عمومی
آیه 245 سوره بقره
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
کیست آنکه به خدا وام نیکو دهد، تا آن را برایش چندین برابر بیفزاید؟ و خداست که [روزی را] تنگ می گیرد و وسعت می دهد؛ و [همه شما برای دریافت پاداش] به سوی او بازگردانده می شوید.
ترجمه (مکارم شیرازی)
کیست که خدا را قرض الحسنه دهد تا خدا بر او به چندین برابر بیفزاید؟ و خداست که میگیرد و میدهد، و همه به سوی او باز گردانده میشوید.
معانی کلمات آیه
يضاعفه: تضعيف و مضاعفه، زيادت بر اصل شىء است تا دو برابر يا بيشتر باشد.
يقبض: قبض در آيه به معنى تنگ گرفتن است، خلاف بسط.
يبسط: اين كلمه با «سين» و «صاد» نوشته مى شود، مراد از آن توسعه و گستردن است.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
على بن عمار از امام صادق عليهالسلام نقل نمايد كه فرمود: وقتى كه آيه «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها»، هر كسى كه كار نيكوئى انجام دهد او را بهتر از آن (پاداش) خواهد بود) نازل گرديد، پيامبر فرمود: «ربّ زدنى؛ پروردگارا آن پاداش را براى من زياد كن»، سپس خداوند آيه «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها؛ هر كسى كه كار نيكوئى انجام دهد او را ده برابر (پاداش) خواهد بود» را نازل فرمود، باز پيامبر فرمود: «ربّ زدنى» سپس اين آيه نازل گرديد.[۳]
چنان كه ابن بابويه نيز بعد از چهار واسطه از ابوايوب الخزاز او از امام صادق عليهالسلام آن را روايت كرده است،[۴] و همچنين از سفيان ثورى نيز حديث مزبور روايت گرديده است.[۵] و نيز از عبدالله بن عمر نقل نمايند كه وقتى كه آيه «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ؛ مثل كسانى كه دارائى خويش را در راه خدا ببخشند به مانند دانه اى است كه از يك دانه آن هفت خوشه برويد و در هر خوشه صد دانه باشد» نازل شد، پيامبر فرمود: «ربّ زد امّتى؛ پروردگارا آن پاداش را براى امت من زياد كن» سپس اين آيه نازل گرديد[۶].[۷]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«245» مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
كيست كه به خداوند وام دهد، وامى نيكو تا خداوند آن را براى او چندان برابر بيافزايد و خداوند (روزى بندگان را) محدود و گسترده مىسازد، و به سوى او بازگردانده مىشويد.
نکته ها
در تفاسير مختلف «1» آمده است كه اين آيه به دنيال آيه قبل كه مردم را به جهاد تشويق مىكرد، مؤمنان را به انفاق و وام ترغيب مىنمايد. زيرا همانگونه كه براى امنيّت و صيانت جامعه، نياز به جهاد و تلاش مخلصانه است، همچنين براى تأمين محرومان و تهيه وسايل جهاد، نياز به كمكهاى مادّى مىباشد.
موضوع وام دادن به خدا، هفت بار در قرآن آمده است. تفسير مجمعالبيان «2» شرايطى را براى قرضالحسنه بيان كرده است. از آن جمله:
1- از مال حلال باشد. 2- از مال سالم باشد.
3- براى مصرف ضرورى باشد. 4- بىمنّت باشد.
5- بىريا باشد. 6- مخفيانه باشد.
7- با عشق وايثار پرداخت شود. 8- سريع پرداخت شود.
9- قرض دهنده خداوند را بر اين توفيق شكرگزار باشد.
10- آبروى گيرنده وام حفظ شود.
«قرض»، در زبان عربى به معناى بريدن است و اينكه به وام، قرض مىگويند بخاطر آن است كه بخشى از مال بريده وبه ديگران داده مىشود تا دوباره باز پس گرفته شود. كلمه «بسط» به معناى گشايش و وسعت است و «بساط» به اجناسى گفته مىشود كه در زمين
«1». تفسير كبير، كاشف ونمونه.
«2». تفسير مجمعالبيان، ذيل آيهى 11 سوره حديد.
جلد 1 - صفحه 380
پهن شده باشد.
جهاد، گاهى با جان است كه در آيه قبل مطرح شد وگاهى با مال است كه در اين آيه مطرح شده است.
كلمه «كثير» در كنار كلمه «اضعاف»، نشانهى پاداش بسيار زياد است. و جمله «يضاعفه» بجاى «يضعفه» رمز مبالغه و ازدياد است. «1»
تعبيرِ قرض به خداوند، نشان دهنده آن است كه پاداش قرض الحسنة بر عهده خداوند است.
به جاى فرمان به قرض دادن، سؤال مىكند كه كيست كه به خداوند قرض دهد، تا مردم احساس اكراه و اجبار در خود نكنند، بلكه با ميل و رغبت و تشويق به ديگران قرض دهند.
از آنجا كه انسان غريزه منفعت طلبى دارد، لذا خداوند براى تحريك انسان، از اين غريزه استفاده كرده و مىفرمايد: «فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً»
به جاى «قرض به مردم» فرمود: «به خداوند قرض دهيد»، تا فقرا احساس كنند خداوند خودش را به جاى آنان گذاشته و احساس ضعف و ذلّت نكنند.
با اينكه وجود ما و هرچه داريم از خداوند است، امّا خداوند گاهى خود را مشترى و گاهى قرض گيرنده معرفى مىكند تا ما را به اين كار تشويق نمايد. حضرت على عليه السلام فرمودند:
جنود آسمانها و زمين از آن خداست، پس آيه قرض براى آزمايش شماست. «2»
امام كاظم عليه السلام فرمود: از مصاديق قرض به خداوند، كمك مالى به امام معصوم است. «3»
گرچه در آيه، قبض و بسط به خداوند نسبت داده شده است، ولى در روايات مىخوانيم: هر كه با مردم گشاده دست باشد، خداوند به او بسط مىدهد و هر كس با مردم بخل ورزد، خداوند نسبت به او تنگ مىگيرد.
در روايات، پاداش قرض الحسنة هيجده برابر، ولى پاداش صدقه دهبرابر آمده است. «4» و دليل اين تفاوت چنين بيان شده است كه قرض را افراد محتاج مىگيرند، ولى هديه و
«1». تفسير روحالمعانى.
«2». نهجالبلاغه، خطبه 183.
«3». تفسير روحالبيان، ج 1، ص 381.
«4». بحار، ج 74، ص 311.
جلد 1 - صفحه 381
بخشش گاهى به غير محتاج نيز داده مىشود. «1»
به فرمودهى روايات: هركس بتواند قرض بدهد و ندهد، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مىكند. «2»
هنگامى كه اين آيه نازل شد: «من جاء بالحسنة فله خير منها» «3» هر كس كار خوبى آورد، بهتر از آن را پاداش مىگيرد. پيامبر صلى الله عليه و آله از خداوند تقاضاى ازدياد كرد، آيه نازل شد: «فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» «4» ده برابر داده مىشود. باز درخواست نمود، آيه قرض الحسنه با جملهى «أَضْعافاً كَثِيرَةً» نازل شد.
پيامبر متوجّه شد كه كثيرى كه خداوند مقدّر كند، قابل شماره نيست. «5»
پاداش خدا به قرض دهندگان، هم در دنيا وهم در آخرت است. زيرا در كنار «أَضْعافاً كَثِيرَةً» مىفرمايد: «وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» گويا حساب قيامت، جدا از پاداشهاى دنيوى است.
جلوى بدآموزى و سوء برداشت بايد گرفته شود. اگر در اوّل آيه خداوند با لحنى عاطفى از مردم قرض مىخواهد، بدنبال آن مىفرمايد: «وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ» تا مبادا گروهى همچون يهود خيال كنند كه خداوند فقير است و بگويند: «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ» «6» و همچنين بدانند كه قرض گرفتن خدا، براى رشد انسان است، نه به خاطر نياز او. منافقان مىگفتند: به مسلمانان انفاق نكنيد تا از دور رسول خدا پراكنده شوند.
قرآن در جواب آنها فرمود: آنها در چه باورى هستند، مگر نمىدانند خزائن آسمانها و زمين در دست خداوند است! «7»
پیام ها
1- كمك به خلق خدا، كمك به خداست. «يُقْرِضُ اللَّهَ» بجاى «يقرض الناس»
2- براى ترغيب مردم به كارهاى خير، تشويق لازم است. «فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً»
3- اگر ما گشايش و تنگ دستى را بدست خدا بدانيم، راحت انفاق مىكنيم. «واللّه
«1». بحار، ج 100، ص 138.
«2». بحار، ج 100، ص 138.
«3». نمل، 89.
«4». انعام، 160.
«5». تفسير الميزان، ج 2، ص 310.
«6». آلعمران، 181.
«7». منافقون، 7.
جلد 1 - صفحه 382
يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ»
4- اگر بدانيم كه ما به سوى او باز مىگرديم و هرچه دادهايم پس مىگيريم، راحت انفاق خواهيم كرد. «إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 111.
تفسير عياشى.
تفسير برهان.
تفسير روضالجنان يا روحالجنان.
تفاسير ابن ابىحاتم و ابن مردويه و صحيح ابن حبان.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 93.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
همراه با قرآن
آیه 268 سوره بقره
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
شیطان، شما را [به هنگام انفاق مال با ارزش] از تهیدستی و فقر می ترساند، و شما را به کار زشت [چون بخل وخودداری از زکات و صدقات] امر می کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
ترجمه (مکارم شیرازی)
شیطان شما را وعده فقر و بیچیزی دهد و به کارهای زشت و بخل وادار کند، و خدا به شما وعده آمرزش و احسان دهد، و خدا را رحمت بیمنتهاست و (به همه امور جهان) داناست..
معانی کلمات آیه
«فَحْشَآء»: بزه و گناهی که قبح و زشتی آن زیاد و چشمگیر باشد از قبیل: زنا، قتل، ندادن زکات، ترک نماز، بخل، و … «مَغْفِرَةً»: آمرزش، که در آخرت بهره نیکان میگردد. «فَضْلاً»: فزونی نعمت و پرکردن جای چیز بخشیده شده، که در دنیا نصیب نیکوکاران میشود.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«268» الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ
شيطان (به هنگام انفاق،) شما را از فقر وتهيدستى بيم مىدهد وشما را به فحشا و زشتىها فرا مىخواند، ولى خداوند از جانب خود به شما وعدهى آمرزش و فزونى مىدهد و خداوند وسعت بخش داناست.
نکته ها
به هنگام انفاق، شيطان به سراغ انسان مىآيد و القاء مىكند كه اگر امروز انفاق كنى فردا خودت فقير خواهى شد، بهتر است اموالت را ذخيره كنى تا به هنگام پيرى و بيمارى و …،
خرج نمايى. اينها القائات و وعدههاى شيطانى است.
نياز ما در فرداى قيامت به مغفرت الهى، به مراتب بيشتر از نياز ما در فرداى دنياست. مبادا مغفرت الهى را با خيال رفاه در زندگى مبادله كنيم. زيرا:
اوّلًا: شايد پير نشدم و نيازمند نشدم، ولى در قيامت نياز من قطعى است.
جلد 1 - صفحه 426
ثانياً: شايد مالى كه امروز براى فردا نگه مىدارم، باقى نماند، ولى انفاقِ امروز حتماً براى فرداى قيامت باقى است.
ثالثاً: شايد از مال اندوختهى امروز در فرداى پيرى نتوانم بهرهمند شوم، ولى از انفاق امروز بهرهمندى در قيامت قطعى است.
رابعاً: بهرهمندى انسان از اندوخته خود در دوران پيرى، موقّتى است، ولى بهرهگيرى انسان از انفاق در قيامت ابدى است. «1»
پیام ها
1- شيطان، انسان را از انفاق اموال مرغوب باز مىدارد. «أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ … الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ …»
2- بخل شما، فقرا را به فساد وفحشا مىكشاند. «يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ»
3- انسان در انتخاب راه خدا يا شيطان، آزاد است. «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ … وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ»
4- اطرافيانى كه انسان را از انفاق باز مىدارند و از آينده مىترسانند، ولى نسبت به گناهان تشويق مىنمايند، شيطانند. «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ»
5- ميان فقر و فحشا، رابطه است. بعضى از گناهان بخاطر ترس از فقر است.
«يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ»
6- انفاق نكردن، از نمونههاى زشتى و فحشا مىباشد. «لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ … الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ …»
7- انفاق، مال را زياد مىكند وسبب آمرزش گناهان است. «أَنْفِقُوا … اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا»
8- با موانع انفاق و افكار شيطانى، مبارزه كنيد. در برابر ترس از فقر، به ياد فضل و لطف خدا باشيد. «مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا …»
9- هر فكر و توهّمى كه براى شما تنگنظرى، ترس و اثر منفى بياورد، شيطانى
«1». تفسير فخررازى، ذيل آيه.
جلد 1 - صفحه 427
است و هر فكر و الهامى كه براى شما حركت، نشاط و سعهصدر آورد، الهى است. «وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا …»
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🔻کسی میگفت: مادرم
چند سـال قبل مـرده بـود،
یکشب خوابشرا دیدم، گفتپسرم!
هیچ چیزی مثل صلوات روح
من را شاد نمی کند؛ بـهتـریـن
هـدیـه کـه بـه مـن مـیدهـی،
ایـن ذکـر اسـت.
✍ آیت الله بهاءالدینی(ره)
عمومی
☘شهیدمرتضیمطهری:
🔹️اما اگر ربا را میخوريم، نماز را هم
با نافلههايش میخوانيم، اگر خيانت
به امانت مردم میکنیم ولی زيارت
عاشورايمان هم ترک نمیشود،
میفهميم که اينها عبادت نيست،
روی عادت است.
از امام روايت شده است:«لاتَنْظُروا
الي طولِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجودِهِ»
هيچوقت به طول دادن رکوع و سجود
شخص نگاه نکنيد؛ يعنی رکوعهای
طولانی وسجودهای طولانی شما را
گول نزند، ممکن است اين از روی
عادت باشد و اگر ترک کند وحشت
کند. اگر میخواهيد بفهميد اين
شخص چگونه آدمی است، در
راستیها و امانتها امتحانش کنيد
چون امين بودن عادت بردار نيست،
راست گفتن عادت بردار نيست مانند
نماز خواندن.🔹️
•📚اسلامونیازها|ج۱|ص۲۱۱•
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
عمومی
🌷امام صادق علیه السلام می فرمایند:
🔸چون خداوند به بنده نعمت بدهد و او آن را قلبا قدر بشناسد و به زبان سپاس گوید، هنوز سخنانش به پایان نرسیده فرمان افزایش نعمت برای وی صادر میشود.
📚 اصول کافی جلد ۲ صفحه ۹۵
