عمومی
💠 تنها علت جهنّمی شدن و دو شرط برای بهشتی شدن 💠
◀️ مردم دو قسم هستند یك عده حرف انبیاء را گوش می دهند و یك عده حرف شیطان را:
💢الَّذِینَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِیرٌ (فاطر، آیه 77)
❇️ ذات اقدس الهی فرمود: برای جهنم رفتن یك وصف لازم است و آن گناه است ولی برای بهشت رفتن یك وصف كافی نیست بلکه دو وصف لازم است:
👈یکی حُسن فعلی و دیگری هم حُسن فاعلی، هم ایمان لازم است و هم عمل صالح.
💢لذا فرمود: أَفَمَن زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا (فاطر، 8)
آنها كه فریب دنیا را خوردند یا شیطان با ابزار دنیا آنها را فریب داد و زشت را زیبا و حق را باطل نشان داد آیا این مثل كسی است كه حق را می بیند و بهشتی است؟!
🔥 “یکی از دلایل اصلی جهنمی شدن افراد، ترجیح امیال نفسانی و خواسته های فردی بر دستورات و خواسته های خداوند است.”
🔶 تاریخ نشان داده که در بسیاری از شرایط بیشتر مردم دنیا، زندگی خویش را براساس هوس ها و امیال نفسانی خویش پی ریزی کرده اند.
👈بنابر این یکی از دلایل اصلی جهنمی شدن افراد، ترجیح امیال نفسانی و خواسته های فردی بر دستورات و خواسته های خداوند است.
👈مهمترین اثر سوء این امیال سیر نشدن از آرزوهای دنیوی و عدم قناعت آنها نسبت به نعمات الهی است.
(به نقل از حجت الاسلام و المسلمین استاد «حسین انصاریان»)
┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈
عمومی
💠 تنها علت جهنّمی شدن و دو شرط برای بهشتی شدن 💠
◀️ مردم دو قسم هستند یك عده حرف انبیاء را گوش می دهند و یك عده حرف شیطان را:
💢الَّذِینَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِیرٌ (فاطر، آیه 77)
❇️ ذات اقدس الهی فرمود: برای جهنم رفتن یك وصف لازم است و آن گناه است ولی برای بهشت رفتن یك وصف كافی نیست بلکه دو وصف لازم است:
👈یکی حُسن فعلی و دیگری هم حُسن فاعلی، هم ایمان لازم است و هم عمل صالح.
💢لذا فرمود: أَفَمَن زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا (فاطر، 8)
آنها كه فریب دنیا را خوردند یا شیطان با ابزار دنیا آنها را فریب داد و زشت را زیبا و حق را باطل نشان داد آیا این مثل كسی است كه حق را می بیند و بهشتی است؟!
🔥 “یکی از دلایل اصلی جهنمی شدن افراد، ترجیح امیال نفسانی و خواسته های فردی بر دستورات و خواسته های خداوند است.”
🔶 تاریخ نشان داده که در بسیاری از شرایط بیشتر مردم دنیا، زندگی خویش را براساس هوس ها و امیال نفسانی خویش پی ریزی کرده اند.
👈بنابر این یکی از دلایل اصلی جهنمی شدن افراد، ترجیح امیال نفسانی و خواسته های فردی بر دستورات و خواسته های خداوند است.
👈مهمترین اثر سوء این امیال سیر نشدن از آرزوهای دنیوی و عدم قناعت آنها نسبت به نعمات الهی است.
(به نقل از حجت الاسلام و المسلمین استاد «حسین انصاریان»)
┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈
عمومی
#در_محضر_استاد
🌸🌱 مگر چه قدر می خواهی بخوابی؟
استاد ما حضرت حاج شیخ علی اکبر برهان (ره) میفرمودند :
آن قدر در #قبر بخوابیم که استخوان های مان بپوسد ، #یك_شب هم بلند شو ببین چه خبر است
🌺🌾پیامبر_اکرم (ص) می فرمایند :
وقتی بنده ای از خواب شیرینش و از رختخوابش برخیزد در حالی كه خواب آلود است، برای این كه به سبب #نماز شبش می خواهد كه خداوند را راضی كند، خداوند متعال به سبب آن بنده ، بر ملائكه مباهات می کند و می گوید :
🍃💕 این بنده ام را می بینید كه بلند شده و #خواب شیرینش را ترك كرده
تا كاری را انجام دهد كه بر او واجب نكرده ام؟ شاهد باشید كه من او را #آمرزیدم
💬آیت الله العظمی #مجتهدی_تهرانی
عمومی
✅ آبروی ملت، مِلک خدا
بحث این است که آبروی مسلمان مال کیست؟ آیا _ معاذ الله _ یک کشوری حق دارد در مذاکره با غرب آبروی یک ملتی را معامله کند؟! می تواند؟ آبروی ملت، آبروی مملکت، آبروی فرد نه مال مسئول مملکت است، نه مال خود مردم است، نه مال زید و عمرو؛ ” آبروی این ملت مال (الله) است “! آبروی مسلمان مال هیچ کس نیست، (انّ الله _ سبحانه و تعالی _ فوّض الی المؤمن اموره کلّها و لم یفوّض الیه ان یذلّ نفسه)*، این بیان حضرت است.
آبروی یک ملت مال کسی نیست تا کسی در مذاکره این آبرو را معامله بکند، بگوید خیلی خُب! به مسلمانها فرمود: خدا به شما عزت داد، بله؛ اما عزّت مثل مال نیست که خُب به درک!! مال، مال شماست؛ حالا اسراف کردید یا نکردید، یا نخواستید یا خواستید حرف دیگر است؛ اما آبروی شما مِلک خداست، شما (امین الله) هستید!
هیچ کس حق ندارد با آمریکا و امثال ذلک معامله بکند و زیر بار ذلّت برود! مگر این مثل نفت است؟! حالا بر فرض خیانت بکند، نفت را بدهد؛ خُب مال را داد، حساب دیگری را دارد، یک حساب خاصی در قیامت دارد که چرا مال مردم را دادی! بسیار خُب این (چرا) دارد؛ اما اگر یک ذلتی را امضاء کرده، حق داشت؟! بگوئیم این هم مثل نفت است، این هم مثل گاز است؟ نفت و گاز مال آدم است، خُب بله این حرف را دیگران هم دارند؛ هر کسی مالک سرزمین خودش است، مالک معادن خودش است؛ اما هر کسی مالک آبروی خودش نیست!!
ما از خودمان گذشتیم، چه را گذشتید؟! آخر مال شما نیست! یک کسی _خدای ناکرده_ با پشت پرده امضاء بکند، یک ملتی را ذلیل بکند؛ این یعنی چه؟ این که مثل نفت نیست، این که مثل گاز نیست! این حرف هاست. اینها انسان را عزیز کردند، انسان آیت الهی است، انسان دارای جلال و شکوه است. این معنای استقلال است، این معنای عزت است.
شما مشرق و مغرب عالم بگردید، این حرف را پیدا می کنید که هیچ کسی حق ندارد نه تنها آبروی دیگری را، آبروی خودش را ببرد! ” انسان عزیز الهی است، (العزّة لله).
فرمود: درست است که شما را عزیز می کند، اما (فللّه العزّة جمیعاً)*، کسی حق ندارد پشت پرده امضاء بکند. آبروی ملت مثل نفت نیست، آبروی ملت مثل گاز نیست، آبروی ملت مثل سرزمین نیست!
الکافی / جلد 5 / صفحه 63
سوره فاطر / آیه 10
📚درس خارج فقه حضرت آیت الله جوادی
مسجد اعظم قم ؛ 1404/10/21
عمومی
#همراه _باقرآن
آیه 172 سوره بقره
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
ای اهل ایمان! از انواع میوه ها و خوردنی های پاکیزه ای که روزی شما کرده ایم، بخورید و خدا را سپاس گزارید، اگر فقط او را می پرستید.
ترجمه (مکارم شیرازی)
ای اهل ایمان، روزی حلال و پاکیزهای که ما نصیب شما کردهایم بخورید و شکر خدا به جای آرید اگر شما خالص خدا را میپرستید.
معانی کلمات آیه
«طَیِّبَاتِ»: چیزهای پاک. مراد خوراکیهای لذیذ یا رزق حلال است.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«172» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از نعمتهاى پاكيزهاى كه به شما روزى دادهايم بخوريد و شكر خدارا به جاى آوريد. اگر فقط او را پرستش مىكنيد.
نکته ها
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه خداوند مىفرمايد: من مردم را خلق مىكنم، امّا آنان غير مرا مىپرستند. من به آنان روزى مىدهم، امّا آنان شكر ديگرى را مىنمايند. «1»
قرآن، هرگاه بنا دارد انسان را از كارى منع كند، ابتدا راههاى مباح آنرا مطرح كرده و سپس موارد نهى را بيان مىكند. چون مىخواهد در آيات بعد، مردم را از يك سرى خوردنى، منع و نهى كند، در اين آيه راههاى حلال را بازگو نموده است.
شكر مراحلى دارد. گاهى با زبان است و گاهى با عمل. شكر واقعى آن است كه نعمتها در
«1». تفسير صافى.
جلد 1 - صفحه 261
راهى مصرف شود كه خداوند مقرر نموده است.
هدف اصلى از آفرينش نعمتهاى طبيعى، بهره بردن مؤمنان است. در سه آيه قبل فرمود:
اى مردم! از آنچه در زمين است بخوريد. در اين آيه مىفرمايد: اى مؤمنان! از نعمتهاى دلپسندى كه براى شما روزى كردهام بخوريد. شايد در اين اختلاف تعبير، رمزى باشد و آن اينكه هدف اصلى، رزقرسانى به مؤمنان است، ولى ديگر مردم هم در كنار آنها بهرهمىبرند. همانگونه كه هدف اصلىِ باغبان از آبيارى، رشد گلها ودرختانِ ميوه است، گرچه علفهاى هرز وتيغها نيز به نوايى مىرسند.
شايد بتوان گفت كه از هركس توقّع خاصّى است. از مردم عادّى، توقّع آن است كه پس از خوردن، دنبال گناه و وسوسههاى شيطان و فساد نروند؛ «يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا … وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ» «1» ولى از اهل ايمان اين توقّع است كه پس از خوردن، به دنبال عمل صالح و شكرگزارى باشند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا … وَ اشْكُرُوا» و «يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا … وَ اعْمَلُوا صالِحاً» «2»
پیام ها
1- خودسازى و زهد و تقوا، منافاتى با بهرهگيرى از طيّبات ندارد. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ»
2- در مكتب اسلام، مادّيات مقدّمهى معنويات است. «كُلُوا، وَ اشْكُرُوا، تَعْبُدُونَ»
3- اسلام در تغذيه، به بهداشت توجّه دارد. «طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ»
4- قبل از تأمين زندگى مردم ومحبّت به آنان، توقّعى نداشته باشيد. «كُلُوا … وَ اشْكُرُوا»
5- شكر، نشانهى خداپرستى و توحيد ناب است. اگر انسان رزق را نتيجه فكر اقتصادى، تلاش، مديريّت، سرمايه و اعتبارات خود بداند، براى خداوند سهمى قايل نخواهد بود تا او را شكر كند. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»
«1». بقره، 168.
«2». مؤمنون، 51.
جلد 1 - صفحه 262
6- شكر، نمونه روشن عبادت است. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ … تَعْبُدُونَ»
7- شكر خداوند، واجب است. «كُلُوا … وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ»
8- خداپرست، آنچه را خدا حلال شمرده، از پيش خود حرام نمىكند. «كُلُوا … إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
