عمومی
سوره قمر
پرش به ناوبریپرش به جستجو
<<نجم قمر الرحمن>>
شماره: ۵۴
جزء : ۲۷
محل نزول: مکه
ترتيب نزول : ۳۷
تعداد آیه : ۵۵
«سوره قمر» پنجاه و چهارمین سوره از قرآن مجید است و دارای ۵۵ آیه می باشد.
نزول سوره
سوره «قمر» از سور مکی است. این سوره در ترتیب مصحف، پنجاه و چهارمین سوره و در ترتیب نزول، سی و هفتمین سوره قرآن کریم است که پیش از آن سوره طارق و پس از آن سوره ص نازل شده است.
محتوای سوره
این سوره به جز دو آیه از آخرش که متقین را وعده بهشت و حضور در نزد خداى تعالى میدهد بقیه آیاتش یکسره مربوط به انذار و تهدید است، نخست در این سوره به معجزه «شق القمر» اشاره مىکند، که رسول خدا (ص) آن را به خاطر مطالبه قومش آورد. و سپس میفرماید که: همان قوم او را ساحر خواندند، و نبوتش را تکذیب نموده، هم چنان هواهاى نفسانى را پیروى کردند، با اینکه خبرهاى تکان دهندهاى از اخبار روز قیامت و از داستانهاى امم منقرضه در گذشته بگوششان خورد.
آن گاه دوباره به نقل پارهاى از آن داستانها بر مىگردد، اما پیداست که با خشم و عتاب آنها را نقل مىکند و بد حالیشان در روز قیامت هنگام بیرون شدن از قبرها و حضورشان را براى حساب خاطرنشان میسازد.
و سپس به داستانهایى از قوم نوح، عاد، ثمود، قوم لوط، و دودمان فرعون، و عذابهاى دردناکى که به خاطر تکذیبشان پیامبران را بر سر آنان آمد، پرداخته، میفرماید: قوم پیامبر اسلام نزد خدا عزیزتر از آنان نیستند، و ایشان هم مانند آنها نمی توانند خدا را عاجز سازند، و در آخر همانطور که گفتیم سوره را با بشارت به متقین ختم می کند.[۱]
فضیلت سوره
ابی بن کعب از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله روایت نموده که آن حضرت فرمودند: کسى که سوره «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ» را در هر روز قرائت کند روز قیامت برانگیخته شود در حالى که صورتش مانند ماه شب چهارده است و کسى که آن را در هر شب بخواند افضل است و روز قیامت خواهد آمد در حالى که چهره و صورتش بر چهرههاى مردم درخشندگى و برافروختهگى دارد.
یزید بن خلیفه از امام صادق علیه السلام حدیث نموده که فرمود: هر کس سوره مبارکه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ» را قرائت نماید خداوند وى را از قبرش بر ناقه و شترى از شتران بهشت بیرون آورد.
پانویس
ترجمه المیزان، ج۱۹، ص: ۸۹
منابع
فضل بن حسن طبرسی، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۴، ص۳.
محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۸۹، قم ۱۳۷۴.
سوره قبلی:
۵۳.النجم
۵۴.القمر
سوره بعدی:
۵۵.الرحمن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#سورهقدردرنماز
🌹🍃امام صادق علیه السلام میفرماید:
هر که سوره #قدر رادر یکی از نمازهای واجب قراءت کند منادیی ندا میدهد:
ای بنده خدا خداوند گناهان گذشته تو را آمرزید پس اعمالت را از سر گیر.
🌾🌺امام رضا علیه السلام می فرماید:
هر مومنی که هنگام وضو گرفتن سوره قدر را بخواند از گناهانش خارج می شود مانند آن روزی که از مادر متولد شده است.
عمومی
#داستان_آموزنده
🔆 بهترين كلام در آخرين فرصت
مرحوم شيخ طوسى ، راوندى و ديگر بزرگان ، به نقل از ابو بصير حكايت كند:
روزى به محضر مقدّس امام محمّد باقر عليه السلام شرفياب شدم و لحظاتى بعد از آن ، حمران نيز به همراه بعضى از افراد وارد شد و به حضرت خطاب كرد و گفت : ياابن رسول اللّه ! عكرمه در سكرات مرگ قرار گرفته است .
ابوبصير گويد: عكرمه با خوارج هم عقيده بود و خود را از امام محمّد باقر عليه السلام رهانيده بود.
حضرت با شنيدن سخن حمران ، از جاى خود برخاست و فرمود: مرا مهلت دهيد تا بروم و بازگردم ؟
گفتيم : مانعى نيست .
لذا امام باقر عليه السلام حركت نمود و رفت و پس از گذشت لحظاتى دوباره مراجعت نمود و اظهار داشت :
چنانچه پيش از آن كه عكرمه ، جان از جسدش مفارقت كند، او را درك مى كردم ، كلماتى را به او تعليم و تلقين مى نمودم كه برايش بسيار سودمند و نجات بخش مى بود؛ وليكن موقعى بر بالين او رسيدم كه تمام كرده و جان از بدنش خارج گشته بود.
ابوبصير افزود: به حضرت عرض كرديم : فدايت گرديم ، آن كلمات چيست تا ما از آن ها براى خود و ديگران بهره گيريم ؟
فرمود: همان كلماتى است كه شماها بر آن معتقد هستيد.
و سپس افزود: هرگاه بر بالين شخصى قرار گرفتيد كه احتمال مرگ براى او مى دهيد، او را بر شهادت و اقرار به ((لااله الاّاللّه ، محمّد رسول اللّه )) و نيز بر ولايت و امامت ما - اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام - تلقين كنيد، كه از جهاتى براى او سودمند و نجات بخش خواهد بود.
📚دعوات راوندى : ص 113، مستدرك الوسائل : ج 2، ص 125،
رجال كشّى : ص 216، ح 387، بحارالا نوار: ج 81، ص 236، ج 16.
عمومی
🔆قضاوت اشتباه و عجولانه در ثمر ندادن زيارت عاشورا
يكى از علما مى نويسد: در سال 1370 دولت كسانى را كه قبلاً اجازه سفر نداشتند از مسافرت به خانه خدا منع كرده بود. من شوق بسيارى براى سفر داشتم ولى اجازه سفر نداشتم نذر كردم زيارت عاشورا را بخوانم ، نذرم را ادا كردم و توسل زيادى نمودم ، اما نتيجه اى نگرفتم .
در آن شب برادرم به من گفت : آيا براى اين موضوع تلاش بسيار نموده اى ؟ بار ديگر نزد مسؤ ول مربوطه برو و با او تماس بگير ممكن است نتيجه اى حاصل شود.
روز بعد به تهران سفر كردم ، و از صبح تا ساعت يك بعد از ظهر هر چه در توانم بود تلاش كردم ليكن نتيجه اى نگرفتم ، تصميم به بازگشت به قم گرفتم .
پس از آن برادرم با حالتى نااميدانه و شكوه آميز گفت : يك بار ديگر با مسؤ ول مربوطه تماس بگير، و ما در دفترش ، منتظر او شديم ولى نتيجه اى حاصل نشد، پس از آن به برادرم گفتم : چيزى به دست نياورديم و اگر موفق شويم توفيقمان به لطف و عنايت و به بركت زيارت عاشورا خواهد بود، در اين لحظه به ما گفتند: براى ملاقات برويد به داخل . ما نيز داخل اتاق او شديم و درباره اين موضوع با او گفتگو كرديم ، گفت : راهى براى اين كار نيست ، در اين اثنا تلفن زنگ زد، و از او خواستند پانزده عدد جواز خروج به نامهاى … صادر كند ما نيز گفتيم :
به اين اسامى نام دو نفر ديگر را اضافه كن ، در اين اثنا تلفن بار ديگر زنگ زد و او گوشى را برداشت به او گفتند فوراً در بيمارستان حاضر شود؛ زيرا مادر شما در لحظه هاى آخر زندگى است ، و سرانجام او با دادن اجازه سفر موافقت كرد.
در روز اول ماه ذى الحجه براى اتمام مراحل قانونى اقدام كردم ، و در روز دوم اجازه سفر صادر شد، و در روز سوم با آخرين هواپيما به جده سفر كردم و در آن سال به حج خانه خدا مشرف شدم .
شايان ذكر است كه كسانى از مسؤ ولين توسلات عجيبى براى دادن حج داشتند و بعضى از آنها اجازه سفر را اخذ كردند اما موفق به حج خانه خدا نشدند، از يكى از آنها كه دوست من بود پرسيدم : آيا زيارت عاشورا را همراه با ساير دعاهايى كه به آنها متوسل شدى خواندى گفت : خير، همه دعاها را خواندم فقط زيارت عاشورا را نخواندم .
سرانجام دانستم انجام كارم و مشرف شدنم به زيارت خانه خدا به بركت زيارت عاشورا بوده و اول بار كه گفتم زيارت عاشورا نمى تواند مثمر ثمر باشد شتاب كردم و اين خطا بود.
📚زيارت عاشورا و داستانهاى شگفت آن۵۱
📝از انچه بر دیگران گذشت، درست زیستن را بیاموزیم’
عمومی
✅حضرت عیسی (علیه السلام)
از گورستانی گذر می کرد. گوری را دید که آتش از او شعله ور می شود. حضرت دو رکعت نماز به جا آورد و عصا بر گور زد. گور شکافته شد. شخصی را در میان آتش دید.
حضرت گفت: ای مرد چه کرده ای که بدین عذاب سخت گرفتار شده ای؟
آن مرد گفت: یا روح الله! من مردی بودم که به ناموس مردم تجاوز می کرد. چون وفات کردم و مرا دفن کردند، از حضرت حق خطاب رسید که وی را بسوزانید. از آن روز تا کنون مرا می سوزانند.
حضرت نگاهی کرد. ماری سیاه و عظیم الجثه در گور وی دید. پرسید: که با این مسکین چه می کنی؟
آن مار گفت: تا وی را دفن کردند از وی غایب نبوده ام همراه با زهری که اگر قطره ای از آن به رود نیل و فرات بریزد جمله ای آب، قاتل شود. شخص معذب گفت: یا روح الله! از حق تعالی درخواست کن تا بر من رحم نماید.
حضرت نیز از خداوند طلب رحمت نمود. خطاب رسید که هر کس از پس زنان مردم رود ما او را عذابی کنیم که کس دیگر را چنین عذابی نکرده باشیم. اما چون تو از ما درخواست رحمت کردی، ما او را به تو بخشیدیم.
عیسی (علیه السلام) به آن مرد گفت: می خواهی که با من باشی؟
مرد گفت: یا روح الله! عاقبت چه چیز است؟
حضرت فرمود: عاقبت مرگ است.
مرد گفت: نمی خواهم زیرا صد سال است که مرده ام اما هنوز تلخی جان کندم در کام من است
📚 داستان عارفان، ص 214. به نقل از کتاب عذابهای قبر
