صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

عمومی

16 بهمن 1404 توسط سميه ديدكام

​📚حکایت

چهار داستان کوتاه…

1️⃣ نیکی پنهانی

🔹️مرد فقیری هر شب کنار نانوایی می‌نشست.

🔹️روزی نانوا دید نان‌هایش کم می‌شود. پس دوربین گذاشت تا دزد را پیدا کند.

🔹️دید پیرزنی هر شب نانی برمی‌دارد و به مرد فقیر می‌دهد.

🔹️فردا نانوا روی در مغازه نوشت:

☘«از امروز، نان برای فقیر رایگان است؛

اما ای کاش، نیکوکار ناشناس را زودتر می‌شناختم.»☘

2️⃣ کفش‌های کودکی

🔹️مردی کفش‌های کهنه‌ای را کنار سطل زباله دید. یاد پسرک پابرهنه‌ی کوچه‌شان افتاد.

🔹️کفش‌ها را تمیز کرد، بندهای نو بست و به دست مادر پسر داد.

🔹️چند روز بعد، پسر با کفش‌ها می‌دوید و می‌خندید.

☘مرد فهمید، گاهی خوشبخت کردن کسی، فقط به یک جفت کفش نیاز دارد.☘

3️⃣ نجات دهنده

🔹️پسربچه‌ای، ماهی کوچکی را از ساحل برداشت و به دریا انداخت.

🔹️مردی گفت: «هزاران ماهی روی شن‌هاست، فرق نمی‌کند!»

☘پسرک لبخند زد و گفت: «برای همین یکی فرق کرد…»☘

4️⃣مهربانی بی‌صدا

🔹️پیرمردی در صف نانوایی سکه نداشت.

🔹️جوانی نانش را گرفت و یکی بیشتر خرید، بی‌آنکه چیزی بگوید، نان را در دست پیرمرد گذاشت و رفت.

🔹️پیرمرد اشک ریخت.

☘از آن روز، هر غروب کنار نانوایی می‌نشست؛ نه برای نان، برای دیدن دوباره‌ی انسانیت.☘

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: عام لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس