عمومی
💐السلام علیک یا موسی بن جعفرالکاظم (ع)
💠الْمُؤْمِنُ مِثْلُ کفَّتَی الْمِیزَانِ کلَّمَا زِیدَ فِی إِیمَانِهِ زِیدَ فِی بَلَائِهِ.💠
امام کاظم - علیه السلام - میفرماید: :مؤمن همانند دو کفه ترازوست؛ هر چه ایمانش فزونی یابد، بلایش نیز بیشتر شود.
📚بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه۳۲۰
عمومی
-شهیدمرتضیمطهری:
میگویند: در همان گرماگرم روز
عاشورا که میدانیم مجال نماز
خواندن هم نبود و امام نماز خوف
خواند، امام فرمود حجله عروسی راه
بیندازید، من میخواهم عروسی
قاسم را با یکی از دخترهایم، لااقل
شبیهاش هم شده، در اینجا ببینم.
«حالا قاسم یک بچه سیزدهساله است.»
چرا؟ آخر آرزو دارم، آرزو را که نمیتوانم
به گور ببرم. شما را به خدا ببینید، یک
حرفی است که اگر به زن دهاتی بگویی،
به او برمیخورد. گاهی از یک افراد خیلی
سطح پایین میشنویم که من آرزو دارم
عروسی پسرم را ببینم، عروسی دخترم را
ببینم.
حالا در یک چنین گرماگرم زدوخورد که
مجال نماز خواندن نیست، میگویند
حضرت فرمود که من در همین جا
میخواهم دخترم را برای پسر برادرم
عقد کنم و یک شکل عروسی هم شده
است در اینجا راه بیندازم.
یکی از چیزهایی که از تعزیهخوانیهای
قدیم ما هرگز جدا نمیشود، عروسی
قاسم بود، قاسم نوکدخدا، یعنی نوداماد،
قاسم نوداماد؛ درصورتی که این قضیه در
هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود
ندارد.
این مرد عالم، حاجی نوری، میگوید: اول
کسی که این قضیه را در کتابش نوشته
است، ملاحسین کاشفی بوده در کتابی
به نام«روضةالشهداء» و اصل قضیه
دروغ و صددرصد دروغ است.
•📚حماسهحسینی|ص۶۹•
#امام_حسین ❤️
#محرم 🏴
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
عمومی
رسول دادخواه خیابانی تبریزی معروف به
حاج رسول تُرک، از عربده کشهای تهران بود
اما عاشق امام حسین علیهالسلام بود
در ایام عزاداری ماه محرم شب اول
بزرگان و صاحبان مجلس محترمانه بیرونش
کردند و گفتند: تو عرقخوری
و آبروی ما را میبری!
حاج رسول برگشت و داخل خانه رفت
و خیلی گریه کرد و گفت:
ناظم ترکها جوابم کرد
شما چه میگویی، شما هم میگویی نیا؟!
اول صبح در خانهاش را زدند
رفت در را باز کرد دید ناظم ترکهاست
روی پای حاج رسول تُرک افتاد
و اصرار کرد بیا بریم
گفت: کجا؟! گفت: بریم هیئت!
حاج رسول گفت:
تو که من را بیرون کردی؟
گفت: اشتباه کردم
حاج رسول گفت: اگر نگویی نمیآیم
ناظم گفت دیشب در عالم رؤیای صادقانه
دیدم در کربلا هستم خیمهها برپاست
آمدم سراغ خیمه سیدالشهداء علیهالسلام بروم
دیدم یک سگ از خیمهها پاسداری میکند
هر چه تلاش کردم نگذاشت نزدیک شوم
دیدم بدن سگ است
اما سر و کله حاج رسول است!
معلوم میشود امام حسین علیهالسلام
تو را قبول کرده است
ناگهان حاج رسول شروع کرد به گریه کردن
آنقدر خودش را زد و گفت: حالا که آقام
من را قبول کرده دیگر گناه نمیکنم
توبه نصوح کرد از اولیای خدا شد
شبی عدهای از اهل دل جلسهای داشتند
آدرس را به او ندادند، ناگهان دیدند در میزنند
رفتند در را باز کردند دیدند حاج رسول است!
گفتند: از کجا فهمیدی آدرس کجاست؟
کلی گریه کرد و گفت:
بیبی آدرس را به من داده است
شب آخر عمرش بود و رو به قبله بود
گفتند: چگونهای!
گفت: عزرائیل آمده او را میبینم
ولی منتظرم اربابم بیاید!
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
عمومی
#همراه-باقرآن
آیه 24 سوره فرقان
أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِيلًا
اهل بهشت در آن روز، قرارگاهشان بهتر و استراحتگاهشان نیکوتر است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
اهل بهشت در آن روز مسکن و مقرّی بهتر و آرامش و خوابگاهی نیکوتر خواهند داشت.
معانی کلمات آیه
مستقر: قرارگاه اسم مكان است نمىشود اسم مفعول باشد، چون استقرّ لازم آيد.
مقيلا: اسم مكان است به معنى محل استراحت، طبرسى از اظهرى نقل كرده: قيلوله نزد عرب استراحت نيمروز است و لو خواب هم در آن نباشد.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا «24»
در آن روز، اهل بهشت جايگاه خوش و آسايشگاه نيكويى دارند.
نکته ها
گاهى كلمهى «خَيْرٌ» و «أَحْسَنُ» به معناى بهتر نيست، زيرا نقطهى مقابلش اصلًا خوب نيست تا اين بهتر باشد، نظير «قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ» «1» در اين آيه نيز كلمهى «خَيْرٌ» و «أَحْسَنُ» به معناى خوب و نيك است، زيرا آنچه كه در آيهى قبل از آن ياد شد، خوب نبود تا اين بهتر باشد.
كلمهى «مقيل» به معناى استراحت نيمروز است، خواه همراه خواب باشد يا نباشد. «2»
پیام ها
1- تشويق و بشارت، در كنار هشدار و انذار ضرورى است. «هَباءً مَنْثُوراً- خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا»
پانویس
تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج7، ص272
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
💠بلا و نعمت
🔖 امام عسكرى عليه السلام فرمود:
هيچ گرفتارى و بلايى نيست مگر آن كه نعمتى از خداوند آن را در ميان گرفته است.
📙بحارالانوار ج۷۸ ص۳۷۴
☘#شرح_حدیث
این حدیث شریف از امام حسن عسکری (علیهالسلام)، دریچهای تازه به سوی نگاه کردن به سختیهای زندگی میگشاید.
این سخن، در واقع یک «تغییر پارادایم» یا تغییر در نگرش است. انسانها معمولاً وقتی در میان گرفتاری یا بلا قرار میگیرند، تنها به جنبهی ظاهری و دردناک آن توجه میکنند؛ یعنی همان چیزی که در لحظه، باعث رنج و ناراحتی میشود. اما امام (ع) به ما یادآوری میکنند که دید ما محدود به «ظاهر» است، در حالی که حقیقت، پیچیدهتر از اینهاست.
این «نعمت پنهان» که در دل بلا نهفته است، میتواند معانی مختلفی داشته باشد، از جمله:
1️⃣صیقل خوردن روح: گاهی سختیها مانند سنگ و آتش هستند که ناخالصیهای وجود ما را میسوزانند و روح را صیقل میدهند تا به بلوغ و پختگی برسد.
2️⃣بیدار شدن از غفلت: بسیاری از اوقات، آسایشِ بیش از حد، انسان را در غفلت فرو میبرد. بلا، مانند یک تکانهی ناگهانی، فرد را از خواب غفلت بیدار کرده و او را به یاد خالق و خودشناسی واداشته است.
3️⃣جایگزینی بهتر: گاهی از دست دادن چیزی، مقدمهای برای رسیدن به چیزی بسیار ارزشمندتر است که ما هنوز از آن بیخبریم.
4️⃣ تقویت توانمندیها: سختیها، صبر، استقامت و ایمان را در وجود انسان تقویت میکنند؛ ویژگیهایی که در روزهای خوش، بهسادگی به دست نمیآیند.
در واقع، این نگاه، مایهی امیدواری و آرامش است. این دیدگاه به ما میآموزد که حتی در تاریکترین لحظات زندگی، نباید ناامید شد، زیرا زیر لایهی سیاه رنج، لایهای از لطف و رحمت الهی در حال عمل کردن است.
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
