عمومی
✍امام علی علیه السلام:
✅خدا شما را رحمت كند، بدانيد كه همانا شما در روزگاري هستيد كه:
گوينده حق اندك
و زبان از راستگويي عاجز
و حق طلبان بي ارزشند
مردم گرفتار گناه
و به سازشكاري هم داستانند
جوانشان بداخلاق
و پيرانشان گناهكار
و عالمشان دورو
و نزديكشان سودجويند
نه خردسالانشان بزرگان را حرمت مي نهند
و نه توانگرانشان دست مستمندان را مي گيرند.
📚خطبه ٢٣٣نهج البلاغه
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 7 سوره ابراهیم
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ
و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاس گزاری کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما می افزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بی تردید عذابم سخت است.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما میافزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است.
معانی کلمات آیه
تأذن: اذن (بر وزن جسر): اعلام، اجازه، اراده، اطاعت، علم . تأذن: اعلام كردن. تَأَذَّنَ رَبُّكَ : اعلام كرد خدايت..[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ «7»
و (نيز به يادآور) هنگامى كه پروردگارتان اعلام فرمود: همانا اگر شكر كنيد، قطعاً (نعمتهاى) شما را مىافزايم، و اگر كفران كنيد البتّه عذاب من سخت است.
جلد 4 - صفحه 389
نکته ها
اين آيه، مهمترين و صريحترين آيه قرآن در مورد شكر نعمت و يا كفران آن است، كه بعد از آيهى مربوط به نعمت آزادى و تشكيل حكومت الهى، به رهبرى حضرت موسى مطرح شده است و اين، رمز آن است كه حكومت الهى و رهبر آسمانى مهمترين نعمتهاست، و اگر شكرگزارى نشود خداوند مردم ناسپاس را به عذاب شديدى گرفتار مىكند.
شكر نعمت مراحلى دارد:
الف: شكر قلبى كه انسان همهى نعمتها را از خداوند بداند.
ب: شكر زبانى، نظير گفتن «الْحَمْدُ لِلَّهِ».
ج: شكر عملى كه با انجام عبادات و صرف كردن عمر و اموال در مسير رضاى خدا و خدمت به مردم به دست مىآيد.
امام صادق عليه السلام فرمود: شكر نعمت، دورى از گناه است و نيز فرمود: شكر آن است كه انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زيركى و علم و عقل و تلاش خود يا ديگران) و به آنچه خدا به او داده راضى باشد و نعمتهاى الهى را وسيلهى گناه قرار ندهد، شكر واقعى آن است كه انسان نعمت خدا را در مسير خدا قرار دهد. «1»
شكر در برابر نعمتهاى الهى بسيار ناچيز و غيرقابل ذكر است، به قول سعدى:
بنده همان به كه زتقصير خويش
عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداوندي اش
كس نتواند كه بجا آورد
در حديث مىخوانيم كه خداوند به موسى وحى كرد: حقّ شكر مرا بجا آور. موسى گفت: اين كار امكان ندارد، زيرا هر كلمهى شكر نيز شكر ديگرى لازم دارد. وحى آمد: همين اقرار تو و اين كه مىدانى هر چه هست از من است، بهترين شكر من است. «2»
به گفتهى روايات، كسى كه از مردم تشكر نكند از خدا نيز تشكر نكرده است. «من لم يشكر المنعم من المخلوقين لم يشكر الله». «3»
«1». تفسير نمونه.
«2». تفسيرنمونه.
«3». بحار، ج 71، ص 44.
جلد 4 - صفحه 390
اگر نعمت خدا را در مسير غير حقّ مصرف كنيم، كفران نعمت و زمينه كفر است. «لَئِنْ كَفَرْتُمْ»، «بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً» «1» كسانىكه نعمت خدا را به كفر تبديل كردند.
پیام ها
1- سنّت خداوند بر آن است كه شكر را وسيلهى ازدياد نعمت قرار داده و اين سنّت را قاطعانه اعلام كرده است. «تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ»
شكر نعمت نعمتت افزون كند
كفر نعمت از كفت بيرون كند
2- خدا براى تربيت ما، شكر را لازم كرد نه آنكه خود محتاج شكر باشد. «رَبِّكُمْ»
3- با شكر، نه تنها نعمتهاى خداوند بر ما زياد مىشود، بلكه خود ما نيز رشد پيدا مىكنيم، زياد مىشويم و بالا مىرويم. «لَأَزِيدَنَّكُمْ»
4- كيفر كفران نعمت، تنها گرفتن نعمت نيست، بلكه حتّى گاهى نعمت سلب نمىشود، ولى به صورت نقمت و استدراج در مىآيد تا شخص، كمكم سقوط كند. «لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ»
«1». ابراهيم، 28.
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
عمومی
🔘 داستان کوتاه
🌼روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سئوال می کند :
🔹️ آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد ؟
🌼خطاب میرسد : آری !
🔹️موسی با حیرت می پرسد : آن شخص کیست ؟
🌼خطاب میرسد : او مرد قصابی است در فلان محله ،
🔹️ موسی می پرسد : میتوانم به دیدن او بروم ؟
🌼خطاب میرسد : مانعی ندارد !
🔹️فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گوید : من مسافری گم کرده راه هستم ، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم ؟
🔸️قصاب در جواب می گوید : مهمان حبیب خداست ،
لختی بنشین تا کارم را انجام دهم ، آن گاه با هم به
خانه می رویم ،
🔹️موسی با کنجکاوی وافری به حرکات مرد قصاب می نگرد
و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید و
قسمتی از جگر آنرا جدا کرد در پارچه ای پیچید و…کنار
گذاشت .
🔸️ساعاتی بعد قصاب می گوید : کار من تمام است برویم ،
سپس با موسی به خانه قصاب می روند و به محض
ورود به خانه ، رو به موسی کرده و می گوید : لحظه ای
تامل کن ! موسی مشاهده می کند که طنابی را به
درختی در حیاط بسته ، آنرا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد . شیئی در وسط توری که مانند تورهای
ماهیگیری بود نظر موسی را به خودجلب کرد ، وقتی تو
ر به کف حیاط رسید ، پیرزنی را در میان آن دید با
مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید ، سپس با آرامش
و صبر و حوصله مقداری غذا به او داد ، دست و صورت
او را تمیز کرد و خطاب به پیرزن گفت : مادرجان دیگر
کاری نداری ، و پیرزن می گوید : پسرم ان شاءالله که در
بهشت همنشین موسی شوی . سپس قصاب پیرزن را
مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و
پیش موسی آمده و با تبسمی می گوید : او مادر من
است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را این گونه
نگهداری کنم و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا
را برای من می خواند که ” انشاء الله در بهشت با موسی
همنشین شوی ! “
چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با
موسی !
🔹️موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید : من موسی
هستم و تویقیناً به خاطر دعای مادر در بهشت همنشین
من خواهی شد.
🌺
عمومی
بسم الله الرحمن الرحیم
📋 ایجاد فتنه توسط منافقان؛ سوره توبه به احتمال فراوان آخرین سوره ای است که به پیامبر نازل شده است و خداوند بحث های تکمیلی را درباره اداره جامعه و حکومت اسلامی چه از حیث سیاست خارجی و چه سیاست داخلی در این سوره بیان می فرماید. در این آیه صحبت از آسیب هایی است که حضور منافقان در نهادهای سیاسی و نظامی می تواند وارد کند. آن ها در زمان پیامبر امور را دگرگون می ساختند! یعنی با تبلیغات فراوان مردم را از دور رسول خدا پراکنده می ساختند و حتی از لشکری که برای جهاد برانگیخته شده بود، بیرون می آوردند. هرچند که خداوند مانند همیشه به یاری مومنان می آمد و در نهایت منافقان با اکراه شاهد پیروزی مومنان در رسیدن به اهدافشان بودند. اما موضوع مهم اين است كه بدانيم این موارد همانند مطالب ديگر قرآن اختصاصى به عصر و زمان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نداشته ، در هر جامعه اى گروهى منافق هميشه وجود دارند كه سعى مى كنند در لحظات حساس و سرنوشت ساز با سمپاشى و سخن چينى افكار مردم را به هم بريزند، روح وحدت را از بين ببرند، و تخم شك و ترديد را در افكار بپاشند، اما اگر جامعه بيدار باشد مسلما با يارى پروردگار كه وعده پيروزى به دوستانش داده است همه نقشه هاى آنها خنثى مى شود و توطئه هايشان در نطفه خفه مى گردد، به شرط اينكه مومنان مخلصانه جهاد كنند و با هوشيارى و دقت مراقب اين دشمنان داخلى باشند.
🔷 (توبه / آیه 48):
لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَ قَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَ هُمْ كَارِهُونَ .
🔶 ترجمه:
آنها پیش از این (نیز) در پى فتنه انگیزى بودند، و كارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ریختند); تا آن كه حق فرا رسید، و فرمان خدا آشكار گشت (و پیروز شدید)، در حالى كه آنها كراهت داشتند.
📅 پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴
#سیاست ، #نفاق ، #منافقان ، #فتنه ، #دروغ
🌼
عمومی
✅ قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلّم :
🍃 عَشرُ خِصالٍ تورِثُ النِّسيانَ : أكلُ الجُبنِ ، وأكلُ سُؤرِ الفَأرِ ، وأكلُ التُّفّاحِ الحامِضِ ، وَالجُلجُلانِ ، وَالحِجامَةُ فِي النُّقرَةِ ، وَالمَشيُ بَينَ امَرأَتَينِ ، وَالنَّظَرُ إلَى المَصلوبِ ، وَالتَّعارُّ ، [و] قِراءَةُ لَوحِ المَقابِرِ .
⚡️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم فرمودند :
🔟 ده چيز #فراموشى
مى آورَد:
🍃خوردن پنير، خوردن پسمانده موش،
🍃خوردن سيب تُرش و گشنيز، حجامت در گودى پسِ سر، راه رفتن ميان دو زن،
🍃نگريستن به دار آويخته، بيدار خوابى و خواندن سنگ قبرها.
📚طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله و سلّم ، صفحه 6 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 295
