صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

عمومی

18 مهر 1404 توسط سميه ديدكام

​🖥 #روایت_همدلی | نیامدم که رسید بگیرم!

📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵

🔸 ترکش به گونه‌ی همسرش خورد و صورت را شکافت. دوستانش که با این وضع دیدنش فکر کردند شهید شده اما زنده بود. دکترها می‌گفتند نابینایی‌اش حتمی است اما به محض اینکه پانسمان را از چشم‌هایش باز کردند می‌دید. دکتر فریاد می‌زد که «مگه می‌شه؟ معجزه شده؟» هنوز هم بینایی‌اش از باقی اعضای خانواده خیلی بهتر است.

🔹 همان اوایل به همسرش اصرار کرده که برود دنبال سهمیه‌ی جانبازی‌اش. برگشت به زنش نگاه کرد و گفت: «من واسه این چیزا نرفتم! آدم چیزی باید واسه اون طرف هم داشته باشه!» یاد زنی می‌افتم که با چفیه صورتش را پوشانده و گردنبند سنگین و بزرگی را برای طرح ایران همدل هدیه داده بود. وقتی اسمش را برای دادن رسید پرسیدند، گفت: «نیومدم که رسید بگیرم!» و رفت! بی‌هیچ نام و شماره‌ای. در جمهوری اسلامی زن باشی یا مرد فرقی ندارد. جنگ باشد یا نباشد. جهاد جان باشد یا مال! کافیست که ولی فرمان دهد!

✍🏻 مبارکه اکبرنیا

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: عام لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس