پیام ها
1- براى انسان خطاكار، هميشه راه بازگشت و اصلاح، باز است. «فَمَنْ تابَ»
2- توبه، تنها يك ندامت درونى نيست؛ بلكه بايد همراه با جبران مفاسد گذشته باشد. «وَ أَصْلَحَ»
3- اگر انسان توبه كند، خداوند هم توبه او را مىپذيرد. «يَتُوبُ عَلَيْهِ»
4- سرقت، ظلم به خود و جامعه و تجاوز به امنيّت جامعه است. «بَعْدِ ظُلْمِهِ»
5- مجرمان را بايد به راه خدا دعوت و اميدوار كرد. فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ … غَفُورٌ، رَحِيمٌ
پانویس
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
مسند احمد و ديگران از علماى عامه.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 283.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 25 سوره مائده
قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ
[موسی] گفت: پروردگارا! من جز بر خود و برادرم تسلطی ندارم، پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایی انداز.
ترجمه (مکارم شیرازی)
موسی گفت: خدایا، من جز بر خود و برادرم مالک و فرمانروا نیستم، پس تو میان ما و این قوم فاسق جدایی انداز.
معانی کلمات آیه
«فَافْرُقْ بَیْنَنَا»: میان ما فرق بگذار و حساب ما را از یکدیگر جدا بدار. ما را از همدیگر دور بدار و میان ما و ایشان فاصله بینداز. میان ما و ایشان داوری کن.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ «25»
(موسى) گفت: پروردگارا! همانا من جز خود و برادرم، اختيار كسى را ندارم، پس ميان ما و قوم فاسق و تبهكار فاصله بينداز.
نکته ها
حضرت موسى عليه السلام، پس از يأس از حركت بنىاسرائيل، به درگاه خداوند شكايت كرد.
درخواست فاصله افتادن، براى آن بود كه آتش قهر الهى ياران موسى را نيز فرا نگيرد و تنها دشمنان به كيفر برسند، يا اينكه درخواست مىكرد با مرگ كفّار، ميان آنان و دشمنان فاصله افتد.
در اينكه چرا حضرت موسى فقط از خود و برادرش ياد مىكند و از آن دو نفر پرهيزكار كه با موسى همصدا شدند و مردم را براى ورود به شهر دعوت كردند يادى نمىكند، مفسّران سخنانى دارند، از جمله:
موسى به ثبات قدم آن دو نفر هم اطمينان نداشت. «1»
چون آن دو نفر از سوى مردم به سنگسار تهديد شده بودند، لذا موسى گفت: خدايا! من هيچ قدرتى ندارم، حتّى آن دو نفر در معرض خطرند. «2»
پیام ها
1- غالب دعاهاى قرآنى با استمداد از اسم ربّ است. قالَ رَبِ …
2- در حالى كه همهى مردم از ما بريدهاند، به نجات دهندهى اصلى متوسّل شويم. فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ … قالَ رَبِ …
3- شكايت پيامبران به خداوند و نفرين، وقتى است كه از ايمان واطاعت مردم مأيوس شوند. رَبِّ إِنِّي …
«1». تفسير مراغى.
«2». تفسير اطيبالبيان.
جلد 2 - صفحه 273
4- سرپيچى از جهاد، فسق است. «فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ»
5- يكى از بلاهاى اجتماعى دور شدن مردم از اولياى خدا ومحروم شدن از فيض وجودشان است. «فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ»
6- يكى از بلاها و سختىهاى مؤمنان، زندگى با فاسقان و در ميان آنان بودن است. «فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ»
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
❌نگاه کردن به عکس نامحرم❌
1. زنان می توانند به عکس مردان ـ چه بشناسند و چه نشناسند ـ نگاه کنند؛ مشروط بر اینکه به قصد لذت نباشد.
2. جایز نیست انسان عکسی را که می داند دیدن آن برای دیگری حرام است، به کسی نشان دهد.
3. دیدن عکس دوران کودکی زن نامحرم، اگر موجب هتک و تحریک نشود اشکال ندارد.
4. مرد می تواند برای آگاهی از زیبایی دختری که می خواهد با او ازدواج کند، عکس او را ببیند؛ گرچه او را بشناسد.
5. نگاه به عکس های مبتذل با قصد لذت و ریبه حرام است؛ ولو او را نشناسد.
6. خرید، فروش و نگهداری عکس های مبتذل حرام است و باید آن ها را از بین برد.
7. مرد می تواند به عکس نامحرمی که حجاب خود را کاملاً رعایت کرده نگاه کند و اگر عکس بدون حجاب کامل باشد و او را بشناسد، نباید نگاه کند.
8. اگر خانمی بداند چنانچه بدون حجاب کامل عکس بگیرد، عکس او در بین فامیل پخش می شود (مانند مجلس عروسی، جشن تولد) و نامحرم او را می بیند، جایز نیست بدون حجاب، عکس بیندازد.
9. نصب عکس های زنان نامحرم نیمه عریان در خانه که دیدن آن بر دیگران حرام است، جایز نیست.
10. اگر محرم عکس بی حجاب را بگیرد، ظاهر کردن آن به دست نامحرمی که صاحب عکس را می شناسد، حرام است.
11. نگاه کردن به آلبوم های عکس خانوادگی که در آن عکس فامیل بدون حجاب قرار دارد جایز نیست.
#احکام_محرم
#تهذیب_نفس
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 24 سوره مائده
قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ
گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد، پس تو و پروردگارت بروید [با آنان] بجنگید که ما [تا پایان کار] در همین جا نشسته ایم.
ترجمه (مکارم شیرازی)
باز قوم گفتند: ای موسی، هرگز ما در آنجا مادامی که آنها باشند ابداً در نیاییم، پس تو برو به اتفاق پروردگارت با آنها قتال کنید ما اینجا خواهیم نشست.
معانی کلمات آیه
«قَاعِدُونَ»: نشستگان.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ «24»
(بنىاسرائيل) گفتند: اى موسى! تا وقتى كه آنها (جباران ستمگر) در آن شهرند، ما هرگز وارد آن نخواهيم شد. پس تو و پروردگارت برويد (و با آنان) بجنگيد، ما همانا همين جا نشستهايم.
جلد 2 - صفحه 271
نکته ها
مكّه وبيتالمقدّس، هر دو سرزمين مقدّسند؛ امّا موسى عليه السلام كه به قوم خود فرمود: وارد آن شويد و با دشمن بجنگيد، بهانه آورده، از فرمان او تخلّف كردند، ولى مسلمانان در سال ششم هجرى كه به قصد عمره در ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله تا نزديكى مكّه آمدند، اگر ممانعت آن حضرت نبود به شهر حمله مىكردند. در اين سفر، «صلح حديبيه» واقع شد. آرى، هر دو قوم به دروازه دو شهر مقدّس رسيدند، ولى يكى چنان گريزان از جنگ ويكى چنين سلحشور.
سستى بنىاسرائيل در مبارزه با دشمن، چنان مشهور بود كه مسلمانان نيز پيش از شروع جنگ بدر (در سال دوم هجرى) وهنگام ورود به مكّه (سال ششم) مىگفتند: ما همچون بنىاسرائيل نيستيم كه «إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ» بگوييم، همواره در ركاب تو آمادهى جنگيم.
تلاش رهبران الهى در انجام وظايفى كه بر عهده دارند، تنها در صورت همراهى مردم به ثمر مىرسد.
پیام ها
1- بنىاسرائيل، نمونهى بىادبى، بهانهجويى، ضعف و رفاهطلبى بودند. يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً …
در كلمه «لَنْ نَدْخُلَها»، جسارت آنان در مقابل فرمان خدا آشكار است.
در كلمهى «أَبَداً»، اصرار بر جسارت ديده مىشود.
در كلمهى «فَاذْهَبْ»، توهين به حضرت موسى مشاهده مىشود.
در كلمهى «رَبُّكَ»، توهين به ذات پروردگار وجود دارد و نشانگر ضعف ايمان آنان است.
«قاعِدُونَ»، رفاهطلبى آنان را مىرساند، نه عزّتجويى را.
2- مردم بايد خود به اصلاح جامعه بپردازند، نه آنكه تنها از خداوند و رهبران دينى توقّع اصلاح داشته باشند. «فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ»
3- آرزوى پيروزى بدون كوشش، خردمندانه نيست. «فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ»
تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 272
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت ع
عمومی
#جرعهای_از_معرفت
💠آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)
🔸در حدیث آمده است که در آخر الزمان قلب مومن آب می شود گفتند: چطور؟
فرمودند: «منکر را می بیند و قدرت بر تغییر ندارد»
🔸دختران بد #حجاب را می بیند و قلب او از غصه می سوزد ولی قدرت بر تغییر ندارد می بیند که سگ را بغل گرفته و تذکر می دهد ولی در جواب او می گویند:
من روزی سه بار آن را می شویم غافل از این هست که نجس العین که پاک نمی شود!!!
╭┅────────────┅╮
عمومی
☀️أمیرالمؤمنيــن علیهالسلام :
🌼وقتـی بنـدهای #سجـده میکند ، ابلیـس فریـاد میزند : وای بر مـن ! او اطـاعـت کرد و من سـرپیـچی کردم .
📚• بحــارالأنـوار ، ج۸۲ ، ص۲۳۳
#حدیث
عمومی
#همراه _باقرآن
آیه 20 سوره مائده
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ
و [یاد کنید] هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن گاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد، و شما را حاکمان و فرمانروایان ساخت، و به شما نعمت های ویژه ای داد که به هیچ یک از جهانیان نداد.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و (یاد کن) هنگامی که موسی به قوم خود گفت: ای قوم، نعمت خدا را به خاطر آرید آن گاه که در میان شما پیغمبران فرستاد و شما را پادشاهی داد و به شما آنچه را که به هیچ یک از اهل عالم نداد عطا کرد.
معانی کلمات آیه
ملوك: حكمرانان. پادشاهان. مفردش ملك (بفتح ميم و كسر لام) است.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً وَ آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ «20»
و (به ياد آوريد) زمانى كه موسى به قوم خود گفت: اى قوم من! نعمت خدا را بر خود ياد آوريد، هنگامى كه در ميان شما پيامبرانى قرار داد و شما را پادشاهان قرار داد (كه صاحب اختيار مال و جان و ناموس و حكومت شديد) و به شما چيزهايى داد كه به هيچ يك از جهانيان نداده بود.
نکته ها
ياد نعمتها، عامل عشق به خدا، شكر نعمتهاى او و تعبّد و تسليم در برابر دستورات اوست. «اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»
«ملك» در لغت هم به معناى حاكم و زمامدار و هم به معناى صاحب و مالك آمده است و
جلد 2 - صفحه 266
در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است: هر كس از بنىاسرائيل كه داراى همسر، خدمتكار و مَركب بود به او ملك مىگفتند. «1» ضمناً اگر ملوك به معناى سلاطين باشد، همهى مردم نمىتوانند پادشاه باشند. بنابراين ملك، به معناى صاحب اختيار است.
نعمتهايى چون: عبور از رود نيل، نزول منّ و سلوى و جوشيدن دوازده چشمهى آب از نعمتهاى ويژهى بنىاسرائيل بود كه اين آيه با جملهى «آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً» به آن اشاره مىكند.
پیام ها
1- براى دعوت مردم، خوب است از ابزار عاطفه استفاده كرد. «يا قَوْمِ»
2- بايد پيش از دستورات الهى، مردم را با ذكر الطاف الهى، آماده كنيم. اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ … (در اين آيه ذكر نعمتهاست و در آيهى بعد يك فرمان مهم صادر شده است.)
3- نعمت نبوّت، حكومت و قدرت از نعمتهاى خداوند است. إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً …
4- از وظايف انبيا، يادآورى نعمتهاى الهى به مردم است. «اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ»
5- قبل از حضرت موسى نيز در ميان بنىاسرائيل پيامبرانى وجود داشته كه حضرت موسى وجود آنان را به عنوان نعمت يادآورى مىكند. «جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ»
6- از تاريخ عبرت بگيريم. قوم موسى پس از برخوردارى از لطف ويژهى الهى و رسيدن به حكومت، گرفتار ذلت و مسكنت شدند. «لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ» به «باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ» «2» تبديل شد.
«1». تفسيرالميزان.
«2». بقره، 61.
تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 267
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🌼حجتالاسلام والمسلمین شیخ جعفر ناصری:
ما کمبودمان در نوع ارتباط و توجه به ساحت قدس محمدیه صلیالله علیهوآلهوسلّم است. باور کنید [ارتباط و توجه ما در این مورد] بسیار ضعیف است! بسیار ضعیف است!
🔸 توجه کنیم، توسل کنیم و هیچ ذکری به پایهی صلوات بر محمد و آل محمد علیهمالسلام نمیرسد.
حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ #جعفر_ناصری
عمومی
🔴 اهمیت حفظ و زیارت مقابر علما…
حضرت آیت الله بهجت قدس سره:
- در نجف اشرف، عظمت فوقالعاده حضرت امیر علیهالسلام موجب غفلت عدهای، از مقابر شریفه علما میشد…
اگر چه ما به زیارت آنها محتاجیم، نه آنها به ما؛ زیرا آنها کارشان را کردند. سلام و خواندن فاتحه برای آنها، برای خود ما نفع دارد.
در کربلا دو برادر سید رضی و سید مرتضی علمالهدی رحمهمااللّه نزدیک جدشان ابراهیم مجاب در رواق حسینی علیهالسلام دفن شدهاند.
نقل شده که اطراف قبر مرحوم شریفالعلما رحمهاللّه را در کربلا، آقا سید محسن حکیم رحمهاللّه آباد نمودند.
چه میشود گفت به کسانی که برای دین و عالمان دینی ارزش قائل نیستند و میخواستند مابینالحرمَین خیابان بکشند! که مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی یا حاج آقا حسین قمی رحمهمااللّه مانع شدند، ولی بعد از فوت آنها شروع به خرابکردن آنها نمودند.
وجود علما نافع است و مانع از خرابی آثار دینی و قبور علما میشود.
در روسیه قبر لنین ملعون در محلهای قرار دارد، آیا ممکن است در مسیر آن خیابان بکشند و آن را خراب کنند؟! هرگز نمیکنند، چون سیاستشان در بقای این قبر است.
چنان که شعار سیاسی و استقلال و بقای حکومت برخی از فرقهها بر خرابکردن قبور بزرگان ائمه بقیع علیهمالسلام بوده و هست.
📎 منبع: در محضر بهجت، ج۱، ص۲۵۰
«#راه خدا
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 19 سوره مائده
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ ۖ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
ای اهل کتاب! بی تردید رسول ما پس از روزگار فترت و خلأ پیامبران به سوی شما آمد [و آنچه را مورد نیاز دنیا و آخرت شماست] برای شما بیان می کند که [روز قیامت در پیشگاه خدا] نگویید: برای ما هیچ مژده دهنده و بیم رسانی نیامد، یقیناً مژده دهنده و بیم رسان به سویتان آمد؛ وخدا بر هر کاری تواناست.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای اهل کتاب، تحقیقاً رسول ما به سوی شما آمد که برای شما (حقایق دین را) بیان میکند در روزگاری که پیغمبری نبود، تا نگویید: رسولی که بشارت و بیم (به ثواب و عقاب) دهد بر ما نیامد. پس آن رسول بشارت ده و بیمآور به سوی شما آمد؛ و خدا بر هر چیز تواناست.
معانی کلمات آیه
فترة: فتر: انقطاع. مراد از آن زمانى است كه در آن پيغمبرى نيست.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
و نيز ابن اسحق از ابن عباس روايت نمايد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يهوديان را به اسلام دعوت نمود و ايشان را ترغيب و تشويق به پذيرفتن اين دين حنيف مى فرمود و و آنها را از قبول اسلام امتناع مى ورزيدند. سپس معاذ بن جبل و سعد بن عبادة به يهوديان گفتند: اى جماعت يهود از خداوند بترسيد شما همان كسانى بوديد كه اوصاف اين پيامبر را براى ما شرح ميداديد و پيش از بعثت او ما را تشويق به پذيرش دين او مينموديد. پس چرا اكنون كه او به ظهور رسيده وى را انكار مينمائيد؟ رافع بن حريملة و وهب بن يهوذا در جواب گفتند: ما چيزهائى كه شما مى گوئيد، نگفته ايم و خداوند بعد از موسى پيامبرى نفرستاده است و بعد از تورات كتاب آسمانى ديگرى را نازل نكرده است، سپس اين آيه نازل گرديد[۳].[۴]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «19»
اى اهل كتاب! همانا رسول ما در دورانى كه پيامبرانى نبودند به سوى شما آمد تا (حقايق را) براى شما بيان كند، تا مبادا بگوييد: مارا بشارت دهنده و بيمدهندهاى نيامد، براستى بشير و نذير برايتان آمد، و خداوند بر هر چيز تواناست.
نکته ها
فترت و فاصلهى زمانى ميان حضرت مسيح عليه السلام تا حضرت محمد صلى الله عليه و آله حدود ششصد سال است. البتّه در دورههايى كه پيامبرى مبعوث نمىشود، زمين خالى از حجت خدا نيست، چون اوصياى پيامبران بودهاند. به تعبير حضرت على عليه السلام: هرگز زمين خالى از حجّت نيست، چه قدرت داشته باشد يا نه، چون راه خدا نبايد براى پويندگان مخفى بماند. «1» پس ايّام فترت، به معناى رها كردن مردم نيست.
فترتها و فاصلههاى كوتاه مدت يا دراز مدت، حكمتهايى دارد واز برنامههاى مفيد در نظام تربيتى الهى است. نمونههاى آن در تاريخ عبارتند از: جدا شدن حضرت موسى عليه السلام از مردم، اعتكاف انبيا، قطع وحى از پيامبر و غيبت صغرى و كبراى امام مهدى عليه السلام.
«1». نهج البلاغه، كلمات قصار 147.
جلد 2 - صفحه 265
پیام ها
1- اسلام اهلكتاب را به سوى ايمان فرا مىخواند. «يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ»
2- بيان حقايقى كه كتمان يا تحريف و يا فراموش شدهاند، يكى از رسالتهاى انبياست. «يُبَيِّنُ لَكُمْ»
3- احكام الهى، نياز به تبيين پيامبران دارد. «رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ»
4- بعثت، راه عذر و بهانه را به روى انسان مىبندد. «أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ»
5- بشارت و انذار، از شيوههاى تبليغى انبياست. «جاءَكُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ»
6- انسان در انتخاب راه آزاد است، انبيا فقط بشارت و هشدار مىدهند، اجبار و اكراهى ندارند. «فَقَدْ جاءَكُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ»
7- نمىتوان گفت كه چگونه يك پيامبر درس نخوانده، مىتواند بيانگر معارف كتمان شده و تحريفهاى صورت گرفته در دين باشد، چون خداوند بر هر كارى تواناست. «وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
لباب النقول في اسباب النزول از سيوطى.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 279.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهل بیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 23 سوره مائده
قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
دو مرد از کسانی که [از خدا] می ترسیدند و خدا به هر دو نعمتِ [معرفت، ایمان و شهامت] داده بود، گفتند: از این دروازه به آنان یورش برید، چون به آنجا درآیید یقیناً پیروزید؛ و اگر مؤمن هستید بر خدا توکل کنید.
ترجمه (مکارم شیرازی)
دو نفر مرد خدا ترس (یوشع و کالب) که مورد لطف خدا بودند گفتند: شما بر آنها از این در درآیید، چون در آمدید آن گاه محققاً (بر آنها) غالب خواهید شد، و بر خدا توکل کنید اگر به او گرویدهاید.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «23»
دو نفر از مردانى كه (از خدا) مىترسيدند و خدا به آنان نعمت (عقل وايمان و شهامت) داده بود، گفتند: از دروازهى شهر بر دشمن وارد شويد (و نترسيد) پس چون كه داخل شديد همانا پيروزيد و اگر ايمان داريد بر خدا توكّل كنيد.
نکته ها
در تفاسير آمده است: آن دو نفر از نقباى دوازدهگانه بنىاسرائيل بودند، به نامهاى:
«يوشعبن نون» و «كالببن يوفنا» و نامشان در تورات، سِفر تثنيه آمده است. «1» امام باقر عليه السلام فرمودند: اين دو نفر، پسر عموى موسى عليه السلام بودند. «2»
به گفته علّامه طباطبايى در تفسير الميزان: «هرگاه كلمهى «نعمت» در قرآن بدون قيد آمد، مراد نعمت ولايت و نبوّت است».
پیام ها
1- خداترسى، زمينهى فراهم شدن الطاف و نعمتهاى الهى است. يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ …
2- آنكه از خدا بترسد، احساس مسئوليّت مىكند وپيروى از فرمان پيامبر خدا را واجب مىداند ودر برابر قدرتهاى ديگر تسليم نمىشود. يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ … ادْخُلُوا
3- خداترسى، زمينهى شجاعت و جرأت و عمل است. يَخافُونَ … ادْخُلُوا
«1». تفسير نمونه.
«2». تفسير نورالثقلين.
جلد 2 - صفحه 270
4- خداترسى، نعمتى الهى است. «يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا»
5- هنگام حمله، بايد به رزمندگان روحيه داد. «فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ»
6- خوف الهى و تقوا، به انسان بصيرت و نيروى تحليل صحيح و روشن از مسائل مىدهد. يَخافُونَ … فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ
7- توكّل، بايد مخلصانه و تنها بر خدا باشد. «عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا»
8- اگر اهل ايمان با شهامت وارد شوند، منحرفان ميدان را ترك مىكنند. «فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ»
9- اصل در موفقيّت تنها امكانات مادّى نيست، بلكه ايمان و توكّل، تصميم و جرأت نيز لازم است. ادْخُلُوا … وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا
10- توكّل به تنهايى كافى نيست، بلكه همراه با تلاش ما را به مقصد مىرساند.
ادْخُلُوا … فَتَوَكَّلُوا
11- توكّل، نشانهى ايمان و كليد نجات از بنبستها و ترسهاست. فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ …
12- از شما حركت، از خدا بركت و نصرت. «فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
13- توكّل، تنها به لفظ نيست؛ بلكه روحيّهاى برخاسته از ايمان است. «فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
✨⚫️شناخت مختصري از زندگاني حضرت معصومه سلام الله عليها
🔻حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ یكی از بانوان با فضیلت و با شخصیت خاندان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ میباشد. پدر بزرگوار او حضرت «موسی بن جعفر» امام هفتم شیعیان میباشد. مادر گرامی حضرت معصومه «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا ـ علیه السّلام ـ میباشد. نجمه از بانوان با فضیلت و از اسوههای تقوا و شرافت و از مخدرات كم نظیر تاریخ بشریت است.1️⃣
🔻درباره زمان تولد و وفات فاطمه معصومه ـ سلام الله علیها ـ آن چه مسلم است این است كه زمان تولد آن حضرت پیش از سال یكصد و هفتاد و نه هجری بوده است زیرا بنابر نقل شیخ كلینی در شوال 179 هارون الرشید امام موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ پدر حضرت معصومه ـ علیه السّلام ـ را از مدینه به بغداد برد و در آن جا در ماه رجب 183 از دنیا رحلت فرمود. 2️⃣
🔻و بنابر مدت عمر حضرت معصومه كه از 23 سال كمتر است، نمیتواند بعد از سال 179 باشد چون در آن سالها پدرش در زندان بود. پس تاریخ ولادت آن حضرت به طور دقیق مشخص نیست ولی طبق اسناد به دست آمده ولادت آن حضرت را در مدینه در سال 173 نقل میكنند.3️⃣
🔻درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ و این كه چند تن از آنها فاطمه نام داشتهاند اختلاف است. شیخ مفید تعداد آنان را سی و هفت تن ذكر كرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر كه دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمةالكبری و فاطمة الصغری.4️⃣حضرت فاطمه معصومه بعد از امام رضا ـ علیه السّلام ـ از دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ فاضلتر و دارای مقامی شامخ تر میباشد.
🔻با گذشت ایام، حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ هم دوران خردسالی را پشت سر گذاشت. و در این سالها محل رشد آن حضرت خاندانی بود كه او را با دریایی از علم و معرفت رو به رو ساخت. ولی بیش از ده بهار از عمر شریفش نگذشته بود كه پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید و دریایی از غم و اندوه بر قلب شریفش فرو ریخت كه در این ایام غم و تنهایی، تنها مایه تسلی او، برادرش امام رضا ـ علیه السّلام ـ بود كه ناگهان «مأمون» وجود اقدس امام هشتم را از كانون خانواده جدا نمود و به اجبار به خراسان جلب كرد و به اقامت اجباری در خراسان وادار نموده. حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ دوری یك ساله فراق برادر را تحمل كرد.
💐💐💐💐💐💐💐
📗منابع :
1️⃣صدوق، عیون الاخبار، ج 1، ص 14؛ طبرسی، اعلام الوری، ص 302؛ طبری، امامی، دلائل الامامت، ص 309؛ اثباة الهداة، ج 3، ص 233؛ مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 396.
2️⃣ اصول كافی، محمد بن یعقوب كلینی، ج 2، كتاب الحجة.
3️⃣ مستدرك سفینه، شیخ علی نمازی، ج 8، ص 257.
4️⃣ الاِرشاد، محمد بن نعمان (مفید)، ج 2، ص 242.
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 17 سوره مائده
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۚ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ۗ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
مسلماً آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است. یقیناً کافر شده اند. بگو: اگر خدا بخواهد، مسیح و مادرش و تمام کسانی که در روی زمین اند، هلاک کند، چه کسی می تواند در برابر اراده و قدرت او بایستد؟ و مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می آفریند، و خدا بر هر کاری تواناست.
ترجمه (مکارم شیرازی)
همانا آنان که گفتند: «خدا همان مسیح بن مریم است» کافر شدند. بگو (ای پیغمبر): کدام قدرت میتواند در برابر خدا کمترین مانعی ایجاد کند اگر خدا بخواهد عیسی بن مریم و مادرش و هر که در روی زمین است همه را هلاک گرداند؟ و مُلک آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست همه از آنِ خداست، هر چه را بخواهد خلق میکند و او بر (ایجاد و هلاک) همه چیز تواناست.
معانی کلمات آیه
«فَمَن یَمْلِکُ مِنَ اللهِ شَیْئاً»: چه کسی میتواند در مقابل خدا کاری بکند؟
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]
شأن نزول:
اين آيه درباره مسيحيان نجران نازل شده كه گفته بودند، عيسى پسر خدا است (يا خود عيسى همان خدا است)[۲].[۳]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «17»
آنان كه گفتند: خدا، همان مسيح پسر مريم است، قطعاً كافر شدند. (اى پيامبر! به آنان) بگو: اگر خداوند اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هركس كه در زمين است، همگى را هلاك كند، چه كسى در برابر (قهر) او از خود چيزى دارد؟ حكومت آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست، هر چه را بخواهد مىآفريند و خداوند بر هر چيز تواناست.
جلد 2 - صفحه 262
نکته ها
مسيحيان چند ادّعاى بىاساس درباره خدا دارند كه قرآن به آنها اشاره مىكند:
1. اعتقاد به خدايان سه گانه. لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ … «1»
2. اعتقاد به اينكه خداى آفريدگار، يكى از خدايان سه گانه است (خداى پدر). قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ … «2»
3. انحصار الوهيّت در مسيح كه اين آيه آن را ردّ مىكند.
«يَخْلُقُ ما يَشاءُ» به خلقت حضرت عيسى بدون داشتن پدر، و آفرينش حضرت آدم بدون داشتن پدر و مادر اشاره دارد.
اگر حضرت مسيح خداست، پس چگونه (به عقيدهى مسيحيان) كشته شد و صليب، آرم مظلوميّت او گشت؟ خدا كه نبايد مورد سوء قصد قرار گيرد!
پیام ها
1- اسلام، با كفر، شرك و خرافه در هر مكتبى كه باشد مخالف است. (غلوّ هم نوعى كفر است). «كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ»
2- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مأمور گفتگوى منطقى با مخالفان است. قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ …
3- اگر مسيح خدا باشد، خدا كه در شكم زن قرار نمىگيرد. «الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ»
4- احتمال فنا و نيست شدن، با خدايى سازگار نيست. «إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ»
5- عيسى، مادرش و همه مردم زمين در انسان بودن و ناتوان بودن در برابر قدرت خداوند، يكسان مىباشند. «الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»
6- ادّعاى خدايى براى غير خدا نظير مسيح، نشانه عدم شناخت واقعى مسيحيان نسبت به خداوند است. قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ … وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
7- قدرت الهى، محدود به نظام خاصى نيست و مىتواند حتّى بدون پدر هم،
«1». نساء، 171.
«2». مائده، 73.
جلد 2 - صفحه 263
فرزند خلق كند. «وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
پانویس
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
تفسير كشف الاسرار.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 278.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 16 سوره مائده
يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
خدا به وسیله آن [نور و کتاب] کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راه های سلامت راهنمایی می کند، و آنان را به توفیق خود از تاریکی ها [یِ جهل، کفر، شرک و نفاق] به سوی روشناییِ [معرفت، ایمان و عمل صالح] بیرون می آورد، و به جانب راه راست هدایت می کند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
خدا بدان کتاب هر کس را که از پی خشنودی او رود به راههای سلامت هدایت کند و آنان را از تاریکیهای (جهل و گناه) بیرون آورد و به عالم نور داخل گرداند و به راه راست رهبری کند.
معانی کلمات آیه
سبل: (بر وزن شتر) راه ها. مفرد آن سبيل است.
سلام: سلامتى. خالى بودن از هر ناراحتى.
مصير: بازگشت و محل بازگشت (اسم مكان و مصدر ميمى). مراد معناى اول است و در آن معناى انتقالى و تحول منظور است.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول آیات 15 و 16:
عكرمة گويد: يهوديان نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و از او درباره رجم (سنگساركردن) سؤال كردند، پيامبر فرمود: كداميك از شما به كتاب تورات اعلم و داناتر مى باشيد. آنان ابن صوريا را معرفى كردند، پيامبر ابن صوريا را به خدائى كه تورات را براى موسى فرستاد و او را با معجزات گوناگون به پيامبرى برگزيد، سوگند ياد داد و فرمود: كه حقيقت را از تورات بگويد. ابن صوريا گفت: هنگامى كه زنا در نزد ما زياد شده بود حكم او جز صد تازيانه و تراشيدن سر بيش نبود ولى خداوند سنگساركردن و رجم را در تورات معين فرمود سپس اين آيات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل گرديد.[۳]
شيخ بزرگوار ما اين موضوع را بدون ذكر شأن و نزول آورده است.[۴]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ «16»
خداوند به وسيلهى آن (كتاب) كسانى را كه بدنبال رضاى الهىاند، به راههاى امن و عافيت هدايت مىكند، و آنان را با خواست خود از تاريكىها به روشنايى درمىآورد، و به راه راست هدايت مىكند.
نکته ها
هدايت داراى مراتبى است: يك مرحله، هدايت عمومى براى همهى انسانهاست، خواه پيروى كنند يا نكنند ونوع ديگر مخصوص كسانى است كه هدايت عمومى را پذيرفته باشند.
«1». تفسير الميزان.
جلد 2 - صفحه 260
اين آيه نوع دوم را بيان مىكند.
سلام، يكى از نامهاى خداست، السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ … «1» و يكى از نامهاى بهشت هم «دارُ السَّلامِ» «2» است. پس راههاى سلام، يعنى راه خدا و بهشت كه رسيدن به آن دو از «سُبل السلام» و صراط مستقيم مىگذرد. «سُبُلَ السَّلامِ»، شامل راههاى سلامت فرد وجامعه، خانواده ونسل، فكر، روح و ناموس و … مىشود.
مصداق روشن پيروان رضوان خدا در «مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ»، پويندگان خط «غدير خم» اند، چون آيهى «رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» بعد از نصب علىّبن ابىطالب عليهما السلام به مقام جانشينى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شد. «3»
پیام ها
1- كسانى قابل هدايتند كه در پى تحصيل رضاى حقّ باشند، نه دنبال مقام و مال و هواى نفس و انتقام. «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ»
2- انسان، خود زمينهساز هدايت خويش است. «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ»
3- هدايت به راههاى سلامت و سعادت، در گرو كسب رضاى خداست و هر كس در پى راضى كردن غير او باشد، در انحراف است. «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ»
4- راه حقّ يكى است و راههاى باطل (شرك، كفر، نفاق و تفرقه و …) متعدّد.
(كلمهى «نور» مفرد؛ ولى «ظلمات» جمع آمده است. آرى، همهى نيكىها و پاكىها در پرتو نور توحيد، يك حالت وحدت و يگانگى به خود مىگيرد، امّا ظلمت هميشه مايهى تفرقه و پراكندگى صفوف است.)
5- هدف، يكى است؛ ولى راههاى رسيدن به آن متعدّد است. «سُبُلَ السَّلامِ»
6- مكتب وحى، سلامت و سعادت فرد و جامعه و روح و جسم را تضمين كرده
«1». حشر، 23.
«2». انعام، 127.
«3». تفسير اطيبالبيان.
جلد 2 - صفحه 261
است. «سُبُلَ السَّلامِ»
7- بشر در سايهى قرآن، به همزيستى و صفا در زندگى مىرسد. «سُبُلَ السَّلامِ»
8- «سُبُلَ السَّلامِ» به «صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» منتهى مىشود، و همهى كسانى كه با انجام تكاليف گوناگون در شرايط مختلف، در پى كسب رضاى خداوند مىباشند، به صراط مستقيم مىرسند. يَهْدِي … سُبُلَ السَّلامِ … يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
9- براى رسيدن به صراط مستقيم، تنها پيامبر و كتاب كافى نيست، لطف و ارادهى خدا هم لازم است. «بِإِذْنِهِ»
10- نه جبر، نه تفويض؛ بلكه امر بين الامرين. انسان انتخابگر است؛ «اتَّبَعَ رِضْوانَهُ» امّا رسيدن به هدف بدون اراده خدا نمىشود. «بِإِذْنِهِ»
11- قرآن، داروى شفابخش همه ظلمات است. تاريكىهاى: جهل، شرك، تفرقه، توحّش، شبهات، شهوات، خرافات، جنايات واضطرابها را به نور علم، توحيد، وحدت، تمدن، يقين، حقّ، صفا وآرامش تبديل مىكند.
«يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
تفسير جامع البيان.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 277.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
📩 نامه ای از فقیه عارف آیة الله سعادت پرور (ره) به یکی از دوستان طریق
✍️برادر جان! انسان نبايد از نافرمانى و غفلت و خلافِ مراقبه عمل كردن، نوميد از سير الى اللَّه گردد
✍️زيرا اگر روى از آن سو برگيريم، به كجا مى توان روى كرد؟! … خودش مى داند كه ما ضعيفيم و سراپا جهل، بر طبق ضعف و جهل مان با ما معامله مى كند.
✍️ اين همه كه در قرآن شريفش، داد از غفاريّت خود مى زند، براى چيست؟ مگر جز براى آن است كه آگاه به حال ما بوده كه از روى نادانى، مخالفت او خواهيم كرد. همين بس كه خودش نام ما را به انسان تسميه فرموده، (در مواقعى كه نافرمانى و جهلِ ما را متذكّر مىشود).
✍️اگر خيال نااميدى براى انسان دست دهد، بايد بداند كه از شيطان است و الّا با كريمان، كارها دشوار نيست؛ هر وقت آن لعين به سراغت آمد بگو:
آن قدر حلقه زنم بر در ميخانۀ دوست
تا كند صاحب ميخانه به رويم در، باز
📚برگرفته از کتاب رسائل عرفانی
╭┅────────────┅╮
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 13 سوره مائده
فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ ۙ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ ۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
پس آنان را به سبب پیمان شکستنشان لعنت کردیم، و دل هایشان را بسیار سخت گردانیدیم، [تا جایی که] کلمات خدا را از جایگاه اصلی اش و معنای حقیقی اش تغییر می دهند، و بخشی از آنچه را [از معارف و احکام تورات واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، و همواره از اعمال خائنانه آنان جز اندکی از ایشان [که وفادار به پیمان خدایند] آگاه می شوی؛ پس [تا نزول حکم جهاد] از آنان درگذر و [از مجازاتشان] روی گردان؛ زیرا خدا نیکوکاران را دوست دارد.
ترجمه (مکارم شیرازی)
پس چون پیمان شکستند، آنان را لعنت کردیم و دلهایشان سخت گردانیدیم (که موعظه در آن اثر نکرد)، کلمات خدا را از جای خود تغییر میدهند و از آن کلمات که به آنها پند داده شد نصیب بزرگی را از دست دادند. و دائم بر خیانتکاری آن قوم مطلع میشوی جز قلیلی از ایشان (که با ایمان و نکوکارند)، پس تو از آنها درگذر و (کار بدشان را) عفو کن، که خدا نیکوکاران را دوست میدارد.
معانی کلمات آیه
قاسية: قسو و قساوت: سخت دلى. قاسيه: سخت، «قلوب قاسيه» يعنى دلهاى سخت.
يحرفون: حرف. طرف. تحريف: يك طرف بردن. تحريف كلام يعنى منحرف كردن آن از معناى اصلى. يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ، يعنى كلمه ها را از معانى واقعى بر كنار مى كردند.
الكلم: كلمه ها. از لفظش مفرد ندارد. آن چهار بار در قرآن مجيد آمده است.
حظا: حظ: قسمت، نصيب. «حظا» يعنى قسمتى و مقدارى.
خائنة: خائنه و خيانت هر دو مصدر هستند. مثل كاذبه به معنى كذب. خيانت مقابل امانت است.
اصفح: صفح: اغماض و ناديده گرفتن. «فاصفح» يعنى اغماض و چشم پوشى كن.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ «13»
پس (بنىاسرائيل را) به خاطر شكستن پيمانشان لعنت كرديم (و از رحمت خويش دور ساختيم) و دلهايشان را سخت گردانيديم. آنان كلمات (الهى) را از جايگاههاى خود تحريف مىكنند و بخشى از آنچه را به آنان تذكّر داده شده بود فراموش كردند، و تو همواره بر خيانتى از آنان آگاه مىشوى (هر روز توطئه و خيانتى تازه دارند) مگر اندكى از ايشان (كه سنگدل و تحريفگر و خائن نيستند). پس، از آنان درگذر و از لغزشهايشان چشم بپوش. همانا خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد.
نکته ها
در اوّلين آيهى اين سوره، وفاى به پيمانها و در آيهى قبل، پيمان خداوند با بنىاسرائيل آمده است. اين آيه آثار خلف وعده و پيمانشكنى را مطرح مىكند.
نسيان گاهى به معناى فراموشى غير اختيارى است كه انتقادى بر آن نيست؛ ولى گاهى به معناى بىاعتنايى وبىتوجّهى است كه قابل انتقاد است. مانند؛ موردى كه در اين آيه آمده است. «نَسُوا حَظًّا»
پیام ها
1- از پيمانشكنى بنىاسرائيل و عواقب آن عبرت بگيريم. فَبِما نَقْضِهِمْ … لَعَنَّاهُمْ
2- پيمانشكنى با خدا، عامل محروميّت از لطف الهى و زمينهى پيدايش سنگدلى است. لَعَنَّاهُمْ … جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً در آيهى 77 سورهى توبه نيز پيمانشكنى با خدا، سبب پيدايش نفاق است. «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ»
جلد 2 - صفحه 257
3- گروهى از بنىاسرائيل، همواره اهل خيانت بودند. «لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ»
4- پيامبر صلى الله عليه و آله دائماً بر اعمال ورفتار يهود ناظر بودند. «لا تَزالُ تَطَّلِعُ»
5- در برخورد با دشمن، انصاف را فراموش نكنيم. ( «إِلَّا قَلِيلًا» يعنى همهى بنىاسرائيل توطئهگر نبودند.)
6- عفو و صفح، از مصاديق احسان است. فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ … الْمُحْسِنِينَ
7- عفو و گذشت كردن از كافر نيز احسان ونيكى است. فَاعْفُ عَنْهُمْ … إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
8- نيكوكار، محبوب خداست. «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
میرزا جواد ملکی تبریزی (رحمة الله)
💠علامه طباطبایی(رحمة الله):
🔸بر سر مزار مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بروید (قبرستان شیخان قم) و از ایشان بخواهید ، در عالم معنا خدمت حضرت معصومه {علیها السلام} برسند و ایشان را مجاب کنند تا تربیت شما را به عهده بگیرند.
🔸خود مرحوم آیت الله ملکی تبریزی ، همین مطلب را به میرزای قمی عرض می کردند.
💠مرحوم شالچی تبریزی(رحمة الله):
🔸ایشان(آیت الله ملکی تبریزی) اینجا در قم بودند و فوت شدند. قبرشان هم در شیخان است.
🔸من حالا هم از قبرش استفاده می کنم.
🔸بروید سر قبرش، فاتحه بخوانید، حوائجتان را هم بخواهید. گمان می کنم که نتیجه بگیرید.
🔸من حالا هم گاهی شده است که عرضی داشته باشم می روم سر قبر ایشان و نتیجه می گیرم. خواب هم می بینم و استفاده می کنم.
╭┅────────────┅╮
عمومی
﷽
✅مردی نزد پیامبر(ص) آمده و گفت:
در پنهان به گناهانی چهارگانه مبتلا هستم؛ زنا، شرابخواری، سرقت و دروغ. هر کدام را تو بگویی به خاطرت ترک میکنم.
✍پیامبر (ص) فرمود: دروغ را ترک کن.
مرد رفت و هنگامی که قصد زنا کرد با خود گفت: اگر پیامبر (ص) از گناه من پرسید، باید انکار کنم و این نقض عهد من است (یعنی دروغ گفتهام) و اگر اقرار به گناه کنم، حدّ بر من جاری می شود. دوباره نیّت دزدی کرد و همین اندیشه را نمود و درباره کارهای دیگر نیز به همین نتیجه رسید. به نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: یا رسولالله! تو همه راهها را بر من بستی، من همه را ترک نمودم.
📚میزان الحکمه، جلد ۸، صفحه۳۴۴
💥در چنین موقعیتی حساس است که بینش دینی ما دستور میدهد دروغ شوخی و جدی، هر دو باید ترک شود. و دروغهای کوچک نیز همچنین.
📚مضمون روایت، جلد ۸،
#احادیث
#تفسیر_قرآن
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌺
عمومی
﷽
🔴چگونه می شود به امام زمان (عج) نزديک شد؟
✍خشنودي امام زمان عج در گرو خشنودي خداوند است؛ و خشنودي خداوند در تبعيت از اوامر الهي و انجام واجبات و ترک محرمات است. در روايتي از حضرت امام محمد باقر عليه السلام همين معنا را مييابيم: «خدا سه چيز را در سه چيز ديگر پوشانده: خشنودي اش را در طاعتش قرار داده، پس هيچ طاعتي را كم مشمار، شايد رضايت خدا در آن طاعت باشد. دوم: خشمش را در معصيت پوشانده، پس معصيتي را ناچيز مشمار، شايد خشم او در آن معصيت باشد. سوم: اوليائش را در مردمان پنهان كرده، پس كسي را تحقير مكن! شايد همو ولي خدا باشد.»(1)
در روايتي امام باقر عليه السلام وظايف شيعيان را در زمان غيبت بيان کرده اند که عمل به اين وظايف قطعا زمينه ساز خشنودي حضرت ولي عصر را فراهم ميکند. حضرت ميفرمايند: اصبروا علي اداء الفرائض و صابروا عدوكم و رابطوا امامكم المنتظر». بر انجام واجبات صبر كنيد و در برابر دشمنان مقاومت نماييد و پيوندتان را با امام منتظران مستحكم نماييد.(2)
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ در روايتي پر محتوا مي فرمايد: «هر شخصی دوست دارد از دوستان و ياوران حضرت قائم ـ عليه السلام ـ باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد.
براي نزديک شدن به حضرت رعايت اين نکات توصيه ميشود: پيدا کردن شناخت کامل از امام زمان عج. قدم اول در ايجاد ارتباط با امام زمان عج شناخت صحيح ايشان است. پيدا کردن محبت عميق نسبت به ايشان. پس از شناخت کمالات حضرت نسبت به ايشان احساس محبت پيدا ميکنيم. ترک گناه. محبت يک رابطه دوسويه است. بنابراين با ترک گناه بايد محبت امام زمان را به خودمان جلب کنيم.
همانندي و همراهي با امام در اعمال نيک. تا آنجا که ميتوانيم بايد خودمان را به ايشان شبيه کنيم. سعي کنيم نمازمان را اول وقت بخوانيم تا با نماز حضرت مورد قبول قرار گيرد. ان شا الله. مطالعه کتاب مکيال المکارم و کتاب نجم الثاقب نيز توصيه مي شود. در اين دو کتاب وظايف شيعه در زمان غيبت و راه هاي ياد کردن ايشان ذکر شده است.
📗 (1) بحارالانوار، ج 75، ص 187، حديث2.
(2) نعماني، محمد ابن ابراهيم، کتاب الغيبه، ص 300.
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 114 سوره مائده
قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
عیسی بن مریم گفت: خدایا! ای پروردگار ما! برای ما از آسمان سفره ای پر از غذا نازل کن تا عیدی باشد برای اهل زمان ما و نسل آینده ما، و نشانه ای از سوی تو؛ و ما را روزی بخش که تو بهترین روزی دهندگانی.
ترجمه (مکارم شیرازی)
عیسیِ مریم گفت: بارالها، ای پروردگار ما، تو بر ما از آسمان مائدهای فرست تا (این روز) برای ما و کسانی که پس از ما آیند روز عید مبارکی گردد و آیت و حجّتی از جانب تو برای ما باشد، و ما را روزی ده، که تو بهترین روزی دهندگانی.’
معانی کلمات آیه
عيدا: عيد را از آن عيد گويند كه هر سال رجوع مى كند. از «عود» به معنى رجوع.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ «114»
عيسىبن مريم گفت: خداوندا، پروردگارا! مائدهاى از آسمان بر ما فرو فرست كه براى نسل كنونى و آيندگان ما عيد و نشانهاى از تو باشد و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى دهندگانى.
نکته ها
معمولًا دعاهاى قرآن با اسم «رب» آغاز مىشود؛ ولى در اين آيه با دو كلمهى «اللَّهُمَّ رَبَّنا» آمده است. شايد به خاطر اهميّت اين حادثه و پيامدهاى آن باشد.
پیام ها
1- توسّل به اولياى خداوند براى قضاى حوائج، جايز است. قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى … قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَ …
2- براى پيامبران، مردم تاريخ و نسلها مطرحاند. «لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا»
3- از نشانههاى الهى، بايد براى هميشه درس گرفت. «وَ آيَةً مِنْكَ»
4- عيد وجشن مذهبى از نظر قرآن كار صحيحى است. «تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا» (ميلاد اولياى خدا وبعثت پيامبر، كمتر از نزول مائده آسمانى نيست)
5- حضرت عيسى، در دعا به جاى مسألهى خوردن، به الهى بودن مائده توجّه مىكند. «آيَةً مِنْكَ»
جلد 2 - صفحه 398
6- در دعا، خدا را با ادب كامل و با صفت مناسب با خواسته، صدا بزنيم. ابتداى آيه «اللَّهُمَّ رَبَّنا» آمده و آخر آيه «خَيْرُ الرَّازِقِينَ»
7- به درخواستهاى مادى جهت معنوى دهيم. (حواريّون اوّلين هدف خود را خوردن و سپس اطمينان داشتن «نَأْكُلَ مِنْها وَ تَطْمَئِنَّ» بيان كردند، ولى حضرت عيسى ابتدا برجا گذاشتن نشانهى سرور براى تاريخ «عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا» سپس نشانه قدرت خداوند «وَ آيَةً مِنْكَ» و در مرحله سوم مسئله رزق را مطرح فرمود «وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ» و بدين گونه به همه فهماند كه مسائل معنوى و اجتماعى بر مسائل گروهى و اقتصادى مقدّم است).
8- به خدا توجّه كنيم و به سراغ ديگران نرويم. «وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
عمومی
🔸⭕️ضرورت عشق به امام زمان عجلاللهفرجهالشریف و به دست آوردن حالت انتظار دائمی؛
◀️علامه محمدحسین طهرانی رضواناللهتعالیعلیه میفرمودند:
[ انتظار انسان باید آن قدر شدید باشد که صبح هنگام، انتظار ظهور حضرت را در شب داشته باشد، و شب که میخوابد انتظار ظهور و طلوع آفتاب ولایت را در صبح داشته باشد]
╭┅────────────┅╮
عمومی
﷽
اعمـــــالے کہ انـــسـان انـــجـــام میدهـــد ،
فـــورا در عـــالــم معـــنے
بـــرای ارتـــقـــــاء مجســـم مے شـــونـــد ،
فـــرض کـــنیـــد کہ داریـــد
قــرآن میخـــوانیـــد ،
قــرآن خـــوانـــدن در عـــالــم معـــنے
مثـــل ایـــن اســـت کہ
دارد گـــُــل از دهــــان شمـــا مے ریـــزد
و ایـــن هـــا در
بــرزخ شمـــا گـــلستــــانےمےشـــونـــد .
- آیــــتالله نـــاصــری .
#سخن_بزرگان
#مرگ_بر_اسرائیل
╭┅────────────┅╮
عمومی
💠 هشت ویژگی مومن از منظر رسول خدا حضرت محمد صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.
☀️ پیامبر اکرم صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
به امیرالمومنین عَلَيهِ السَّلام فرمودند :
▪️ يا عَلِيُّ ، يَنبَغي أن يَكونَ فِي المُؤمِنِ ثَمانُ خِصالٍ :
▫️۱. وَقارٌ عِندَ الهَزاهِزِ ،
▫️۲. وصَبرٌ عِندَ البَلاءِ ،
▫️۳. و شُكرٌ عِندَ الرَّخاءِ ،
▫️۴. و قُنوعٌ بِما رَزَقَهُ اللّه عز و جل ،
▫️ ۵. لا يَظلِمُ الأَعداءَ ،
▫️ ۶. ولا يَتَحامَلُ عَلَى الأَصدِقاءِ ،
▫️ ۷. بَدَنُهُ مِنهُ في تَعَبٍ ،
▫️۸. وَ النّاسُ مِنهُ في راحَةٍ .
▪️ سزاوار است كه مؤمن ، هشت صفت داشته باشد :
▫️۱. آرامش در حوادث زندگی،
▫️۲. شكيبايى به هنگام بلا و سختی؛
▫️ ۳. شکر گزارى به هنگام آسايش ؛
▫️۴. خشنود بودن به آنچه خداوند عز و جل روزیش کرده ؛
▫️۵. به دشمنان ستم روا نداشته باشد (از حدود الهی در برخورد با دشمن تجاوز نکند) ؛
▫️۶. دوستانش را به سختى نیندازد ؛
▫️۷. بدنش بواسطه تلاش و مجاهدت او در سختی باشد
▫️ ۸. و مردم از دست او در آسایش باشند .
📚 من لايحضره الفقيه،ج۴ ،ص۳۵۴
عمومی
✍هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد
و راه بندان شد بدان خدا کرده است
زود برو با او خلوت کن و بگو با من
چه کار داشتی که راهم را بستی؟!
هرکس گرفتار است
در واقع گرفتهی یار است ..
-مرحوماسماعیلدولابی(ره)-
╭┅────────────┅╮
عمومی
💢هر انسانى،رقیب دارد و مراقبت مى شود.
♦️ذره هایى كه بر قلب هاى شما مى گذرد،رقیب دارد.چشم ما رقیب دارد.گوش ما رقیب دارد.زبان ما رقیب دارد.قلب ما رقیب دارد.كسانى مراقبت مى كنند این ها را…
♦️نكند كه خداى نخواسته از من و شما و سایر #دوستان_امام_زمان علیه السّلام یك وقت، چیزى صادر بشود كه موجب افسردگى امام زمان علیه السّلام باشد.
♦️مراقبت كنید از خودتان،پاسدارى كنید از خودتان.
✍امام خمینی رحمت الله علیه
#یاری_امام
#امام_زمان
#لبیک_یا_خامنه_ای
عمومی
✅انسان با آموزش و آگاهى پا در خاك گذاشته است
استاد علی صفایی حائری:
ما در نظام زندگى مىكنيم و در اين نظام
جهانى كه علم شاهد آن است، نمىتوان بىضابطه حركت كرد. كوچكترين حركت و عمل ما،به دستور و برنامهاى نياز دارد كه با وجود ما و با ساخت و بافت جهان هماهنگ باشد. خدا انسان را رها نمىكند و با حجّت وحى،به عقل او كمك مىنمايد؛ چون علم ما محدود است و غريزهى ما ناقص و آزاد و وجدان ما محكوم محيط و عادت و غريزه. ما با تمام هستى رابطه داريم و در اين رابطه، او ضابطهها را همراه رسول فرستاده و پيش از آنكه انسان گرفتار شود، چراغ راهش را آورده است.
بر خلاف آنچه در تاريخ مىنويسند، انسان با آموزش و آگاهى پا در خاك گذاشته، نه آنكه عريان به دنبال خوراك و لباس و آتش و ابزار راه افتاده باشد و به صنايع و علوم امروز رسيده باشد؛ كه اين همه علوم و صنايع، هنوز براى كوچكترين حركتهاى ما، نورى ندارد؛ كه هنوز تمامى روابط را نمىشناسند.
آدم، همراه آموزش و تعليم، پا بر روى خاك مىگذاشته. و وحى،به علم و غريزهى انسان راه مىدهد و فلسفه و عرفان و علم را، جهت مىدهد.
يكى از شكلهاى التقاط، اين است كه بخواهى با فلسفه و عرفان و علم،به مذهب كمك كنى؛ در حالى كه مذهب آمده تا كسرىهاى اينها را تأمين كند و به مغز و قلب و تجربهى انسان، فضا و زاويهاى بدهد، كه بتواند هستى را آنگونه كه هست، دريابد.
📚 نامه های بلوغ ص۳۴
عمومی
﷽
«آیـــّت الله حـــقشنـــاس𔘓»
اگــہ وقـــتـــت را بـــرای
عبـــادت خـــدا صـــرف نـــکـــنے
خـــدا فـــراغـــتتو میگـــیـــره
گـــرفتـــار دنـــیـــا بـــشے
خـــود خـــدا خـــطاب میـــکنہ بہ دنـــیـــا،
آرامشش رو ازش بگـــیـــر۔۔
ولـــو میلیـــاردر بـــاشـــہ
هـــچوقـــت مـــوقـــع اذانکار را
بہ نـــمـــاز تـــرجیـــح نـــده
همیـــشہ اولـــویـــتـــت نمـــاز بـــاشہ
اون کاره[ مـــوقـــع اذان ]
دیـــگہ بـــرکتے نـــداره۔۔۔
اگہ کار کـــردن رو بہ
نمـــاز تـــرجیـــح دادی و
بعـــدا گـــرفتـــار شـــدی دیـــگہ
نگـــو چـــرا گـــرفـــتـــار شـــدم!!
عمومی
🌱داستان توبه کنندگان: عهد و پیمان با خدا
جوانی با خدای متعال عهد و پیمان بست که به دنیا دل نبندد و به زیورآلات آن ننگرد چون اینها انسان را از یاد خدا باز میدارد.
روزی از بازاری میگذشت از جلوی جواهر فروشی رد میشد دید که کمربندی مُرصّع به دُرّ و جواهر است، از عهد خود غافل شد و نگاه طولانی به آن کرد و از زیبائی و حُسن آن تعجب نمود.
صاحب جواهر فروشی دید که آن جوان با دقت تمام به آن کمربند نگاه میکند دل از آننمیبرد همینکه آن جوان قدری از در مغازه جواهر فروشی رد شد صاحب جواهر فروشی کمربند را در دکان ندید فوراً از در مغازه بریزآمد و با شتاب تمام خود را به جوان رسانید و دست او را گرفت و گفت ای عیّار تو کمربند را دزدیدی من از تو دست برنمیدارم تا کمربند مرا بدهی و کشان کشان او را به محضر حاکم آورد گفت ای حاکم این جوان دزد است و کمربند جواهرنشان را ربوده.
حاکم نگاهی بسیمای آن جوان کرد و گفت گمان نکنم این جوان دزد باشد زیرا به او این کارنمیآید.
صاحب کمربند گفت چرا او کمربند مرا دزدیده و ما جرا را برای حاکم شرح داد. حاکم دستور داد او را بازرسی کنند وقتی که او را بازرسی کردند دیدند در زیر لباسهای جوان کمربند بسته شده، حاکم متعجب و خشمناک فریاد زد.
«یا فتی اَما نستحیی تلبس لباس الاخیار و تعمل عمل الفجار» ای جوان آیا حیانمی کنی و خجالت نمی کشی لباس خوبان را میپوشی و عمل بدکاران را انجام می دهی؟
جوان وحشت زده و ناراحت گفت: مولای من قدری صبر کن تا مطب برایت واضح گردد. سپس رو به آسمان نمود و از صمیم دل گفت الهی لااعود الی مثلها خدایا دیگر به این عمل برنمی گردم میدانم از یاد تو غافل شدم و به گناه افتادم از کرده خود پشیمان و نادمم توبه مرا بپذیر که خیلی ناراحتم و آبروی مرا نبر.
قاضی خیال کرد که جوان عمل دزدی را میگوید خیلی ناراحت شد و دستور داد او را عریان کنند و تازیانه بزنند (باینکه آن حکم بر خلاف قرآن بود زیرا حکم دزد پس از اثبات دست بریدن بود.)
ناگهان صدائی شنیدند ولی صاحب صدا را ندیدند که فرمود: ادعو ولاتضربوه انما ارودنا تأدیبه) رهاکنید او را زیرا ما می خواستیم او را تأدیب نمائیم.
حاکم منقلب گردید واز کرده خود پشیمان شد و از آن جوان عذر خواهی کرد و آمد بین دوچشم او را بوسید و گفت مرا از قصه خود آگاه کن.
جوان جریان عهد خود را با خدا بیان کرد و نقض عهد را نیز عنوان نمود و گفت نقض عهد و پیمان مرا به این رسوائی و بلیه دچار کرد.
صاحب کمربند وقتی از داستان آگاه شد پشیمان و نادم او را قسم داد که تو را به خدا قسمت میدهم که این کمربند را از من قبول کن و مرا حلال نما.
جوان گفت: ای مرد برو دنبال کارت من خودم باعث این کیفر شدم و گوشمالی هم شدم.
ای خدائیکه مکان یافتهای دردل دوستباز از پنجه قدرت بنما مشکل دوستای خدائیکه گدای در تو بنده تستجلوه ماه و خور از طلعت تابنده تستای خدائیکه بغیر از تو نداریم کسیلطف تو میطلبیم چون به همه دادرسیاز صفات توهمین ورد زبان ما را بسخود بمیریم، به فضل توبفریاد برس
⭕️منبع: قصص التوابین؛داستان توبه کنندگان،علی میر خلف زاده
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 1 سوره مائده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ۚ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ ۗ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ
ای اهل ایمان! به همه قراردادها [یِ فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نذر، عهد و سوگند] وفا کنید. [گوشتِ] چهارپایان جز آنچه [در آیات بعد، حُرمتش] بر شما خوانده می شود برایتان حلال است، [و توجه داشته باشید که] نباید شکار را در حالی که مُحرم [به احرام حج و عمره] هستید، حلال بشمارید؛ یقیناً خدا آنچه را بخواهد [بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما] حکم می کند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای اهل ایمان، (هر عهد که با خدا و خلق بستید) به عهد و پیمان خود وفا کنید (و بدانید) بهائم بسته زبان برای شما حلال گردید جز آنچه (بعداً) برایتان تلاوت خواهد شد و جز آن صیدی که بر شما در حال احرام حلال نیست. همانا خدا به هر چه خواهد حکم کند.
معانی کلمات آیه
عقود: عقد در اصل به معنى بستن و گره زدن است. جمع آن عقود است. مراد از آن در اينجا همه پيمانهاست.
بهيمه: زبان بسته. يعنى در صوتش ابهام هست. آن به چهارپايان غير درنده اطلاق مى شود. اعم از آنچه در خشكى باشد يا در دريا.
انعام: نعم: چهارپا. انعام: چهارپايان. مراد از آن در آيه ظاهرا چهارپايان حلال گوشت است. اعم از اهلى و وحشى.
محلى: محل: حلال كننده، حلال دان. محلى در اصل محلين به معنى حلال دانها است.
صيد: شكار كردن و شكار. مصدر و اسم هر دو آمده. مراد از آن معناى دوم است.
حرم: (بر وزن شتر) محرمها. كسى را كه در حال احرام حج و عمره است محرم گويند.[۱]
نزول
سوره مائدة:
اين سوره در عرفات هنگام حجّة الوداع نازل شد. زرارة بن اعين از امام باقر عليه السّلام روايت كند كه فرمود امام علی مرتضى عليه السّلام فرمايد كه سوره مائدة دو يا سه ماه پيش از رحلت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نازل گرديده است چنانكه در روايت ديگرى نيز زرارة نظير اين حديث را از امام باقر عليه السّلام نقل و روايت كرده است.[۲]
شيخ بزرگوار بعد از سه واسطه از زرارة او از امام باقر عليه السّلام نقل نمايد كه فرمود عمر بن الخطاب اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را كه از زمره آنان على بن ابى طالب بود نزد خود جمع كرد و راجع بمسح بر روى دو كفش يا موزه پا سؤال كرد. مغيرة بن شعبه در پاسخ گفت من ديدم كه پيامبر بر روى كفش يا موزه مسح مينمود. على بن ابى طالب فرمود آيا ديدن تو پيش از نزول سورة مائدة بوده يا بعد از نزول آن؟ مغيرة در جواب گفت نميدانم. على عليه السّلام فرمود پيش از نزول سوره مائدة بوده و اين سوره دو يا سه ماه پيش از رحلت پيامبر اسلام نازل شده است.[۳] (منظور امام اين بود كه بعد از نزول سوره مائدة مسح بر روى پا واجب گرديد اگر چه قبلا بر روى كفش يا موزه بوده است.) [۴]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
سيماى سوره ى مائده
اين سوره يكصد و بيست آيه دارد و چند ماه پيش از رحلت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله نازل شده و هيچ يك از آيات آن نسخ نگشته است.
اين سوره به خاطر دعاى حضرت عيسى عليه السلام براى نزول مائده ى آسمانى كه در آيه ى 114 آمده، «مائده» ناميده شده است؛ البتّه به «عهد» و «عقود» نيز نام گذارى شده، در مجموع آياتِ اين سوره نسبت به يك پيمان شكنى مهم هشدار مى دهد.
بيشترين خطاب «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»* در اين سوره است. مثلًا در سوره ى بقره يازده مرتبه؛ ولى در اين سوره، شانزده مرتبه آمده است.
اين سوره شامل مسائلى از قبيل: ولايت و رهبرى، ردّ عقيده ى تثليث، وفاى به عهد و پيمان ها، گواهى دادن به عدل، تحريم قتل، احكام خوردنى ها، احكام وضو، غسل و تيمّم، سفارش به عدالت اجتماعى و احكام وصيّت، قصاص، سرقت، زنا و … مى باشد.
چون از آخرين سوره هايى است كه نازل شده، با جمله ى «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» در آغاز سوره، سفارش به انجام همه ى تعهّدات و پيمان ها دارد.
تفسير نور، ج 2، ص: 228
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده ى مهربان
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ «1»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! به عقد و پيمانها (ى خود، با خدا و مردم) وفا كنيد. (خوردن گوشت) چهارپايان براى شما حلال گشته، مگر آنها كه (حكم حرمتش) بر شما خوانده خواهد شد، و در حال احرام شكار را حلال نشمريد، همانا خداوند به هر چه خواهد (ومصلحت بداند) حكم مىكند.
نکته ها
كلمهى «بَهِيمَةُ» در اينجا به معناى چهارپا و اعم از «انعام» است، «انعام» به گاو و شتر و گوسفند مىگويند و «بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ» كه سه بار در قرآن آمده به معناى حلال بودن گوشت اين چهارپايان است. «1» امام صادق عليه السلام فرمودند: مراد از «بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ»، جنين حيوان ذبح شده است كه تزكيهى مادرش، تزكيهى او نيز به شمار مىرود. «2» مرحوم فيض در تفسير صافى مىفرمايد: «ممكن است اين روايت بيان مصداق پنهان آن باشد و يا اينكه از شكم مادر به آنها «بهيمة» گفته مىشود، بنابراين منافاتى با تعميم ندارد». «3»
«1». تفسير مجمعالبيان.
«2». كافى، ج 6، ص 234.
«3». قاموس القرآن.
جلد 2 - صفحه 229
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «لا دين لمن لا عهد له» «1»، كسى كه وفا ندارد، دين ندارد. آرى، اگر به پيمانها عمل نشود، اساس جامعه واعتماد عمومى بهم مىريزد وهرج ومرج پيش مىآيد.
قرآن، وفاى به پيمان حتّى با مشركان را لازم مىداند، «فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ» «2» و طبق حديثى از امام صادق عليه السلام وفاى به پيمان فاجران هم لازم است. «3»
بر اساس روايتى ديگر، اگر يك مسلمان حتّى با اشاره، به دشمن كافر امان داد، بر ديگر مسلمانان رعايت اين پيمان اشارهاى، الزامى است.
كتب آسمانى، عهد خداوند هستند و بايد به آنها وفادار بود، عهد قديم (تورات)، عهد جديد (انجيل) و عهد اخير (قرآن). در حديث مىخوانيم: «القرآن عهد اللّه» «4»
پیام ها
1- مسلمانان بايد به همهى پيمانها، (با هر كس و هر گروه،) پايبند باشند، چه قراردادهاى لفظى، كتبى؛ پيمانهاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى ويا خانوادگى؛ با قوى يا ضعيف، با دوست يا دشمن، با خدا (مثل نذر و عهد) يا مردم، با فرد يا جامعه، با كوچك يا بزرگ، با كشورهاى منطقه يا قراردادهاى بين المللى. كلمهى «بِالْعُقُودِ» داراى «الف و لام» است كه شامل همهى قراردادها مىشود. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»
2- اشعار دارد كه ايمان، ضامن وفاى به عهد و پيمانهاست. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»
3- حال كه خداوند انواع نعمتها را در اختيار ما گذاشته است، پس به پيمانهاى
«1». بحار، ج 16، ص 144.
«2». توبه، 4.
«3». كافى، ج 2، ص 162.
«4». كافى، ج 6، ص 198.
جلد 2 - صفحه 230
او وفادار باشيم. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ»
4- يكى از پيمانهاى الهى، توجّه به احكام حلال وحرام در خوردنىهاست. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ»
5- اسلام، هم به مسائل اجتماعى و هم به مسائل اقتصادى توجّه دارد. (وفاى به عهد، مسئلهى اجتماعى و اقتصادى وبهرهگيرى از حيوانات، از مسائل اقتصادى است.) «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ»
6- مصرف گوشت گاو، شتر و گوسفندى كه مرده يا خفّه و … شده باشند، حرام است. «إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ»
7- همهى چهارپايان حلال نيستند. «إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ» (بنابر اينكه جمله، مربوط به انواع چهارپايان باشد.)
8- براى حفظ حرمت احرام بايد كمى هم محروميّت چشيد و از شكار، چشم پوشيد. «غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
9- عمل به محرّمات احرام، از جمله موارد وفاى به عهد و پيمان با خداست. أَوْفُوا بِالْعُقُودِ … غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
10- احرام، عهد و پيمان با خداوند است. أَوْفُوا بِالْعُقُودِ … وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
11- احرام، حالتى خاص و ويژه و داراى احترام است. «وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
تفسير عيّاشى
البرهان في تفسير القرآن
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات، ص: 264
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
✅نشانهٔ محبت، عمل به خواستهٔ محبوب
نمیشود انسان خلاف رضایت محبوبش گام بردارد و عمل کند، و در عین حال مدعی عشق و محبت باشد؛ درحالیکه پوشش، رفتار، خُلقیات و کلامش به گونهای است که محبوبش نمیپسندد و از او آزرده میشود.
در عشقهای مجازی، محبوب تفحص و جستوجو میکند که ببیند آن محبوبه و معشوقهاش از چه چیزی خوشش میآید، چه رنگی را دوست دارد، چه عطری، چه خلقوخو و روشی را میپسندد. اول که به هم میرسند، دائم دنبال نقاط اشتراک میگردند.
- تو چه رنگی را دوست داری؟
در عشقهای مجازی، شخص دائم سعی میکند به هرآنچه او دوست دارد، شناخت پیدا کند تا همانطور باشد، تا مورد توجه محبوبهاش قرار بگیرد.
خب، در عشق حقیقیِ انسان با خدا، انسان باید ببیند خدا چه دوست دارد. از منِ مخلوق که از روی عشق و محبت خلق کرده، چه انتظاری دارد.
قبلاز آنکه بخواهم به خدای تعالی ابراز عشق و محبت کنم، او با هستیبخشیدن به من، به من ابراز عشق و محبت کرده. اگر مرا دوست نداشت، خلق نمیکرد.
خدا عاشق شما بوده که خلقتان کرده. شما صنع و ساختهوپرداختهٔ دست خدا هستید.
در قدم اول، این اظهار محبت خدا بوده که به ما وجود و حیات بخشیده است. اسم ما را هم انسان گذاشته است تا یادمان نرود.
استاد اخلاق، حاج آقا #زعفریزاده حفظهاللهتعالی
┅────────────┅
عمومی
#نماز_شب_خوانها
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:
▪️«بهترین شما صاحبان عقل ها هستند عرض کردند: صاحبان عقل ها چه کسانی هستند؟
▫️ فرمودند عبادت کنندگان در شب آنگاه که مردم در خوابند.»
📗فضایل و آثار نمازشب، ص۳۷، به نقل از بحارالانوار ج۸۷ ص۱
اصلاح تمام کار ها با نماز شب است
در دل شب رازیست که فقط خدا می داند !
┅────────────┅
عمومی
🔴 داستانهایبحارالانوار
ذلت گناه و عزت طاعت
یکی از خلفاء عباسی دل درد شدیدی داشت. بختیشوع که خود نصرانی، و از پزشکان ماهر آن عصر بود، برای معالجه به بالین آن خلیفه آمد و پس از معاینه، معجونی از دارو درست کرد و به خلیفه داد ولی خوب نشد بختیشوع که از معالجه او ناامید شده بود، گفت:
آنچه مربوط به علم پزشکی بود، همین بود که انجام دادم.
بنابراین درد تو با برنامه طبی، معالجه نمی یابد و ادامه دارد، مگر شخصی که دعایش مستجاب میشود، برای تو دعا کند.
خلیفه به یکی از نگهبانان خود گفت:
موسی بن جعفر را به اینجا بیاور.
او رفت و امام کاظم (علیه السلام) را آورد.
مأمور شنید که حضرت در بین راه مشغول راز و نیاز شد و دعایی خواند، همان دم درد خلیفه برطرف شد و شفا یافت.
پس از آنکه امام (علیه السلام) به نزد خلیفه وارد شد، به امام گفت:
تو را به حق جدت پیامبر مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) سوگند میدهم، بگو بدانم درباره من چه دعایی کردی؟
امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
گفتم: اللهم کما أریته ذل معصیته فأره عر طاعتی. خدایا! همان طور که نتیجه ذلت و خواری گناه خلیفه را به او نشان دادی، نتیجه عزت و شرافت اطاعت مرا نیز نشان بده.
آری، استجابت دعا و نیایش از آثار اطاعت و بندگی است، همچنان که ذلت و گرفتاری معمولا از آثار عصیان و گناه میباشد.
📚 بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۴۰.
╭┅────────────┅╮
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 175 سوره نساء
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا
اما کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او تمسّک جستند، به زودی آنان را در رحمت و فضلی از سوی خود درآورد، و به راهی راست به سوی خود راهنمایی می کند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
پس آنان که به خدا گرویدند و به او متوسل شدند به زودی آنها را به جایگاه رحمت و فضل خود درآورده و به راهی راست به سوی خود رهبری نماید.
معانی کلمات آیه
«إِعْتَصَمُوا بِهِ»: چنگ زدند به قرآن. متوسّل شدند به خدا. «صِرَاطاً مُّسْتَقِیماً»: راه راست که مراد دین اسلام است. (صِرَاطاً) مفعول دوم (یَهْدِیهمْ) است.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً «175»
پس كسانى كه به خدا ايمان آورده وبه او توسّل جستند، بزودى آنان را در رحمت و فضل خويش وارد مىكند و آنان را به سوى خود در راه راست هدايت مىكند.
نکته ها
اعتصام به اوليا و رهبران الهى را در زيارت جامعه مىخوانيم: «من اعتصم بكم فقداعتصم باللّه».
در دو آيهى قبل، ايمان و عمل صالح وسيلهى دريافت لطف الهى عنوان شد و در اين آيه، ايمان و اعتصام به خداوند؛ اين نشانهى آن است كه راه اعتصام به خدا و پيوستن به او، عمل صالح است.
پیام ها
1- پاداشهاى الهى، فضل ورحمت اوست، نه استحقاق ما. «فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ» (همين كه اين رحمت و فضل خود را در آيات ديگر اجر و پاداش كار ما
جلد 2 - صفحه 223
دانسته، خود لطفى ديگر است وگرنه مزد چند دقيقه كار ناقص، اين همه بهشت و قصر و رحمت نيست.)
2- گرچه خدا هر كه را بخواهد هدايت مىكند، «يَهْدِي مَنْ يَشاءُ» «1» ولى زمينه و وسيله هدايت را خودمان با ايمان واعتصام بايد فراهم سازيم. «يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ»
3- نياز به هدايت الهى، حتّى پس از ايمان و اعتصام هم باقى است و يك لحظه از هدايت او بى نياز نيستيم. «يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ»
4- راه مستقيم، راهى است كه انسان را به خدا برساند. «يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً»
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
✍️ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
خداوند سبحان حقوق بندگانش (یعنی حقالناس) را مقدّم(مهمتر) بر حقوق خود قرار داده؛
پس هر کس حقّ بندگان خدا را رعايت كند، اين كار به رعايت كردن حقوق خدا می انجامد
📚 غررالحکم: حدیث 4780
عمومی
🌷 امام صادق(علیه السلام) فرمودند :
👌 #خوشبخت ، كسى است كه براى نفس خود “خلوت و فراغتى” يابد و به كار اصلاح آن پردازد.
📗 بحارالأنوار ، ج ۷۵ ، ص ۲۰۳
عمومی
#همراه_ باقرآن
آیه 174 سوره نساء
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا
ای مردم! یقیناً از سوی پروردگارتان برای شما برهان [و دلیلی چون پیامبر و معجزاتش] آمد؛ و نور روشنگری [مانند قرآن] به سوی شما نازل کردیم.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای مردم، برای هدایت شما از جانب خدا برهانی (محکم) آمد، و نوری تابان به شما فرستادیم.
معانی کلمات آیه
«بُرْهَانٌ»: حجّت آشکار. مراد پیغمبر اسلام است، چرا که معجزات و نشانههای روشنی با خود داشت که دالّ بر این بود که فرستاده خدا است. «نُور»: مراد قرآن است، چرا که در امر هدایت به نور میماند. «مُبِیناً»: روشن. روشنگر. یادآوری: «برهان و نور» میتوانند هر دو به معنی (قرآن) باشد، چرا که قرآن قویترین دلیل بر صدق پیغمبر بوده، و نوری است که روشنی با خود دارد و روشنگر غیرخود میباشد.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً «174»
اى مردم! از سوى پروردگارتان براى شما برهان و حجّتى آمده است ونورى روشنگر (همچون قرآن) را به سوى شما فرود آورديم.
«1». مائده، 18.
«2». بقره، 11.
جلد 2 - صفحه 222
نکته ها
طبق روايات، مراد از «بُرْهانٌ» شخص پيامبر و مراد از «نور مبين»، قرآن است. و به راستى كه پيامبر، برهان دين است، چرا كه كسى درس ناخوانده، چنين معارف و كتابى را آورده كه هرچه زمان مىگذرد و علوم رشد مىكند، حقّانيت دين و عمق تعاليمش روشنتر مىشود.
پیام ها
1- اسلام با همهى مردم و همهى نسلها و عصرها سخن مىگويد و پيامش جهانى است. «يا أَيُّهَا النَّاسُ»
2- فرستادن نور و برهان، از شئون ربوبيّت خداست. «مِنْ رَبِّكُمْ»
3- قرآن كتاب استدلال، هدايت و نور است. «نُوراً مُبِيناً
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 165 سوره نساء
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا
پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند تا مردم را [در دنیا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی نباشد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
رسولانی را فرستاد که (نیکان را) بشارت دهند و (بدان را) بترسانند تا آنکه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجّتی نباشد، و خدا همیشه مقتدر و کارش بر وفق حکمت است.
معانی کلمات آیه
حجة: دليلى كه مقصود را روشن كند. حجّ در اصل به معنى قصد است.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً «165»
پيامبرانى (را فرستاديم) كه بشارتدهنده و بيمدهنده بودند، تا پس از پيامبران، براى مردم بر خدا حجّتى نباشد و خداوند همواره شكستناپذير و حكيم است.
نکته ها
اين آيه، كلّيات دعوت انبيا و شيوهى كار و هدف از بعثت آنان را بيان مىكند.
عقل همچون وحى، حجّت الهى است، ولى چون مدار ادراكاتش محدود است، به تنهايى كافى نيست و حجّت تمام نيست. لذا انبيا از دانستنىهاى غيبى و ملكوتى و اخروى كه دست عقل از آن كوتاه است خبر مىدهند.
قرآن در جاى ديگر مىفرمايد: «وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا» «1» اگر ما پيش از فرستادن رسولان، عذابشان كنيم، مىگويند: چرا براى ما رسولى بيانگر و هشدار دهنده نفرستادى؟
پیام ها
1- شيوهى تبليغ انبيا بر دو محور بيم و اميد استوار است. «مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ»
2- فلسفهى بعثت پيامبران، اتمام حجّت خدا بر مردم است، تا نگويند: رهبر و راهنما نداشتيم و نمىدانستيم. «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ»
«1». طه، 134.
جلد 2 - صفحه 214
3- انبيا از نظر صفات شخصى و جسمى، و سوابق زندگى و موقعيّت اجتماعى، سياسى و خانوادگى، و نيز از جهت داشتن معجزه، بيان صريح و برخوردارى از امدادهاى غيبى، بايد در مرحلهاى باشند كه كسى نتواند در هيچ زمينه بهانهاى بر آنان بگيرد. «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»
4- چون خداوند عزيز وحكيم است، هيچ كس حجّتى بر او ندارد. «عَزِيزاً حَكِيماً»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🌼یکی از چیزهایی که “غفلت” را برطرف می کند، فرستادن #صلوات است.
یکی از آثار #صلوات در #روح انسان این است که #ظلمت را از انسان دور کرده و #نورانیت ایجاد می کند.
💠«هُوَ الّذِی یُصَلّی عَلَیکُم لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النّوُر» (احزاب/۴٣)💠
امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر کسی ده مرتبه بر رسول اکرم صلوات بفرستد خدای تعالی و ملائکه صد مرتبه بر او صلوات می فرستند.
🌸 هرشب قبل از خواب خوب است که انسان صد مرتبه صلوات بفرستد. هم یاد خداست هم اظهار محبت به خاندان عصمت که اکسیر نجات دهنده انسان است.
🌸 صبح که از خواب بیدار می شوید صلوات بفرستید.
🌸 اگر می خواهید دعایتان مستجاب بشود صلوات بفرستید.
اگر مرضی دارید می خواهید رفع بشود صلوات بفرستید.
🌸 اگر می خواهید زودتر به آنچه از پیشرفتهای معنوی که مد نظرتان است برسید صلوات بفرستید.
🌸 رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند اگر فقیرید می خواهید غنی شوید وارد خانه که می شوید سلام کنید بر اهل خانه و صلوات بفرستید.
صلوات اظهار محبت به خاندان عصمت و طهارت است.
متاسفانه ما غفلت داریم از این گنج عظیم.
“اظهار محبت به اهل بیت” و ” صلوات” انسان را از مرض کشنده “غفلت” نجات می دهد.
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 156 سوره نساء
وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَىٰ مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا
و [نیز] به سبب کفرشان [به نبوّت عیسی] و گفتارشان بر مریمِ [پاکدامن و آراسته به عفت] که افترا و بهتان بزرگی بود [لعنتشان کردیم.]
معانی کلمات آیه
بهتان: دروغى كه طرف را مات و مبهوت مى كند. (دروغى كه به شخصى نسبت داده شود).[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً «156»
و به خاطر كفرشان وسخنانشان كه تهمت بزرگى به مريم زدند وگناه عظيمى مرتكب شدند، (قهر ما آنان را فراگرفت.)
نکته ها
تهمت به حضرت مريم، در آيهى 27 سورهى مريم نيز مطرح شده است.
نسبت زنا به حضرت مريم، در واقع نسبت زنازادگى به حضرت عيسى و ناشايستگى او براى هدايت و رهبرى هم بود و همين تهمت، دليل كفرشان به عيسى عليه السلام بود.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: تو مثل
جلد 2 - صفحه 205
عيسى عليه السلام هستى. گروهى نسبت ناروا به مادر عيسى دادند. گروهى هم او را خدا پنداشتند. «1»
شايد از آن جهت به تهمت، بهتان گفته مىشود كه افراد پاكدامن، با شنيدن آن نسبتها، بهتشان مىزند.
بهتان عظيم، عذاب عظيم دارد. در سورهى نور، آيه 23 آمده است: آنان كه به زنان پاكدامن نسبت ناروا مىدهند، عذاب عظيم دارند.
پیام ها
1- بهتان، در رديف كفر قرار دارد. بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ … بُهْتاناً
2- در جامعهى فاسد، گاهى به پاكترين افراد، زشتترين نسبتها را مىدهند.
«قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 154 سوره نساء
وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا
و کوه طور را برای (اتمام حجّت و اخذ) پیمان بر فراز سر آنها بلند گردانیدیم و آنها را گفتیم به حال سجده بدین درگاه درآیید و گفتیم از حکم روز شنبه تعدی مکنید، و از آنها پیمانی سخت گرفتیم.
معانی کلمات آیه
طور: كوه: به قولى اسم كوهى است كه در آن به موسى عليه السّلام وحى آمد.
سجدا: ساجد: سجده كننده. جمع آن سجّد است.
سبت: سبت: قطع. «سبت الشيء: قطعه» سبت يهود روز شنبه است كه عمل روزانه براى استراحت قطع مى شود.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً «154»
ما كوه طور را به خاطر پيمان گرفتن از آنان (بنىاسرائيل) بالاى سرشان قرار داديم و به ايشان گفتيم: سجدهكنان از آن در وارد شويد و به آنان گفتيم: در روز شنبه (تعطيل، به احكام خدا) تعدّى نكنيد و از آنان پيمانى محكم گرفتيم.
«1». انعام، 7.
«2». اسراء، 93.
جلد 2 - صفحه 203
نکته ها
مشابه اين آيه، در سوره بقره آيات 63 و 93 ونيز اعراف آيهى 171 آمده است.
منظور از پيمان خدا با بنىاسرائيل، همان است كه در آيات 40 و 84 سورهى بقره و آيهى 12 مائده آمده است.
مكانهاى مقدّس، آداب ويژهاى دارد: «ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً»*
نسبت به كوه طور، در قرآن آمده است: «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ» «1»
در مورد خانههاى پيامبر: «لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ» «2»
دربارهى مساجد: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» «3»
دربارهى مسجد الحرام: «فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ» «4»
دربارهى كعبه: «طَهِّرا بَيْتِيَ» «5»
و آداب ديگرى كه نسبت به مساجد در كتب فقهى و منابع حديثى آمده است.
پیام ها
1- در تربيت گاهى لازم است از اهرم ترس و ارعاب استفاده شود. «وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ»
2- اشتغال به كار هنگام تعطيلى وعبادت، نوعى تعدّى است. «لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ»
«1». طه، 12.
«2». احزاب، 53.
«3». اعراف، 31.
«4». توبه، 28.
«5». بقره، 125.
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
عمومی
✅حکایتی از غیرت دینی آیتالله بروجردی
ماجرای پیشنهاد آقا موسی صدر و واکنش آیت الله بروجردی را آقای علی دوانی در یک فایل صوتی نقل نموده و گفته است:
احمد حسن باقوری، وزیر اوقاف مصر، به ایران آمد و آقای بروجردی دستور دادند در مهمانپذیر ارم از او پذیرایی کردند. ابوالمجد، دبیر کلّ مؤتمر اسلامی، نیز آمد و یک رفتوآمدی بین قم و آنجا بود و میشنیدیم که نامههایی بین آقای بروجردی و شلتوت ردّ و بدل شده است.
آقا موسی صدر به من گفت: آقای دوانی، شما خدمت آقای بروجردی برسید و از طرف ما به آقا عرض کنید: نامههایی را که بین شما و الأزهر ردّ و بدل شده است اگر مصلحت میدانید بدهید در مجلّهٔ مکتب اسلام چاپ کنیم. نمیدانم وقت گرفتم یا آقا مرا برای کاری خواستند؛ رفتم گفتم: آقا موسی صدر و رفقا سلام رساندند و گفتند: به آقا عرض کنید که اگر مصلحت میدانید، این نامههایی را که بین شما و شیخ شلتوت ردّ و بدل شده بدهید تا در مجلّهٔ مکتب اسلام درج کنیم که ببینند دو قطب شیعه و سنّی.
یکدفعه دیدم آقا رنگشان دارد سرخ میشود. چون آقا سفید بودند و وقتی عصبانی میشدند رنگشان سرخ میشد. یکوقت آقا فرمودند: شورَش را درنیاورید! تجربه نشان داده که اقلّیت وقتی زیاد رفت طرف اکثریّت، در اکثریّت هضم میشود. من فقط خواستم چون اینها به ما کافر و مشرک میگویند، بیایند اینجا نماز و زیارت ما را ببینند. اینها همه سرّی بوده بین ما و شلتوت. مگر آنها توی رسالة الإسلام چاپ کردند که ما چاپ کنیم؟! اگر یک وقت آنها چاپ کردند، شما به استناد به مجلّهٔ رسالة الإسلام چاپ کنید، نگویند: یک قدم به طرف شیعه نزدیک شدیم، خودشان را باختند! من فقط در این وادی هستم، شما دیگر شورش را درنیاورید.
📚 (ما سمعتُ ممّن رأیتُ، ج۲، ص٦٦ - ٦۷؛ ناقل: مصطفی اسکندری)
╭┅────────────┅
عمومی
✅آیت الله حقشناس:
حاجی اشرفی استاد همان کسی بود که یک کاغذ برای حضرت ثامنالحجج نوشت و به یکی از رفقا که مشرف میشد، گفت:
این را بینداز توی ضریح مطهر و جوابش را همانجا بگیر و بیاور!!
ایشان پیش خودش فکر کرد که حاجی چه حرفها میزند؟ کاغذ را در حرم بیندازم و جوابش را هم بگیرم بیاورم؟ چه حرفها!
بالاخره با تعجب رفت. شب آخر که خواست خداحافظی بکند و دعای وداع را بخواند، دید که خدمه حرم میگویند: فی أمان الله، فی أمان الله که مردم حرم را خلوت کنند!
اما کسی متعرض ایشان نمیشد، یک دفعه یادش افتاد که جواب حاجی اشرفی را باید بگیرد،
این ندا آمد:
آیینه شو، جمال پری طلعتان طلب
جاروب کن تو خانه سپس میهمان طلب
یعنی اول باید خانه را جاروب کرد، داداش جون! رفع موانع کرد! اگر غیبت کردی، به کسی بدهکاری داری، بدهکاری را پرداخت کن! از کسی طلبکاری داری، مهلتش بده،
إذا تَابَ الْعَبْدُ وَ لَمْ یُرْضِ الْخُصَمَاءَ فَلَیْسَ بِتَائِب؛
نبیاکرم فرمودند:
اگر کسی توبه کند، ولی طلبکارها را راضی نکند، این شخص توبه نکرده است.
آن شخص وقتی که آمد به در خانه تا جواب نامه حاجی اشرفی را بدهد، از پشت در آقا فرمود:
آئینه شو جمال پری طلعتان طلب! حالا دل ما چه جوری شده؟ ما چه جوری هستیم؟ چه کار کنیم؟
╭┅────────────┅╮
عمومی
💠اگر هر جمعه ای به ما توصیه جستجوی اماممان داده شده است، بايد بدانيم اين مشق شب هفته است نه فقط جمعه، یعنی در کل هفته انسان باید سراغ گمشده اش بگردد.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا جان رسد به جانا یا جان ز تن درآید…
💠اتفاقا در عین اینکه این جستجوها از نگاه دیگران تکراری است،از نگاه ما تکراری نیست.جستجوی این جمعه نسبت به هفته قبل فرق کرده است چرا كه اگر در مسیر رشد قرار گرفتیم نشانه هایی را پیدا کردیم که در هفته قبل آن نشانه ها را نداشتیم.
💠در این جستجو امام را با خصوصیات مختلفی طلب می کنیم. با زبان دیگری جمعه ها همه مان طلبه می شویم. یعنی طالب و جستجو گر حضرت.
💠در طول هفته دنبال رد پاها می گشتيم. اما در جمعه دیگر در پي رد پاي حضرت نيستيم. بلكه در جمعه خود حضرت را جستجو می کنيم.
💠وقتى در پي شخصي باشيد، نشان مى دهد كه او برایتان معرفه بوده. کسی که نکره و ناشناخته باشد را نميتوان جستجو كرد. معلوم است شناختی اجمالی نسبت به او داريم که در جستجوی او و طالبش هستيم.
✍استاد بروجردی
#امام_حسین
#امام_زمان
#رهبر_شهید
╭┅────────────┅╮
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 152 سوره نساء
وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا
وکسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند و میان هیچ یک از آنان جدایی نینداختند، خدا پاداششان را می دهد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و آنان که ایمان به خدا و رسولانش آوردند و تفرقه میان خدا و هیچ یک از پیغمبران نیفکندند، اینها را خدا به زودی اجرشان را عطا کند و خدا پیوسته بخشنده و مهربان است.
معانی کلمات آیه
«وَ الَّذِینَ آمَنُوا …»: چنین مؤمنانی پیروان محمّدند که به همه پیغمبران از آدم تا خاتم ایمان دارند.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً «152»
جلد 2 - صفحه 201
و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده و ميان هيچ يك از آنان جدايى نيفكندهاند، اينانند كه بزودى پاداششان را به آنان خواهد داد و خداوند، همواره بخشاينده و مهربان است.
پیام ها
1- بايد به خدا وتمام پيامبرانش ايمان داشت. با اينكه درجات انبيا وشعاع مأموريّت آنها متفاوت است، ولى ايمان به همه آنها ضرورى است. «آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ»
2- با اينكه هستى ما و توفيقات ما و تمام امكانات و ابزارهاى ما از اوست، ولى باز هم به ما پاداش مىدهد. «أُجُورَهُمْ»
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
⚜ امیرالمومنین امام علی علیه السلام:
💠«ضِياءُ القَلبِ مِن أكلِ الحَلالِ.»💠
روشنایی دل از حلال خوری است.
📚 منبع : المواعظ العددیه، ص۵۸
عمومی
🔹 اسراف و فشار قبر
✍ اسراف و ریخت و پاش هایی که در آن نعمت های الهی ضایع میشوند و به طور کلی هرگونه ضایع کردن نعمت ها و بهره برداری نکردن صحیح از آن ها، یکی دیگر از عوامل فشار قبر است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
🔸 فـشـار قـبـر بـرای مـؤمـن کـفـارة
نعمتهایی است که ضایعکرده است.
📚 کتاب از احتضار تا عالم قبر
جهت سلامتی و تعجیل در امر
فرج #امام_زمان صلوات
ــــــــــــــــــ
عمومی
🌼امام على عليه السلام:
💠لِلّهِ دَرُّ الحَسَدِ ما اَعدَلَهُ! بَداَ بِصاحِبِهِ فَقَتلَهُ؛💠
🔹️آفرين بر حسادت! چه عدالت پيشه است! پيش از همه صاحب خود را مى كشد.
(شرح نهج البلاغه، ج1، ص316)
عمومی
یه سخنرانی رو چند وقت روز پیش از رهبر شهید شنیدم که یه جملهش حساااابی ذهنم رو درگیر کرد…
صحبت از نماز و حضور قلب بود؛ اینکه اولین راه پیوند دل با خدا، ترک گناهه، بعد انجام واجبات… و بین واجبات، نماز یه جایگاه ویژه داره.
بعد رسید به این جمله:
«وَ اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَیْءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلَاتِکَ»
و بعد توضیح میداد که نماز وقتی با حضور قلب خونده بشه، همون نمازیه که:
«إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ»
یه جای حرف، یه چیزی خیلی برام جالب شد…
حضور قلب فقط این نیست که حواسمون پرت نشه و نماز رو «درست» بخونیم؛
یعنی وسط نماز واقعاً بفهمیم داریم با یکی حرف میزنیم.
با خدا.
بعد با خودم گفتم:
خب… اگه من روزی پنج بار واقعاً به خودم یادآوری کنم که در محضر خدام، طبیعیه که این یادآوری باید یه جایی توی زندگی روزمرهم خودش رو نشون بده.
یعنی نماز فقط پنج نوبت از زندگی من نباشه؛
باید یه جایی از من رو با خودش ببره توی بقیهی ساعتهای روز…
بعد امروز به حدیث پیامبر(ص) برخوردم که مضمونش این بود:
مؤمن کسی است که گناه او را خشنود نکند و کار نیکش او را خوشحال کند.
و گفتم:
چچچقققددر این مفاهیم به هم نزدیکن! 😳
تقوا یعنی ترک محرمات و انجام واجبات…
نماز یه واجب مهمه…
نماز با حضور قلب، یادآوریِ مداومِ «من در محضر خدام»…
و بعد میرسیم به اینجا که گناه نباید آدم رو خوشحال کنه و کار خوب باید خوشحالش کنه…
بعد یهدفعه دیدم اینا اصلاً مفاهیم دور از همی نیستن.
حتی توی همون اتفاقات ریز و معمولی روزمره:
همون لحظهای که میتونم یه دروغ کوچیک بگم و نگم…
همون جایی که عصبانیام و یه چیزی توی دهنمه که میتونم بگم و طرف مقابلم رو بشکنم…
همون وقتی که یه کار خوب میکنم و ته دلم یه حس خوب میاد…
و با خودم فکر کردم…
نکنه اون چیزی که توی نماز، آرومآروم و روزی چند بار به خودم یادآوری میکنم، قراره دقیقاً همینجاها خودش رو نشون بده؟
عجب ارتباطی…
هرچی بیشتر بهش فکر میکنم، بیشتر میبینم این مفاهیم چقدر به زندگی معمولیِ خودم نزدیکن… 👀
عمومی
امروز، سالروز ورود بانوی کریمهی اهلبیت(ع)، حضرت فاطمه معصومه(س)، به شهر قمه. 🌸
حضرت معصومه(س) در مسیر سفر به سوی خراسان، برای دیدار برادر بزرگوارشان، امام رضا(ع)، به ساوه رسیدند؛ اما در آنجا بیمار شدند.
چون خبر بیماری ایشان به مردم قم رسید، گروهی از بزرگان شهر به استقبالشان رفتند و از حضرت دعوت کردند تا به قم بیایند.
حضرت راهی قم شدند و مردم، با شوق و محبت، از ایشان استقبال کردند.
اقامتشان در قم چندان به طول نینجامید و پس از چند روز، این بانوی بزرگوار دیده از جهان فروبستند و در همین شهر به خاک سپرده شدند.
شاید آن روز کسی نمیدانست که این آمدن کوتاه، چه جایگاهی برای قم رقم خواهد زد…
قرنها گذشته است؛
اما هنوز نام قم با نام حضرت معصومه(س) گره خورده است؛
با حرم بانویی که پناه دلهای بسیاری شده و زیارتگاه عاشقان اهلبیت(ع) است. 🤍
امروز، سالروز همان آمدن مبارک است؛
روزی که قم، میزبان بانویی از خاندان پیامبر(ص) شد.
**سلام بر حضرت فاطمه معصومه(س)،
بانوی کریمهی اهلبیت(ع)** 🌷
