عمومی
-شهیدمرتضیمطهری:
میگویند: در همان گرماگرم روز
عاشورا که میدانیم مجال نماز
خواندن هم نبود و امام نماز خوف
خواند، امام فرمود حجله عروسی راه
بیندازید، من میخواهم عروسی
قاسم را با یکی از دخترهایم، لااقل
شبیهاش هم شده، در اینجا ببینم.
«حالا قاسم یک بچه سیزدهساله است.»
چرا؟ آخر آرزو دارم، آرزو را که نمیتوانم
به گور ببرم. شما را به خدا ببینید، یک
حرفی است که اگر به زن دهاتی بگویی،
به او برمیخورد. گاهی از یک افراد خیلی
سطح پایین میشنویم که من آرزو دارم
عروسی پسرم را ببینم، عروسی دخترم را
ببینم.
حالا در یک چنین گرماگرم زدوخورد که
مجال نماز خواندن نیست، میگویند
حضرت فرمود که من در همین جا
میخواهم دخترم را برای پسر برادرم
عقد کنم و یک شکل عروسی هم شده
است در اینجا راه بیندازم.
یکی از چیزهایی که از تعزیهخوانیهای
قدیم ما هرگز جدا نمیشود، عروسی
قاسم بود، قاسم نوکدخدا، یعنی نوداماد،
قاسم نوداماد؛ درصورتی که این قضیه در
هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود
ندارد.
این مرد عالم، حاجی نوری، میگوید: اول
کسی که این قضیه را در کتابش نوشته
است، ملاحسین کاشفی بوده در کتابی
به نام«روضةالشهداء» و اصل قضیه
دروغ و صددرصد دروغ است.
•📚حماسهحسینی|ص۶۹•
#امام_حسین ❤️
#محرم 🏴
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄