عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 207 سوره بقره
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا می فروشد [مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام)] و خدا به بندگان مهربان است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و بعضی از مردم از جان خود در راه رضای خدا درگذرند؛ و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است.
معانی کلمات آیه
مرضاة: رضا و رضوان و مرضاة: به معنى خوشنودى.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
«شیخ طوسی» گوید: قتادة گويد: اين آيه درباره مهاجرين و انصار نازل شده است، عكرمة گويد: درباره ابوذر غفارى و صهيب بن سنان و جندب بن السكن نازل گرديده است. موقعى كه مشركين صهيب را دستگير نموده و اموال او را گرفته بودند سپس صهيب از دست آنها خلاص گرديده و مهاجرت كرد و در بين راه منقذ بن ظريف بن خدعان او را ديد و بقيه مال را از وى گرفت و او را رها كرد.
از امام محمدباقر عليهالسلام نقل گرديده كه فرمودند: اين آيه درباره امام على مرتضى علیهالسلام نازل شده، هنگامى كه در بستر پيامبر به جاى او خوابيد. وقتى كه قريش قصد كشتن پيامبر را داشتند در اين هنگام رسول خدا شبانه از خانه خويش بيرون آمده و فرار نمود و در حين فرار از ميان مشركين عبور فرمود. چنانكه عمر بن شبه ذكر نموده است.[۳]
از امام على مرتضى عليهالسلام و ابن عباس روايت گرديده: كه اين آيه درباره آمرين به معروف و ناهين از منكر نازل شده، حسن بصرى گويد: آيه مزبور عموميت داشته و درباره هر كس كه خود را آماده جهاد در راه خدا بنمايد، شامل خواهد بود[۴][۵] .[۶]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«207» وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
و از مردم كسى است كه براى كسب خشنودى خدا، جان خود را مىفروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
نکته ها
ابنابىالحديد كه از علماى قرن هفتم اهلسنّت است، در شرح نهجالبلاغه خود آورده است: تمام مفسّران گفتهاند اين آيه درباره علىبنابىطالب عليه السلام نازل شده است كه در ليلةالمبيت در بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله خوابيد. و اين موضوع در حدى از تواتر است كه جز كافر يا ديوانه آنرا انكار نمىكند. «2»
مشركانِ مكّه، قرار گذاشتند از هر قبيلهاى يك نفر را براى كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله انتخاب كنند و آن حضرت را دسته جمعى از بين ببرند تا بنىهاشم به خونخواهى او قيام نكنند و با اين عمل از دعوت پيامبر راحت شوند. پيامبر صلى الله عليه و آله از نقشهى آنان با خبر شد و على عليه السلام براى اينكه پيامبر به سلامت از مكّه خارج شود، در بستر ايشان خوابيد و اين آيه در شأن آن
«1». تفسير احسنالحديث، ج 1، ص 376.
«2». شرح نهجالبلاغه، ج 13، ص 262.
جلد 1 - صفحه 322
حضرت نازل گرديد. «1»
همين كه على عليه السلام در آن شب خطرناك به جاى پيامبر خوابيد، خداوند به دو فرشتهى خود، جبرئيل و ميكائيل فرمود: كداميك از شما حاضريد فداى ديگرى شويد؟! هيچكدام از آنها حاضر نشدند. خداوند فرمود: اينك مشاهده كنيد كه چگونه علىبنابىطالب عليهما السلام حاضر است جان خود را فداى رسول خدا كند.
گاهى بايد براى احياى يك معروف ويا محو يك منكر، جان را تسليم كرد. حضرت على عليه السلام فرمودند: كسى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر كشته شود، يكى از مصاديق اين آيه است. «2»
پیام ها
1- نااهل، حرفش زيباست وانسان را به تعجّب وامىدارد، ولى مؤمن، عملش دنيا را متعجّب مىكند. «مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ»، «مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ»
2- ياد ايثارگران را زنده بداريم. «مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي»
3- پيش مرگِ اولياى خدا شدن، يك ارزش است. «مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي»
4- بزرگترين سود آن است كه انسان بهترين متاع را كه جان اوست به خالق خودبفروشد، آن هم نه براى بهشت و يا نجات از دوزخ، بلكه فقط براى كسب
«1». بسيارى از علماى اهل سنّت، به اين فضيلت على عليه السلام اقرار كردهاند كه علّامه امينى «ره» در الغدير (ج 2، ص 48) آنان را نام برده است، از آن جمله امام احمدحنبل، در مسند خود (ج 1، ص 348) مىباشد. صاحب تفسير اطيبالبيان مىنويسد: در كتاب غايةالمرام، بيست حديث آمده كه نُه حديث از علماى اهل سنّت و يازده حديث از علماى شيعه است و اين آيه را دربارهى فداكارى حضرت على عليه السلام دانستهاند. در تاريخ طبرى، (ج 2، ص 373) نيز كه از نوشتههاى قرن سوم است، ماجراى خوابيدن حضرت على عليه السلام در بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است. همچنان كه تاريخ يعقوبى (ج 2، ص 39) موضوع را به صراحت بازگو مىنمايد. در شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد (ج 4، ص 73) آمده است: معاويه چهار هزار درهم پول داد تا بگويند اين آيه در شأن ابنملجم نازل شده است!. تفسير نمونه، ج 2، ص 49.
«2». تفسير صافى، ج 1، ص 241.
جلد 1 - صفحه 323
رضاى او. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»
5- در راه خدا، استقبال از خطر و آمادگى براى جانفشانى همچون دريافت خطر است. با توجّه به شأن نزول آيه، ستايش از كسى است كه جان خود را در معرض خطر قرار داد، هرچند حادثهاى اتفاق نيفتاد. «مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ …»
6- رأفت خداوند، بهترين پاداش است. خداوند براى هركارى پاداشى قرار داده است، امّا در اين آيه مىفرمايد: خداوند رئوف است. «اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 111.
صاحبان كشف الاسرار از عامه و روض الجنان از خاصه، بنا به نقل از ابن عباس و سدى چنين گويند: كه اين آيه در شأن امام على مرتضى عليهالسلام نازل گرديده، هنگامى كه به جاى پيامبر در بسترش خوابيد و نيز در تفسير اهل البيت همين شأن و نزول وارد گرديده است و نيز صاحب كشف الاسرار گويد: درباره صهيب بن سنان رومى نازل شده كه از جمله صحابه بود و چون در كودكى بدست روميان اسير شده بود. از اين جهت به صهيب رومى معروف گرديد و مورد علاقه پيامبر بود و عمر بن الخطاب وصيت كرده بود كه صهيب بعد از مرگ بر او نماز بگذارد و در راه هجرت بدست مشركين افتاد. تمام اموال او را گرفتند و او را مجبور كردند كه مرتد شود و از اسلام برگردد. صهيب گفت: من مرد پيرى هستم اگر با شما هم باشم به حال شما نفعى ندارم مرا واگذاريد و آنچه دارم از من بستانيد مشركين اموال او را گرفتند و صهيب از آن پس به مدينه مهاجرت نمود.
شيخ بزرگوار نيز در امالى خود بعد از پنج واسطه از حكيم بن جبير او از امام زين العابدين عليهالسلام نقل نمايد كه اين آيه درباره امام على مرتضى علیهالسلام در موقعى كه به جاى پيامبر در بستر او خوابيد نازل گرديد و نيز در مجالس خود بعد از پنج واسطه از سالم بن ابىالجعد كه او سند حديث را به ابوذر ميرساند نقل نمايد كه عمر بن الخطاب براى تعيين خليفه بعد از خود دستور داده بود كه شش نفر: على و عثمان و طلحة و زبير و عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابىوقاص در خانه اى داخل شوند و در خانه را بر خويش ببندند و در كار خلافت به شور پردازند و اگر پنج نفر در يك رأى متفق شدند و يك نفر مخالف بود او را بكشند و نيز اگر چهار نفر بر يك قول متفق گشتند و دو نفر مخالف شدند آن دو نفر را به قتل رسانند. وقتى كه همگى بر يك قول متفق شدند، على به آنان گفت: ميل دارم از من موضوعى را كه مطرح ميكنم بشنويد، اگر حق بود قبول نمائيد و اگر باطل بود رد كنيد، گفتند: بگو! على پس از ذكر حقايق فضائل خويش كه مورد قبول آنان واقع شده بود، فرمود: آيا در ميان شما كسى هست كه اين آيه درباره او نازل شده باشد؟ سپس آيه را تلاوت نمود. آنان گفتند: همه ما اعتراف داريم كه تو هنگامى كه به جاى پيامبر در بستر او خوابيدى آية و من النّاس براى تو نازل گرديد.
ثعلبى از علماى عامه نيز موضوع نزول آيه را درباره امام مرتضى علیهالسلام از ابن عباس و سدى نقل نموده و نيز ابن عقبه در ملحمة و ابوالسعادات در فضائل العشرة و غزالى در اخبار طى رواياتى از ابواليقظان روايت كرده اند و طبرى و حرث بن ابىاسامة در مسند خود نقل نمايند كه درباره صهيب و ابوذر و جندب بن السكن نازل گرديده است.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 70.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 55 سوره مائده
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی [مانند علی بن ابی طالب اند] که همواره نماز را برپا می دارند و در حالی که در رکوعند [به تهیدستان] زکات می دهند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ولیّ امر و یاور شما تنها خدا و رسول و مؤمنانی خواهند بود که نماز به پا داشته و به فقرا در حال رکوع زکات میدهند (به اتفاق مفسّران مراد علی علیه السّلام است).
معانی کلمات آیه
وليكم: ولى (بر وزن عقل) در اصل به معنى نزديكى است. گويند: «تباعدنا بعد ولى» يعنى بعد از نزديكى دور شديم. به اين مناسبت به سرپرست، مدير، دوست و مانند اينها ولى گويند كه هر يك نوعى نزديكى است. مراد از آيه سرپرستى است.
راكعون: ركوع كنندگان. مراد ركوع نماز است. ركع و ركوع: خم شدن.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
«شیخ طوسی» گوید: درباره كسى كه اين آيه به خاطر او نازل گرديده، اختلاف است: ابوبكر رازى در كتاب احكام القرآن بنا به حكايتى كه مغربى از او نموده است و نيز مجاهد و سدى و طبرى و رمانى گويند: در شأن على بن ابىطالب عليهالسلام نازل گرديده هنگامى كه در حالت ركوع انگشترى خود را به عنوان صدقه به فقيرى داده بود، چنان كه امامين باقر و صادق عليهماالسلام و نيز جميع علماء اهل البيت روايت نموده اند.[۳]
حسن بصرى و جبائى گويند: درباره جميع مؤمنين نازل شده است، عده اى گويند: درباره عبادة بن الصّامت نازل شده كه از دوستى و همسوگندى يهود بنىقينقاع بيزارى و برائت جست و اعلام كرد كه دوست وى خدا و رسول او و مؤمنين مى باشند.
كلبى گويد: درباره عبدالله بن سلام و اصحاب او نازل شده وقتى كه اسلام اختيار كرده بودند و يهوديان دوستى خود را با آنها قطع نموده بودند[۴].[۵]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ «55»
ولىّ و سرپرست شما، تنها خداوند و پيامبرش و مؤمنانى هستند كه نماز را برپا مىدارند و در حال ركوع، زكات مىدهند.
نکته ها
در شأن نزول آيه آمده است: سائلى وارد مسجد شد و از مردم درخواست كمك كرد. كسى چيزى به او نداد. حضرت على عليه السلام در حالى كه به نماز مشغول بود، در حال ركوع، انگشتر خود را به سائل بخشيد. در تكريم اين بخشش، اين آيه نازل شد.
ماجراى فوق را ده نفر از اصحاب پيامبر مانند: ابن عباس، عمّار ياسر، جابربن عبداللّه، ابوذر، انسبن مالك، بلال و … نقل كردهاند و شيعه و سنّى در اين شأن نزول، توافق دارند. «1»
عمّار ياسر مىگويد: پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول آيه بود كه رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: «مَن كنتُ مولاه فعلىّ مولاه». «2»
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در غديرخم، براى بيان مقام حضرت على عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود. «3»
و خود على عليه السلام نيز براى حقّانيّت خويش، بارها اين آيه را مىخواند. «4» ابوذر كه خود شاهد ماجرا بوده است، در مسجد الحرام براى مردم داستان فوق را نقل مىكرد. «5»
كلمهى «ولى» در اين آيه، به معناى دوست و ياور نيست، چون دوستى و يارى مربوط به همه مسلمانان است، نه آنان كه در حال ركوع انفاق مىكنند.
امام صادق عليه السلام فرمودند: منظور از الَّذِينَ آمَنُوا …، على عليه السلام و اولاد او عليهم السلام تا روز قيامت هستند. پس هركس از اولاد او به جايگاه امامت رسيد با اين ويژگى مثل اوست، آنان در حال ركوع صدقه مىدهند. «6»
«1». الغدير، ج 2، ص 52، احقاقالحقّ، ج 2، ص 400 و كنزالعمّال، ج 6، ص 391.
«2». تفسير الميزان.
«3». تفسير صافى.
«4». تفسير الميزان.
«5». تفسير مجمعالبيان.
«6». كافى، ج 1، ص 288.
جلد 2 - صفحه 319
مرحوم فيض كاشانى در كتاب نوادر، حديثى را نقل مىكند كه بر اساس آن ساير امامان معصوم نيز در حال نماز و ركوع به فقرا صدقه دادهاند كه اين عمل با جمع بودن كلمات «يُقِيمُونَ، يُؤْتُونَ، راكِعُونَ» سازگارتر است.
امام باقر عليه السلام فرمود: «خداوند پيامبرش را دستور داد كه ولايت على عليه السلام را مطرح كند و اين آيه را نازل كرد». «1»
بهترين معرّفى آن است كه اوصاف وخصوصيّات كسى گفته شود ومخاطبان، خودشان مصداق آن را پيدا كنند. (آيه بدون نام بردن از على عليه السلام، اوصاف وافعال او را برشمرده است)
امام صادق عليه السلام فرمود: «على عليه السلام هزاران شاهد در غدير خم داشت، ولى نتوانست حقّ خود را بگيرد، در حالى كه اگر يك مسلمان دو شاهد داشته باشد، حقّ خود را مىگيرد!» «2»
ولايت فقيه در راستاى ولايت امام معصوم است. در مقبولهى عمربن حنظله ازامام صادق عليه السلام مىخوانيم: «به آن كس كه حديث ما را روايت كند و در حلال وحرام ما نظر كند و احكام ما را بشناسد، بنگريد. پس به حكومت او راضى باشيد كه من او را بر شما حاكم قرار دادم. فانّى قد جعلته عليكم حاكماً …. «3»
پیام ها
1- اسلام، هم دين ولايت است و هم دين برائت. هم جاذبه دارد و هم دافعه. آيات قبل، از پذيرش ولايت يهود و نصارا نهى كرد، اين آيه مىفرمايد: خدا و رسول و كسى را كه در ركوع انگشتر داد، ولىّ خود قرار دهيد. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا … إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ …
2- از اينكه به جاى «اوليائكم»، «وليّكم» آمده، ممكن است استفاده شود كه روح ولايت پيامبر و على عليهما السلام، شعاع ولايت الهى است. «وَلِيُّكُمُ»
«1». تفسير نورالثقلين وكافى، ج 1، ص 281.
«2». تفسير نورالثقلين.
«3». كافى، ج 1، ص 67.
جلد 2 - صفحه 320
3- در قرآن معمولًا نماز وزكات در كنار هم مطرح شده است؛ ولى در اين آيه، هر دو به هم آميختهاند. (دادن زكات در حال نماز) «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»
4- كسانى كه اهل نماز و زكات نيستند، حقّ ولايت بر مردم را ندارند. إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ … ( «إِنَّما»، نشانهى انحصار ولايت در افراد خاصّ است)
5- براى توجّه به محرومان، نماز هم مانع نيست. «يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» (آرى، فقير نبايد از جمع مسلمانان دست خالى برگردد.)
6- ولايت از آنِ كسانى است كه نسبت به اقامهى نماز وپرداخت زكات پايدار باشد. يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ … ( «يُقِيمُونَ» و «يُؤْتُونَ» نشانه دوام است)
7- هرگونه ولايت، حكومت و سرپرستيى كه از طريق خدا و رسول و امام نباشد، باطل است. إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ … (كلمه «إِنَّما» علامت حصر است)
8- توجّه به خلق براى خدا در حال نماز، با اقامه نماز منافات ندارد. «يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»
9- كسى كه نسبت به فقرا بىتفاوت باشد، نبايد رهبر و ولىّ شما باشد. إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ … وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
10- كارهاى جزئى (مثل انفاق انگشتر) نماز را باطل نمىكند. «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»
11- در فرهنگ قرآن، به صدقه مستحبّى هم «زكات» گفته مىشود. «يُؤْتُونَ الزَّكاةَ»
12- ولايتها در طول يكديگرند، نه در عرض يكديگر. ولايت بر مسلمانان، ابتدا از آنِ خداوند است، سپس پيامبر، آنگاه امام. إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ..
تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 321
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
طبرانى از علماى عامه در كتاب اوسط از عمار یاسر نقل نموده كه فقيرى نزد على بن ابىطالب در حالتى كه به نماز مشغول بود، توقف كرد و چيزى از او خواست على عليهالسلام انگشترى خود را بيرون آورد و به فقير مزبور داد سپس اين آية نازل گرديد و نيز عبدالرزاق كه يكى ديگر از مفسرين عامه است، چنين گويد: عبدالوهاب بن مجاهد از پدرش او از ابن عباس روايت كرده كه اين آيه در شأن امام على بن ابىطالب عليهالسلام نازل شده است و همچنين ابن مردويه از مفسرين عامه از طريق ديگر از ابن عباس روايت كرده كه در شأن على مرتضى عليهالسلام نازل شده است. طبرى صاحب جامعالبيان از مفسرين معروف عامه از مجاهد و نيز ابن ابىحاتم از عامه در تفسير خود از سلمة بن كهيل نقل نموده كه اين آيه درباره على بن ابىطالب نزول يافته است، موفق بن احمد از بزرگان علماى عامه در كتاب المناقب بعد از هفت واسطه از عيسى بن عبدالله بن عمر بن على بن ابىطالب عليهالسلام نقل نمايد، كه گفت: اين آيه وقتى كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد، از منزل بيرون آمد و رهسپار مسجد شد. در حالتى كه مردم نماز ميخواندند در اين موقع سائلى از مسجد بيرون آمد، پيامبر از او پرسيد: آيا كسى به تو چيزى بخشيده است؟ سائل در جواب گفت: كسى به من چيزى نه بخشيده جز اين مرد كه در حال ركوع است و اشاره به على نمود و گفت: به من انگشترى بخشيده است و نيز سايرين از مفسرين عاليقدر عامه از قبيل ثعلبى و ماوردى و قشيرى و قزوينى و نيشابورى و فلكى و ابومسلم اصفهانى در تفاسير خود از سدى و مجاهد و حسن بصرى و اعمش و عتبة بن ابىحكيم و غالب بن عبدالله و قيس بن الربيع و عبادة الربعى و عبدالله بن عباس و ابوذر غفارى نقل و روايت نموده اند و نيز ابن التبع در كتاب معرفة اصول الحديث از عيسى بن عبدالله بن عمر بن على بن ابىطالب عليهالسلام و واحدى در كتاب اسباب النزول از كلبى او از ابوصالح او از ابن عباس و نيز سمعانى در كتاب فضائل الصّحابة از حميد الطويل او از انس و ابوبكر البيهقى در كتاب النيف و محمد الفتال در كتاب التنوير و كتاب الروضة از عبدالله بن سلام و همچنين نظيرى در كتاب الخصائص از ابن عباس و فلكى در كتاب الابانة از جابر انصارى كه همه از بزرگان علماى عامه مى باشند. اين موضوع را با عبارات مختلف و گوناگون نقل و روايت نموده اند، و نيز صاحب كشف الاسرار از مفسرين عامه از عمران بن حصين نقل نموده كه گويد: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود، (انّ عليّا منّى و انا منه و هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى) و نيز از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله به نقل از عبدالله بن عمر در موضوع برادرى كه پيامبر ميان مسلمين ايجاد كرده بود، درباره على بن ابىطالب چنين نقل كرده كه فرمود: (انت اخى في الدنيا والآخرة و انت منّى بمنزله هارون من موسى الّا انّه لانبىّ بعدى) و نيز فرمود: (هذا علىّ وليّكم اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه).
در تفسير برهان از محمد بن يعقوب كلينى بعد از شش واسطه از امام صادق عليهالسلام نقل شده كه فرمود: منظور از آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ» يعنى كسانى كه احق و سزاوارتر به امور و انفس و اموال شما مى باشند، همانا خدا و رسول و نيز كسانى اند كه ایمان آورده باشند و در حال نماز، زكات بپردازند و مقصود آن على و اولاد او يعنى ائمه اطهار عليهمالسلام اند و امیرالمومنین در نماز ظهر خود در حالتى كه دو ركعت آن را بجاى آورده بود، در حال ركوع حله زيباى خود را كه قيمت آن هزار دينار بود و پيامبر به او پوشانيده بود به سائلى داد كه در حال نماز به على سلام كرد و گفت: السّلام عليك يا ولىّ اللّه، به مسكين و بيچاره اى مانند من تصدق بنما، على حله خود را به طرف او افكند و با دست به او اشاره فرمود كه آن را بردارد سپس اين آية نازل گرديد، حله مزبور را نجاشى پادشاه حبشه به پيامبر هديه كرد و پيامبر آن را به على داده بود و نيز در تفسير على بن ابراهيم بعد از سه واسطه از ابوحمزه ثمالى او از امام باقر عليهالسلام نقل نمايد كه قومى از يهود نزد پيامبر آمدند كه از زمره آنها عبدالله بن سلام بود سپس اين آية نازل گرديد. رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از نزول آن از منزل بيرون آمد و به طرف مسجد رفت در اين هنگام سائلى از مسجد بيرون مى آمد، پيامبر از او سؤال كرد و فرمود: آيا كسى به تو چيزى بخشيده است؟ گفت: بلى يا رسول اللّه اين شخص كه نماز مى گذارد به من بخشيده است. پيامبر وقتى به او توجه نمود، ديد على بن ابىطالب علیهالسلام است. غزالى كه از بزرگان علماى عامه است در كتاب سرالعالمين گويد: انگشترى كه اميرالمؤمنين علیهالسلام صدقه داده بود، انگشترى سليمان بن داود بوده است و شيخ بزرگوار گويد: تصدق مزبور در روز 24 ذی الحجه بوده است، چنان كه صاحب كتاب مسارالشيعه متذكر شده و گويد: تصدق مزبور در روز مباهله بوده است.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 292.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#حدیث
❤️امیرالمومنین علیه السلام:
🔹️الدُّنْيَا دَارُ مَمَرّ لاَ دَارُ مَقَرّ،
وَالنَّاسُ فِيهَا رَجُلاَنِ: رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا،
وَرَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا
🔹️دنیا مکانی برای عبور است
نه جایی برای ماندن؛
و مردم در دنيا دو گونه اند:
بعضى خود را فروختند(دوزخی شدند)
و خويش را هلاك كردند
و بعضى خود را خريدند و آزاد كردند(بهشتی شدند).
📘نهج_البلاغه، حکمت133
❤️امیرالمومنین علیه السلام:
🔹️دنیا به هیچ یاری وفا نمی کند.
📘عیون الحکم صفحه ۲۳
عمومی
💠در وضو چه اسراری نهفته است؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می فرمایند : شستن صورت ها و دست ها و مسح سر و پاها در وضو، رازی دارد.
◆ شستن صورت در وضو، یعنی خدایا! هر گناهی که با این صورت انجام دادم، آن را شست وشو می کنم تا با صورت پاک به جانب تو بایستم و عبادت کنم و با پیشانی پاک سر بر خاک بگذارم.
◆ شستن دست ها در وضو، یعنی خدایا! از گناه دست شستم و به واسطه گناهانی که با دستم مرتکب شده ام، دستم را تطهیر می کنم.
◆ مسح سر در وضو، یعنی خدایا! از هر خیال باطل و هوس خام که در سر پرورانده ام، سرم را تطهیر می کنم و آن خیال های باطل را از سر به دور می اندازم.
◆ مسح پا، یعنی خدایا! من از رفتن به مکان زشت پا می کشم و این پا را از هر گناهی که با آن انجام داده ام، تطهیر می کنم.
📚 من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 302
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
عمومی
💎جملاتی برگزیده و زیبا از نهج البلاغه
🌸 مردم را با لقب صد ا نکنید.
🌸 روزانه از خدا معذرت خواهی کنید.
🌸 خدا را همیشه ناظر خود ببینید
.🌸لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.
🌸 بدون تحقیق قضاوت نکنید.
🌸 اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.
🌸 صدقه دهید چشم به جیب مردم ندوزید.
🌸 شجاع باشید مرگ یکبار به سراغتان می آید.
🌸 سعی کنید بعد از خود،نام نیک بجای بگذارید.
🌸 دین را زیاد سخت نگیرید.
🌸با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید.
🌸 انتقادپذیر باشید.
🌸مکار و حیله گر نباشید.
🌸 حامی مستضعفان باشید.
🌸 اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد،از او تقاضا نکنید.
🌸نیکوکار بمیرید.
🌸خود را نماینده خدا در امر دین بدانید.
🌸فحّاش و بذله گو نباشید.
🌸بیشتر از طاقت خود عبادت نکنید.
🌸 رحم دل باشید.
🌸 با قرآن آشنا شوید.
🌸تا میتوانید بدنبال حل گره مردم باشید.
🌸گریه نکردن از سختی دل است.
🌸سختی دل از گناه زیاد است.
🌸 گناه زیاد از آرزوهای زیاد است.
🌸آرزوی زیاد از فراموشی مرگ است.
🌸 فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست.
🌸 محبت به مال دنیا سرآغاز همه خطاهاست
