صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

فاطمیه

عمومی

22 خرداد 1405 توسط سميه ديدكام

​📚 #پای‌درس‌نهج‌البلاغه

💬 #امام‌علی(ع):

به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را 

با آنچه در زیر آسمان‌هاست به من بدهند

 تا خدا را با گرفتن پوست جویی

 از دهان مورچه‌ای نافرمانی کنم، هرگز 

چنین نخواهم کرد.

📗 #نهج‌البلاغه 

📝 #خطبه‌۲۲۴

 •← #کلامِ‌امیرالمومنین

┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄

 نظر دهید »

عمومی

22 خرداد 1405 توسط سميه ديدكام

​🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️

نکند خدای نخواسته از من و شما

و سایر دوستانِ امام‌زمان عج‌الله

یک وقت چیزی صادر بشود که 

موجب افسردگیِ #امام_زمان باشد.

مراقبت کنید از خودتان.

•امـام‌خـمـیـنـی•
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄

 نظر دهید »

عمومی

22 خرداد 1405 توسط سميه ديدكام

​💠پاداش ترک گناه

🔹امام سجاد علیه‌السلام فرمودند:

 مردی خانواده‌اش را سوار کشتی کرد، اما کشتی شکست و فقط همسرش نجات یافت. زن با تکه‌ای از کشتی خود را به جزیره‌ای رساند که مردی راهزن در آن زندگی می‌کرد که به هیچ حرمتی پایبند نبود.

🔸 راهزن وقتی زن را دید، ابتدا خواست به او تجاوز کند، اما وقتی مشاهده کرد زن با ترس به آسمان اشاره می‌کند، پرسید:

 چرا می‌ترسی؟ 

🔹 زن گفت:

 از خدایی که در آسمان است، می‌ترسم .

🔸 راهزن که تحت تأثیر ترس زن از خدا قرار گرفت، گفت:

 تو که تاکنون گناه نکرده‌ای، می‌ترسی، پس من که سال‌ها گناهکار بوده‌ام، سزاوارترم که بترسم .

🔹 سپس از تصمیم خود منصرف شد و توبه کرد و به سوی خانواده‌اش بازگشت.

🔸 راهزن در مسیر بازگشت، با راهبی روبرو شد. هنگام ظهر که آفتاب بسیار سوزان بود، راهب از راهزن خواست دعا کنند تا ابری در آسمان پدید آید و سایه شود. راهزن گفت:

 من عمل نیکی ندارم تا با تکیه بر آن، دعا کنم ،

پس راهب دعا کرد و جوان آمین گفت.

🔹 ناگهان ابری آمد و سایه‌بانشان شد. وقتی راهشان از هم جدا شد، ابر بالا سر راهزن حرکت کرد، راهب متوجه جایگاه بالای او نزد خدا شد و جویای ماجرا شد. جوان ماجرای زن و توبه‌اش را تعریف کرد.

🔸 راهب گفت:

 خداوند به خاطر ترس تو از معصیت، گذشته‌ات را بخشید. اکنون مراقب آینده‌ات باش .

📚 پی‌نوشت:

کلینی، محمد، الکافی، ج2، ص69-70، اسلامیة.

#توبه

┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄

 نظر دهید »

عمومی

21 خرداد 1405 توسط سميه ديدكام

​🔶از امیرالمومنین صلوات الله علیه و آله نقل شده که فرمودند:

☘الدنيا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ ، و الناسُ فيها رجُلانِ : رجلٌ باعَ فيها نفسَهُ فأوبَقَها ، و رَجُلٌ ابتاعَ نفسَهُ فَأعتَقَها .

🌱دنيا سراى گذر است نه جاى ماندن و مردم در آن دو دسته اند : كسى كه در دنيا خود را فروخت و در نتيجه ، خويشتن را نابود (زندانى) كرد و كسى كه خود را خريد و در نتيجه ، خويشتن را آزاد ساخت.

📗نهج البلاغة : الحكمة ۱۳۳

 نظر دهید »

عمومی

21 خرداد 1405 توسط سميه ديدكام

​📘ماجرای ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می‌رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ می‌ریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ‌ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ‌ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ.

ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمی‌خیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ می‌دهد ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.

ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ می‌دهند ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ‌می‌کند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ‌می‌شود:

«ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ

ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ

ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ

ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ

ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ»

ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ می‌شوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ می‌افکنند. ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ پیکر حافظ انجام می‌شود ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ «ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ» ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ.

📚 تاریخ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ

✍#ادوارد_براون

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 69
  • 70
  • 71
  • ...
  • 72
  • ...
  • 73
  • 74
  • 75
  • ...
  • 76
  • ...
  • 77
  • 78
  • 79
  • ...
  • 1186
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس