عمومی
❤️ #روایت_دیدار | بابا روزت مبارک
🔻 خردهروایتهایی از گپوگفت با خانوادههای شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
🔹 با خانمها حرف میزنم و زیرزیرکی دخترک هفتهشتسالهای را میپایم که بیصدا نشسته کنار مادرش. میان همهمه و صحبت آدمها انگار فقط آن دو هستند که سکوت مطلقاند. توی چشمهایشان غم موج میزند؛ در چشمهای دخترک بیشتر.
🔻 صفها فشرده شدهاند و رو ندارم صدایشان بزنم که برگردند به سمتم. انگار بترسم سکوت و آرامششان را خط بیندازم. حواسم پیشان است. حتی وقتی گروه نجمالثاقب سرود پرشور ولادت امام علی(ع) را اجرا میکنند و همهی بچهها به شادی میخوانند و دست میزنند، به لبهایشان لبخندی نمیآید. دیگر میخواهم واقعاً بروم به سمتشان و کلمهای بکشم از زیر زبانشان. جلونرفته عقبنشینی میکنم.
🔹 دخترک کاردستیاش را گرفته بالا. وسط یک مقوای سبز و گلگلی عکس آقا را چسبانده و برایش نوشته: «بابا روزت مبارک. دوستت دارم.» چند کلمهی پشت مقوا جگرم را میسوزاند: «فاطمه، فرزند شهید احسان کربلاییلو»
✍ هدا ترخان