عمومی
🌼بسم الله الرحمن الرحیم🌼
📋 فرجام نسل کشی ؛ مطابق این آیه، هنگامى كه حق از نزد ما به سراغ فرعونیان آمد بجاى اينكه آن را مغتنم بشمرند به مقابله برخاستند، و گفتند: پسران كسانى را كه با موسى ايمان آورده اند به قتل برسانيد، و زنانشان را (براى اسارت و خدمت ) زنده بگذاريد! به هر حال اين يك نقشه شوم و مستمر حكومتهاى شيطانى است كه نيروهاى فعال را به نابودى مى كشانند و نيروهاى غيرفعال را براى بهره كشى زنده نگه مى دارند، و چه جاى تعجب كه اين نقشه هم قبل از تولد موسى در ميان بنى اسرائيل كه به صورت بردگانى در دست فرعونيان بودند عملى شده باشد و چه بعد از قيام موسى (عليه السلام ) اين يك حركت ضد انقلابى بود تا نيروهاى بنى اسرائيل را شديدا سركوب كند و هرگز نتوانند قد علم نمايند. اما قرآن در پايان آيه مى افزايد نقشه هاى كافران جز در ضلالت و گمراهى نيست - تيرهائى است كه در تاريكى جهل و ضلال پرتاب مى كنند. از آنجائى كه هرگز فکرش را نمی کنند، فاجعه ها دامنگيرشان مى شود، اين مشيت الهى است كه نيروهاى حق سرانجام بر نيروى باطل غلبه كنند.
🔷 آیه روز:
فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْيُوا نِسَاءَهُمْ ۚ وَ مَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ (غافر / آیه ۲۵)
🔶 ترجمه:
هنگامى كه حق از سوى ما براى آنها آمد گفتند: پسران كسانى را كه با موسى ايمان آورده اند به قتل برسانيد، و زنانشان را (براى اسارت و خدمت ) زنده بگذاريد، اما نقشه كافران جزء در گمراهى نيست (و نقش بر آب مى شود).
🗓 یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴
#سیاست ، #فرعون ، #موسی ، #سیاست_خارجی ، #بنی_اسرائیل
🌼
عمومی
🖥جعبههای شیشهای
❤️روایتهای زنانه از غزه
📝پرستار مدارک را سمتم گرفت و گفت:
_ فقط جون خودت و بچههاتو بگیر و برو یه جا دیگه. اینجا دستگاه نداریم.
توی ماشین که نشستیم، صدای اذان مغرب از مسجدی میرسید. نمیدانستم باید چطور بخواهم؟ اصلا چه بخواهم؟ چطور التماس کنم خدا بیشتر نگاهم میکند؟ از کجا باید یک دستگاه جور کنم؟ لبهایم انگار به هم میخ شده بود. فقط دراز کشیدم و زل زدم به خطهای سرخی که درون آسمان نارنجی مثل رگهای بدن پخش شده بودند.
دلم گرم شد. بیمارستان بعدی دستگاه خالی داشت و ما را پذیرفت. یکی از قُلها را به محض به دنیا آمدن از من جدا کردند. صدای حرکت چرخهای تخت کوچکش روی زمین، خط میانداخت روی دلم. با چشمهایم تا آخرین لحظه که در اتاق بود دنبالش کردم. باز به التماس افتاده بودم. انگار یک دست، یک پا، یک چشم و یک گوش نداشتم. قلب و مغزم هم از وسط قاچ شده بود. روی تخت اتاق زایمان نصفه مانده بودم. مادر بودم و نبودم. کشانکشان نیمهی دیگر خودم را به NICU رساندم. پسرم را اولینبار پشت شیشههای دستگاه انکوباتور میدیدم. شیشهها کدر بود و چشم پسرک را با چشمبند سفیدی بسته بودند. موهای مشکیاش به هم چسبیده و خونی. درون پوشک شماره صفرش گُم شده. دست گذاشتم روی شیشه. سرد بود و لرزم گرفت.
چشمهایم را بستم انگار که دست گذاشتهام روی بدن گرم پسرم. به این جعبهی شیشهای کوچک و تمام لولهها و دستگاههایی که به پسرک وصل بود، حسودیام میشد. کاش من آن اکسیژنسنج روی انگشت پایش بودم. یا آن لامپ آبیرنگی که میتابید روی صورتش. یا چشمبندی که چشمش را پوشانده بود. دلم میخواست بغلش کنم اما میترسیدم عطر تنش بچسبد به تنم و جدایی زهرتر شود.
حالا به این عکس نوزادان نارس غزه نگاه میکنم. آنجا دستگاه کم است و همان اندک هم به مو بند است. ممکن است هرلحظه به خاطر محاصره و کمبود سوخت، از کار بیفتد. خاموش شدن دستگاه هم یعنی زدن دکمهی قرمزِ زندگی بچهها. من یک جعبهی شیشهای داشتم که بخواهم جایش باشم اما زنی در غزه حتی این را هم ندارد. من بالاخره بعد از یک هفته کامل شدم. غزه اما پُر از زنهاییست که چنگ زدهاند به آن جعبهی شیشهای و با چراغ خاموشش یخ زدهاند. پُر از زنهایی که نصفه ماندند. التماس کردهاند برای یک دستگاهِ حتی چند نفره. فکر کردهاند به اینکه آیا میشود راهی پیدا کرد که اکسیژن درون خونشان را به بچهشان انتقال دهند؟ یک یا هر دو ریه را چه؟
من بالاخره بدن گرم پسرم را بغل گرفتم و قلبم مثل بادکنکی باد شد. زنها اما توی غزه جسم سردی را مثل عروسک به آغوش میکشند و بادکنکهای قلبشان یکی یکی میترکد. غزه جاییست که حتی نمیشود به یک جعبهی شیشهای هم حسادت کرد! غزه جاییست که مادرها و بچهها را نصفه میگذارد.
📝 مبارکه اکبرنیا، رسانه «ریحانه»؛
💬مجموعه روایت «مینویسم تا صدای غزه باشم»
عمومی
📚 آيتالله سيستانى:
🖋 اجاره به شرط قرض (همون راه بالا که همه مراجع گفتن اشکال نداره)، بنابر احتياط واجب، جايز نيست و همچنان ربوی است (آقای سیستانی هم چون احتیاط واجب داشتن، مقلدین ایشون میتونن در این مسئله به سایر مراجع رجوع و به همین روش عمل کنن).
⭕️ نکته: طبق نظر رهبری، با هزار تومن و دوهزار تومن اجاره، کار درست نمیشه؛ چون این فرار از رباست و باطل. در قرارداد اجاره باید اجارهبها مقدار متعارفی باشه؛ مثلاً ما خونهای رو با 100 هزار تومن اجاره و 500 میلیون تومن قرض اجاره کرده باشیم
.
✅توضیح:
👈 اگه خونه یا مغازهای رو مثلاً ۲۰ میلیون یا کمتر یا بیشتر رهن کامل کنیم، حکم ربا و نزول رو داره و باطله❌
👈 اگه هم به جای ۲۰ میلیون، مثلاً بگیم ۱۰ میلیون با ماهی ۲۵۰هزار تومن، بازم حکم ربا و نزول رو داره و باطله❌
🔸 پول پیش و اجاره هم هرچی کم و زیاد بشه، فرقی نداره.🤷♂️
🚫 پس اینکه مثلاً در رهن کامل میگن هزار تومن اجاره هم قرار بدیم که شرعاً حرام نباشه، درست نیست و بازم رباست.🙅♂️
⬅️ چرا⁉️
👈 چون ربا یعنی یه مالی رو به کسی قرض بدی و بعد از مدتی، اصل اون مال رو با یهچیز_اضافه پس بگیری😣؛ مثلاً ۲۰ میلیون بدی و بعد از ۶ ماه ۲۳ میلیون پس بگیری.
❓خب! حالا ما خونه که اجاره یا رهن میکنیم، چه میکنیم؟🤓
🔴 میگیم ۲۰ میلیون بهت قرض میدم، سر سال ۲۰ میلیونم رو پس میگیرم با یه چیز اضافه. اون چیز اضافه، یک سال اقامت رایگان توی خونه شماست. این رباست دیگه!
🔴 یا ۱۰ میلیون به صاحبخونه قرض میدیم و سر سال همه اون ۱۰ میلیون رو پس میگیریم با یه چیز اضافه. اون اضافه اینه که ماهی ۲۵۰ هزار تومن از کرایهمون کم کنه. در واقع، انگار ماهی ۲۵۰ هزار تومن بهمون داده. این رباست دیگه!
✅ خب! تا اینجا فهمیدیم که قرض به شرط اجاره باطله.
⬅️ اما چه کنیم؟🧐👇
❌ رهن کامل رو که به هیچوجه نمیشه درست کرد و حتماً باید مبلغی بهعنوان اجاره وجود داشته باشه.
✌️ ولی در مورد حالتی که هم پول پیش میدیم و هم اجاره (مثلاً 10 میلیون با ماهی 250 هزار تومن)، برای درست و حلالشدنش باید اصل قرارداد رو قرارداد👈 اجاره 👉قرار بدیم.
👈 یعنی مثلاً صاحبخونه بگه: خونهم رو بهت میدم ماهی ۲۵۰هزار تومن اجاره؛ البته به شرطی که ۱۰ میلیون تومن هم توی این مدت بهم قرض بدی.
👈 قرارداد اجاره چون از قراردادهای لازمه، همراه اون میشه شرط دیگهای هم گذاشت و اون شرط هم لازمالوفا میشه؛ درست مثل قرارداد ازدواج👰 که یه قرارداد لازمه و مثلاً خانم میتونه سرکار رفتن یا زندگی در فلان شهر رو شرط ضمن عقد کنه تا لازمالوفا باشه.
عمومی
این اربعین هم گذشت 🖤
اما راه و رسم امام حسین(ع) تمام شدنی و فراموش شدنی نیست ❗️
نام او، خون او، و قیام او هنوز در رگهای تاریخ میتپد 🗓
همراهان عزیز زندگی با آیه ها عزاداری ها و زیارت های شما قبول درگاه حق 📿
یادمان باشد اربعین فقط یک پیاده روی نیست ❗️
📝اربعین راهسیت که با اشک شروع میشود، با معرفت ادامه مییابد،و با ایستادگی در برابر ظلم به ثمر میرسد ✊️
📖در این اربعین، تلاش کردیم با ۵ آیه محوری از آیات نصر آشنا شویم، آنها را بفهمیم و تلاش کنیم تا در زندگیمان به آنها عمل کنیم .
✨️آیههایی که یادمان دادند:
يهوديان فقط به تسلیم تو راضی میشوند ⚠️
از کثرت دشمن نترس چون خدا با ماست ✊️
هدایت و نصرت الهی با مجاهدان است ✨️
ما پیروزیم ناامیدی و غم ممنوع ❌️
پایان این مبارزه شیرین است 🚩
🔁🗓تاریخ تکرار میشود…
⭕️کربلا یک روز نبود؛ کربلا یک جریان است.
🚨امروز هم هنوز دو لشکر روبهروی هم ایستادهاند:
🔴لشکر ظلم، استکبار، دروغ و بیعدالتی..
🟢و لشکر حق، صداقت، ایمان و ایثار..
⚠️سوال امام حسین(ع) هنوز در گوش جهان میپیچد:
🔊«هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی؟»
🛑این پرسش امروز هم از ما جواب میخواهد.
📜پس بیایید عهد ببندیم که در لشکر حسین می مانیم؛ با قرآن، با آیات نصر، با دلهایی سرشار از ایمان و امید.
چون امام حسین(ع) تنها برای دیروز نبود؛او پرچمدار فرداست…🚩
و ما سربازان اوییم، تا آخرین نفس، تا ظهور حضرت حجت ارواحنا فداه 🌱
#زندگی_با_آیه_ها
#اربعین_مسیر_مقاومت
#عهد_برائت
عمومی
همراه با قرآن
قرآن در کلام رهبری – سوره نساء آیه ۱۳۹
الَّذینَ یتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعا
ترجمه:
(همان) کسانی که به جای مؤمنان، کافران را دوستان [خود] می گیرند؛ آیا عزّت را نزد آنان می جویند؟ پس (این خیالی خام است) چرا که عزّت، همه از آنِ خداست.
موضوع:
عزّت متعلق به خداست
کلام رهبر1:
در منطق قرآن، عزت واقعی و کامل متعلق به خداوند و متعلق به هر کسی است که در جبهه ی خدائی قرار میگیرد. در مصاف بین حق و باطل، بین جبهه ی خدا و جبهه ی شیطان، عزت متعلق به کسانی است که در جبهه ی خدائی قرار میگیرند. این، منطق قرآن است. در سوره ی فاطر میفرماید: «من کان یرید العزّة فللّه العزّة جمیعا». در سوره ی منافقون میفرماید: «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین و لیکنّ المنافقین لایعلمون»؛ عزت متعلق به خداست، عزت متعلق به پیامبر و به مؤمنین است؛ اگرچه منافقان و کافردلان این را درک نمیکنند؛ نمیفهمند که عزت کجاست، مرکز عزت واقعی کجاست.
در سوره ی نساء، درباره ی کسانی که خود را متصل به مراکز قدرتهای شیطانی میکنند، برای اینکه حیثیتی به دست بیاورند، قدرتی به دست بیاورند، میفرماید: «أ یبتغون عندهم العزّة فانّ العزّة للّه جمیعا»؛ آیا دنبال عزتند این کسانی که به رقبای خدا، به دشمنان خدا، به قدرتهای مادی پناه میبرند؟ عزت در نزد خداست. در سوره ی مبارکه ی شعراء، گزارشی از مجموعه ی چالشهای پیامبران بزرگ را مطرح میفرماید - درباره ی حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت هود، حضرت صالح، حضرت شعیب، حضرت موسی - مفصل درباره ی چالشهای این پیامبران بزرگ بحث میکند و گزارش الهی و وحی را به گوش مردم میرساند.
در هر مقطعی که میخواهد غلبه ی جبهه ی نبوت را بر جبهه ی کفر بیان بفرماید، میفرماید: «انّ فی ذلک لایة و ما کان اکثرهم مؤمنین. و انّ ربّک لهو العزیز الرّحیم»؛ یعنی با اینکه طرف مقابل اکثریت داشتند، قدرت دست آنها بود، پول دست آنها بود، سلاح دست آنها بود، اما جبهه ی توحید بر آنها پیروز شد؛ در این یک آیتی است از آیات الهی، و خدای تو عزیز و رحیم است. بعد از آنکه قرآن این گزارش را در طول سوره ی مبارکه ی شعراء هی تکرار میکند، تکرار میکند، در آخر سوره خطاب به پیغمبر میفرماید: «و توکّل علی العزیز الرّحیم»؛ به این خدای عزیز و رحیم که تضمین کننده ی غلبه ی حق بر باطل است، توکل و تکیه کن. «الّذی یریک حین تقوم. و تقلّبک فی السّاجدین»؛ او ناظر به حال توست؛ در حال قیام، در حال سجده، در حال عبادت، در حال حرکت، در حال تلاش؛ او حاضر و ناظر است، تو را می بیند؛ «انّه هو السّمیع العلیم». پس در منطق قرآن، عزت را باید از خداوند طلب کرد.
موضوع:
تحمیلی بودن شرایط و وضع کنونی مسلمانان
کلام رهبر2:
ما امروز در سرتاسر عالم، یک جمعیت حدوداً یک میلیارد نفری را تشکیل می دهیم که در نقاط استراتژیک و حساس و مناطقی که ثروتهای عمده و مورد نیاز جهان امروز در آن جا ذخیره شده، پراکنده شده است. درعین حال، مسلمانان عالم در غالب کشورها - چه کشورهایی که در آن به صورت اقلیت زندگی می کنند، و چه کشورهایی که اکثریت قاطع و عمده ی بدنه ی ملت را تشکیل می دهند - از لحاظ اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، در وضعیت نامطلوبی بسر می برند.
این در حالی است که اسلام و آیات کریمه ی قرآن، پیروان خود را به انواع کمالات بشری، مانند علم و فضایل اخلاقی و عدالت اجتماعی و عزت و قوّت و یگانگی و وحدت و تسلیم نشدن در مقابل تحمیلها سوق می دهند.بروشنی می شود فهمید که وضع کنونی مسلمین در دنیای اسلام و سراسر جهان، وضع طبیعی یا تصادفی نیست؛ بلکه این شرایط را بر مسلمانان تحمیل کرده اند.
نکته ها و اشاره ها:
1. «عزّت» همواره از «علم و قدرت» سر چشمه می گیرد و کافران علم و قدرتشان ناچیز است؛ پس نمی توانند منشأ عزّت شوند. آری، علم و قدرت بی کران از آن خداست، پس عزّت حقیقی نیز نزد اوست.
2. کافران عزّتی ندارند تا به کسی ببخشند و اگر عزّت دروغین به دیگری بدهند قابل اعتماد نیستند، و هر روز که منافع آنان اقتضا کند، متّحدان خود را رها می کنند و به سراغ دیگری می روند. تاریخ معاصر جهان شاهد و گویای این واقعیت است.
3. منافقان، کافران را به دوستی برمی گزینند و عزّت را نزد آنان می جویند، اما مسلمانان عزّت زندگی خود را در هر زمینه ای در دوستی با خدا می جویند و ذات پاک او را تکیه گاه خود قرار می دهند.
آموزه ها و پیام ها:
1. وابستگی به کافران و عزّت جویی از آنان خصلتی منافقانه است.
2. عزّت خود را نزد خدا بجویید که او سرچشمه ی همه ی عزّت هاست.
3. منافقان را از رابطه ی دوستی آنان با کافران بشناسیم.
منبع: تفسیر قرآن مهر، ج 4، ص: 338
کلمات کلیدی
قرآن | کلام رهبر | سوره نساء | قرآن در کلام رهبری | تولیدی پایگاه حوزه نت |
