عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 165 سوره نساء
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا
پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند تا مردم را [در دنیا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی نباشد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
رسولانی را فرستاد که (نیکان را) بشارت دهند و (بدان را) بترسانند تا آنکه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجّتی نباشد، و خدا همیشه مقتدر و کارش بر وفق حکمت است.
معانی کلمات آیه
حجة: دليلى كه مقصود را روشن كند. حجّ در اصل به معنى قصد است.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً «165»
پيامبرانى (را فرستاديم) كه بشارتدهنده و بيمدهنده بودند، تا پس از پيامبران، براى مردم بر خدا حجّتى نباشد و خداوند همواره شكستناپذير و حكيم است.
نکته ها
اين آيه، كلّيات دعوت انبيا و شيوهى كار و هدف از بعثت آنان را بيان مىكند.
عقل همچون وحى، حجّت الهى است، ولى چون مدار ادراكاتش محدود است، به تنهايى كافى نيست و حجّت تمام نيست. لذا انبيا از دانستنىهاى غيبى و ملكوتى و اخروى كه دست عقل از آن كوتاه است خبر مىدهند.
قرآن در جاى ديگر مىفرمايد: «وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا» «1» اگر ما پيش از فرستادن رسولان، عذابشان كنيم، مىگويند: چرا براى ما رسولى بيانگر و هشدار دهنده نفرستادى؟
پیام ها
1- شيوهى تبليغ انبيا بر دو محور بيم و اميد استوار است. «مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ»
2- فلسفهى بعثت پيامبران، اتمام حجّت خدا بر مردم است، تا نگويند: رهبر و راهنما نداشتيم و نمىدانستيم. «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ»
«1». طه، 134.
جلد 2 - صفحه 214
3- انبيا از نظر صفات شخصى و جسمى، و سوابق زندگى و موقعيّت اجتماعى، سياسى و خانوادگى، و نيز از جهت داشتن معجزه، بيان صريح و برخوردارى از امدادهاى غيبى، بايد در مرحلهاى باشند كه كسى نتواند در هيچ زمينه بهانهاى بر آنان بگيرد. «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»
4- چون خداوند عزيز وحكيم است، هيچ كس حجّتى بر او ندارد. «عَزِيزاً حَكِيماً»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🌼یکی از چیزهایی که “غفلت” را برطرف می کند، فرستادن #صلوات است.
یکی از آثار #صلوات در #روح انسان این است که #ظلمت را از انسان دور کرده و #نورانیت ایجاد می کند.
💠«هُوَ الّذِی یُصَلّی عَلَیکُم لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النّوُر» (احزاب/۴٣)💠
امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر کسی ده مرتبه بر رسول اکرم صلوات بفرستد خدای تعالی و ملائکه صد مرتبه بر او صلوات می فرستند.
🌸 هرشب قبل از خواب خوب است که انسان صد مرتبه صلوات بفرستد. هم یاد خداست هم اظهار محبت به خاندان عصمت که اکسیر نجات دهنده انسان است.
🌸 صبح که از خواب بیدار می شوید صلوات بفرستید.
🌸 اگر می خواهید دعایتان مستجاب بشود صلوات بفرستید.
اگر مرضی دارید می خواهید رفع بشود صلوات بفرستید.
🌸 اگر می خواهید زودتر به آنچه از پیشرفتهای معنوی که مد نظرتان است برسید صلوات بفرستید.
🌸 رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند اگر فقیرید می خواهید غنی شوید وارد خانه که می شوید سلام کنید بر اهل خانه و صلوات بفرستید.
صلوات اظهار محبت به خاندان عصمت و طهارت است.
متاسفانه ما غفلت داریم از این گنج عظیم.
“اظهار محبت به اهل بیت” و ” صلوات” انسان را از مرض کشنده “غفلت” نجات می دهد.
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 156 سوره نساء
وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَىٰ مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا
و [نیز] به سبب کفرشان [به نبوّت عیسی] و گفتارشان بر مریمِ [پاکدامن و آراسته به عفت] که افترا و بهتان بزرگی بود [لعنتشان کردیم.]
معانی کلمات آیه
بهتان: دروغى كه طرف را مات و مبهوت مى كند. (دروغى كه به شخصى نسبت داده شود).[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً «156»
و به خاطر كفرشان وسخنانشان كه تهمت بزرگى به مريم زدند وگناه عظيمى مرتكب شدند، (قهر ما آنان را فراگرفت.)
نکته ها
تهمت به حضرت مريم، در آيهى 27 سورهى مريم نيز مطرح شده است.
نسبت زنا به حضرت مريم، در واقع نسبت زنازادگى به حضرت عيسى و ناشايستگى او براى هدايت و رهبرى هم بود و همين تهمت، دليل كفرشان به عيسى عليه السلام بود.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: تو مثل
جلد 2 - صفحه 205
عيسى عليه السلام هستى. گروهى نسبت ناروا به مادر عيسى دادند. گروهى هم او را خدا پنداشتند. «1»
شايد از آن جهت به تهمت، بهتان گفته مىشود كه افراد پاكدامن، با شنيدن آن نسبتها، بهتشان مىزند.
بهتان عظيم، عذاب عظيم دارد. در سورهى نور، آيه 23 آمده است: آنان كه به زنان پاكدامن نسبت ناروا مىدهند، عذاب عظيم دارند.
پیام ها
1- بهتان، در رديف كفر قرار دارد. بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ … بُهْتاناً
2- در جامعهى فاسد، گاهى به پاكترين افراد، زشتترين نسبتها را مىدهند.
«قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 154 سوره نساء
وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا
و کوه طور را برای (اتمام حجّت و اخذ) پیمان بر فراز سر آنها بلند گردانیدیم و آنها را گفتیم به حال سجده بدین درگاه درآیید و گفتیم از حکم روز شنبه تعدی مکنید، و از آنها پیمانی سخت گرفتیم.
معانی کلمات آیه
طور: كوه: به قولى اسم كوهى است كه در آن به موسى عليه السّلام وحى آمد.
سجدا: ساجد: سجده كننده. جمع آن سجّد است.
سبت: سبت: قطع. «سبت الشيء: قطعه» سبت يهود روز شنبه است كه عمل روزانه براى استراحت قطع مى شود.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً «154»
ما كوه طور را به خاطر پيمان گرفتن از آنان (بنىاسرائيل) بالاى سرشان قرار داديم و به ايشان گفتيم: سجدهكنان از آن در وارد شويد و به آنان گفتيم: در روز شنبه (تعطيل، به احكام خدا) تعدّى نكنيد و از آنان پيمانى محكم گرفتيم.
«1». انعام، 7.
«2». اسراء، 93.
جلد 2 - صفحه 203
نکته ها
مشابه اين آيه، در سوره بقره آيات 63 و 93 ونيز اعراف آيهى 171 آمده است.
منظور از پيمان خدا با بنىاسرائيل، همان است كه در آيات 40 و 84 سورهى بقره و آيهى 12 مائده آمده است.
مكانهاى مقدّس، آداب ويژهاى دارد: «ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً»*
نسبت به كوه طور، در قرآن آمده است: «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ» «1»
در مورد خانههاى پيامبر: «لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ» «2»
دربارهى مساجد: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» «3»
دربارهى مسجد الحرام: «فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ» «4»
دربارهى كعبه: «طَهِّرا بَيْتِيَ» «5»
و آداب ديگرى كه نسبت به مساجد در كتب فقهى و منابع حديثى آمده است.
پیام ها
1- در تربيت گاهى لازم است از اهرم ترس و ارعاب استفاده شود. «وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ»
2- اشتغال به كار هنگام تعطيلى وعبادت، نوعى تعدّى است. «لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ»
«1». طه، 12.
«2». احزاب، 53.
«3». اعراف، 31.
«4». توبه، 28.
«5». بقره، 125.
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
عمومی
✅حکایتی از غیرت دینی آیتالله بروجردی
ماجرای پیشنهاد آقا موسی صدر و واکنش آیت الله بروجردی را آقای علی دوانی در یک فایل صوتی نقل نموده و گفته است:
احمد حسن باقوری، وزیر اوقاف مصر، به ایران آمد و آقای بروجردی دستور دادند در مهمانپذیر ارم از او پذیرایی کردند. ابوالمجد، دبیر کلّ مؤتمر اسلامی، نیز آمد و یک رفتوآمدی بین قم و آنجا بود و میشنیدیم که نامههایی بین آقای بروجردی و شلتوت ردّ و بدل شده است.
آقا موسی صدر به من گفت: آقای دوانی، شما خدمت آقای بروجردی برسید و از طرف ما به آقا عرض کنید: نامههایی را که بین شما و الأزهر ردّ و بدل شده است اگر مصلحت میدانید بدهید در مجلّهٔ مکتب اسلام چاپ کنیم. نمیدانم وقت گرفتم یا آقا مرا برای کاری خواستند؛ رفتم گفتم: آقا موسی صدر و رفقا سلام رساندند و گفتند: به آقا عرض کنید که اگر مصلحت میدانید، این نامههایی را که بین شما و شیخ شلتوت ردّ و بدل شده بدهید تا در مجلّهٔ مکتب اسلام درج کنیم که ببینند دو قطب شیعه و سنّی.
یکدفعه دیدم آقا رنگشان دارد سرخ میشود. چون آقا سفید بودند و وقتی عصبانی میشدند رنگشان سرخ میشد. یکوقت آقا فرمودند: شورَش را درنیاورید! تجربه نشان داده که اقلّیت وقتی زیاد رفت طرف اکثریّت، در اکثریّت هضم میشود. من فقط خواستم چون اینها به ما کافر و مشرک میگویند، بیایند اینجا نماز و زیارت ما را ببینند. اینها همه سرّی بوده بین ما و شلتوت. مگر آنها توی رسالة الإسلام چاپ کردند که ما چاپ کنیم؟! اگر یک وقت آنها چاپ کردند، شما به استناد به مجلّهٔ رسالة الإسلام چاپ کنید، نگویند: یک قدم به طرف شیعه نزدیک شدیم، خودشان را باختند! من فقط در این وادی هستم، شما دیگر شورش را درنیاورید.
📚 (ما سمعتُ ممّن رأیتُ، ج۲، ص٦٦ - ٦۷؛ ناقل: مصطفی اسکندری)
╭┅────────────┅
