عمومی
#چشمچرانی_در_احادیث
💠امام علی(ع)فرمودند:
👈🏻خداوند لعنت کند چشم چران و کسی
که خود را در معرض چشم چرانی قرار
میدهد.
📚| جامعالاحادیثشیعه ج۲۵ص۵۹۱
💠امام علی(ع)فرمودند:
👈🏻هر کس چشم خویش را آزاد گزارد
همیشه اعصابش ناراحت بوده و به آه و
حسرت دائمی گرفتار میشود.
📚|غررالحکم ج۲ص۳۰۴
💠امام صادق(ع)فرمودند:
👈🏻نظر و نگاه یکی از تیر های زهراگین
شیطان است و چه بسا یک نگاه باعث
حسرت و ندامت طولانی میشود.
📚|عقاب اعمال ص۳۶۰
#امام_زمان #سمت_خدا #به_سوی_خدا
عمومی
🌼امام محمد باقر ( ع) فرمودند:
✔️هر كس با خانوادهاش خوشرفتار
باشد، بر عمرش افزوده میگردد ..
“بحارالانوار، ج ۷۵ ، ص ۱۷۵”
✔️ هر كس بر خدا توكل كند،
مغلوب نمیشود ..
و هر كس از گناه به خدا پناه برد،
شكست نمیخورد ..
“بحارالانوار، ج ۶۸، ص۱۵۱”
✔️ افزايش نعمت از جانب خداوند
قطع نمیشود، مگر اينكه
شكر از جانب بندگان قطع گردد ..
“بحارالانوار، ج ۶۸، ص۵۴”
#حدیث #حدیث_تصویری #امام_محمدباقر علیه السلام
🌺🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌺
عمومی
☘بدون «اجازه» صاحبخانه کاری نکن…!
در سالهای آغاز طلبگی دوست تازه ای پیدا کرده بودم که حالات خاصی داشت. مدعی بود با برخی از مشهورین به عرفان سر و سرّی دارد. کارهایی هم انجام می داد که ما کرامت می دانستیم و ارادت ویژه ای به او پیدا کردیم.
روزی خدمت مرحوم شیخ ذبیح الله ذبیحی قوچانی که از مردان بسیار نادر علم و عمل بود رسیدم. پرسید:
فلانی (همان دوستم) چه دارد؟ گفتم: از پشت سر می بیند. گفت: دیگر چه؟ گفتم: از دل خبر می دهد …!
🎙فرمود:
خداوند به حکمت خودش روح را در بدن زندانی کرده است. روح قدرت زیادی دارد، اما چون در بدن زندانی است محدود به همین بدن است، و تنها از راه بدن می تواند کار کند.
فرض کن کسی را در این اتاق زندانی کرده اند و او از بیرون خبر ندارد. بیرون خیلی خبرهاست اما او بی خبر است. حالا یک وقت صاحبخانه خودش یک پنجره ای به بیرون باز می کند که او به همان اندازه می تواند بیرون را ببیند.
اما اگر صاحبخانه پنجره ای باز نکرد و این شخص زندانی بیل و کلنگ بردارد و با زحمت دیوار را سوراخ کند از آن سوراخ می تواند بیرون را تماشا کند.
🔹آیا این دو نفر مثل هم اند؟ آن یکی با اجازه صاحبخانه بیرون را می بیند، اما این غاصبانه دیوار را سوراخ کرده تا بیرون را ببیند. او بدون اجازه صاحبخانه و رضایت او در ملک دیگری تصرف کرده و کار حرامی کرده.
🔸این روح که در خانه بدن زندانی است بیرون را نمی بیند. صاحبخانه هم خداست. یک وقت این بنده خوب بندگی می کند و صاحبخانه مصلحت می بیند پنجره کوچکی به بیرون باز کند. می خواهد تشویقش کند یا امتحانش کند.
🔹اما اگر شروع کرد به ریاضت و ختومات و… مثل این است که بدون اجازه صاحبخانه دیوار را سوراخ کرده است.
🔸بنا نیست زحمت کسی ضایع شود. با این کارها یک قدری روح او آزاد می شود و از محدودیت بدن در می آید و از بیرون با خبر می شود و می توان کارهایی بکند که دیگران نمی توانند.
🔹این آدم به جایی رسیده اما تصرف غاصبانه کرده و صاحبخانه که خداوند است، راضی نیست؛ او بنده است و باید گوش به حرف مولایش باشد. آنچه مولی از او خواسته بندگی است، نه چله نشینی و ختم گرفتن و …!
📚از کرامت درویشانه تا کرامت انسانی، محمد هادی ابراهیمی نژاد ص ۳۱_۳۳.
عمومی
❤️ گریه دوستان و شفاعت زنان
هنگامى که امام حسین علیه السلام متولّد شد، پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله پس از بشارت و تهنیت ، خبر از شهادت نوزاد و کیفیّت کشته شدنش را داد، حضرت زهراء سلام اللّه علیها سخت گِریست و اظهار داشت : در چه زمانى اتّفاق خواهد افتاد؟
پیامبر اسلام فرمود: زمانى که من و تو و پدرش ، علىّ و برادرش ، حسن نباشیم و او یعنى ؛ حسین تنها باشد.
آن گاه گریه حضرت زهراء سلام اللّه علیها افزون یافت و گفت : چه کسى براى فرزندم گریه و عزادارى خواهد کرد؟
حضرت رسول فرمود: فاطمه جان ! زنان و مردان امّت من بر مصیبت او و اهل و عیالش مى گریند و نوحه سرائى و عزادارى خواهند کرد، و این نوحه سرائى و عزادارى هر سال تجدید خواهد شد؛ و چون روز قیامت برپا شود تو، زنان گریه کننده و عزادار بر حسین را شفاعت نموده و من ، مردانشان را شفاعت مى کنم .
و اى فاطمه ! تمام چشم ها در قیامت گریان مى باشند، مگر آن چشمانى که در عزا و مصیبت حسین علیه السلام گریان بوده باشد که آنان خندان و خوشحال وارد بهشت خواهد شد.
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
عمومی
عزرائیل چگونه جان میگیرد؟
✍مردی وحشت زده سمت حضرت سلیمان(ع) رفت. حضرت سليمان ديد از شدّت ترس رويش زرد و لبانش كبود گشته، سؤال كرد: ای مرد مؤمن! چرا چنين شدی؟ سبب ترس تو چيست؟ مرد گفت: عزرائيل بر من از روی كينه و غضب نظری كرده و مرا چنانكه می بينی دچار وهشت ساخته است. حضرت سليمان فرمود: حالا بگو حاجتت چيست؟ عرض كرد: يا نبیّ الله! باد در فرمان شماست؛ به او امر فرمائيد مرا از اينجا به هندوستان ببرد، شايد در آنجا از چنگ عزرائيل رهائی يابم!
حضرت سليمان به باد امر فرمود تا او را شتابان بسمت كشور هندوستان ببرد. روز ديگر كه حضرت سليمان در مجلس ملاقات نشست و عزرائيل برای ديدار آمده بود گفت: ای عزرائيل برای چه سببی در بندۀ مؤمن از روی كينه و غضب نظر كردی تا آن مرد مسكين، وحشت زده دست از خانه و لانۀ خود كشيده و به ديار غربت فراری شد؟
عزرائيل عرض كرد: من از روی غضب به او نگاه نكردم؛ او چنين گمان بدی دربارۀ من برد. داستان از اين قرار است كه حضرت ربّ ذوالجلال به من امر فرمود تا در فلان ساعت جان او را در هندوستان قبض كنم. قريب به آن ساعت او را اينجا يافتم، و در يك دنيا از تعجّب و شگفت فرو رفتم و حيران و سرگردان شدم؛ او از اين حالت حيرت من ترسيد و چنين فهميد كه من بر او نظر سوئی دارم در حاليكه چنين نبود، اضطراب از ناحيۀ خود من بود. باری با خود می گفتم اگر او صدپر داشته باشد در اين زمان كوتاه نمی تواند به هندوستان برود، من چگونه اين مأموريّت خدا را انجام دهم؟
ليكن با خود گفتم من بسراغ مأموريّت خود می روم، بر عهدۀ من چيز دگری نيست. به امر حقّ به هندوستان رفتم ناگهان آن مرد را در آنجا يافتم و جانش را قبض كردم.
📚معاد شناسی، جلد اول، علامه طهرانی.
.دفتر اوّل «مثنوي» طبع ميرخاني، ص 26
#پندو_حکایت📚
📗مجموع حکایات و داستانهای پندآموز📚
