عمومی
#همراه_با قرآن
آیه 61 سوره غافر
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ
خداست که شب را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را روشن و بینش بخش قرار داد [تا در آن به کارهای لازم بپردازید]؛ بی تردید خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس گزاری نمی کنند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
خداست آن که شب تار را برای آسایش و استراحت شما قرار داده و روز را (برای کسب و کار شما به چراغ خورشید) روشن گردانید، که خدا را در حق مردمان فضل و احسان است و لیکن اکثر مردم شکر (نعمتش) به جا نمیآرند.
معانی کلمات آیه
مبصرا: هم لازم آمده است به معنى آشكار و هم متعدّى به معنى آشكار كننده.[۱
تفسیر نور (محسن قرائتی)
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ «61»
خداوند كسى است كه شب را براى شما قرار داد تا در آن آرام گيريد و روز را روشنى بخش ساخت؛ همانا خداوند نسبت به مردم لطفِ بسيار دارد ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمىكنند.
نکته ها
در آيهى قبل، به دعا و عبادت دعوت شديم، در اين آيه، خداوند گوشهاى از نعمتهاى خود را بيان مىكند تا روح معرفت و عشق و پرستش و دعا را در ما زنده كند.
در قرآن چند چيز وسيلهى آرامش معرّفى شده است كه نمونههايى از آن را مىآوريم:
الف) ياد خدا. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «1» آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرام مىگيرد.
ب) دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله. «إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ» «2» درود ودعاى تو براى مردم آرامبخش است.
ج) امدادهاى غيبى. «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ» «3» او كسى است كه آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل كرد.
همسر. «لِتَسْكُنُوا إِلَيْها» «4» خداوند براى شما همسر قرار داد تا به نزد او آرامش يابيد.
«1». رعد، 28.
«2». توبه، 103.
«3». فتح، 4.
«4». روم، 21.
جلد 8 - صفحه 282
ه) خانه. «اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَناً» «1» كسى كه براى شما از خانههايتان محل آرامش قرار داد.
و) شب، كه زمانى مناسب براى آرميدن و آسايش است. «جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ»
پیام ها
1- عبادت و دعا به درگاه كسى رواست كه آفريننده شب و روز و تأمين كننده نيازهاى ماست. ادْعُونِي … اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ …
2- شب براى آرامش و روز براى نشاط و تلاش است. «اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً»
3- استراحت مقدّمهى كار است. ( «لِتَسْكُنُوا» قبل از و «النَّهارِ مُبْصِرَةً» آمده است).
4- شب و روز در كنار هم نعمت است. «اللَّيْلَ- النَّهارَ»
5- فضل خداوند در دنيا شامل مؤمن و كافر مىشود. «لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ»
6- كسى از خداوند طلبى ندارد، آن چه مىدهد لطف اوست. «لَذُو فَضْلٍ»
7- نشانهى فضل او آن است كه با اين كه مىداند اكثر مردم ناسپاسند، باز هم لطف خود را دريغ نمىكند. «لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ»
8- اكثريّت، نشانهى حقّانيّت نيست. «أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ»
9- خداوند منتظر شكر و سپاس ما نيست. ما وظيفه داريم او را سپاس گوييم.
«لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ»
10- شب و روز دو نعمتى است كه سزاوار شكر هستند. جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ … وَ النَّهارَ …
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
«1». نحل، 80.
تفسير نور(10جلدى)، ج8، ص: 283
پانویس
تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص381
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🖥 اَمَل ققنوسی برخاسته از خاکستر
❤️ روایتهای زنانه از غزه
📝 ابومعاذ، خبرنگار فلسطینی، روبهروی دختری نشسته که هنوز از شوکِ شهادت پدر و مادرش بیرون نیامده. با او حرف میزند، برایش خوراکی و اسباببازی میبرد اما هیچکدام افاقه نمیکند. دست آخر رو به دوربین میگوید: «نام این دخترک که بعید میدانم چهار سال داشته باشد؛ اَمَل است.» اَمَل یعنی آرزو… چه تضاد تلخی! مرگ و آرزو کنار هم؛ خلاصهی تمام قصهی مقاومت.
اینجا لحظات اول واقعه است و نگاه اَمَل خالی از هر آرزوی دور و درازی شده. اصلا مگر دختربچههای به این سنوسال چه آرزویی دارند!؟ بیشتر وقتها؛ همین که پدرشان را با شیرینزبانی به غش و ضعف بکشانند و وقت و بیوقت در آغوش نوازشگر مادرشان بپرند و خودشان را بچسبانند به قلب او، سقف آرزوهایشان را لمس کردهاند و یقین دارند خوشبختترینند!
منتقدان مقاومت اما معتقدند؛ همین سادهترین چیزها را، اَمَل کوچولوی ما ندارد و از الان تا آخر دنیا پدری نیست که او را قلمدوش خود بگیرد و نگذارد ابر و باد و مه و خورشید و فلک به او چپ نگاه کنند و مادری نیست که با ساعت بیولوژیک بدن او آشنا باشد و بداند چه غذایی را دوست دارد یا کدام عروسک و انیمیشن را میپسندد! از بیرون، این تصویر را داغی میبینند بیثمر.
ولی حقیقت، درون همین تضاد پنهان است. این نقطه و این لحظه؛ اوج داستان خواهد بود برای دخترکی که قطعاً پدر و مادرش با ذوق و فلسفهای پنهان برای او نام اَمَل را برگزیده بودند. اَمَل همان دانهی کوچک آرزویی است که در صبحی نزدیک مثل شاخههای سبز زیتون جوانه میزند و معنی آزادی در وطن را با تمام شاخ و برگهایش درک میکند؛ و آن وقت، پدر و مادرش به آرزوی سبز خود، به این ققنوس متولد شده از دل آتش و جنگ، میبالند.
✍🏻مریم حاجیعلی، رسانه «ریحانه»؛
💬مجموعه روایت «مینویسم تا صدای غزه باشم»
عمومی
🖥 تبرج امروز، همان جاهلیت دیروز
📝 آنچه امروز دستگاههاى سیاسى غرب ترویج میکنند، همان جاهلیتى است که بعثت پیغمبر براى زدودن آن - از محیط زندگى بشر - بهوجود آمد. نشانههاى همان جاهلیت، امروز در دنیا، در این تمدن رایج فاسد غربى، مشاهده میشود؛ همان بىعدالتى، همان تبعیض، همان نادیده گرفتن کرامت انسان، همان عمده کردن مسائل جنسى و نیازهاى جنسى.
📝 قرآن کریم خطاب به همسران مکرم پیغمبر میفرماید: وَ قَرنَ فى بُیوتِکُنَ وَ لاتَبَرَجنَ تَبَرُجَ الجَهِلِیَةِ الاُولَى. یکى از نشانههاى جاهلیت اُولى، تبرج زنانه است. امروز یکى از عمدهترین مظاهر تمدن غربى، همین تبرج است؛ این همان جاهلیت است، منتها جاهلیتى که توانسته است خود را با سلاح تبلیغات مدرن مجهز بکند، حقایق را از چشم مردم بپوشاند؛ اینها را باید ما مسلمانها بفهمیم، اینها را باید بدانیم.
🔺رهبر انقلاب
۱۳۹۳/۰۳/۰۶
عمومی
بسم الله الرحمن الرحیم
📋 نگهبان شخصی ! ؛ آیه می فرماید: هرکس حافظی دارد! سه احتمال برای معنای این آیه وجود دارد. نخست اینکه شما هرگز تنها نيستيد. و هر كه باشيد، و هر كجا باشيد، تحت مراقبت فـرشـتگان الهى و ماءموران پروردگار خواهيد بود. فرشتگانی که اعمال انسان را ثبت و ضبط و حفظ مى كند، و براى حساب و جزا نگهدارى مى نمايند. اين مطلبى است كه توجه به آن در اصلاح و تربيت انسان فوق العاده مؤثر است. ايـن احـتـمال نيز داده شده كه منظور حفظ انسان از حوادث و مهالك است كه به راستى اگر مـراقـبـت الهى از انسانها به عمل نيايد كمتر كسى به مرگ طبيعى از دنيا مى رود، چرا كه حـجـم حـوادث آنـقـدر زياد است كه احدى از آن سالم به در نمى رود، مخصوصا كودكان در سنين پايين. احتمال سوم این است که مـنـظور حفظ انسان در برابر وسوسه هاى شياطين است كه اگر اين محافظت الهـى نـيـز نـبـاشد وسوسه های شياطين جن و انسان آنقدر زياد است كه هيچكس از آن سالم نمى ماند. البته با توجه به آیات بعد که درباره حساب و معاد است، احتمال اول مناسب تر می باشد.
🔷 (سوره طارق / آیه ۴):
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ
🔶 ترجمه:
(به اين آيت بزرگ الهي سوگند) كه هر كس مراقب و حافظي دارد.
📅 یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴
#فرشتگان ، #ملکوت ، #انسان ، #معاد
🌼
عمومی
#همراه_ با قرآن
آیه 6 سوره انفطار
يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
ای انسان! چه چیزی تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای انسان، چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار خود مغرور گشتی (و نافرمانی او کردی).
معانی کلمات آیه
غرك: غر و غرور و غره: فريب دادن و تطميع به باطل. در اقرب الموارد آمده: «ما غرك بفلان» يعنى چطور بر او جرئت كردى على هذا ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ يعنى چطور به پروردگارت جرئت پيدا كردى سواك: مراد از تسويه در آيه، ساختن و گذاشتن هر عضو از بدن در جاى مناسب خود است [۱](الميزان).
نزول
این آیه درباره اسود بن کلدة الجمحى نازل گردیده که خیال سوء قصد نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است ولى نتوانست منظور خویش را عملى سازد و خداوند هم او را در این خیال سوء مورد مؤاخذه قرار نداد و درباره او این آیة نازل گردید و نیز گویند: درباره ولید بن مغیرة نازل شده و همچنین گویند: آیه مزبور براى جمیع کفار عمومیت خواهد داشت.[۲]
عکرمه گوید: این آیه درباره أبی بن خلف نازل شده است.[۳]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6» الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ «7» فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ «8» كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ «9» وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ «10» كِراماً كاتِبِينَ «11» يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ «12»
جلد 10 - صفحه 407
اى انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور و فريب داده است؟ همان كه تو را آفريد و (اندامت را) استوار ساخت و متعادل كرد. و به هر صورت كه خواست، تو را تركيب كرد. با اين همه، (شما روز) جزا را دروغ مىپنداريد. در حالى كه قطعاً بر شما نگهبانانى (از فرشتگان) گمارده شدهاند. نويسندگانى بزرگوار، كه به آنچه انجام مىدهيد آگاهند.
نکته ها
«غر» از «غرور» به معناى غفلت، فريب و مغرور، «سواك» به معناى استوارى و استقامت و دورى از اعوجاج است و «فَعَدَلَكَ» بيانگر تعادل و توازن ميان اعضا و جوارح انسان است.
به عمل خود تكيه كنيد نه بر كرم خداوند، انبيا از كرم خدا آگاه بودند امّا اهل عمل بودند.
خداوند كريم است: «بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» فرشتگان مأمور او كريماند: «كِراماً كاتِبِينَ» رسولان او كريماند: «رَسُولٍ كَرِيمٍ» «1» كتاب او كريم است: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ» «2» و پاداش او كريمانه است. «أَجْرٍ كَرِيمٍ» «3»
خداوند كريم است؛ هم گناهان را مىبخشد، هم عيبها را مىپوشاند و هم پاداش را چند برابر مىدهد.
پیام ها
1- انسان، موجودى غافل و فريب خورده است و خود را از عواقب كار و قهر خدا در امان مىپندارد. «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ»
2- چرا انسان با آن همه نياز و ضعف، مغرور باشد؟ «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ»
3- بدترين نوع كبر و غرور، آن است كه در برابر پروردگار كريم و هستى بخش باشد. «غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ الَّذِي خَلَقَكَ»
4- غرور و غفلت انسان، سوء استفاده از لطف و كرم و پردهپوشى خداست. «ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ»
«1». حاقّه، 40.
«2». واقعه، 77.
«3». يس، 11.
جلد 10 - صفحه 408
5- لطف و كرم ابتدايى خدا تنها نسبت به مؤمنان نيست، بلكه نسبت به همه انسانهاست. يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ …. بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
6- غرور انسان، بيانگر غفلت او از نعمتهاى الهى و عظمت آفريدگار است. «ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ»
7- درمان غرور، توجّه به الطاف كريمانه است. الْكَرِيمِ … خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ
8- آفرينش، نشانه قدرت، «خَلَقَكَ» تسويه، نشانه حكمت، «فَسَوَّاكَ» و اعتدال، دليل علم او به تمام نيازهاست. «فَعَدَلَكَ»
9- آفرينش انسان و هماهنگى و تعادل ميان اعضاى او، جلوهاى از كرم خداوند است. «الْكَرِيمِ الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ»
10- تنوّع شكل و قيافه انسانها، براساس خواستِ حكيمانه خداوند است. «فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ»
11- براى شكستن غرور، بايد نعمتهاى الهى را پىدرپى گوشزد كرد. «خَلَقَكَ، فَسَوَّاكَ، فَعَدَلَكَ، رَكَّبَكَ»
12- آنكه در دنيا تو را آفريد، در آخرت نيز تو را خلق مىكند، پس تكذيب چرا؟
«كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ»
13- كسى كه به دنيا مغرور شود، آخرت را انكار مىكند. «غَرَّكَ- تُكَذِّبُونَ»
14- گرچه شما قيامت را منكر مىشويد، ولى فرشتگان كار خود را انجام مىدهند. تُكَذِّبُونَ … إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ
15- فرشتگان متعدّد، مسئول حفظ و حراست از انسانها هستند. «لَحافِظِينَ»
16- فرشتگان، مسئول ثبت و ضبط كارهاى انسانند. «كِراماً كاتِبِينَ»
17- فرشتگانِ مراقب، در ثبت اعمال برخوردى كريمانه دارند. «كِراماً كاتِبِينَ»
18- فرشتگان هم متعدّدند، هم تيزبين و هم ريزبين. «يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»
19- توجّه به ثبت اعمال توسط فرشتگان معصوم، سبب حيا و تقواى انسان مىشود. «يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»
تفسير نور(10جلدى)، ج10، ص: 409
پانویس
تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج12، ص117
تفسیر کشف الاسرار.
تفسیر ابن ابى حاتم.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
