عمومی
25 مرداد 1404 توسط سميه ديدكام
🖥جعبههای شیشهای ❤️روایتهای زنانه از غزه 📝پرستار مدارک را سمتم گرفت و گفت: _ فقط جون خودت و بچههاتو بگیر و برو یه جا دیگه. اینجا دستگاه نداریم. توی ماشین که نشستیم، صدای اذان مغرب از مسجدی میرسید. نمیدانستم باید چطور بخواهم؟ اصلا چه بخواهم؟… بیشتر »