عمومی
همراه با قرآن
آیه 8 سوره انسان
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا
و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می کنند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و هم بر دوستی او (یعنی خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام میدهند.
معانی کلمات آیه
«عَلی حُبِّهِ»: به خاطر دوست داشت خدا و عشق به الله، با وجود دوست داشت خوراک و نیاز خود بدان. ضمیر (ه) به خدا بر میگردد که از سیاق کلام پیدا است. و یا به طعام برمیگردد.
نزول
شأن نزول آیات 5 تا 9:
«شیخ طوسى» گویند: مفسرین خاصه و عامه روایت کنند که این آیات درباره على و فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام نازل گردیده زیرا آنان مسکین و یتیم و اسیر را در سه شب با افطار خود سیر کردند و خود گرسنه ماندند و خداوند با این آیات آنها را ستایش فرمود و این سوره را به خاطر آنها نازل گردانید و خود این موضوع دلیل است که این سوره در مدینه نازل گردیده است.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً «7» وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً «8» إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً «9» إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً «10»
آنان به نذر وفا مىكنند و از روزى كه شرش فراگير است مىترسند. و غذاى خود را با آن كه دوستش دارند، به بينوا و يتيم و اسير مىدهند. (و مىگويند:) ما براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از شما پاداش و تشكّرى نمىخواهيم. همانا ما از پروردگارمان، به خاطر روزى عبوس و سخت، مىترسيم.
نکته ها
«مستطير» از «سيطائره» يعنى سلطه است و ريشه آن «طير»، به معناى گستردگى است.
«قمطرير» به معناى شرّى است كه سخت باشد.
بر اساس برخى روايات، اطعام مسكين و يتيم و اسير در يك شب واقع شد و براساس برخى، در سه شب متوالى اتفاق افتاد و هر شب، يكى از آنها مراجعه كرد.
مراد از «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ» آن است كه اهل بيت با آنكه آن غذا را دوست داشتند، به ديگران دادند. چنانكه قرآن در جاى ديگر مىفرمايد: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» به نيكى نمىرسيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد، انفاق كنيد. «1»
صاحب تفسير الميزان مىفرمايد: محبّت اهل بيت به خداوند در آيه بعد مطرح شده كه مىگويند: «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ» و منظور از «عَلى حُبِّهِ»، علاقه به غذا است كه در اين صورت، علاوه بر اخلاص، ايثار آنان نيز ثابت مىشود.
اگر به فكر نام و شهرت نباشيد، خداوند نامتان را جاودانه مىكند. كارى كه اهل بيت كردند، ارزش مادى فراوانى نداشت ولى چون خالصانه بود، خداوند آن را ماندگار ساخت.
«1». تفسير برهان؛ محاسن برقى، ج 2، ص 397.
جلد 10 - صفحه 328
در اين آيه، كلمات مسكين و يتيم و اسير به صورت نكره آمده تا بگويد: در اطعام، نبايد گزينش كرد، بلكه به هركس كه بود انفاق كنيد.
پروين اعتصامى درباره اخلاص در انفاق مىگويد:
بزرگى داد يك درهم گدا را
كه هنگام دعا ياد آر ما را
يكى خنديد و گفت اين درهم خُرد
نمىارزيد اين بيع و شرى را
مكن هرگز به طاعت خودنمايى
حجاب دل مكن روى و ريا را
تو نيكى كن به مسكين و تهيدست
كه نيكى خود سبب گردد دعا را
به وقت بخشش و انفاق پروين
نبايد داشت در دل جز خدا را
خوف از خداوند، به معناى خوف از مقام اوست. چنانكه در جاى ديگر مىفرمايد: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» «1»
پیام ها
1- كمال واقعى زمانى است كه نيكى در انسان نهادينه شود. (تمام كمالات با فعل مضارع كه نشانه استمرار فعل است، آمده است.) يُوفُونَ، يَخافُونَ، يُطْعِمُونَ و …
2- اطعام و انفاق زمانى ارزش بيشتر دارد كه شىء انفاق شده، مورد نياز و علاقه انسان باشد. «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ»
3- اسلام، حامى مستمندان و يتيمان و اسيران است. وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ … مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً
4- گروهى طعام را دوست دارند و گروهى اطعام را. «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ»
5- اطعام، زمانى ارزش بيشترى دارد كه از خود و با دست خود باشد. «نُطْعِمُكُمْ»
6- كمكى ارزش دارد كه خالصانه و به دور از هر منّت و انتظارى باشد. «نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ»
7- آنچه به عمل ارزش مىدهد، انگيزه خالصانه و اخلاص در عمل است.
«1». الرّحمن، 46.
جلد 10 - صفحه 329
«نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»
8- نيكان، نه تنها با زبان درخواست تشكّر ندارند، بلكه در دل هم به فكر تمجيد و تشكّر نيستند. لا نُرِيدُ … شُكُوراً
9- گرچه ابرار انتظار پاداش ندارند ولى مردم نبايد بىتفاوت باشند. در آيه 25 سوره قصص مىخوانيم: حضرت شعيب دخترش را فرستاد تا پاداش سقّايى و آب دادن حضرت موسى را بپردازد. «إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ»
10- گذشتن از پاداش، به تنهايى نشانه اخلاص نيست، بلكه گذشتن از تمجيد و تشكّر نيز لازم است. «لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»
11- وفاى به نذر واجب است و كسى كه به نذر خود وفا نكند، از قهر الهى بترسد. «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً»
12- اگر كارى براى خدا باشد، فقط از قهر او مىترسيم، نه مردم. «نَخافُ مِنْ رَبِّنا»
13- داشتن انگيزه الهى، منافاتى با شوق به ثواب يا خوف از عقاب ندارد. زيرا ثواب و عقاب نيز از خداست. لِوَجْهِ اللَّهِ … إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً
14- در قيامت، نه تنها مردم عبوسند، بلكه روز عبوس است. «يَوْماً عَبُوساً»
15- براى فرار از آن روز عبوس، امروز در برابر مسكين و يتيم و اسير، عبوس نكنيد. «نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً»
پانویس
صاحبان روض الجنان از خاصه و کشف الاسرار از عامه بنا به نقل از مجاهد و ابن عباس و ابوصالح چنین گویند که این آیات درباره امام على مرتضى علیهالسلام و خاندان گرامى او فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام نازل گردید بدین شرح که حسن و حسین بیمار شده بودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله با عده اى از اصحاب و وجوه عرب به عیادت آمدند. پیامبر فرمود: یا على اگر نذر نمائى از براى فرزندان تو امید شفا از براى آنها خواهى یافت. على و فاطمه نذر کردند که سه روز روزه بدارند و کسى که در این نذر با آنان شرکت نمود، فضه خادمه بود. خداوند به حسن و حسین شفا بخشید، اینان به نذر خویش وفا کردند. روز اول روزه نگه داشتند، شب اول طعام نداشتند که افطار کنند. امام از یک نفر یهودى خیبرى که نام او شمعون بود سه صاع جو قرض کردند. فاطمه با دستیارى فضة آن را آرد نمود و نان پخت موقع افطار پس از نماز مغرب مسکینى بر آنها وارد شد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت النبوة سپس اظهار گرسنگى کرد. على و فاطمه غذاى خود را به مسکین مزبور دادند روز دوم به همین کیفیت روزه بداشتند. موقع افطار یتیمى از اولاد مهاجرین بر سراى آنها آمد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد من یتیمى از ایتام مهاجرین مى باشم. پدرم شهید شده مرا از طعام خود سیر نمائید باز على و فاطمه همه غذاى خود را به یتیم دادند. روز سوم هم روزه بداشتند. باز موقع افطار اسیرى بر در سراى آنها آمد و گفت: اى اهل بیت رسول خدا من اسیرى از اسیران هستم و گرسنه ام مرا سیر نمائید. آن شب نیز غذاى خویش را به او دادند و خود با آب افطار نمودند. روز چهارم با حالت ضعف مفرط نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند. پیامبر وقتى آنان را بدان وضع دید به گریه افتاد و خداوند این آیات را در شأن آنان نازل فرمود و نیز گویند: پیامبر فرمود: واغوثاه من اهل بیت محمد یموتون من الجوع یعنى خدا به فریاد برسد، درباره خاندان محمد که نزدیک است از گرسنگى تلف شوند و نیز واحدى از مفسرین عامه و ابوحمزه ثمالى و على بن ابراهیم در تفاسیر خود به عناوین مختلف شأن و نزول این آیات را درباره على و فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام روایت کرده اند و نیز شیخ مفید در اختصاص خود و صاحب تفسیر برهان نیز از ابن بابویه شأن و نزول این آیات را درباره اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله به نهج گفتار فوق ذکر نموده اند. طبرى صاحب جامع البیان از عامّه درباره آیه 8 چنین گوید که پیامبر اهل اسلام را اسیر نمى کرد و این آیه درباره اسیران مشرک نازل شده که پیامبر دستور داد با آنها مدارا نمایند و برخى از علماء اصرار دارند که این سوره در مکه نازل شده و منظورشان انکار نزول این آیات در شأن اهل بیت عصمت و طهارت مى باشد.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🟩 تفسیر ساده آیه ۳۵ سوره مائده:
خدا داره با آدمای باایمان حرف میزنه و سه تا راهکار طلایی براشون میذاره برای اینکه به خوشبختی و رستگاری واقعی برسن:
✅ ۱. تقوا داشته باش:
یعنی مواظب باش! گناه نکن، هوای دل و رفتارتو داشته باش.
مثل یه چراغ قوه توی تاریکی، تقوا راه درست رو نشونت میده.
✅ ۲. یه «وسیله» پیدا کن برای نزدیک شدن به خدا:
وسیله یعنی یه پلی بساز بین خودت و خدا.
این پل میتونه کارای خوب باشه مثل:
نماز خوندن با حال
کمک کردن به دیگران
روزه گرفتن
صله رحم
یا حتی توسل به امامان و بندگان خوب خدا
(نه اینکه چیزی رو مستقیماً از اونا بخوای، بلکه بگی: خدایا به حق این بنده خوبت بهم کمک کن)
✅ ۳. در راه خدا تلاش کن:
یعنی فقط آرزو نکن! پاشو کاری بکن.
جهاد یعنی با تنبلی، هوای نفس، بیهدفی و حتی سختیها بجنگی تا بتونی بنده واقعی خدا بشی.
🎯 نتیجهاش چیه؟
اگه این سهتا رو داشته باشی، به سمت خوشبختی واقعی میری. نه خوشیهای زودگذر، بلکه یه فلاح عمیق و ماندگار که هم توی دنیا به دردت میخوره، هم توی آخرت.
🧡 پیام خودمونی:
اگه حس میکنی از خدا دوری، یا گم شدی وسط شلوغیها، این آیه یه نقشه راهه:
دلت رو پاک کن (تقوا)، یه دست بزن به کار خوب (وسیله)، و بیبهونه تلاش کن (جهاد).
اونوقت میبینی چطور کمکم دلت روشن میشه…
عمومی
▪️امام سجاد علیه السلام:
” والله اگر پیامبر صلی الله علیه وآله به جای اینکه سفارش ما اهلبیت را به مردم کند،
مردم را به جنگ علیه ما توصیه کرده بود،
نمیتوانستند بدتر از آنچه بر سر ما آوردند انجام بدهند! “
📖 و اللَّهِ لَوْ أَنَّ النَّبِيَّ تَقَدَّمَ إِلَيْهِمْ فِي قِتَالِنَا كَمَا تَقَدَّمَ إِلَيْهِمْ فِي الْوَصَاةِ بِنَا لَمَا زَادُوا عَلَى مَا فَعَلُوه
📚 اللهوف، ص۲۰۲.
خداوندا، تو را به یکایک مصیبتهای اهلبیت سوگند میدهیم، در فرج منتقم آل محمد علیهمالسلام تعجیل فرما🤲
#امام_سجاد_علیه_السلام
#غدیری_شویم
#استوری
#امام_علی(ع)
عمومی
همراه با قرآن
آیه 4 سوره اخلاص
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ
و هیچ کس [در ذات و صفات] همانند و همتا و شبیه او نمی باشد.
ترجمه (مکارم شیرازی)
و نه هیچ کس مثل و مانند و همتای اوست.
معانی کلمات آیه
كفوا: (بر وزن عنق): مثل، همتا، نظير.[۱]
نزول
شأن نزول آیات 1 تا 4:
محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیهالسلام و نیز ابن بابویه بعد از شش واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیهالسلام روایت کنند که یهود از پیامبر خواستند که نسب خداوند را براى آنها بیان نماید. پیامبر سه روز در جواب آنها تأمل فرمود سپس این سوره نازل گردید.[۲]
و نیز محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از عاصم بن حمید نقل نماید که گفت: از امام سجاد علیهالسلام درباره توحید سؤال گردید. فرمود: خداوند میدانست که در آخرالزمان مردم متفکر و متعمق در امور، وجود خواهند داشت لذا این سوره و آیاتى چند از سوره حدید را به پیامبر خود نازل نمود.[۳]
أبی بن کعب و جابر بن عبدالله انصارى گویند: مشرکین به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفتند: خداى خود را از براى ما تعریف کن که از چه نسب و حسبى است سپس این سوره نازل شد و این سوره مکیه است.[۴]
ابن عباس گوید: عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه برادر لبید نزد پیامبر آمدند. عامر گفت: یا محمد به چه چیز ما را میخوانى و دعوت میکنى. پیامبر فرمود: شما را به سوى خداى خود میخوانم سپس گفت: براى ما بگو که این خداى تو از طلا است یا از نقره و یا از آهن است یا چوب؟ سپس این سوره نازل شد و چون اربد از روى مسخره و استهزاء این سؤالات را تکرار مینمود لذا صاعقه اى آمد و او را سوزانید و عامر نیز از ترس دیدن آن منظره قالب تهى کرد و مرد.
ضحاک و قتاده و مقاتل گویند: عده اى از دانشمندان یهود نزد پیامبر آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما توصیف کن، شاید به او ایمان بیاوریم زیرا خداوند صفت و نعمت خود را در تورات آورده است سپس این سوره نازل گردید.[۵]
عبدالله بن سلام که از دانشمندان یهود بود به مکه رفت تا پیامبر اسلام را ببیند وقتى که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. پیامبر از او سؤال کرد و او را به خداوند قسم داد که آیا وصف وى را در تورات دیده است یا نه؟ عبدالله بن سلام گفت: اول تو خداى خود را براى من توصیف و تعریف بنماى تا من آنچه خواستى به تو بگویم سپس این سوره نازل گردید و پیامبر آن را براى عبدالله بن سلام قرائت فرمود و سبب اسلام آوردن عبدالله بن سلام هم همین سوره گردید ولى او تا مدتى ایمان و اسلام خود را از یهودیان پوشیده میداشت تا این که پیامبر از مکه به مدینه مهاجرت فرمود پس از مهاجرت پیامبر عبدالله اسلام خود را آشکار ساخت.[۶]
ابن عباس گوید: یهود که از آن جمله کعب بن اشرف و حى بن اخطب بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن سپس این سوره نازل گردید.[۷]
چنان که قتادة و سعید بن جبیر نیز موضوع آمدن ابن اشرف و ابن اخطب را روایت نموده اند و این خود میرساند که این سوره مدنى است.[۸] از طریق ابان از انس روایت شده که یهود خیبر نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا اباالقاسم خداوند فرشتگان را از نور خلق کرده و آدم را از حمأمسنون آفریده و ابلیس را از زبانه آتش به وجود آورده و آسمان را از دود خلق کرده و زمین را از کف آب به وجود آورده پس به ما خبر بده از پروردگار خود که از چه چیزى به وجود آمده است؟
پیامبر جوابى نداد تا این که جبرئیل این سوره را نازل نمود.[۹] ابن عباس گوید: مسیحیان نجران با عاقب و سید که از سران آنها بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن که از چه جنسى است؟ سپس این سوره نازل گردید و از این جهت به این سوره (نسب الرّب) نیز مى گویند.[۱۰]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ «4»
و هيچ همتايى براى او نباشد.
نکته ها
«كفو» به معناى شبيه و نظير و مانند است. «1» چنانكه در بحث ازدواج، توصيه شده همسرى انتخاب كنيد كه «كفو» شما باشد. يعنى در دين و اخلاق شبيه و مانند شما باشد.
خدا صمد است، يعنى او از ديگران بىنياز و همه به او نيازمندند. بنابراين نمىتواند همتايى داشته باشد، زيرا همتاى او بايد بىنياز از او باشد كه اين با صمد بودن خدا سازگار نيست.
آيه قبل، فرزند بودن و فرزند داشتن را از خدا نفى كرد، اين آيه وجود هرگونه همسر را از او نفى مىكند. چنانكه در آيهاى ديگر مىفرمايد: «مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً» «2» او نه همسرى انتخاب كرده و نه فرزندى دارد.
پیام ها
1- نه در ذات، نه در صفات و نه در افعال، هيچ كس و هيچ چيز شبيه و مانند خداوند نيست. «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ»
2- خداوند شبيه ندارد تا بتواند شريك او در امور هستى گردد. «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ»
«والحمد للّه ربّ العالمين»
«1». نهاية ابن اثير.
«2». جنّ، 3.
جلد 10 - صفحه 644
پانویس
تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج12، ص403
تفاسیر برهان و على بن ابراهیم.
البرهان فی تفسیر القرآن.
تفاسیر مجمع البیان از خاصه و جامع البیان و طبرانى و قاضى عبدالجبار و صحیح ترمذى و حاکم و ابن خزیمه از عامه.
تفسیر مجمع البیان.
تفسیر قاضى عبدالجبار معتزلى.
تفسیر ابن ابى حاتم.
تفاسیر جامع البیان و ابن المنذر.
کتاب العظمة از ابوالشیخ.
تفسیر کشف الاسرار.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
🌼بسم الله الرحمن الرحیم🌼
📋 روبه رو شدن موسی با معجزه هایش!؛ وقتی در کوه طور، برای اولین بار خدا با موسی سخن می کند، به او دستور می دهد چوبدستش را بیفکند. چوبدست تبدیل به مار بزرگی می شود. این معجزه آيتى از وحشت بود، سپس به او دستور داده مى شود كه به سراغ معجزه ديـگـرش بـرود كـه آيـتـى از نـور و امـيـد اسـت. به او فرمان داده شد: دست خود را در - گريبانت كن و بيرون آور، هـنگامى كه خارج مى شود سفيد و درخشنده است، بدون عيب و نقص. نه اینکه اثر بيمارى برص و مانند آن باشد، نورى بود الهى كه كاملا تازگى داشت. مشاهده اين خارق عادات عجيب ، در آن شب تاريك و در آن بيابان خالى ، موسى را سخت تكان داد، و بـراى ايـنـكـه آرامـش خويش را باز يابد دستور ديگرى به او داده شد و دستور اين بود: دستهايت را بر سينه ات بگذار تا قلبت آرامش خود را باز يابد. بعضى نيز گفته اند اين جمله كنايه از لزوم قاطعيت و عزم راسخ در اداى مسئوليت رسالت و عدم ترس و وحشت از هيچ مقام و هيچ قدرت است. سپس همان ندا به موسى گفت : اين دو دليل روشن از پروردگارت به سوى فرعون و اطـرافـيـان او اسـت كـه آنـهـا قـوم فـاسـقـى بوده و هستند.
🔷 آیه (قصص / آیه 32):
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ ۖ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ
🔶 ترجمه:
{وحی الهی:} دسـتـت را در گـريـبـانـت فـرو بـر، هنگامى كه خارج مى شود سفيد و درخشنده است و بـدون عـيـب و نـقص ، و دستهايت را بر سينه ات بگذار تا ترس و وحشت از تو دور شود، ايـن دو بـرهـان روشـن از پـروردگـارت به سوى فرعون و اطرافيان اوست كه آنها قوم فاسقى هستند.
📅 سه شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴
#نبوت ، #معجزه ، #موسی
🌼
