صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

فاطمیه

عمومی

27 مرداد 1404 توسط سميه ديدكام

​✍️ شانه‌هایت امتداد کوه صبر مرتضی‌ست

📢 به مناسبت دهه سوم ماه صفر و ایام شهادت حضرت امام حسن علیه‌السلام

▪️بی‌تو می‌ماند فقط رنج عبادت‌هایشان

بی‌اطاعت از تو بیهوده‌ست طاعت‌هایشان

▪️حرف‌ها در سینه داری و دریغا محرمی…

مردها در سینه می‌ماند شکایت‌هایشان

▪️سکّه‌ها اهل طمع را چون غلامی می‌خرند

لشکری رفتند و پایین بود قیمت‌هایشان

▪️خون دل از سرزنش‌ها می‌خوری و می‌خورد

بر دل آیینه‌ات سنگ ملامت‌هایشان

▪️ای امیر صف‌شکن! صفّین به خود لرزیده است

پیش شمشیر تو پوشالی‌ست هیبت‌هایشان

▪️بر تن دشمن به جز پیراهن نیرنگ نیست

نیستی یک لحظه غافل از سیاست‌هایشان

▪️شانه‌هایت امتداد کوه صبر مرتضی‌ست

خم نخواهد کرد پشتت را خیانت‌هایشان

▪️انتظار تیز تیغ ما به پایان می‌رسد

تازه آن وقت است آغاز مصیبت‌هایشان

👈آقای جعفر عباسی؛

 ۱۴۰۳/۱۲/۲۵

✍️«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌

 نظر دهید »

عمومی

27 مرداد 1404 توسط سميه ديدكام

​#حدیث_روز 

✨ امیرالمومنین على عليه السلام: 

با #ايمان است كه مى‌توان تا اوج خوش بختى و نهايت شادمانى، بالا رفت.

📚 غررالحكم حدیث۴۳۲۳

🍃📿

 نظر دهید »

عمومی

27 مرداد 1404 توسط سميه ديدكام

​بسم الله الرحمن الرحیم

📋 بدون استثناء ؛ مرگ از مسائلى است كه همه انسانها در آن يكسانند، هيچگونه استثنا و تفاوت در آن وجود ندارد، راهى است كه همه بايد آنرا سرانجام بپيمايند، و به اصطلاح شترى است كه در خانه همه كس خوابيده است. این آیه با تاکید بر مرگ پیامبر که برترین انسانها است، این بدون استثنا بودن مرگ را به رخ می کشد. البته بعضى از مفسران گفته اند دلیل نزول آیه این است که دشمنان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) انتظار مرگ او را مـى كـشـيـدنـد و خـوشـحـال بـودند كه سرانجام او خواهد مرد! قرآن در اين آيه به آنها پاسخ مى گويد كه اگر پيامبر بميرد آيا شما زنده مى مانيد؟ پس شادمانی تان بی دلیل است!

🔷 آیه (زمر / آیه ۳۰):

إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ 

🔶 ترجمه:

 تو مى ميرى آنها نيز خواهند مرد!

🗓 دوشنبه ۲۷  مرداد  ۱۴۰۴ 

#انسان ،  #مرگ ، #معاد  

🌼

 نظر دهید »

عمومی

26 مرداد 1404 توسط سميه ديدكام

​🖥بوی پیراهن یعقوب

❤️روایت‌های زنانه از غزه

همین چند روز پیش بود که بابا لحظه‌ای در آغوشم کشید و من تا ساعت‌‌ها داشتم عطر تنش را روی پیراهنم بو می‌کشیدم و آرزو می‌کردم کاش علم آنقدر پیشرفت می‌کرد که بتوانیم بوها را درست مثل تصاویر در لحظه ثبت‌ کنیم و به‌جای عکس‌ها، بوها را آرشیو کنیم. بوی آدم‌ها، مکان‌ها، غذا‌ها، وسایل. من حافظه‌ی دیداری درست و درمانی ندارم. در عوض همه‌چیز را با بو به یاد می‌آورم. مثلاً مسیر مدرسه‌ام را که هر روز پیاده می‌رفتم و می‌آمدم، فراموش کرده‌ام اما یادم هست آخرین ظهری که به مدرسه رفتم، هر خانه بوی چه غذایی می‌داد. یا مثلاً خاطر‌ه‌ی دیدار اولم با محبوبم را با عطرش به یاد می‌آورم، نه با لباسی که پوشیده بود یا حتی چهره‌اش. آن چیزی که مرا به خاطره‌ها پیوند می‌دهد تصویر نیست، عطر است و بو.

دو سال است برای هیچ‌کدام از غم‌ها و خشونت‌هایی که از رسانه‌های فلسطین به چشم‌هایم سرازیر می‌شود، گریه نکرده‌ام. گریه نکرده‌ام که گریه بالاترین مظهر هم‌دردی است. گریه یعنی من غم تو را درست همان‌گونه که تو حس می‌کنی، حس می‌کنم. پس چرا باید گریه می‌کردم؟ منی که بالاترین سوگ زندگی‌ام، مرگ جوجه‌اردکم بوده چرا باید غم مادری را که برای نوزاد کفن‌پیچیده‌اش لالایی می‌خواند بفهمم؟ چطور می‌توانم رنج بچه‌ای را که همه‌ی خانواده‌اش را هیولاها بلعیده‌اند درک کنم؟ یا درد آن پدری را که قرار بود سوپرمن زندگی خانواده‌اش باشد و حالا مثل هومر سیمپسون به تماشای بدبختی‌شان نشسته‌ است. من نمی‌توانستم برای هیچکدامشان اشک بریزم که رنجشان فرای تصور من است. که باور ندارم این‌همه تحمل آدمیزاد را در برابر مصیبت. که من مصیبت ندیده‌ام.

اما امروز مقاومتم شکست و گریستم؛ به اندازه‌ی همه‌ی روزهایی که بی‌صدا تماشا کردم. زمانه چرخید و آخر یوسفی را هم به خود دید که شفایش بوی پیراهن یعقوب باشد. من درد این بچه را می‌فهمم. می‌فهمم چرا برای پیراهن پدرش گریه می‌کند، نه برای پدرش. من می‌فهمم وقتی می‌گوید چیزی برایم بیاورید که بوی پدرم را بدهد یعنی چه. من می‌فهمم وقتی می‌گوید خون می‌خواهم، دقیقا چه می‌خواهد. عمویش فکر می‌کند او فقط یک یادگاری از پدرش می‌خواهد و می‌گوید برایت کفش‌هایش را آورده‌ام. اما او پیراهن پدرش را می‌خواهد چون بوی پدرش را می‌دهد. سخت است توضیحش برای آن‌ها که حافظه‌ی بویایی‌‌شان ضعیف است و نمی‌دانند آخرین راه اتصال او به خاطرات پدرش، بوی پدرش هست، نه اشیاء و تصاویرش. حالا او سوگوار دو فقدان است. فقدان پدرش و خاطرات پدرش.

آه عزیزکم… عمری دیگر باید تا دانشمندها برای من و تو دستگاه ضبط عطر بسازند…

📝 زهرا حسنی، رسانه «ریحانه»؛

💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم»

🖥 

 نظر دهید »

عمومی

26 مرداد 1404 توسط سميه ديدكام

​📣هفتم شهریورماه در قزوین؛

📚 انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» در رویداد ملی «آزادگان ایران» 

🔹️بیستمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با عنوان رویداد ملی «آزادگان ایران»، روز ۷ شهریور ۱۴۰۴ در قزوین برگزار می‌شود و در این مراسم، تقریظ حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» برای نخستین‌بار منتشر خواهد شد.

🔹️قزوین، پایتخت آزادگان ایران، روز ۷ شهریور ۱۴۰۴ میزبان رویداد ملی «آزادگان ایران» خواهد بود؛ مراسمی که با هدف گرامیداشت یاد و راه آزادگان سرافراز و به‌ویژه بزرگداشت سید آزادگان، شهید سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد، برگزار می‌شود.

🔹️این رویداد که همزمان با بیستمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت شکل می‌گیرد، فرصتی برای بازخوانی بخش‌هایی کمتر روایت‌شده از تاریخ انقلاب اسلامی و تبیین ابعاد مکتب امام خمینی (ره) و شاگردان برجسته اوست.

🔹️از بخش‌های اصلی مراسم، انتشار تقریظ حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بر کتاب روایت زندگی و مبارزات شهید سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد با عنوان «پاسیاد پسر خاک» است.

این کتاب هر فصل از زندگی و مبارزه این شهید را به تصویر کشیده است.

💻

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 278
  • 279
  • 280
  • ...
  • 281
  • ...
  • 282
  • 283
  • 284
  • ...
  • 285
  • ...
  • 286
  • 287
  • 288
  • ...
  • 1165
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس