صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

عمومی

28 فروردین 1404 توسط سميه ديدكام

​همراه با قرآن 

آیه 50 سوره احزاب

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۗ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

ای پیامبر! برایت حلال کردیم آن همسرانت را که مهرشان را داده ای و کنیزانی که خدا غنیمت به تو داده است و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر دایی ها و دختر خاله هایت را که با تو مهاجرت نموده اند و زن مؤمنی که خود را به پیامبر [مجانی و بدون مهر] هبه کند، اگر پیامبر او را به همسری بخواهد؛ این حکم ویژه توست نه مؤمنان. یقیناً ما آنچه را در مورد همسران و کنیزانشان بر آنان لازم و مقرّر داشته ایم، می دانیم؛ [این گشایش در ازدواج] برای آن است که بر تو سختی و حَرَجی نباشد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.

زنان حلال برای پیامبر (پاسخ به شبهه مربوط به آیه 50 سوره احزاب)

ترجمه (مکارم شیرازی)

ای پیغمبر (گرامی) ما زنانی را که مهرشان ادا کردی بر تو حلال کردیم و نیز کنیزانی را که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمو و دختران عمّه‌ها و دختران خالو و دختران خاله‌هایت را آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مؤمنه‌ای را که خود را به رسول (بی‌شرط و مهر) ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد، که این حکم (هبه و بخشیدن زن و حلال شدن او) مخصوص توست دون مؤمنان، که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی مؤمنان را (که پیشتر با شرایط و عدد و حقوق آنها بر شوهر همه را بیان کردیم) می‌دانیم که چه مقرر کرده‌ایم. (این زنان همه را که بر تو حلال کردیم و تو را مانند مؤمنان امّتت به احکام نکاح مقیّد نکردیم) بدین سبب است که بر وجود (عزیز) تو در امر نکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد. و خدا را (بر بندگان، خصوص بر تو) مغفرت و رحمت بسیار است.

معانی کلمات آیه

افاء: يعنى برگردانيد. في‏ء (بفتح اول): رجوع. «فاء فيئا: رجع» ترجى: ارجاء: تأخير «ارجا الامر: اخره» منظور از آن در آيه ترك كردن و دور كردن است.[۱]

نزول

سدى از ابوصالح او از ابن عباس و او از ام‌هانى دختر ابوطالب روایت کنند که گوید: پیامبر از من خواستگارى کرده بود که مرا به عقد خویش درآورد ولى من معذرت خواستم و رسول خدا صلی الله علیه و آله عذر مرا پذیرفت سپس این آیه نازل گردید تا (اللَّاتِی هاجَرْنَ مَعَک) و من از زنانى که مهاجرت کرده باشند، نبودم.[۲]

و نیز از طریق اسماعیل بن ابى خالد از ابوصالح و او از ام‌هانى روایت کند که گوید این آیه درباره من نازل شده آنجا که فرماید: «وَ بَناتِ عَمِّک وَ بَناتِ عَمَّاتِک وَ بَناتِ خالِک وَ بَناتِ خالاتِک اللَّاتِی هاجَرْنَ مَعَک» و پیامبر خواست با من ازدواج کند ولى از طرف خداوند منع گردید زیرا من مهاجرت نکرده بودم.[۳]

عکرمة گوید: این قسمت از آیه «وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِی» درباره ام‌شریک الدوسیه نازل شده و نیز منیر بن عبدالله الدؤلى گوید که ام‌شریک غزیة دختر جابر بن حکیم الدوسیه که زنى زیباروى بود خویشتن را به رسول خدا عرضه نمود و بخشید و پیامبر هم قبول نمود.

عائشه در این میان گفت: خوب نیست که زنى خود را به عنوان داوطلب به مردى ببخشد، ام‌شریک گفت: ما چنین خواسته و کرده ایم و خداوند این زن مؤمنه را به عنوان «وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً» در این آیه یاد فرمود و وقتى که این آیه نازل گردید، عائشه گفت: یا رسول اللّه خداوند درخواست میل نفسانى تو را سریع و زود انجام می‌دهد.[۴]

امام سجاد علیه‌السلام فرماید: این زن از طائفه بنى‌اسد بنام ام‌شریک بوده است، عروة بن الزبیر گوید: این زن خولة دختر حکیم از طائفه بنى سلیم بوده و نیز از ابن عباس نقل شده که زن مزبور میمونه دختر حرث بوده است و نیز گویند: زینب دختر خزیمة از انصار بوده است.[۵]

باید دانست که در نزد ما صیغه نکاح به لفظ هبة درست نیست و این حکم اختصاص به شخص نبى اکرم صلى الله علیه و آله و سلم داشته است.[۶]

تفسیر نور (محسن قرائتی)

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ بَناتِ عَمِّكَ وَ بَناتِ عَمَّاتِكَ وَ بَناتِ خالِكَ وَ بَناتِ خالاتِكَ اللَّاتِي هاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً «50»

اى پيامبر! ما براى تو همسرانى را كه مهرشان را پرداخته‌اى حلال كرديم و همچنين كنيزانى را كه (به عنوان غنايم جنگى) خداوند بر تو ارزانى‌

جلد 7 - صفحه 384

داشته و مالك شدى (بر تو حلال كرديم) و نيز (ازدواج با) دختران عمويت و دختران عمّه‌هايت ودختران دايى و دختران خاله‌هايت را كه با تو هجرت كرده‌اند، (براى تو حلال كرديم،) و زن با ايمانى كه خود را به پيامبر ببخشد (و مهريّه‌اى از حضرت نخواهد) اگر پيامبر بخواهد مى‌تواند او را به عقد خويش در آورد؛ (اين قانونِ عقد بدون مهريّه) مخصوص توست نه ديگر مؤمنان؛ همانا مى‌دانيم كه براى مؤمنان درباره‌ى همسران و كنيزانشان چه حكمى كرده‌ايم، (اين براى آن است كه) تا براى تو مشكلى نباشد، و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است.

نکته ها

«أَفاءَ» از «فيى‌ء» به اموالى گفته مى‌شود كه بدون جنگ به دست مسلمانان مى‌رسد. در عرب كلمات «عم» و «خال» به صورت جنس به كار مى‌رود و همه‌ى عموها و دايى‌ها را شامل شود، ولى «عمة» و «خالة» به صورت جمع مى‌آيد. «عَمَّاتِكَ»، «خالاتِكَ»

در اسلام سه نوع نكاح وجود دارد:

الف: نكاح با مهريّه (خواه دايم يا موقّت).

ب: نكاح از طريق مالك شدن كنيز.

ج: نكاح بدون مهريّه، كه زنى خود را به مردى ببخشد.

نوع اوّل و دوم براى عموم است و نوع سوم تنها براى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده است. روزى عايشه گفت: يا رسول الله! خداوند هواى تو را دارد. پيامبر فرمود: «و انك ان اطعت الله سارع فى هواك» «1» تو نيز اگر مطيع خدا باشى، امتيازاتى به تو مى‌دهد.

بر پيامبر جهاد يك تنه واجب بود. «لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ» «2» بر پيامبر نماز شب واجب بود و … اكنون يك امتياز مادّى در برابر آن همه سختى‌ «3» چيزى نيست.

«1». بحار، ج 22، ص 180.

«2». نساء، 84.

«3». رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هيچ پيامبرى چنان كه من اذيّت شده‌ام آزار نديده است. «ما اوذى نبّى مثل ما اوذيت»

جلد 7 - صفحه 385

سؤال: چرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله زنان متعدّد داشت؟

پاسخ: اوّلًا: در ازدواج‌هاى رسول خدا صلى الله عليه و آله مسأله شهوت محور نبوده است، زيرا پيامبر عزيز اسلام از 25 سالگى تا 53 سالگى فقط با خديجه زندگى كرد، زنى كه هنگام ازدواج سنّش پانزده سال از حضرت بيشتر بود و پيامبر تا او را داشت با ديگرى ازدواج نكرد.

ثانياً: تمام قبايل عليه حضرت بودند و پيامبر بايد با طرحى دقيق اين وحدت نا مقّدس را مى‌شكست و بهترين و ساده‌ترين و ارزان‌ترين و طبيعى‌ترين راه اين بود كه پيامبر داماد قبايل مختلف شود و مردم طبق رسوم آن زمان حمايت داماد را بر خود لازم مى‌دانستند و پيامبر بدين وسيله مى‌توانست مشكلات راه تبليغ دين را هموار كند.

ثالثاً: بعضى ازدواج‌ها براى مبارزه با آداب و رسوم غلط بود. نظير ازدواج پيامبر با زينب دختر عمّه‌اش كه در آيه‌ى 37 همين سوره گذشت.

رابعاً: پيامبر بعضى زنان را تنها عقد نمود و با آنان همبستر نشد و از بعضى قبايل تنها خواستگارى نمود و عقد هم نكرد و همين رفتارها وسيله‌ى ارتباط مى‌شد.

خامساً: اگر هدف مسأله‌ى جنسى بود بايد از اين همه همسر فرزندان بسيارى مى‌داشت.

سادساً: عايشه بسيار كوچك بود كه به عقد پيامبر درآمد و مدّت‌ها گذشت تا توانست همسر واقعى حضرت باشد. اگر هدف مسايل جنسى باشد انسان با بچّه ازدواج نمى‌كند.

سابعاً: ما نبايد پيامبر را با خود مقايسه كنيم؛ ما با داشتن يك همسر از بسيارى توفيقات باز مى‌مانيم، ولى پيامبر اكرم با داشتن چند همسر چنان غرق در عرفان و مناجات و تبليغ بود كه خداوند به حضرت خطاب مى‌كند: چرا اين قدر به خاطر هدايت مردم حرص مى‌خورى‌ «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ» «1»* چرا خود را به مشقّت مى‌اندازى، «لِتَشْقى‌» «2» چرا حلال‌هايى را بر خود حرام مى‌كنى، لِمَ تُحَرِّمُ‌ … آرى، نسيم تند معرفت، خيمه‌ى وجودى پيامبر را چنان بلند مى‌كرد كه اين همه زن، نمى‌توانست آن را از پرواز باز دارد.

به هر حال، ازدواج‌هاى مجدّد پيامبر بعد از سنّ 53 سالگى بوده است، آن هم با زنان بيوه و

«1». شعراء، 3.

«2». طه، 2.

جلد 7 - صفحه 386

متروكه يا داغديده، با تمايل كامل آنان به ازدواج و اجراى عدالت از سوى پيامبر و آموختن درس عملى براى اداره چند همسر و انتخاب زندگى ساده و بى توجّهى به خواسته‌هاى تجّمل گرايانه‌ى برخى همسران. علاوه بر همه‌ى اين‌ها در آن زمان داشتن چند همسر هيچ عيبى نبوده است و گاهى همسر اوّل به خواستگارى همسر دوم مى‌رفت و ده‌ها نكته‌ى ديگر كه بايد در آنها دقّت نمود.

پیام ها

1- تعيين حلال و حرام به دست خداست. «إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ» (حتّى پيامبر در مسايل فردى تابع قانون الهى است.)

2- مهريه براى زن لازم و پرداخت آن از سوى مرد واجب است. «آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ»

3- غرايز جنسى را جدّى بگيريد، حتّى كنيزان بايد كامياب باشند. «ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ»

4- اسلام براى شخص پيامبر، تكاليف و همچنين امتيازات خاص قرار داده است. «خالِصَةً لَكَ»

5- تعيين زنانى كه مى‌توان با آنان ازدواج كرد، از سوى خداوند است. «فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ»

6- خداوند دوست ندارد پيامبر در تنگنا قرار گيرد. «لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ»

پانویس

 تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی ، ج‏8، ص: 377

 صحیح ترمذى و حاکم صاحب المستدرک.

 تفسیر ابن ابى حاتم.

 ابن سعد صاحب طبقات.

 تفاسیر تبیان و کشف الاسرار.

 تفسیر تبیان.

منابع

تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم

اطیب البیان فی تفسیر القرآن‌، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام‌، 1378 ش‌، چاپ دوم‌

تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول

تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم

برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش

تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌

محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.

موسسه اهل‌البیت (ع)

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: عام لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس