صاحل الامر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

فاطمیه

عمومی

08 دی 1404 توسط سميه ديدكام

​🌷 #جملاتی_زیبا_ازحضرت_علی(ع) برای عمل کردن و بکار بستن در زندگی:✅

❇️خود را نماینده خدا در امر دین بدانید.

هر روز استغفار کنید و خدا را همیشه ناظر خود ببینید. لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید. با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید. با قرآن آشنا شوید.

❇️سعی کنید بعد از خود، نام نیک بجای بگذارید. انتقاد پذیر باشید. مردم را با لقب صدا نکنید. مکار و حیله گرو فحّاش  نباشید. حامی مستضعفان باشید. بدون تحقیق قضاوت نکنید. اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.

  

❇️محبت به مال دنیا سرآغاز همه خطاهاست. صدقه دهید، چشم به جیب مردم ندوزید. اگر می دانید کسی به شما وام نمیدهد، از او تقاضا نکنید. تا می توانید بدنبال حل گره مردم باشید. شجاع باشید، مرگ یکبار به سراغتان می آید. نیکوکار بمیرید.

📚 نهج البلاغه حضرت علی علیه السلام

 💚

 نظر دهید »

عمومی

07 دی 1404 توسط سميه ديدكام

❤️ روایت هایی زنانه درباره‌ی مادرانگی

🔻 روزی که فهمیدم، یک کنجد در بطنم زنده است و رشد می‌کند، اضطراب مثلِ جوهر در خونم پخش شد! دوستم که مادر دو بچه بود ‌گفت: «مامان که شدی باید دور همه‌ی کارهات خط قرمز بکشی و بشینی خونه.» من آدمِ خانه‌نشستن نبودم. یا درس می‌خواندم، یا از این کلاس به آن جلسه سرک می‌کشیدم و باقی اوقاتِ روزم پشتِ لپ‌تاپ‌ می‌گذشت. 

🔹 به‌دنیا که آمد، زردی‌اش که رفع شد، کمی که جان گرفت، خواباندمش روی تخت، خاکِ روی لپ‌تاپم را تکاندم و شروع کردم به نوشتن. به دوستم پیامک زدم: «کار کردن با بچه اصلاً هم سخت نیست!» اما این همه‌ی واقعیت نبود. 

🔻 دخترک، نوزاد باقی نماند. غلتیدن یاد گرفت، چهاردست‌وپا رفت. نیازهایش قد کشید، شیطنت‌هایش بزرگ شد و در کنارِ همه‌ی این‌ها درکی از خطر نداشت، از ارتفاع، از وسیله‌تیز، از جسم داغ. توی جلسه‌ها حوصله‌اش سر می‌رفت، می‌زد زیرِ گریه. از دیگران می‌ترسید و هرکس به او نزدیک می‌شد، می‌زد زیرِ گریه. تا می‌دید سرم گرم کتاب و نوشتن است، بغ می‌کرد و از دامنم آویزان می‌شد. نوشتن، تقریبا غیرممکن شد و بیرون رفتن‌ دشوار.

🔹 تصمیم گرفتم در پیله‌ی تنهایی‌ام بمانم. روانشناس‌های کودک می‌گفتند هر بچه‌ای ١٠٠٠ روز طلایی دارد؛ ٩ ماه بارداری و دو سال اول زندگی. چسبیدم به دو سالِ اولِ زندگی دخترک. اگر فرصتی دست می‌داد، کتابی هم می‌خواندم. اگر با پدرش بازی می‌کرد، چیزکی هم می‌نوشتم. شده بودم همان مادرِ تمام‌وقتی که از آن می‌ترسیدم. سخت نبود؟ گاهی روزها به‌جای ٢٤ ساعت، ٥٠ ساعت می‌شد. کش می‌آمد انگار.

🔻 اما زمان همه‌چیز را عوض کرد. اضطراب جدایی‌ دخترک از بین رفت، دیگر از حضور در جمع ابایی نداشت، با اشتیاق به مهدساعتی و خانه‌بازی می‌رفت و یاد گرفت تنهایی بازی کند. 

من هم دیگر یک مادرِ هراسان نبودم. بلد شده بودم چطور جلسه رفتن را مدیریت کنم. مثلا پفیلا را بریزم توی مشما فریزر که صدا ندهد، به‌جای خیار، سیب ببرم که عطر نداشته باشد. توی خانه زیراندازهای ضدآب پهن کنم تا بتواند با گل سفالگری و رنگ‌انگشتی بازی کند و برای خودم زمان بخرم.

🔹 دوستم می‌گوید: «پوستت کلفت شده.» اما من فکر می‌کنم در مادری از خوف و دلهره، به سکون و انزوا و سپس به تعادل رسیده‌ام. شاید موفقیتِ کاریِ چندانی به دست نیاورده باشم، در عوض تلاش کرده‌ام ١٠٠٠ روز طلایی دخترم، واقعا طلایی باشد و این چیز کمی نیست!

✍️  فاطمه دولتی، رسانه «ریحانه»

 نظر دهید »

عمومی

07 دی 1404 توسط سميه ديدكام

​🌼زيارت أميرالمؤمنين و حضرت زهراء در روز یکشنبه  

🔹 زيارة أميرالمؤمنين (عليه السلام):

💠السَّلامُ عَلى الشَّجَرَةِ النَّبَوِيَّةِ، وَالدَّوْحَةِ الهاشِمِيَّةِ، المُضِيئَةِ المُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ المُونِقَةِ بِالإمامةِ، وَعَلى ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَنُوحٍ عليهما السلام.

السّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى المَلائِكَةِ المُحْدِقِينَ بِكَ وَالحافِّينَ بِقَبْرِكَ. 

يا مَوْلايَ يا أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ، يا مَوْلايَ يا اَميرَالْمُوْمِنينَ هذا يَوْمُ الْاَحَدِ وَهُوَ يَوْمُكَ وَبِاسْمِكَ وَاَنَا ضَيْفُكَ فيهِ وَ جارُكَ فَاَضِفْنى يا مَوْلايَ وَاَجِرْني فَاِنَّكَ كَريمٌ تُحِبُّ الضِّيافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْاِجارَةِ فَافْعَلْ ما رَغِبْتُ اِلَيْكَ فيهِ وَرَجَوْتُهُ مِنْكَ بِمَنْزِلَتِكَ وَ آلِ بَيْتِكَ عِنْدَ اللهِ وَمَنْزِلَتِهِ عِنْدَكُمْ وَبِحَقِّ ابْنِ عَمِّكَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَعَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ.💠

🔹 زيارة الزهراء(سلام الله عليها):

💠اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذي خَلَقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ صابِرٌ عَلى ما اَتى بِهِ اَبُوكِ وَوَصِيُّهُ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِما وَاَنَا أَسْأَلُكِ اِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ إلاّ اَلْحَقْتِني بِتَصْديقي لَهُما لِتُسَرَّ نَفْسي فَاشْهَدي اَنّي ظاهِرٌ بِوَلايَتِكِ وَوَلايَةِ آلِ بَيْتِكِ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ.💠

#یکشنبه_های_علوی_فاطمی  

 نظر دهید »

عمومی

07 دی 1404 توسط سميه ديدكام

​💠 آثار بزرگ کنترل چشم

💐 #امام_صادق (علیه السلام) می فرمایند :

🌼  هيچ غنيمتي مانند غنيمتي كه آدمي از راه كنترل چشم به دست مي آورد نيست، زيرا ديدگان از نگاه به نا محرم فرو بسته نميشود جز آنكه در قلب او عظمت و جلال الهي مشاهده مي شود.

📚 مصباح الشريعة، ص 9

 نظر دهید »

عمومی

07 دی 1404 توسط سميه ديدكام

​🌼امام على عليه السلام: 

🔹️آنچه بخورى برود و آنچه بخورانى فراوان و پر بركت شود 

💠ما أكَلتَهُ راحَ، و ما أطعَمتَهُ فاحَ 💠

 📖غررالحكم حدیث 9634

🔹️یه کوچولو تو ذهنت مرور کن، ببین برادر یا خواهرت، فامیلای دیگه! همسایه ای، آشنایی یا هر کسی به ذهنت می رسه و می دونی شاید دستشون خالی باشه رو انتخاب کن و در حد توانت با گرفتن شماره حسابش یا هر طریق دیگه به یک یا چند خانواده مقداری کمک مالی کن که شب یلدا همه با هم شاد باشیم که نکنه یه وقت بچه ای برای یه مقدار میوه و تنقلات چشماش به در بمونه و دلش بشکنه! و نکنه یه وقت پدر و مادری شرمنده بشوند! 

🔹️تو خیابون هم داری می ری به یک یا چند تا از کارتن جمع کن ها یا دوره گردها یه مقدار از تنقلات یا میوه هات بده… 

🔸️ان شاءالله این لحظه ها و این فرصت ها رو برای خوبی ها غنیمت بدونیم…

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 194
  • 195
  • 196
  • ...
  • 197
  • ...
  • 198
  • 199
  • 200
  • ...
  • 201
  • ...
  • 202
  • 203
  • 204
  • ...
  • 1186
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

صاحل الامر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • مذهبی
  • عام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس