عمومی
👈 خدا کجاست؟
💬 «اگر پرسیدند خدا کجاست، بگو: نزدیک»
🔹️آیهای از قرآن میفرماید: فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ
الدَّاعِ؛
🔹️ یعنی من نزدیکم و دعای بندگانم را پاسخمیدهم.
🔹️ این یادآوری، دل را آرام میکند و نشان میدهد خدا نه در دوردست،
🔹️بلکه در باطن ما حاضراست.
🔹️ حتی اگر خطاکار باشیم، باز هم در رحمت او جایی
داریم.
🔹️ مهم این است که دل را به سمت او ببریم، با امید
🔹️و دعا. در نهایت، این جاده فقط یک مقصد دارد:
🔹️ خدا وقیامت، اما با رحمت و مهربانی او.
◽رمضان ۱۴۰۴
◽تهران، حسینیه همدانی ها
#استاد_حسین انصاریان
عمومی
#زندگی_به_سبک_قرآن
💠 صفحه: 200 سوره توبه
🔵این آیات هشدار میدهند که نفاق با بیعملی، راحتطلبی و ظاهرگرایی آغاز میشود.ایمان باید همراه با حضور، ایثار و صداقت باشد.ملاک ارزش انسان، نیت پاک و پایداری در راه حق است.در زندگی امروز، عمل به این آیات یعنی پرهیز از نفاق اجتماعی و روحی، احساس مسئولیت در برابر جامعه، و همدلی در مسیر حق حتی وقتی دشواری دارد.
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
آیه ۸۰💛🧡
💠«استغفر لهم أو لا تستغفر لهم…»💠
🔹️استغفار حتی پیامبر برای منافقان سودی ندارد؛ زیرا دل آنها از ایمان تهی شده است. عدد «هفتاد» به معنی کثرت است نه عدد معیّن..
✅پیام زندگی:
🔹️گاهی انسان با لجاجت و تکرار گناه، به مرحلهای میرسد که دیگر توبۀ ظاهری نیز اثر ندارد.
🌼مثال عملی:
🔹️اگر کسی آگاهانه دروغ میگوید و عذرخواهی زبانی میکند ولی رفتار خود را اصلاح نمیکند، مثل همان منافق است که حتی دعای خیر دیگران برایش اثر ندارد.
☘راهکار:
🔹️برای پذیرش دعا و استغفار، باید تغییر درونی واقعی و ندامت قلبی داشت.❤️🩹
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
آیه ۸۱💛🤍🧡
💠«فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسولالله…»💠
🔹️منافقان از نرفتن به جبهه خوشحال شدند، جهاد مالی و جانی را سنگین یافتند و دیگران را هم دلسرد کردند
🔹️این شادی نشانهی قساوت و دنیاپرستی آنان بود.❤️🔥
🌼مثال روزمره:
🔹️کسی که از انجام کار خیر طفره میرود اما از کوتاهی خود احساس خوشی دارد، رفتاری منافقانه دارد.
✅راهکار:
🔹️هنگام خدمت و سختیهای اجتماعی (مثل کمک در بحرانها)، روحیهی ایثار را تمرین کنیم و از بهانهتراشی در برابر وظیفه بپرهیزیم.💙
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
آیه ۸۳💛🧡
💠«فان رجعک الله إلى طائفةٍ منهم…»💠
🔹️منافقان پس از جنگ برای جلب توجه، داوطلب شرکت در جهاد شدند؛ خداوند فرمان داد که هرگز پذیرفته نشوند
🔹️نکته :
🔹️این آیه آموزشی است برای شناخت نفاق اجتماعی و مدیریت افراد فرصتطلب
🌸مثال روزمره:
🔹️کسی که در زمان سختی همکاری نمیکند ولی بعد از 🔹️موفقیت گروه، خود را شریک نشان میدهد، همان ر🔹️فتار را دارد.
✅راهکار:
🔹️در مدیریتهای محلی یا مدرسهای، افراد صادق و همراه در زمان دشواری را قدر بدانیم.
آیه ۸۵🧡🤍
💠«و لا تعجبک أموالهم و أولادهم…»💠
🔹️ثروت و فرزندان منافقان مایۀ سعادت نیست، بلکه 🔹️گاه عذاب الهی است که آنان را سرگرم دنیا میکند.
🌸مثال روزمره:
کسی ممکن است با ظاهری مرفه اما روحی خالی از آرامش زندگی کند.
✅راهکار:
🔹️معیار سنجش خوشبختی، آرامش و ایمان است نه 🔹️دارایی. باید با شکر و قناعت از وسایل زندگی استفاده کرد.
آیه ۸۶🤍🧡
💠«و إذا أنزلت سورة أن آمنوا بالله و جاهدوا…»💠
🔹️تفسیر نمونه و المیزان هر دو میگویند: هنگام دعوت 🔹️به ایمان و جهاد، ثروتمندان منافق از پیامبر اجازه 🔹️میخواستند که نروند و بگویند: بگذار با خانهنشینان باشیم
☘پیام تربیتی:
☘ایمان واقعی بدون عمل و فداکاری بیارزش است.
🌸مثال عملی:
در کارهای جمعی، مؤمن واقعی کسی است که پیشقدم میشود، نه به دنبال راحتی.
☘راهکار:
🔹️برای تقویت ایمان، تمرین مشارکت در کارهای 🔹️سخت دینی و اجتماعی ضرورى است (مثل داوطلبی، انفاق، آموزش).
عمومی
👈 دو قدم تا خدا
💬 «فاصله ما تا خدا، فقط یک قدم است…»
🔹️از ما پرسیدند: راه رسیدن به خدا چند قدم است؟ پاسخ
🔹️ آمد: دو قدم؛ یکی عبور از دنیا و محرمات، و دیگری عبور
🔹️از نفس و خواستههای بیمنطق.
🔹️اما عارفی گفت: چرا طولانیاش میکنی؟ میان انسان و
🔹️خدا تنها یک قدم فاصله است، و آن هم عبور از خود است…
🔹️این همان عالیترین مرحله هجرت است؛ گذشتن از
🔹️هوای نفس و رسیدن به حقیقت.
◽رجب ۱۳۹۶
◽قم، حرم حضرت معصومه(س)
عمومی
💠 #نماز_اول_وقت،سفارش #امام_زمان ارواحنا فداه
🔸کلینی و شیخ طوسی و شیخ طبرسی از زهری نقل کردند که گفت:
مدت مدیدی در طلب دیدار امام زمان بودم و در این راه مال فراوانی خرج کردم تا اینکه به خدمت محمد بن عثمان (دومین نایب خاص امام زمان در زمان غیبت صغری) رسیدم و با التماس از او خواستم مرا به حضور امام ببرد پاسخ منفی داد اما در مقابل تضرع بسیار من سرانجام لطف نمود و فرمود:
«فردا اول وقت نزد من بیا»
🔸فردای آن روز به خدمت محمد بن عثمان رفتم دیدم جوانی خوش سیما همراه اوست محمد بن عثمان به من اشاره کرد و گفت :
ایشان همان کسی است که در طلبش هستی .
🔸به نزد امام رفتم و آنچه سوال داشتم پرسیدم ایشان نیز پاسخ فرمود تا به خانه ای رسیدیم حضرت داخل آن خانه شد و دیگر ایشان را ندیدم اما در این دیدار امام دو بار به من فرمود:
«از رحمت خدا به دور است کسی که نماز صبح را به حدی به تاخیر اندازد تا ستاره ها دیده نشوند و نماز مغرب را به قدری به تاخیر اندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»
📚زبور نور ص۲۱۱
🍃📿
عمومی
#همراه_ با قرآن
آیه 216 سوره بقره
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
جنگ [با دشمن] بر شما مقرّر و لازم شده، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می داند و شما نمی دانید.
ترجمه (مکارم شیرازی)
حکم جهاد بر شما مقرّر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است، لکن چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.
معانی کلمات آیه
كره: بضم اول ناپسند و مشقتى كه انسان در درون خود احساس مى كند و به فتح اول مشقتى است كه از خارج تحميل شود، هر دو در قرآن بكار رفته است (قاموس قرآن).
عسى: فعل جامد است به معنى رجاء و اميدوارى، چون در كلام خدا بكار رود گاهى براى ايجاد اميد و گاهى براى حتم و جزم مى باشد (قاموس قرآن).[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«216» كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
جهاد بر شما مقرّر شد، در حالى كه براى شما ناخوشايند است و چه بسا چيزى را ناخوش داريد، در حالى كه خير شما در آن است و چه بسا چيزى را دوست داريد، در حالى كه ضرر و شرّ شما در آن است. و خداوند (صلاح شما را) مىداند و شما نمىدانيد.
نکته ها
كلمه «كُره» به مشقّتى گفته مىشود كه انسان از درون خود احساس كند، مانند ترس از جنگ. و «كَره» به مشقتى گويند كه از خارج به انسان تحميل شود، مانند حكم اجبارى در آيهى «ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ» «1» به آسمانها و زمين گفتيم: يا با رغبت بياييد يا با اكراه، گفتند: ما با رغبت مىآييم.
آيه قبل مربوط به مال دادن بود واين آيه مربوط به جان دادن است.
اكراه از جنگ، يا به خاطر روحيّهى رفاهطلبى است ويا به جهت انسان دوستى و رحم به ديگران ويا بخاطر عدم توازن قوا و برترى دشمن است. قرآن مىفرمايد: شما آثار و نتايج جهاد را نمىدانيد و فقط به زيانهاى مادّى و ظاهرى آن توجّه مىكنيد، در حالى كه خداوند از اسرار و آثار امروز وفرداى كارها در ابعاد مختلفش آگاه است.
جنگ با همهى سختىهايى كه دارد، آثار مثبت و فوايدى نيز دارد. از جمله:
الف: توان رزمى بالا مىرود.
ب: دشمن جسور نمىشود.
«1». فصّلت، 11.
جلد 1 - صفحه 335
ج: روح تعهّد و ايثار در افراد جامعه بوجود مىآيد.
د: قدرت و عزت اسلام و مسلمانان در دنيا مطرح مىشود.
ه: امدادهاى غيبى سرازير مىگردد.
و: روحيّهى استمداد از خدا پيدا مىشود.
ز: اجر و پاداش الهى بدست مىآيد.
ح: روحيّهى ابداع و اختراع و ابتكار بوجود مىآيد.
جهاد در اديان ديگر
برخلاف تبليغاتى كه دنيا براى صلح و عليه خشونت دارد، مسئله جهاد در راه دين، در تمام اديان آسمانى بوده و يك ضرورت حتمى است.
در تورات مىخوانيم:
ساكنان شهر را بدم شمشير بكش و اموالشان را جمع نماى. «1»
همگى ايشان را هلاك ساز و ترحّم منما. «2»
چون براى مقاتله بيرون روى و دشمن را زياد بينى، نترس. «3»
برادر و دوست و همسايه خود را بكشد تا كفّاره گوسالهپرستى باشد. «4»
موسى جمعيّتى را به سوى جنگ حركت داد و مقاتله مهمّى صورت گرفت. «5»
در انجيل متى آمده است:
گمان مبريد كه آمدهام تا سلامتى بر زمين بگذارم، نيامدهام تا سلامتى بگذارم، بلكه شمشير را. «6»
هركه جان خود را دريابد (و به جنگ نيايد) آنرا هلاك سازد و هركه جان خود را به خاطر من هلاك كرد آنرا خواهد يافت. «7»
«1». تورات، سِفر تثنيه، باب 13، جمله 15.
«2». تورات، سفر تثنيه، باب 7، جمله 3.
«3». تورات، سِفر تثنيه، باب 20، جمله 1.
«4». تورات، سِفر خروج، جمله 26.
«5». تورات، سِفر اعداد، باب 31، جمله 34.
«6». انجيل متى، باب 10، جمله 7.
«7». انجيل متى، باب 10، جمله 39.
جلد 1 - صفحه 336
در انجيل لوقا مىخوانيم:
دشمنان را كه نخواستند من بر ايشان حكمرانى كنم، در اينجا حاضر ساخته، پيش من به قتل رسانيد. «1»
هركس شمشير ندارد، جامه خود را فروخته آنرا بخرد. «2»
در قرآن نيز در سورههاى آل عمران، «3» مائده «4» و بقره «5» از وجود جنگ و جهاد در اديان گذشته، سخن به ميان آمده است.
پیام ها
1- ملاك خير وشر، آسانى و سختى و يا تمايلات شخصى نيست، بلكه مصالح واقعى ملاك است ونبايد به پيشداورى خود تكيه كنيم. «عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ»
2- كراهت و محبّت نفسانى، نشانهى خير و شرّ واقعى نيست. «تَكْرَهُوا … وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ … تُحِبُّوا … وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ»
3- جنگ و جهاد در راه دين، مايهى خير است. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ … وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ»
4- تسليم فرمان خدايى باشيم كه بر اساس علم بىنهايت به ما دستور مىدهد، گرچه ما دليل آنرا ندانيم. «وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
