صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

عمومی

02 فروردین 1405 توسط سميه ديدكام

​💌 #می‌نویسم_برای_پدر_شهیدم

امیدوار شبیه رهبر شهید  

🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵

🔻 هنوز درست روی مبل جاگیر نشده که چشم می‌چرخاند توی خانه و به میز کوچک کنج پذیرایی اشاره می‌کند: «عه شما هفت‌سین گذاشتید؟» می‌گویم: «بله. این خونه دختر داره دیگه.» که تلویحا بگویم حنا هفت‌سین را چیده تا مبادا ایرادی از کارش بگیرد و بچه ناراحت شود. بعد طوری که خودم بشنوم و خودش می‌گویم: «حنا گذاشت ولی خود اون آقایی که همه به خاطرش نمی‌خوان هفت‌سین بچینن، همه وجودش امید و بشارت بود.» 

🔻 تلخ می‌خندد و می‌‌گوید: «یادته بچه هم بودی عکس آقا رو می‌ذاشتی رو سفره هفت‌سین؟» درست می‌گوید. سین اول هفت‌سین خانه بابا همیشه سیدعلی بود. آن وقت‌ها معمول نبود از این کارها. ولی من این کار را می‌کردم و کاری به ریشخندها نداشتم. حالا هم عکس سید روح‌الله، سید علی و سید مجتبی، سه سین هفت‌سین خانه‌اند. چای را تعارفش می‌کنم و توی دلم می‌گویم: «این سفره‌ی پر از نور، ختم به ظهوره ان‌شاء‌الله.»

✍🏻 زهرا خلیلی 

🇮🇷 روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» 

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: عام لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس