عمومی
✅ گنجی بدون رنج
لذت مناجات با خدا بدون رنج هجران پدید می آید؛ برای انبیاء اینطور است، برای اولیاء اینطور است. اینها چون همیشه بهشتی منش هستند، بهشتی فکر می کنند، بهشتی هم زندگی می کنند.
توضیحش این است که ما در دنیا تا رنج تشنگی نبینیم، آب گوارا برای ما لذیذ نیست. حالا اگر ما آب نوشیدیم، یک قدح آب گوارا به ما بدهند، برای ما لذیذ نیست؛ ما وقتی سیراب هستیم، باید یک مدتی هم بگذرد، تشنه بشویم، کام خشکیده بشویم، رنج تشنگی را تحمل بکنیم؛ بعد آب بنوشیم تا این آب برای ما لذیذ بشود، این خاصیت لذت دنیاست که حتماً مسبوق به درد عطش است؛ این یک.
گرسنگی هم همین طور است، پوشیدن جامه هم همین طور است، همه لذائذ همین طور است! اگر کسی لباس نو و فاخری را در بر کرده، همیشه دارد؛ دیگر اصلاً رنج بی لباسی را نداشت، اصلاً رنج کهنه پوشی را نداشت؛ مرتب لباس نو می پوشد، این اصلاً از پوشیدن لباس نو که لذت نمی برد! اما آن که جامه کهنه در بر داشت؛ اکنون که لباس نو در بر کرده است، لذت می برد. خاصیت دنیا این است؛ یعنی وقتی این نعمت لذیذ است که به ” درد محرومیت ” مسبوق باشد! گرسنگی همین طور است، سیری همین طور است، پوشیدن جامه همین طور است، داشتن مسکن همین طور است؛ همه لذائذ همین طور است!
ولی در بهشت چهطور؟ انسان در بهشت که مرتب نیاز به غذا دارد، نیاز به آب کوثر دارد، تشنه می شود رنج عطش را تحمل می کند، بعد آب می نوشد و لذت می برد؟ یا در تمام دفعات، هر وقت خواست اراده کند آب کوثر بنوشد، مثل بار اول بدون رنج عطش لذت می برد! بهشت که جای رنج نیست، در بهشت این است! هر وقت کسی خواست میوه میل کند، همان لذتی را می برد که بار اول برد؛ بدون رنج گرسنگی، در بهشت لذت سیری می برد. خُب؛ پس بدون رنج هجران، لذت حضور می برند؛ اینچنین است!
📚 تفسیر موضوعی قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی
📆 قم ؛ خرداد ۱۳۷۸