صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

عمومی

07 اسفند 1404 توسط سميه ديدكام

#یک‌داستان‌یک‌پند

🪐مواظب باشیم علی فروش نباشیم

🔸روزی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) 

به اصحاب خود فرمودند:

✍دلم خیلی به حال ابوذر می‌سوزد

خداوند رحمتش کند.

اصحاب پرسیدند چطور؟!

مولا فرمودند:

آن شبی که به دستور خلیفه

ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر

به خانه‌ی او رفتند؛

چهار کیسه‌ی اشرفی به ابوذر دادند

تا با خلیفه بیعت کند.

ابوذر عصبانی شد و به مامورین گفت:

شما به من توهین کردید آن هم دوبار؛

اول آنکه فکر کردید من علی فروشم

و آمدید من را بخرید،

دوم؛ بی انصاف‌ها،آیا ارزش علی

چهار کیسه اشرفی است؟!!

شما با این چهار کیسه اشرفی

میخواهید من"علی"فروش شوم؟!

_تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی

با یک تار موی"علی"عوض نمیکنم!

آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.

  مولا گریه میکردند و می فرمودند:

قسم به خدایی که جان"علی"در دست اوست

آن شبی که ابوذر درب خانه را

به روی سربازان خلیفه بست

سه شبانه روز بود که او و خانواده‌ اش

هیچ غذایی نخورده بودند….!

📚 الکافی ، ج ۸

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: عام لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس