عمومی
همراه با قرآن
آیه 82 سوره یس
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید: باش، پس بی درنگ موجود می شود.
ترجمه (مکارم شیرازی)
فرمان نافذ او چون اراده خلقت چیزی کند به محض اینکه گوید: «موجود باش» بلا فاصله موجود خواهد شد.
نزول
شأن نزول آیات 77 تا 83:
ابن عباس و نیز مجاهد و عکرمة و عروة بن الزبیر و سدى گویند: که عاص ابن وائل استخوان پوسیده اى در دست گرفته، نزد پیامبر آمد و گفت: یا محمد آیا خداى تو این استخوان را بعد از آن که پوسیده است برمى انگیزاند؟
پیامبر فرمود: بلى، خداوند آن را برمى انگیزاند سپس تو را میمیراند و بعد زنده مى گرداند سپس به دوزخ داخل میکند و بعد این آیات با آیه 78 نازل گردید و مراد از انسان در آیه 77 ابى بن خلف است.[۱]
و همچنین محمد بن محمد بعد از شش واسطه از سعید بن مینا و او از عده زیادى از اصحاب ما روایت کرده که طائفه قریش که از زمره آنها عتبة بن ربیعة و ابى بن خلف و ولید بن مغیرة و عاص بن سعید بودند به حال اعتراض نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و ابى بن خلف از میان آنها استخوان پوسیده اى در دست گرفت و آن را در حالتى که به باد میداد، گفت: یا محمد مى پندارى که خداى تو آن را زنده خواهد کرد؟ سپس آیات 78 و 79 نازل گردید.[۲]
و نیز حلبى از امام صادق علیهالسلام موضوع ابى بن خلف را با گفتار وى نزد پیامبر روایت نموده و گوید: سپس آیه 78 نازل شده است.[۳]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ «82»
چون چيزى را اراده كند، فرمانش اين است كه بگويد: «باش» پس بى درنگ موجود مىشود.
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ «83»
پس منزّه است كسى كه حاكميّت و مالكيّت همه چيزى به دست اوست و به سوى او باز گردانده مىشويد.
نکته ها
از آن جا كه ايمان به معاد بايد بسيار جدى و قوى باشد، هر گونه شبههزدايى از آن بايد طورى انجام گيرد كه ذرهاى خلل در ذهن باقى نماند. خداوند در پاسخ كسى كه استخوان پوسيدهاى را خورد كرد و به زمين ريخت، چندين جواب داد كه آخرين آن اين آيه است. إِنَّما أَمْرُهُ إِذا …
تحقّق فرمان و ارادهى الهى زمان نمىخواهد، به اصطلاح مثل يك چشم به هم زدن است. «وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» 1
خداوند حتّى نياز به گفتن كلمه «كُنْ» ندارد، زيرا اين خود نياز است و در شأن او نيست، بنابراين مراد از كلمه «كُنْ» همان اراده و حكم اوست. به فرمودهى حضرت على عليه السلام «لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع» «2».
پیام ها
1- براى خداوند، آفرينش همه اشيا يكسان است. «إِذا أَرادَ شَيْئاً»
2- خداوند در آفرينش هستى، نه وسيله مىخواهد نه كمك و نه كسى كه موانع را بر طرف كند. «كُنْ فَيَكُونُ»
3- ميان ارادهى خدا و انجام كار فاصلهاى نيست. «كُنْ فَيَكُونُ»
«1». قمر، 50.
«2». نهجالبلاغه، خطبه 186.
جلد 7 - صفحه 566
4- چگونه خدا را در برپايى قيامت عاجز مىدانيد؟ او از هر عجز و ناتوانى منزّه است. «فَسُبْحانَ الَّذِي»
5- هم سرچشمهى هستى به دست اوست و هم بازگشت همه چيز به سوى اوست. «بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
«و الحمد للّه ربّ العالمين»
پانویس
تفسیر ابن ابى حاتم و حاکم صاحب المستدرک.
کتاب امالى از شیخ طوسى و کتاب امالى از شیخ مفید.
تفسیر عیاشى.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.
موسسه اهلالبیت (ع)