صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

فاطمیه

عمومی

06 آبان 1403 توسط سميه ديدكام

​﷽

🌼دو تکه نان خشک و دست با برکت زین‌العابدین علیه‌ السلام

✍️شیخ صدوق به سند خود از زهری نقل می‌کند که روزی در خدمت امام سجاد علیه‌السلام بودم که یکی از شیعیان آمد و اظهار پریشانی و عیال‌مندی نمود و گفت: چهارصد درهم بدهکاری دارم. حضرت از شنیدن سخنان وی بسیار متاثر شده و گریه کرد، وقتی علت را پرسیدند، فرمود: کدام محنت بالاتر از آن است که برادر مؤمنی را مقروض ببینی و نتوانی مشکل او را حل کنی؟ هنگامی که مردم متفرق شدند، یکی از منافقین گفت: عجیب است که ایشان یک بار می‌گوید آسمان و زمین در اختیار ماست و یک بار می‌گوید که از اصلاح برادر مؤمنی عاجزیم! آن مرد فقیر از شنیدن این سخن آزرده شد و خدمت امام سجاد علیه‌السلام رفت و گفت: شخصی چنان و چنین گفت و به من سخت آمد به گونه‌ای که رنج و محنت و پریشانی‌های خودم را فراموش کردم. حضرت فرمود: خداوند تو را فرج عطا فرمود؛ و دستور داد: آنچه برای افطار من آماده کرده‌اید بیاورید.

دو قرص نان خشک شده را آوردند. حضرت فرمود: این نان‌ها را بگیر که در خانه ما به غیر از این‌ها وجود ندارد ولیکن خداوند به برکت این دو قرص نان نعمت و مال زیادی به تو می‌دهد. آن مرد دو قرص نان را گرفت و به بازار رفت و نمی‌دانست چه کار کند. نفس و شیطان وسوسه‌اش نمود که نه دندان بچه‌ها می‌تواند این نان‌ها را بخورد و نه شکم تو و خانواده‌ات را سیر می‌کند و نه قرض تو ادا خواهد شد. همان‌طور که در بازار راه می‌رفت، به ماهی فروشی برخورد کرد که یک ماهی در دستش مانده بود و کسی آن را نمی‌خرید. به ماهی فروش گفت: من دو نان جو دارم بیا با ماهی مبادله کنیم. ماهی فروش قبول کرد، مرد ماهی را گرفت و یک نان جو را به او داد و به راهش ادامه داد و بقالی را دید که مقداری نمک مخلوط با خاک دارد که هیچ کس از او نمی‌خرد، به او پیشنهاد کرد بیا این قرص نان را بگیر و آن نمک را بده تا این ماهی را کباب کرده و استفاده کنم. و نمک را نیز گرفت و به خانه رفت در فکر بود که ماهی را پاک کند کسی در زد.

وقتی در را باز کرد، دید هر دو مشتری نان‌ها را پس آورده‌اند و گفتند: بچه‌های ما این نان‌های خشک را نمی‌توانند بخورند و ما فهمیدیم که تو از ناچاری این نان‌ها را به بازار آورده‌ای بیا و نان خود را بگیر، ما از تو راضی هستیم و آن ماهی و نمک را به تو حلال کردیم. آن مرد آن‌ها را دعا کرد و ایشان رفتند و چون کودکانش نمی‌توانستند آن نان‌ها را بخورند، تصمیم گرفت ماهی را کباب کند و به کودکانش بدهد. وقتی شکم ماهی را پاره کرد که آن را تمیز کند دید پر از در و مروارید است که نظیر ندارند، پس خداوند متعال را شکر کرد و در فکر بود که آن‌ها را به چه کسی بفروشد و چه کار کند که شخصی از طرف امام سجاد علیه‌السلام آمد و پیغام آورد که امام سجاد علیه‌السلام فرمود: خداوند متعال در کار تو گشایش ایجاد کرد و از پریشانی نجات داد. اکنون قرص‌های نان را به ما برگردان که آن‌ها را به غیر از ما کسی نمی‌خورد.

📚امالی شیخ صدوق، ص537؛ بحارالأنوار، ج46، ص20

 نظر دهید »

عمومی

06 آبان 1403 توسط سميه ديدكام

​✍🏻مرحوم آیت‌الله بهجت: از اذیت یک

پشه فریاد می‌زنیم اما از باریدن موشک بر

سر مؤمنین ناراحت نمی‌شویم و سر و

صدا نمی‌کنیم! وای بر کسانی که فقط

اسمشان مسلمان است… ‼️

📚 در محضر بهجت،جلد۳،صفحه۲۸

‍‌‎‎‌‎‌‌‎‍‌‎‎‌‎‌‌‎‌‌‍‍‌‎‌‎‌‌

🌟.🦋 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

 نظر دهید »

عمومی

06 آبان 1403 توسط سميه ديدكام

​همراه با قرآن

آیه 4 سوره ضحی

وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَىٰ

ترجمه (مکارم شیرازی)

و البته عالم آخرت برای تو بسی بهتر از نشأه دنیاست.

معانی کلمات آیه

«الآخِرَةُ»: پایان کار. اواخر زندگی. «الأُولَی»: آغاز کار. اوائل زندگی.

نزول

شأن نزول آیات 4 و 5:

محمد بن العباس بعد از چهار واسطه از عبدالله بن عباس نقل کند که گفت: بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ممالکى که بعد از او از طرف اسلام و مسلمین گشوده خواهد شد، عرضه گردید. پیامبر مسرور و خوشحال شد سپس این آیات بر او نازل گردید.[۱]

و نیز ابن عباس گوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آنچه که باید بعد از من براى امت من از فتوحات و خیرات پیش آید. بر من عرضه شد و من از آن خوشحال و شادان گردیدم سپس این آیات بر من نازل شد.[۲]

امام صادق علیه‌السلام فرماید و جابر نیز گوید: علت نزول آیه 5 چنین است، روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم داخل خانه دخترش زهرا علیهاالسلام شد. دید ایشان چادرى از پشم و کرک و موى شتر در بر نموده و با یک دست آسیاب را براى آرد کردن می‌چرخاند و با دست دیگر طفل صغیرش را شیر می‌دهد.

پیامبر چون دختر خود را بدین وضع دید، اشک از چشمان وى سرازیر گردید و به دخترش فرمود: اى دخترک عزیز من مرارت و زحمت دنیا را با یاد آورى. بهشت از یاد ببر، سپس آیه 5 نازل گردید.[۳]

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ الضُّحى‌ «1» وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى‌ «2» ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‌ «3» وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى‌ «4» وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‌ «5»

«1» به روشنايى آغاز روز سوگند. «2» به شب سوگند آنگاه كه آرامش بخشد. «3»

پرودگارت تو را وانگذاشته و خشم نگرفته است. «4» همانا آخرت براى تو بهتر از دنيا است. «5» و به زودى پروردگارت (چيزى) به تو عطا كند كه خشنود شوى.

نکته ها

«ضحى» به معناى اوايل روز و هنگام چاشت است. «سجى» هم به معناى پوشاندن و هم به معناى سكون و آرامش است.

«وَدَّعَكَ» از «توديع» به معناى واگذاشتن و رها كردن است و «قَلى‌» به معناى شدّت عداوت و بغض و خشم و قهر است.

براى چند روزى وحى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قطع شد. مخالفان سرزنش كردند كه خدا تو را رها كرده است. اين آيات نازل شد و حضرت را دلدارى داد. شايد دليل قطع وحى آن بود كه خداوند به مردم بفهماند هر چه هست از اوست و پيامبر در الفاظ وحى و زمان نزول آن و مقدار آن، از خود اختيارى ندارد.

نشانه آنكه خدا پيامبرش را رها نكرده، اين است كه در اين سوره كوچك، سيزده بار شخص پيامبر مورد خطاب قرار گرفته است.

جلد 10 - صفحه 516

پیام ها

1- روشنى روز و تاريكى و آرامش شب دو نعمت بزرگ الهى است كه مورد سوگند خداوند قرار گرفته است. «وَ الضُّحى‌ وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى‌»

2- با قاطعيّت، زبان بدگويان را قطع و دل پاكان را بدست آوريد. «وَ الضُّحى‌ وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى‌ ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ»

3- به قضاوت‌ها و پيش داورى‌ها و تحليل‌هاى نادرست، صريحاً جواب بدهيد.

«ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ»

4- مربّى نبايد كسى را كه تحت تربيت اوست رها كند. «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ»

5- قطع موقت لطف را نشانه غفلت و قهر الهى ندانيد. «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‌»

پانویس

 البرهان فی تفسیر القرآن.

 کتاب الاوسط از طبرانى و کتاب الدلائل از بیهقى و حاکم صاحب المستدرک.

 تفاسیر روض الجنان از خاصة و کشف الاسرار از عامه و تفاسیر ثعلبى و قشیرى از عامه.

منابع

تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم

اطیب البیان فی تفسیر القرآن‌، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام‌، 1378 ش‌، چاپ دوم‌

تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول

تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم

برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش

تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌

محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.

 نظر دهید »

عمومی

05 آبان 1403 توسط سميه ديدكام

​حکمت 38 نهج البلاغه ( ارزش ها و آداب معاشرت با مردم )

وَ قَالَ [عليه السلام] لِابْنِهِ الْحَسَنِ [عليه السلام] يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّى أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ .

به فرزندش امام حسن [عليه السلام] فرمود : پسرم ! چهار چيز از من يادگير (در خوبى ها ) ، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آن ها عمل مى كنى زيان نبيني:

الف ـ خوبى ها

1 ـ همانا ارزشمند ترين بى نيازى عقل است . 2 ـ و بزرگ ترين فقر بى خردى است . 3 ـ و ترسناك ترين تنهايى خود پسندى است . 4 ـ و گرامى ترين ارزش خانوادگى ، اخلاق نيكوست.

ب ـ هشدار ها

1 ـ پسرم ! از دوستى با احمق بپرهيز ، چرا كه مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زيانت مى كند.

2 ـ از دوستى با بخيل بپرهيز ، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز دارى از تو دريغ مى دارد.

3 ـ و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى فروشد.

4 ـ و از دوستى با دروغگو بپرهيز كه به سراب ماند: دور را به تو نزديك ، و نزديك را دور مى نماياند.

 نظر دهید »

عمومی

05 آبان 1403 توسط سميه ديدكام

​📌رویکرد تاریخی قرآن برای تعلیم و تربیت دینی

💠 ویژگی‌های جامعه مورد نظر پیامبر(ص)

💠 ویژگی اول: ایجاد جامعۀ همدل و ایثارگر

💠 ویژگی دوم: مسئولیت تک‌تک افراد در ادارۀ جامعه

💠 امتناع مردم از تداوم جامعۀ نبوی

ویژگی‌های جامعه مورد نظر پیامبر(ص)

ویژگی اول: ایجاد جامعۀ همدل و ایثارگر

رسول‌خدا(ص) جامعه‌ای می‌خواستند که افراد با همدیگر در اوج برادری، ایثار و زندگی همدلانه باشند. آن حد از همدلی که رسول‌خدا(ص) ایجاد کرده بود، برای ما قابل تحمل نیست، به اعتقادات هم ربطی ندارد. 

مهمترین کارکرد شخصیت فوق‌العاده باعظمت پیامبر(ص) این بود که توانست یک جامعۀ همگرا، همدل، صمیمی و فوق‌العاده ایثارگر ایجاد کند، به‌طوری که وقتی پیامبر(ص) از دنیا رحلت فرمودند آن جامعه از هم پاشید. دور هم نگه داشتن آن افراد به آن شکل بسیار سخت بود. خاصیت مهم و کارکرد برجستۀ خُلق عظیم پیامبر(ص) این بود که توانست جامعه‌ای درست کند که مردم در اثر عشق‌شان به پیغمبر(ص) با هم عاشقانه زندگی کنند. پیامبر اکرم این جامعه را ایجاد کرد که اسلام را نشان بدهد.

بعد از رسول‌خدا(ص) بیت‌المال نامساوی تقسیم شد. تقسیم مساوی بیت‌المال فرع زندگی همدلانۀ ایثارگرانه است. آن جامعه کم‌کم از بحران‌های جنگ‌ بیرون آمد. وقتی امنیت پدید آمد، احساس ضرورت کمتری به زندگی همدلانه کردند؛ آن‌وقت هرکدام امتیازات اجتماعی خاص خودشان را ‌خواستند. وقتی مردم از آن جامعه بیرون آمدند دیگر تحمل نکردند بیت‌المال مساوی تقسیم شود. کسی که امتیازی داشت حاضر نبود خود را با کسی که قبلاً برده بوده، مساوی ببیند.

ویژگی دوم: مسئولیت تک‌تک افراد در ادارۀ جامعه

ویژگی دوم این بود که رسول‌خدا(ص) بسیاری از قوانین نظم‌دهندۀ اجتماعی و عوامل کنترل‌کنندۀ جامعه را حذف کرد و آن به عهدۀ تک‌تک مردم گذاشت. «خودتان نگذارید کسی تخلف بکند»؛ این طرح اسلام است. 

همۀ مردم مسئول هستند به جای پلیس، به جای قاضی، به جای مدیران و … نظارت کنند. خودتان باید با سیستم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر خودکنترلی در جامعه ایجاد کنید. اگر این مسئولیت توسط بخشی از مردم، رها شود حکومت ساقط می‌شود. مثلاً وقتی پیغمبر(ص) می‌خواست وصیتنامه بنویسد، یک نفر مانع شد و بقیه به آن یک نفر اعتراض نکردند. وقتی امیرالمؤمنین(ع) مشغول کفن و دفن پیامبر(ص) بود، دیگران حکومت را بردند، چون مردم کاری نکردند.

امتناع مردم از تداوم جامعۀ نبوی

امتی که رسول‌خدا(ص) ایجاد کرد دو ویژگی داشت، یک؛ همه با هم برادر بودند، دو؛ مسئولیت‌ کنترل جامعه به عهدۀ همه بود. البته هر دو ویژگی سخت بود. وقتی نوبت امیرالمؤمنین(ع) رسید، گفتند نمی‌خواهیم آن وضعیت را ادامه بدهیم. 

آنها از دین خسته نشده بودند، در وضو، نماز، زکات، روابط زن و مرد و ….؛ خیلی نسبت به احکام اسلام سخت‌گیر‌تر هم شدند؛ ولی می‌گفتند از دین استفاده می‌کنیم، دین برای ما سرباز شهادت‌طلب درست کند، با آن سربازها کشورگشایی می‌کنیم. آنها از ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) کوتاه آمدند؛ چون می‌گفتند اگر ولایت او را داشته باشیم باید عضوی از یک جامعۀ همدلانۀ و مسئول باشیم ولی چنین زندگی‌ای سخت است.

👤panahian

🚩 حسینیۀ ام‌ابیها(س) - ۱۴۰۳.۰۴.۲۲

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 631
  • 632
  • 633
  • ...
  • 634
  • ...
  • 635
  • 636
  • 637
  • ...
  • 638
  • ...
  • 639
  • 640
  • 641
  • ...
  • 1165
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس