صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

فاطمیه

عمومی

15 آبان 1404 توسط سميه ديدكام

#​همراه -با قرآن 

#آیه 23- سوره شوری

ذَٰلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ ۗ وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ

این است چیزی که خدا آن را به بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، مژده می دهد. بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکان را [که بنابر روایات بسیار اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند] را نمی خواهم. و هر کس کار نیکی کند، بر نیکی اش می افزاییم؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.

ترجمه (مکارم شیرازی)

این (بهشت ابد) همان است که خدا به بندگانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند بشارت آن را داده است. بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودّت و محبّت مرا در حقّ خویشاوندان منظور دارید (و دوستدار آل محمّد باشید، که این اجر هم به نفع امت و برای هدایت یافتن آنهاست)، و هر که کاری نیکو انجام دهد ما نیز در آن مورد بر نیکوییش بیفزاییم که خدا بسیار آمرزنده گناهان و پذیرنده شکر بندگان است.

معانی کلمات آیه

قربى: قربى در قرابت نسبى به كار مى‌‏رود، الف و لام آن در آيه عوض از مضاف اليه و تقدير آن «قرباى» است يعنى قرابت من.

يقترف: قرف و اقتراف در اصل به معنى كندن پوست از درخت و كندن پوست روى زخم است، به طور استعاره بر اكتساب، اقتراف گفته‏‌اند در كار نيك باشد يا در كار بد.[۱]

نزول

شأن نزول آیات 23، 24 و 25:

محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه‌السلام شنیدم که مى فرمود: انصار نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمدند و گفتند: یا رسول الله ما به وسیله تو هدایت یافته ایم، از تو می‌خواهیم که مقدارى از اموال ما را که مورد احتیاج شما باشد، بگیرید سپس این آیه نازل گردید و فرمود که من براى رسالت و نبوت اجر و مزدى نمی‌خواهم جز مودت و دوستى با اهل بیت من.[۲]

محمد بن یعقوب کلینى بعد از سه واسطه از اسماعیل بن عبدالخالق نقل کند که گفت: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که از ابوجعفر الاحول سؤال فرمود که مردم بصره درباره این آیه چه مى گویند؟

ابوجعفر گفت: قربانت گردم، مى گویند: این آیه براى خویشاوندان پیامبر نازل شده است. فرمود: دروغ مى گویند، این آیه درباره ما به خصوص یعنى اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله امام على و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین اصحاب کساء علیهم‌السلام نازل گردیده است.[۳]

سعید بن جبیر از عبدالله بن عباس نقل کند که هنگامى که پیامبر به مدینه وارد شد و دین اسلام به استحکام و محکمى خود رسید. انصار گفتند: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌رویم و به او مى گوئیم که اموال ما در اختیار او خواهد بود. هر قدر بخواهد مى تواند بدون هیچ رنج و زحمتى از اموال ما برگیرد لذا نزد پیامبر آمدند و درخواست خویش را معروض داشتند و آیه 23 نازل گردید و پیامبر پس از نزول آن را براى انصار قرائت کرد و فرمود: از شما مزد رسالت و نبوت جز دوستى اقربا و اهل بیت من نمی‌خواهم.

منافقین گفتند: محمد می‌خواهد ما را مطیع و ذلیل خویشاوندان و اقرباى خود بنماید سپس آیه 24 نازل گردید وقتى آیه مزبور را شنیدند به گریه افتادند و از گفتار خویش ابراز ندامت و پشیمانى نمودند سپس آیه 25 نازل گردید.

سدى گوید: مراد از اقتراف حسنه و انجام کار نیک در آیه مودت و دوستى آل محمد است.[۴]

امام حسن مجتبى علیه‌السلام در خطبه اى که ایراد کرد، چنین فرمود: منظور خداوند از اقتراف حسنه و کار نیک انجام دادن در آیه «قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یقْتَرِفْ حَسَنَةً» مودت و دوستى ما است[۵] و نیز امام حسن علیه‌السلام بعد از شهادت پدر بزرگوارش خطبه اى ایراد کرد و فرمود: اى گروه مردم، کسانى که مرا مى شناسند، شناخته اند و کسانى که مرا نمى شناسند به آن‌ها مى گویم من حسن فرزند رسول خدایم که نذیر و ترساننده بود و مردم را به سوى خداوند می‌خواند من فرزند آن چراغ فروزان نبوت و از اهل بیتى هستم که آیه تطهیر «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ» درباره او نازل شده و نیز فرزند کسى هستم که مودت و دوستى شما بر اهل بیت او واجب و لازم گردید و منظور خداوند از آیه «وَ مَنْ یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً» مودت و دوستى ما اهل بیت است.[۶]

سعید بن جبیر از ابن عباس نقل کند وقتى که آیه 23 نازل شد. گفتند: یا رسول اللّه اقربا و خویشاوندان شما چه کسانى هستند که مودت و دوستى آن‌ها بر ما واجب گردیده است. فرمود: على و فاطمه و حسن و حسین[۷] و نیز سعید بن جبیر و ابن عباس گویند منظور از قربى در آیه آل محمّد مى باشند.[۸]

ابن عباس گوید: سبب نزول آیه 23 چنین بوده چون پیامبر در مدینه مالى نداشت و احتیاج وى به مال زیاد بود. انصار گفتند: این مرد از خویشاوندان ما است و در این شهر غریب است و خدا ما را بدست او هدایت بخشیده است و گاهى او را حقوقى پیش آید و او را چنان وسعتى در مال نیست که به آن قیام کند، بهتر است. براى او مالى جمع کنیم، رفتند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: سپس این آیه نازل گردید و نیز گویند که اهل مکه گفتند: این محمد براى اداى رسالت و نبوت خویش مزدى طمع دارد سپس این آیه نازل شد چنان که قتاده گوید و این بهتر است زیرا سوره شورى مکى است[۹] و نیز عبدالله بن عباس گوید: وقتى که آیه «قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً» نازل شد، عده اى از مردم گفتند: محمد می‌خواهد درباره اهل بیت خود به مردم سفارش کند و به یارى آن‌ها برخیزد سپس آیه 24 به همین سبب نازل شد و در قبال این خیال که مى گفتند: محمد می‌خواهد مردم به اهل بیت وى رغبت حاصل کنند.

خداوند فرمود: اگر شما مى گوئید، پیامبر بر خدا دروغ بسته است خیال باطلى است سپس آیه 25 نازل شد فهمیدند که پیامبر از روى وحى گفته و از خود نگفته است لذا ترسیدند و پشیمان شدند و نزد پیامبر آمدند و توبه کردند و بدست و پاى رسول خدا صلی الله علیه و آله افتادند و ایمان تازه کردند.[۱۰]

تفسیر نور (محسن قرائتی)

ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ «23»

اين (فضل بزرگ) چيزى است كه خداوند به بندگانش، آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند بشارت مى‌دهد. (اى پيامبر! به مردم) بگو: من از شما بر اين (رسالت خود) هيچ مزدى جز مودّت نزديكانم را نمى‌خواهم و هركس كار نيكى انجام دهد، براى او در نيكويى آن مى‌افزاييم. همانا خداوند بسيار آمرزنده و قدردان است.

نکته ها

در آيه قبل خوانديم كه پاداش مؤمنان نيكوكار، باغ‌هاى بهشتى و رسيدن به تمام خواسته‌ها و فضل بزرگ پروردگار است. در اين آيه سخن از پاداش كسى است كه با هدايت خود صدها ميليون نفر را به اين باغ‌ها و خواسته‌ها رسانده است، يعنى پيامبر اسلام.

اگر هديه يك شاخه گل تشكّر و پاداش لازم دارد، نجات بشريّت چه پاداشى خواهد داشت.

با نگاهى به قرآن مى‌بينيم كه شعار تمام انبيا اين بود كه ما جز از پروردگارمان پاداشى نمى‌خواهيم. در سوره شعراء از آيه 109 تا آيه 127، سخن حضرت نوح، هود، صالح، لوط و شعيب عليهم السلام و در سوره سبأ آيه 47، سخن پيامبر اسلام چنين است: مزد و پاداش من تنها بر خداوند است. «إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ»*

البتّه شكى نيست كه مراد انبيا اين بود كه ما پاداش مادى نمى‌خواهيم، ولى اطاعت كردن و

جلد 8 - صفحه 394

هدايت شدن شما را مى‌خواهيم، زيرا همه آنان پس از آنكه در سوره شعراء درخواست مزد را منتفى دانستند، به مردم سفارش تقوا و اطاعت از خداوند مى‌كردند. «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ»* پس انبيا پاداش مادى نمى‌خواهند، ولى مزد معنوى و هدايت مردم را خواهانند كه اين مزد در واقع به نفع خود مردم است، نظير اينكه استادى به شاگردش بگويد: من از تو مزدى نمى‌خواهم و پاداش من تنها يك چيز است و آن اينكه تو درس بخوانى كه در واقع اين پاداش براى شاگرد است.

مزد رسالت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چيست؟ پيامبر اسلام نيز از مردم درخواست مزد مادى نداشت، ولى چندين مرتبه از طرف خداوند با كلمه‌ «قُلْ» مأمور شد تا مزد معنوى را كه به نفع خود مردم است، از مردم تقاضا كند. «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ» «1»

اين مزد معنوى نيز در دو تعبير آمده است. يك بار مى‌فرمايد: من هيچ مزدى نمى‌خواهم جز آنكه هر كه خواست راه خدا را انتخاب كند، «إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‌ رَبِّهِ سَبِيلًا» «2» و يك بار در آيه مورد بحث كه مى‌فرمايد: «لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌» بنابراين مزد رسالت دو چيز است: يكى انتخاب راه خدا و ديگرى مودّت قربى‌. جالب آنكه در هر دو تعبير كلمه‌ «إِلَّا» مطرح شده است، يعنى مزد من تنها همين مورد است.

با كمى تأمل مى‌فهميم كه بايد راه خدا و مودّت اهل بيت يكى باشد، زيرا اگر دو تا باشد، تناقض است، يعنى نمى‌توان گفت: من فقط تابستان‌ها مطالعه مى‌كنم و بار ديگر گفت: من فقط زمستان‌ها مطالعه مى‌كنم. زيرا محصور بايد يك چيز باشد.

پيامبر اسلام از طرف خداوند يك بار مأمور مى‌شود كه به مردم بگويد: مزد من تنها انتخاب راه خداست و بار ديگر مأمور مى‌شود كه بگويد: مزد من فقط مودّت قربى است. در واقع بايد اين دو درخواست يكى باشد. يعنى راه خدا همان مودّت قربى‌ باشد.

از طرفى مودّت با دو چيز ملازم است: يكى شناخت و معرفت، زيرا تا انسان كسى را نشناسد نمى‌تواند به او عشق بورزد. دوم اطاعت، زيرا مودّت بدون اطاعت نوعى تظاهر و رياكارى و

«1». سبأ، 47.

«2». فرقان، 57.

جلد 8 - صفحه 395

دروغ و تملّق است. پس كسانى كه دستورات خود را از غير اهل بيت پيامبر عليهم السلام مى‌گيرند، راه خدا را پيش نگرفته‌اند. اين از ديدگاه قرآن.

امّا از نظر عقل. پاداش بايد همسنگ و هموزن عمل باشد. رسالت، جز امامت كه ادامه آن است هم وزنى ندارد، مزد رسالت ادامه هدايت است، مزد يك معصوم، سپردن كار به معصوم ديگر است. مزد عادل آن است كه زحمات او را به عادل ديگر بسپاريم.

عقل مى‌گويد: تا لطف هست بايد تشكّر نيز باشد و اگر امروز لطف پيامبر شامل حال ما شده و ما به اسلام هدايت شده‌ايم بايد مزد رسالتش را بپردازيم و اگر مزد رسالت، مودّت قربى است، امروز هم بايد قُربايى باشد تا نسبت به او مودّت و اطاعت داشته باشيم. آرى، امروز هم بايد نسبت به حضرت مهدى عليه السلام مودّت داشته و نسبت به او مطيع باشيم. مگر مى‌شود بگوييم مسلمانان صدر اسلام مأمور بودند مزد رسالت را بپردازند و نسبت به قربى مودّت داشته باشند، ولى مسلمانان امروز يا اين وظيفه را ندارند و يا قربايى نيست تا به او مودّت بورزند و مزد رسالت را بپردازند. البتّه مودّت حضرت مهدى عليه السلام در زمان غيبت، عمل به پيام‌هاى او و رفتن در راه كسانى است كه ما را به آنان سپرده است، يعنى فقهاى عادل و بى هوا و هوس.

عقل انسان از اينكه مودّت قربى پاداش پيامبرى قرار گرفته كه صدها ميليون نفر را به هدايت و سعادت و فضل كبير الهى رسانده مى‌فهمد كه قربى و كسانى كه مورد مودّت هستند، برترين افراد بشر و معصومند. زيرا هرگز مودّت گنهكار پاداش پيامبر معصوم قرار نمى‌گيرد. نمى‌توان باور كرد كه مودّت افرادى گنهكار بر مسلمانان جهان در طول تاريخ واجب باشد و هيچ فرقه‌اى از مسلمانان (غير از شيعه) رهبران خود را معصوم نمى‌داند و هيچ فرد يا گروهى تا كنون نه براى امامان معصوم گناهى نقل كرده و نه براى آن بزرگواران استادى نام برده است.

عقل مى‌گويد: گذاشتن دست بشر در دست غير معصوم نه تنها ظلم به انسانيّت است، بلكه ظلم به تمام هستى است. زيرا هستى براى انسان آفريده شده (تمام آيات‌ «خَلَقَ لَكُمْ»*، «سَخَّرَ لَكُمُ»* و «مَتاعاً لَكُمْ»* نشانه‌ى آن است كه هستى براى انسان است) و انسان براى‌

جلد 8 - صفحه 396

تكامل واقعى و معنوى و خدايى شدن و آيا سپردن اين انسان با آن اهداف والا به رهبران غير معصوم، ظلم به او و ظلم به هستى نيست؟

اگر در روايات، رهبر معصوم و ولايت او زير بنا و پايه و اساس دين شناخته شده است، بنى الاسلام على خمس … الولاية «1» و اگر حضرت على عليه السلام تقسيم كننده مردم ميان بهشت و دوزخ معرّفى شده است، «قسيم الجنة و النار» «2» و اگر نماز بى ولايت پذيرفته نمى‌شود، «3» و اگر مودّت اهل بيت حسنه است، «4» و اگر زيارت و توسّل به آنان سفارش شده، همه به خاطر همان جوهر كيميايى مودّت است.

زمخشرى و فخررازى كه از بزرگان اهل سنّت هستند، در تفاسير خود آورده‌اند كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

«من مات على حب آل محمد مات شهيدا» هر كه با دوستى آل‌محمّد از دنيا برود، شهيد است.

«من مات على حب آل محمد مات تائبا» هر كه با دوستى آل محمّد از دنيا برود، توبه‌كننده است.

«من مات على حب آل محمد مات مستكمل الايمان» هر كه با دوستى آل محمّد از دنيا برود، با ايمان كامل از دنيا رفته است.

«من مات على حب آل محمد مات على السنة و الجماعة» هر كه با دوستى آل محمّد از دنيا برود، طبق سنّت و سيره پيامبر از دنيا رفته است.

حال اين سؤال پيش مى‌آيد كه آيا مودّت بدون اطاعت، مى‌تواند هم وزنِ شهادت، مغفرت و ايمان كامل قرار گيرد؟

در همين تفاسير ذيل اين آيه حديثى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه:

«ألا و من مات على بغض آل محمد جاء يوم القيامة مكتوب بين عينيه آيس من رحمة الله»، آگاه باشيد، هركه با كينه و بغض آل محمّد بميرد، روز قيامت مى‌آيد در حالى كه ميان دو

«1». كافى، ج 2، ص 18.

«2». بحار، ج 7، ص 186.

«3». بحار، ج 27، ص 167.

«4». بحار، ج 43، ص 362.

جلد 8 - صفحه 397

چشم او نوشته شده: او از رحمت خداوند مأيوس و محروم است.

«ألا و من مات على بغض آل محمد مات كافرا» آگاه باشيد، هر كه با بغض آل‌محمّد بميرد، كافر مرده است.

«ألا و من مات على بغض آل محمد لم يشم رائحة الجنة» هر كه با بغض آل‌محمّد بميرد، بوى بهشت را استشمام نمى‌كند.

فخر رازى در تفسير خود آورده است: همين كه آيه مودّت نازل شد از پيامبر اكرم پرسيدند:

قربى‌ چه كسانى هستند كه مودّت آنها بر ما واجب است؟

حضرت فرمودند: علىّ و فاطمه و فرزندانش، سپس اضافه مى‌كند كه حضرت فرمودند:

«فاطمة بضعة منى يؤذينى ما يؤذيها» فاطمه پاره تن من است هر كس او را اذيّت كند مرا اذيّت كرده و كيفر كسانى كه رسول خدا را اذيّت كنند، در قرآن چنين آمده است. «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً» «1»

در حديث مى‌خوانيم كه امام حسن عليه السلام در ذيل جمله‌ى‌ «وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً» فرمود: «اقتراف الحسنة مودتنا اهل البيت» «2» كسب نيكى، مودّت ما اهل بيت است.

پیام ها

1- بشارت خداوند بس بزرگ و عظيم است. «رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ‌- ما يَشاؤُنَ‌- الْفَضْلُ الْكَبِيرُ- ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ»

2- نشانه بنده خدا ايمان و عمل صالح است. «عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»

3- رمز دريافت آن همه نعمت و بشارت، بندگى خدا و ايمان و نيكوكارى است.

عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا …

4- مودت قربى مصداق روشن ايمان و عمل صالح است. يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ‌ … إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌

5- درخواست مزد از زبان خود سنگين است، لذا پيامبر مأمور مى‌شود از طرف‌

«1». احزاب، 57.

«2». تفاسير نمونه و صافى.

جلد 8 - صفحه 398

خداوند مزد خود را به مردم اعلام كند. قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ‌ …

6- مودّت بدون معرفت امكان ندارد. (پس مزد رسالت قبل از هر چيز شناخت اهل بيت پيامبر است سپس مودّت آنان) «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌»

7- مودّت بدون اطاعت، ريا و تملّق است. (پس مودّت قربى يعنى اطاعت از آنان) «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌»

8- قربى معصومند. زيرا مودّت گناهكار نمى‌تواند مزد رسالت قرار گيرد. «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌»

9- مودّتى كه قهراً همراه با معرفت و اطاعت است تنها در اهل‌بيت مستقر است.

(كلمه «فى» رمز آن است كه جايگاه مودّت تنها اهل‌بيت است.) «فِي الْقُرْبى‌»

10- مودّت فى القربى، راهى براى كسب خوبى‌هاست. «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً»

11- مودّت اهل بيت عليهم السلام، برجسته‌ترين حسنه است. «الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً»

12- مودّت قربى حسنه است. «مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً»

13- مودّت قربى سبب دريافت پاداش بيشتراست. «نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً»

14- دوستى اهل بيت پيامبر، زمينه‌ى دريافت مغفرت است. إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌ …

إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌک

15- خداوند قدردان كسانى است كه به وظيفه خود در مودت اهل بيت عمل مى‌كنند. «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 399

پانویس

 تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص473

 تفسیر على بن ابراهیم.

 البرهان فی تفسیر القرآن.

 تفاسیر ابوحمزه ثمالى و مجمع البیان.

 کتاب امالى از شیخ طوسى.

 کتاب مقاتل الطالبین از على بن حسین بن محمد اصفهانى.

 مسند احمد بن حنبل.

 صحیح بخارى جزء ششم و صحیح مسلم جزء پنجم.

 تفسیر روض الجنان یا روح الجنان.

 تفسیر طبرانى.

منابع

تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم

اطیب البیان فی تفسیر القرآن‌، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام‌، 1378 ش‌، چاپ دوم‌

تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول

تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم

برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش

تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌

موسسه اهل‌البیت (ع)

 نظر دهید »

عمومی

14 آبان 1404 توسط سميه ديدكام

​🖥 شیشه عمر مادر

❤️ روایت‌های زنانه از غزه

📝 تابه‌حال با یک بیمار مبتلا به سرطان، در روزهای آخر عمرش، برخورد داشته‌اید؟ روند کاسته شدن جسم و زوال جانش را دیده‌اید؟ دیده‌اید که چقدر سریع به ضعف یک کودک دچار می‌شود؟ من دیده‌ام. بیماری مبتلا را در لحظات احتضار. ایستاده بودم در یک متری او و می‌دیدم که ویرانی سلول‌ها چطور تا گلو بالا آمد و در نهایت آرام گرفت و متوقف شد. دیدم که چطور کوچکترین زوری در هیچ نقطه‌ای از بدنش باقی نماند تا جان را حفظ کند. دیدم که از میان تمام صفاتی که یک آدم می‌‌تواند داشته باشد، ضعف، بارزترین ویژگی او شد.

📝 همین ضعف را یک مرتبه‌ی دیگر هم به‌وضوح پیش چشم دیده بودم. وقتی پسرم را به دنیا آوردم و از بیمارستان رسیدیم خانه. بچه را خواباندم، بالای سرش نشستم و خیره شدم به آن موجودی که سر تا پا نیاز و ناتوانی بود. وحشت کردم. از شدت ناتوانی فرزندم در حفظ بقایش وحشت کردم.

📝 وضعیت‌هایی در زندگی هستند که آدم در آنها ضعیف است. آدم وقتی بیمار است، وقتی سرطان دارد، وقتی آواره است، وقتی بچه است، وقتی یک نوزاد بی‌زبان یک ساله است و تمام دارایی‌اش یک شیشه شیر… در تمام اینها مظلوم است و فقط مظلوم است و دستش به جایی بند نیست. آدم زمین‌خورده، زدن ندارد. این جمله را مادرم همیشه می‌گوید. رسم آدم بودن در چشم‌های او این است که آدم زمین‌خورده را نزند. مادرم شاید هنوز نداند که روی همین زمین جایی هست که بچه و نوزاد و مریض و مبتلا به سرطان، یکجا جمع‌اند. جایی به نام «دیرالبلح». و مردمی هستند که از همین مظلوم‌ترین‌ها هم نمی‌گذرند‌، که روی سر همین‌ها هم بمب می‌ریزند. مردم جایی به نام اسرائیل. فهمیدن ساختار مغزی این مردم برای من ممکن نیست، اما دلیل کارشان را کم‌وبیش می‌فهمم.

📝از فیلم ویرانی کمپ بیماران و آوارگان دیرالبلح ترجمه‌ای منتشر شده با یک جمله‌ی درخشان: «تنها چیزی که از این پناهگاه باقی ماند، یک شیشه شیر بود…» این جمله، دلیل مؤکد تمام این تجاوز است به نظرم. کجا، در کدام موقعیت تاریخی و جغرافیایی، یک شیشه‌ی شیر پر از لکه‌ی خون، ممکن است چنین جایگاه و معنایی پیدا کند؟ اینجا نقطه‌ای از زمین است با معادلات غیرزمینی: جایی که جان‌های ضعیف اتفاقاً اثرگذارترند. جایی که نفس‌های ازدست‌رفته، باقی‌ترند.

✍🏻 شقایق خبازیان، رسانه «ریحانه»؛

💬 مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 

 نظر دهید »

عمومی

14 آبان 1404 توسط سميه ديدكام

​بسم الله الرحمن الرحیم

📋 درسی مهم از سوره یوسف؛ خداوند در این آیه از قدرت گرفتن یوسف در مصر یاد می کند و آن را به خود منتسب می نماید. سپس تاکید می کند که این اتفاق تنها برای یوسف نمی افتد، بلکه هر که را بخواهد و شایسته بداند مشمول چنین رحمتی از سوی خود خواهد کرد. ادامه آیه البته ملاک مورد رحمت قرار گرفتن را بیان می فرماید: اینکه انسان محسن باشد، چون خدا پاداش محسنان را ضایع نمی کند. احسان دو وجه دارد، اینکه انسان کار نیک بکند و کار را نیک و درست انجام دهد. پس اگر انسان محسن باشد، خدا او را به جایی که باید برسد، می رساند. همانطور که یوسف را که یک زندانی بود به قدرت رساند. 

🔷 (سوره یوسف / آیه 56):

وَ كَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ وَ لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ 

🔶 ترجمه:

و اينگونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم كه هرگونه مي‌خواست در آن منزل مي‌گزيد (و تصرف مي‌كرد) ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) مي‌بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمي‌كنيم.

📅 چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴

#سنت_الهی ، #احسان ، #یوسف  

🌼

 نظر دهید »

عمومی

14 آبان 1404 توسط سميه ديدكام

​#همراه -با قرآن 

#آیه 92 _سوره آل عمران

لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ

هرگز به [حقیقتِ] نیکی [به طور کامل] نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقیناً خدا به آن داناست.

ترجمه (مکارم شیرازی)

شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید مگر از آنچه دوست می‌دارید و محبوب شماست در راه خدا انفاق کنید، و آنچه انفاق کنید خدا بر آن آگاه است.

معانی کلمات آیه

تنالوا: نيل بمعنى وصول و رسيدن است «نال مطلوبه» يعنى به مرادش رسيد.

بر: (بكسر- با) نيكى و خوبى، و بفتح اول بمعنى خشكى و احسان كننده، معناى اول همان خشكى است.

تنفقوا: نفق در اصل بمعنى خروج است، انفاق: خرج كردن و خارج كردن مال از دست.[۱]

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«92» لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ‌

هرگز به نيكى دست نمى‌يابيد، مگر آنكه از آنچه دوست داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد و بدانيد هر چه را انفاق كنيد، قطعاً خداوند به آن آگاه است.

نکته ها

«بِرّ» به خير وبركت گسترده و زمينى كه براى كشت و زراعت ويا سكونت مهيّاست، گفته مى‌شود. به گندم- كه غذاى عموم انسان‌ها وانواع حيوانات است- «بُرّ» گفته مى‌شود.

با توجّه به اشتقاق لغوى «برّ» كه به معناى توسعه در خير است؛ در قرآن، ايمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه‌هاى بِرّ معرفى شده‌اند. «لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي‌

«1». يوسف، 101.

جلد 1 - صفحه 562

الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» «1»

در قرآن همگان توصيه شده‌اند كه در انجام «برّ» همديگر را يارى كنند. «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ» «2» و در اين آيه نيز مى‌فرمايد كه شما هرگز به اين گوهر گرانبها نمى‌رسيد، مگر آنكه از آنچه دلپسند شماست وآن را دوست مى‌داريد، انفاق كنيد.

نمونه‌هايى از انفاق مؤمنان‌

1. ابوطلحه انصارى، بيشترين درختان خرما را در مدينه داشت وباغ او محبوب‌ترين اموالش بود. اين باغ كه روبروى مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسول‌خدا صلى الله عليه و آله گاه وبى‌گاه وارد آن باغ مى‌شد واز چشمه‌ى آن مى‌نوشيد. اين باغِ زيبا و عالى، درآمد كلانى داشت كه مردم از آن سخن مى‌گفتند. وقتى آيه نازل شد كه‌ «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى …» او خدمت پيامبر رسيد وعرض كرد: محبوب‌ترين چيزها نزد من اين باغ است، مى‌خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: تجارت خوبى است، آفرين بر تو، ولى پيشنهاد من آن است كه اين باغ را به فقراى فاميل و بستگان خويش دهى. او قبول كرد وباغ را بين آنان تقسيم كرد. «3»

2. چند نفر مهمان ابوذر شدند، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان يكى از شتران مرا نحر و غذا تهيه كنيد. آنها شتر لاغرى را انتخاب كردند. ابوذر ناراحت شد و پرسيد: چرا شتر فربه و چاق را نياورديد؟ گفتند: آن را براى نياز آينده تو گذاشتيم. ابوذر فرمود: روز نياز من روز قبر من است. «4»

3. وقتى فاطمه زهرا عليها السلام را در شب عروسى به خانه شوهر مى‌بردند، فقيرى از حضرت پيراهن كهنه‌اى درخواست كرد. فاطمه زهرا عليها السلام به ياد اين آيه‌ «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ …» افتاد و همان پيراهن عروسيش را به او بخشيد.

«1». بقره، 177.

«2». مائده، 2.

«3». تفسير كبير ومجمع‌البيان؛ صحيح‌بخارى، ج 2، ص 81.

«4». تفسير مجمع‌البيان.

جلد 1 - صفحه 563

4. عبداللّه‌بن جعفر، غلام سياهى را ديد كه در باغى كارگرى مى‌كند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمه‌اى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا كرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسيد: خودت چه مى‌خورى؟

گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسيد: چرا اين كار را كردى؟ گفت: اين سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت اين غلام تعجّب كرد. آن باغ و غلام را خريد، غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشيد. «1»

در احاديث در باره اين آيه مى‌خوانيم: راه رسيدن به برّ، كمك به والدين قبل از درخواست آنان است، گرچه بى‌نياز باشند. «2»

امام صادق عليه السلام به شاگرد خود مفضل‌بن عمر فرمود: از پدرم شنيدم كه مى‌فرمود: كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم يا زياد حق ما را ندهند، خداوند روز قيامت به او نظر نمى‌كند، مگر آنكه او را ببخشد.

اى مفضل! اين تكليفى است كه خداوند آن را بر شيعيان لازم كرده آنجاكه در كتاب خود مى‌فرمايد: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ …» پس ما برّ و تقوا و راه هدايت هستيم. «3»

پیام ها

1- يگانه راه رسيدن به مقام نيكوكاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است.

«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ …»

2- در مكتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدايى نيست، بلكه رشد انفاق كننده نيز مطرح است. دل كندن از محبوب‌هاى خيالى وشكوفاشدن روح سخاوت، از مهم‌ترين آثار انفاق براى انفاق كننده است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ»

3- دلبستگى به دنيا سبب محروم شدن از رسيدن به مقام برّ است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ»

4- سعادتِ فرد در سايه نگاه اجتماعى وكريمانه اوست. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا»

5- بهترين چيز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدايى كه جان‌

«1». تفسير المنار.

«2». كافى، ج 2، ص 157.

«3». تفسير عيّاشى.

جلد 1 - صفحه 564

خود را در راه خدا مى‌دهند، به بالاترين مقام بِرّ مى‌رسند. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

6- آنچه را كه خود دوست مى‌دارى انفاق كن، نه آنچه را كه بينوايان دوست مى‌دارند. زيرا ممكن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشياى ناچيز نيز راضى باشند. «مِمَّا تُحِبُّونَ»، نه «ممّايحبّون»

7- انسانى كه تربيت الهى يافته، اسير مال و ثروت نيست، بلكه حاكم بر آنهاست.

«تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

8- در انفاق، اصل كيفيّت است، نه كميّت. «مِمَّا تُحِبُّونَ»

9- اسلام، مكتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

10- در انفاق نه افراط و نه تفريط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق كن.

«مِمَّا تُحِبُّونَ» «من» بيانگر تبعيض است.

11- محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «مِمَّا تُحِبُّونَ» آنچه خطرناك است، شدّت محبّت است كه مانع انفاق شود. «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ» «1»

12- مهم انفاق است حتّى اگر اندك باشد. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‌ءٍ» آرى يك برگ زرد روى آب، مى‌تواند كشتى صدها مورچه شود.

13- حال كه خداوند انفاق ما را مى‌بيند، چرا در كمّ و كيف آن كوتاهى كنيم؟

بياييد بهترين‌ها را انفاق كنيم. «فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ»

«1». عاديات، 8.

جلد 1 - صفحه 565

جزء «4»

پانویس

 تفسیر احسن الحدیث،

منابع

تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم

اطیب البیان فی تفسیر القرآن‌، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام‌، 1378 ش‌، چاپ دوم‌

تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول

تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم

برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش

تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌

 نظر دهید »

عمومی

13 آبان 1404 توسط سميه ديدكام

​🗞  علت تخاصم رابطه ایران و آمریکا چیست و نسخه مواجهه با آن کدام است؟

👈 تحلیل «منطقی» و علاج واقعی

🔹️ آمریکایی‌ها سالهاست که اصرار دارند مواضع ایران در برابر خود را با برچسب‌هایی همچون توهم توطئه، لجاجت، دشمنی، مغایر با منافع ملی و امثال اینها تخطئه کرده و زیر سوال ببرند. برای این منظور به بهانه‌های مختلف و اغلب کهنه‌ای نیز متوسل می‌شوند که استناد به شعار «مرگ بر آمریکا» یکی از آنهاست.

🔹️ اگر کسی پس از چند دهه از کما بیرون آمده باشد و این وضعیت را ببیند گمان خواهد کرد این ایران است که دولت قانونی آمریکا را با کودتا سرنگون کرده، دیکتاتوری فراری را بر ملت آمریکا مسلط کرده و یک سازمان امنیتی مخفی و مخوف را آموزش داده و تجهیز کرده تا هر شهروند آمریکایی منتقد و مخالفی را دستگیر کرده و شکنجه کند. و این ایران بوده است که قصد کودتایی دیگر در آمریکا داشته، عملیات نظامی مخفی در قلب خاک آمریکا انجام داده، همسایه آمریکا را تجهیز و تحریک کرده و هشت سال به جان آن انداخته، هواپیمای مسافربری را با حدود ۳۰۰ شهروند آمریکایی سرنگون کرده است. اضافه کنید که دانشمندان آمریکایی را ترور و در تأسیسات این کشور خرابکاری میکند، اخیراً هم با کمک یکی از نیروهای نیابتی خود به این کشور حمله کرده و یک‌دوجین برنامه و فعالیت ریزودرشتِ دیگر ازاین‌دست!

🔹️ بیانات امروز رهبر انقلاب به مناسبت ۱۳ آبان و روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی که در جمع هزاران تن از دانش‌آموزان و دانشجویان سراسر کشور در حسینیه امام خمینی(ره) ایراد شد، تحلیلی جامع و ریشه‌ای از چرایی، ابعاد و دورنمای تخاصم میان دو کشور ارائه می‌دهد. تحلیلی که می‌توان گفت صفت «منطقی» دقیق‌ترین عبارت برای تشریح آن است.

🔹️ هیچ سیاستمدار و تحلیلگر عاقلی در دنیا، منکر روحیه و رفتار استکباری آمریکا نیست. روحیه و رفتاری که اغلب سعی می‌شود در زروَرق تعابیر سیاسی، دیپلماتیک، تئوری‌های آکادمیک و گاه حتی چاپلوسی‌های آشکار پیچیده شده تا از گزندگی آن کاسته شود. آنهایی که در برابر این سیاست استکباری کرنش می‌کنند، دلایل و توجیهات خود را دارند. عبور از استقلال ملی و پذیرش زیر سؤال رفتن آن، مهم‌ترین ویژگی مشترک کرنش‌کنندگان است.

🔹️ سیاست و البته گناه ایران از نگاه برخی آن است که حاضر نیست در برابر آمریکا از استقلال خود صرف نظر کند و خدشه به آن را بپذیرد.

تهدید و زورگویی، سیاست چماق و هویج و قلدری از جمله اهرم‌های اصلی در جعبه‌ابزار دیپلماسی آمریکایی است. فرق چندانی هم ندارد که کدام حزب و رئیس جمهور بر سر کار باشد. تنها تفاوت دولت فعلی آمریکا با دولت‌های پیشین، استفاده از ابزار قلدری به‌صورت عیان و بدون احساس نیاز به لاپوشانی و بزک کردن است.

🔹️ اما چرا روایت و تحلیل امروز رهبر انقلاب، «منطقی» است؟ بررسی‌ها و گزارش‌های دقیق و مبتنی بر آمار محققانی در خودِ غرب نشان می‌دهد قلدری و تهدید و ارعاب، اصلی‌ترین ابزار و ویژگی دولت حاضر است و این تهدیدها زمانی عملی شده‌اند، که آمریکا حس کرده با بازیگری ضعیف مواجه است که اقدام علیه آن، هزینه ندارد یا هزینه اندکی دارد.

🔹️ توصیه بر نشان ندادن ضعف در برابر دشمن قلدر و تأکید بر «قوی شدن»، ریشه در این تحلیل عقلانی و منطقی دارد؛ «این را همه بدانند که درحال‌حاضر علاج خیلی از مشکلات «قوی شدن» است؛ کشور را باید قوی کرد. دولت در بخشهای مختلفِ مربوط به خودش کار را با قوّت انجام بدهد؛ نیروهای نظامی کار خودشان را با قوّت انجام بدهند؛ جوانها تحصیل و پیشرفت علمی را با قوّت انجام بدهند. اگر چنانچه کشور قوی بشود و دشمن احساس کند که با برخورد با این ملّت قوی، سود نخواهد برد و ضرر خواهد دید، قطعاً کشور مصونیّت پیدا میکند؛ بدون تردید. قوّت نظامی لازم است، قوّت علمی لازم است، قوّت مدیریّت کشوری لازم است؛ این کارها باید انجام بگیرد. قوّت انگیزه‌ی شما جوانها هم لازم است؛ یعنی این انگیزه را از دست ندهید، این روحیه را از دست ندهید.»

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 198
  • 199
  • 200
  • ...
  • 201
  • ...
  • 202
  • 203
  • 204
  • ...
  • 205
  • ...
  • 206
  • 207
  • 208
  • ...
  • 1165
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس