عمومی
🌱داستان توبه کنندگان: عهد و پیمان با خدا
جوانی با خدای متعال عهد و پیمان بست که به دنیا دل نبندد و به زیورآلات آن ننگرد چون اینها انسان را از یاد خدا باز میدارد.
روزی از بازاری میگذشت از جلوی جواهر فروشی رد میشد دید که کمربندی مُرصّع به دُرّ و جواهر است، از عهد خود غافل شد و نگاه طولانی به آن کرد و از زیبائی و حُسن آن تعجب نمود.
صاحب جواهر فروشی دید که آن جوان با دقت تمام به آن کمربند نگاه میکند دل از آننمیبرد همینکه آن جوان قدری از در مغازه جواهر فروشی رد شد صاحب جواهر فروشی کمربند را در دکان ندید فوراً از در مغازه بریزآمد و با شتاب تمام خود را به جوان رسانید و دست او را گرفت و گفت ای عیّار تو کمربند را دزدیدی من از تو دست برنمیدارم تا کمربند مرا بدهی و کشان کشان او را به محضر حاکم آورد گفت ای حاکم این جوان دزد است و کمربند جواهرنشان را ربوده.
حاکم نگاهی بسیمای آن جوان کرد و گفت گمان نکنم این جوان دزد باشد زیرا به او این کارنمیآید.
صاحب کمربند گفت چرا او کمربند مرا دزدیده و ما جرا را برای حاکم شرح داد. حاکم دستور داد او را بازرسی کنند وقتی که او را بازرسی کردند دیدند در زیر لباسهای جوان کمربند بسته شده، حاکم متعجب و خشمناک فریاد زد.
«یا فتی اَما نستحیی تلبس لباس الاخیار و تعمل عمل الفجار» ای جوان آیا حیانمی کنی و خجالت نمی کشی لباس خوبان را میپوشی و عمل بدکاران را انجام می دهی؟
جوان وحشت زده و ناراحت گفت: مولای من قدری صبر کن تا مطب برایت واضح گردد. سپس رو به آسمان نمود و از صمیم دل گفت الهی لااعود الی مثلها خدایا دیگر به این عمل برنمی گردم میدانم از یاد تو غافل شدم و به گناه افتادم از کرده خود پشیمان و نادمم توبه مرا بپذیر که خیلی ناراحتم و آبروی مرا نبر.
قاضی خیال کرد که جوان عمل دزدی را میگوید خیلی ناراحت شد و دستور داد او را عریان کنند و تازیانه بزنند (باینکه آن حکم بر خلاف قرآن بود زیرا حکم دزد پس از اثبات دست بریدن بود.)
ناگهان صدائی شنیدند ولی صاحب صدا را ندیدند که فرمود: ادعو ولاتضربوه انما ارودنا تأدیبه) رهاکنید او را زیرا ما می خواستیم او را تأدیب نمائیم.
حاکم منقلب گردید واز کرده خود پشیمان شد و از آن جوان عذر خواهی کرد و آمد بین دوچشم او را بوسید و گفت مرا از قصه خود آگاه کن.
جوان جریان عهد خود را با خدا بیان کرد و نقض عهد را نیز عنوان نمود و گفت نقض عهد و پیمان مرا به این رسوائی و بلیه دچار کرد.
صاحب کمربند وقتی از داستان آگاه شد پشیمان و نادم او را قسم داد که تو را به خدا قسمت میدهم که این کمربند را از من قبول کن و مرا حلال نما.
جوان گفت: ای مرد برو دنبال کارت من خودم باعث این کیفر شدم و گوشمالی هم شدم.
ای خدائیکه مکان یافتهای دردل دوستباز از پنجه قدرت بنما مشکل دوستای خدائیکه گدای در تو بنده تستجلوه ماه و خور از طلعت تابنده تستای خدائیکه بغیر از تو نداریم کسیلطف تو میطلبیم چون به همه دادرسیاز صفات توهمین ورد زبان ما را بسخود بمیریم، به فضل توبفریاد برس
⭕️منبع: قصص التوابین؛داستان توبه کنندگان،علی میر خلف زاده
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 1 سوره مائده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ۚ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ ۗ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ
ای اهل ایمان! به همه قراردادها [یِ فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نذر، عهد و سوگند] وفا کنید. [گوشتِ] چهارپایان جز آنچه [در آیات بعد، حُرمتش] بر شما خوانده می شود برایتان حلال است، [و توجه داشته باشید که] نباید شکار را در حالی که مُحرم [به احرام حج و عمره] هستید، حلال بشمارید؛ یقیناً خدا آنچه را بخواهد [بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما] حکم می کند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای اهل ایمان، (هر عهد که با خدا و خلق بستید) به عهد و پیمان خود وفا کنید (و بدانید) بهائم بسته زبان برای شما حلال گردید جز آنچه (بعداً) برایتان تلاوت خواهد شد و جز آن صیدی که بر شما در حال احرام حلال نیست. همانا خدا به هر چه خواهد حکم کند.
معانی کلمات آیه
عقود: عقد در اصل به معنى بستن و گره زدن است. جمع آن عقود است. مراد از آن در اينجا همه پيمانهاست.
بهيمه: زبان بسته. يعنى در صوتش ابهام هست. آن به چهارپايان غير درنده اطلاق مى شود. اعم از آنچه در خشكى باشد يا در دريا.
انعام: نعم: چهارپا. انعام: چهارپايان. مراد از آن در آيه ظاهرا چهارپايان حلال گوشت است. اعم از اهلى و وحشى.
محلى: محل: حلال كننده، حلال دان. محلى در اصل محلين به معنى حلال دانها است.
صيد: شكار كردن و شكار. مصدر و اسم هر دو آمده. مراد از آن معناى دوم است.
حرم: (بر وزن شتر) محرمها. كسى را كه در حال احرام حج و عمره است محرم گويند.[۱]
نزول
سوره مائدة:
اين سوره در عرفات هنگام حجّة الوداع نازل شد. زرارة بن اعين از امام باقر عليه السّلام روايت كند كه فرمود امام علی مرتضى عليه السّلام فرمايد كه سوره مائدة دو يا سه ماه پيش از رحلت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نازل گرديده است چنانكه در روايت ديگرى نيز زرارة نظير اين حديث را از امام باقر عليه السّلام نقل و روايت كرده است.[۲]
شيخ بزرگوار بعد از سه واسطه از زرارة او از امام باقر عليه السّلام نقل نمايد كه فرمود عمر بن الخطاب اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را كه از زمره آنان على بن ابى طالب بود نزد خود جمع كرد و راجع بمسح بر روى دو كفش يا موزه پا سؤال كرد. مغيرة بن شعبه در پاسخ گفت من ديدم كه پيامبر بر روى كفش يا موزه مسح مينمود. على بن ابى طالب فرمود آيا ديدن تو پيش از نزول سورة مائدة بوده يا بعد از نزول آن؟ مغيرة در جواب گفت نميدانم. على عليه السّلام فرمود پيش از نزول سوره مائدة بوده و اين سوره دو يا سه ماه پيش از رحلت پيامبر اسلام نازل شده است.[۳] (منظور امام اين بود كه بعد از نزول سوره مائدة مسح بر روى پا واجب گرديد اگر چه قبلا بر روى كفش يا موزه بوده است.) [۴]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
سيماى سوره ى مائده
اين سوره يكصد و بيست آيه دارد و چند ماه پيش از رحلت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله نازل شده و هيچ يك از آيات آن نسخ نگشته است.
اين سوره به خاطر دعاى حضرت عيسى عليه السلام براى نزول مائده ى آسمانى كه در آيه ى 114 آمده، «مائده» ناميده شده است؛ البتّه به «عهد» و «عقود» نيز نام گذارى شده، در مجموع آياتِ اين سوره نسبت به يك پيمان شكنى مهم هشدار مى دهد.
بيشترين خطاب «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»* در اين سوره است. مثلًا در سوره ى بقره يازده مرتبه؛ ولى در اين سوره، شانزده مرتبه آمده است.
اين سوره شامل مسائلى از قبيل: ولايت و رهبرى، ردّ عقيده ى تثليث، وفاى به عهد و پيمان ها، گواهى دادن به عدل، تحريم قتل، احكام خوردنى ها، احكام وضو، غسل و تيمّم، سفارش به عدالت اجتماعى و احكام وصيّت، قصاص، سرقت، زنا و … مى باشد.
چون از آخرين سوره هايى است كه نازل شده، با جمله ى «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» در آغاز سوره، سفارش به انجام همه ى تعهّدات و پيمان ها دارد.
تفسير نور، ج 2، ص: 228
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده ى مهربان
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ «1»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! به عقد و پيمانها (ى خود، با خدا و مردم) وفا كنيد. (خوردن گوشت) چهارپايان براى شما حلال گشته، مگر آنها كه (حكم حرمتش) بر شما خوانده خواهد شد، و در حال احرام شكار را حلال نشمريد، همانا خداوند به هر چه خواهد (ومصلحت بداند) حكم مىكند.
نکته ها
كلمهى «بَهِيمَةُ» در اينجا به معناى چهارپا و اعم از «انعام» است، «انعام» به گاو و شتر و گوسفند مىگويند و «بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ» كه سه بار در قرآن آمده به معناى حلال بودن گوشت اين چهارپايان است. «1» امام صادق عليه السلام فرمودند: مراد از «بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ»، جنين حيوان ذبح شده است كه تزكيهى مادرش، تزكيهى او نيز به شمار مىرود. «2» مرحوم فيض در تفسير صافى مىفرمايد: «ممكن است اين روايت بيان مصداق پنهان آن باشد و يا اينكه از شكم مادر به آنها «بهيمة» گفته مىشود، بنابراين منافاتى با تعميم ندارد». «3»
«1». تفسير مجمعالبيان.
«2». كافى، ج 6، ص 234.
«3». قاموس القرآن.
جلد 2 - صفحه 229
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «لا دين لمن لا عهد له» «1»، كسى كه وفا ندارد، دين ندارد. آرى، اگر به پيمانها عمل نشود، اساس جامعه واعتماد عمومى بهم مىريزد وهرج ومرج پيش مىآيد.
قرآن، وفاى به پيمان حتّى با مشركان را لازم مىداند، «فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ» «2» و طبق حديثى از امام صادق عليه السلام وفاى به پيمان فاجران هم لازم است. «3»
بر اساس روايتى ديگر، اگر يك مسلمان حتّى با اشاره، به دشمن كافر امان داد، بر ديگر مسلمانان رعايت اين پيمان اشارهاى، الزامى است.
كتب آسمانى، عهد خداوند هستند و بايد به آنها وفادار بود، عهد قديم (تورات)، عهد جديد (انجيل) و عهد اخير (قرآن). در حديث مىخوانيم: «القرآن عهد اللّه» «4»
پیام ها
1- مسلمانان بايد به همهى پيمانها، (با هر كس و هر گروه،) پايبند باشند، چه قراردادهاى لفظى، كتبى؛ پيمانهاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى ويا خانوادگى؛ با قوى يا ضعيف، با دوست يا دشمن، با خدا (مثل نذر و عهد) يا مردم، با فرد يا جامعه، با كوچك يا بزرگ، با كشورهاى منطقه يا قراردادهاى بين المللى. كلمهى «بِالْعُقُودِ» داراى «الف و لام» است كه شامل همهى قراردادها مىشود. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»
2- اشعار دارد كه ايمان، ضامن وفاى به عهد و پيمانهاست. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»
3- حال كه خداوند انواع نعمتها را در اختيار ما گذاشته است، پس به پيمانهاى
«1». بحار، ج 16، ص 144.
«2». توبه، 4.
«3». كافى، ج 2، ص 162.
«4». كافى، ج 6، ص 198.
جلد 2 - صفحه 230
او وفادار باشيم. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ»
4- يكى از پيمانهاى الهى، توجّه به احكام حلال وحرام در خوردنىهاست. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ»
5- اسلام، هم به مسائل اجتماعى و هم به مسائل اقتصادى توجّه دارد. (وفاى به عهد، مسئلهى اجتماعى و اقتصادى وبهرهگيرى از حيوانات، از مسائل اقتصادى است.) «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ»
6- مصرف گوشت گاو، شتر و گوسفندى كه مرده يا خفّه و … شده باشند، حرام است. «إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ»
7- همهى چهارپايان حلال نيستند. «إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ» (بنابر اينكه جمله، مربوط به انواع چهارپايان باشد.)
8- براى حفظ حرمت احرام بايد كمى هم محروميّت چشيد و از شكار، چشم پوشيد. «غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
9- عمل به محرّمات احرام، از جمله موارد وفاى به عهد و پيمان با خداست. أَوْفُوا بِالْعُقُودِ … غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
10- احرام، عهد و پيمان با خداوند است. أَوْفُوا بِالْعُقُودِ … وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
11- احرام، حالتى خاص و ويژه و داراى احترام است. «وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
تفسير عيّاشى
البرهان في تفسير القرآن
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات، ص: 264
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
✅نشانهٔ محبت، عمل به خواستهٔ محبوب
نمیشود انسان خلاف رضایت محبوبش گام بردارد و عمل کند، و در عین حال مدعی عشق و محبت باشد؛ درحالیکه پوشش، رفتار، خُلقیات و کلامش به گونهای است که محبوبش نمیپسندد و از او آزرده میشود.
در عشقهای مجازی، محبوب تفحص و جستوجو میکند که ببیند آن محبوبه و معشوقهاش از چه چیزی خوشش میآید، چه رنگی را دوست دارد، چه عطری، چه خلقوخو و روشی را میپسندد. اول که به هم میرسند، دائم دنبال نقاط اشتراک میگردند.
- تو چه رنگی را دوست داری؟
در عشقهای مجازی، شخص دائم سعی میکند به هرآنچه او دوست دارد، شناخت پیدا کند تا همانطور باشد، تا مورد توجه محبوبهاش قرار بگیرد.
خب، در عشق حقیقیِ انسان با خدا، انسان باید ببیند خدا چه دوست دارد. از منِ مخلوق که از روی عشق و محبت خلق کرده، چه انتظاری دارد.
قبلاز آنکه بخواهم به خدای تعالی ابراز عشق و محبت کنم، او با هستیبخشیدن به من، به من ابراز عشق و محبت کرده. اگر مرا دوست نداشت، خلق نمیکرد.
خدا عاشق شما بوده که خلقتان کرده. شما صنع و ساختهوپرداختهٔ دست خدا هستید.
در قدم اول، این اظهار محبت خدا بوده که به ما وجود و حیات بخشیده است. اسم ما را هم انسان گذاشته است تا یادمان نرود.
استاد اخلاق، حاج آقا #زعفریزاده حفظهاللهتعالی
┅────────────┅
عمومی
#نماز_شب_خوانها
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:
▪️«بهترین شما صاحبان عقل ها هستند عرض کردند: صاحبان عقل ها چه کسانی هستند؟
▫️ فرمودند عبادت کنندگان در شب آنگاه که مردم در خوابند.»
📗فضایل و آثار نمازشب، ص۳۷، به نقل از بحارالانوار ج۸۷ ص۱
اصلاح تمام کار ها با نماز شب است
در دل شب رازیست که فقط خدا می داند !
┅────────────┅
عمومی
🔴 داستانهایبحارالانوار
ذلت گناه و عزت طاعت
یکی از خلفاء عباسی دل درد شدیدی داشت. بختیشوع که خود نصرانی، و از پزشکان ماهر آن عصر بود، برای معالجه به بالین آن خلیفه آمد و پس از معاینه، معجونی از دارو درست کرد و به خلیفه داد ولی خوب نشد بختیشوع که از معالجه او ناامید شده بود، گفت:
آنچه مربوط به علم پزشکی بود، همین بود که انجام دادم.
بنابراین درد تو با برنامه طبی، معالجه نمی یابد و ادامه دارد، مگر شخصی که دعایش مستجاب میشود، برای تو دعا کند.
خلیفه به یکی از نگهبانان خود گفت:
موسی بن جعفر را به اینجا بیاور.
او رفت و امام کاظم (علیه السلام) را آورد.
مأمور شنید که حضرت در بین راه مشغول راز و نیاز شد و دعایی خواند، همان دم درد خلیفه برطرف شد و شفا یافت.
پس از آنکه امام (علیه السلام) به نزد خلیفه وارد شد، به امام گفت:
تو را به حق جدت پیامبر مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) سوگند میدهم، بگو بدانم درباره من چه دعایی کردی؟
امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
گفتم: اللهم کما أریته ذل معصیته فأره عر طاعتی. خدایا! همان طور که نتیجه ذلت و خواری گناه خلیفه را به او نشان دادی، نتیجه عزت و شرافت اطاعت مرا نیز نشان بده.
آری، استجابت دعا و نیایش از آثار اطاعت و بندگی است، همچنان که ذلت و گرفتاری معمولا از آثار عصیان و گناه میباشد.
📚 بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۴۰.
╭┅────────────┅╮
