عمومی
🌷امام حسين عليه السلام:
💠إنَّ الناسَ عَبيدُ الدُّنيا و الدِّينُ لَعقٌ على ألسِنَتِهِم يَحوطُونَهُ ما دَرَّت مَعائشُهُم، فإذا مُحِّصُوا بالبلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ 💠
🔸همانا مردمان بنده دنيايند و دين لقلقه زبان آنهاست و هر جا منافعشان [به وسيله دين ] بيشتر تأمين شود زبان مى چرخانند و چون به بلا آزموده شوند آنگاه دين داران اندك اند
📚تحف العقول صفحه 245
عمومی
#نهج_البلاغه
▫️وَ مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌلِلاِْيمَانِ، وَ مَحْضَرَةٌ لِلشَّيْطَانِ
🟠بدانيد که هم نشينى با هواپرستان، ايمان را از انسان دور مى کند و شيطان را به حضور مى کشاند».
✍زيرا هواپرستى حدّ و مرزى ندارد و تمام وجود انسان را پر مى کند و فکر او را به خود مشغول مى دارد و جايى براى ايمان، باقى نمى گذارد و طبيعى است که چنين مجلسى، محضر شياطين است.
📘#خطبه_86
عمومی
📗#حکایت
*چند پرسش*
ابن ابى لیلى میگوید:
روزى به همراه نعمان کوفى که شخصی عالم و دارای نفوذ کلام بود به محضر مبارک حضرت صادق علیه السلام وارد شدیم.
حضرت خطاب به او فرمود: آیا مى شناسى کلمه اى را که اوّلش کفر و آخرش ایمان باشد؟
جواب گفت: خیر.
امام علیه السلام پرسید:
آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناک گوش و رطوبت حلقوم و بینی و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى؟
اظهار داشت: خیر.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
1️⃣خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزّه، در آن نبود، پیه ها زود فاسد مى شد.
و همچنین اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛
2️⃣ و خداوند در گوش، تلخى قرار داد تا آن که مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد و اگر وارد گوش شوند،میمیرند.
3️⃣و بى مزّه بودن آب دهان،موجب فهمیدن مزّه اشیاء خواهد بود؛
4️⃣و در بینی رطوبت روان قرار داد به خاطر این که هیچ دردی و آفتی در سر پیدا نمی شود مگر آن که این رطوبت آن را خارج می کند و اگر این رطوبت نمی بود، مغز سفت و سخت می شد و کرم می گذارد.
5️⃣و امّا آن کلمه اى که اوّلش کفر و آخرش ایمان مى باشد: جمله «لا إ له إ لاّ اللّه» است، که اوّل آن «لا اله» یعنى ؛ هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش «الاّ اللّه» است، یعنى؛ مگر خداى یکتا و بى همتا.
منابع 📚 :
بحارالا نوار: ج ۲، ص ۲۹۵، ح ۱۴، به نقل از علل الشّرایع.
چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 45 سوره نساء
وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا
و خدا به دشمنان شما داناتر است. و بس است که خدا سرپرست شما باشد، و کافی است که خدا یاور شما باشد.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و خدا داناتر است به دشمنان شما، و همین بس که خدا دوستدار و یاور (شما) باشد.
معانی کلمات آیه
«کَفَی»: کافی است. بسنده است.
نزول
محل نزول:
این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]
شأن نزول آیات 45 و 46:
اين آيات درباره يهوديان نازل شده است.[۲]
امام حسن عسکری عليهالسلام از قول امام موسىكاظم عليهالسلام فرمايد: كلمه (راعنا) از الفاظى بود كه مسلمين رسول خدا صلى الله عليه و آله را به وسيله آن مخاطب قرار داده و منظورشان از آن، معنى (مراعات كن ما را) يا (به حرفهاى ما گوش فرادار) بوده است وقتى كه يهوديان اين خطاب را از مسلمين نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدند، پيش خود گفتند: ما قبلا به وسيله اين لفظ پيامبر را مخفيانه دشنام ميداديم اكنون كه مسلمين آن را بكار مى برند ما نيز دشنام خود را با اين لفظ آشكارا عنوان خواهيم كرد تا اين كه سعد بن معاذ الانصارى متوجه حيله يهوديان شد و آنها را تهديد كرد و گفت: اگر بخواهند چنين لفظى به رسول خدا صلی الله علیه و آله بگويند، آنها را گردن خواهد زد سپس اين آيات نازل گرديد.[۳] نظير چنين شأن و نزولى در آيه 104 سوره بقره گفته شده است.[۴]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَ كَفى بِاللَّهِ نَصِيراً «45»
و خداوند به دشمنان شما داناتر است و كافى است كه خدا سرپرست شما باشد و كافى است كه خدا ياور شما باشد.
پیام ها
1- ممكن است ما در شناخت دشمن اشتباه كنيم، ولى خداوند دشمنان واقعى ما را بهتر مىشناسد. «وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ»
2- با وعدههاى الهى مبنى بر ولايت ونصرت مؤمنان، نبايد از توطئهها و دشمنىها ترسيد. «وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا»
3- ولايت بايد همراه با قدرت و نصرت باشد. «وَلِيًّا وَ كَفى بِاللَّهِ نَصِيراً»
تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 77
پانویس
طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 3.
تفسير على بن ابراهيم.
البرهان في تفسير القرآن.
محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 201.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 42 سوره نساء
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا
در آن روز کسانی که کفر ورزیده اند و از رسول نافرمانی کرده اند، آرزو می کنند که ای کاش با زمین یکسان می شدند. و از خدا هیچ سخنی را [که در دنیا درباره قرآن و پیامبر به باطل و ناروا می گفتند] نمی توانند بپوشانند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
در آن روز آنان که به راه کفر رفته و نافرمانی رسول کردند آرزو کنند که ای کاش با خاک زمین یکسان بودند، و از خدا سخنی پنهان نتوانند کرد.
معانی کلمات آیه
عصوا: عصيان و نافرمانى كردند.
تسوى: سوى: مساوات و برابرى. تسويه: برابر كردن ، مراد از آن در اينجا زنده نشدن است.
حديث: تازه . گفتار باشد يا چيزى ديگر.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً «42»
در چنين روز، كسانى كه كفر ورزيدند و پيامبر را نافرمانى كردند، آرزومىكنند كهاى كاش با زمين يكسان مىشدند و هيچ سخنى را نمىتوانند از خدا كتمان كنند.
«1». تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 112.
«2». نور، 24.
«3». غافر، 51.
«4». نورالثقلين، ج 1، ص 399.
«5». تفاسير برهان و عيّاشى.
جلد 2 - صفحه 73
نکته ها
كفّار معصيتكار، پيش از اقامه شهود، منكر گناه وفساد خود مىشوند و در پى راه فرارند و مىگويند: «وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ» «1» به خدا سوگند ما مشرك نبوديم. ولى وقتى گواهان حقايق را گفتند، ديگر جايى براى كتمان نيست.
در آيات قرآن، آرزوهاى حسرتبار گناهكاران به اين گونه مطرح است:
كاش خاك بودم. كاش در خاك محو بودم. كاش با فلانى دوست نمىشدم. كاش در دنيا اهل تعقّل و فكر بودم. كاش با همان مرگ، فانى شده بودم …
پیام ها
1- نافرمانى از دستورهاى حكومتى پيامبر، در رديف كفر به خداست. «كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ»
2- روز قيامت، روز حسرت و آرزوست. يَوَدُّ … لَوْ تُسَوَّى
3- روزقيامت، هيچ سخن ومطلبى پوشيده ومخفى نمىماند. «لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
