عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 17 سوره مائده
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۚ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ۗ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
مسلماً آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است. یقیناً کافر شده اند. بگو: اگر خدا بخواهد، مسیح و مادرش و تمام کسانی که در روی زمین اند، هلاک کند، چه کسی می تواند در برابر اراده و قدرت او بایستد؟ و مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می آفریند، و خدا بر هر کاری تواناست.
ترجمه (مکارم شیرازی)
همانا آنان که گفتند: «خدا همان مسیح بن مریم است» کافر شدند. بگو (ای پیغمبر): کدام قدرت میتواند در برابر خدا کمترین مانعی ایجاد کند اگر خدا بخواهد عیسی بن مریم و مادرش و هر که در روی زمین است همه را هلاک گرداند؟ و مُلک آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست همه از آنِ خداست، هر چه را بخواهد خلق میکند و او بر (ایجاد و هلاک) همه چیز تواناست.
معانی کلمات آیه
«فَمَن یَمْلِکُ مِنَ اللهِ شَیْئاً»: چه کسی میتواند در مقابل خدا کاری بکند؟
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]
شأن نزول:
اين آيه درباره مسيحيان نجران نازل شده كه گفته بودند، عيسى پسر خدا است (يا خود عيسى همان خدا است)[۲].[۳]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «17»
آنان كه گفتند: خدا، همان مسيح پسر مريم است، قطعاً كافر شدند. (اى پيامبر! به آنان) بگو: اگر خداوند اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هركس كه در زمين است، همگى را هلاك كند، چه كسى در برابر (قهر) او از خود چيزى دارد؟ حكومت آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست، هر چه را بخواهد مىآفريند و خداوند بر هر چيز تواناست.
جلد 2 - صفحه 262
نکته ها
مسيحيان چند ادّعاى بىاساس درباره خدا دارند كه قرآن به آنها اشاره مىكند:
1. اعتقاد به خدايان سه گانه. لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ … «1»
2. اعتقاد به اينكه خداى آفريدگار، يكى از خدايان سه گانه است (خداى پدر). قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ … «2»
3. انحصار الوهيّت در مسيح كه اين آيه آن را ردّ مىكند.
«يَخْلُقُ ما يَشاءُ» به خلقت حضرت عيسى بدون داشتن پدر، و آفرينش حضرت آدم بدون داشتن پدر و مادر اشاره دارد.
اگر حضرت مسيح خداست، پس چگونه (به عقيدهى مسيحيان) كشته شد و صليب، آرم مظلوميّت او گشت؟ خدا كه نبايد مورد سوء قصد قرار گيرد!
پیام ها
1- اسلام، با كفر، شرك و خرافه در هر مكتبى كه باشد مخالف است. (غلوّ هم نوعى كفر است). «كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ»
2- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مأمور گفتگوى منطقى با مخالفان است. قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ …
3- اگر مسيح خدا باشد، خدا كه در شكم زن قرار نمىگيرد. «الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ»
4- احتمال فنا و نيست شدن، با خدايى سازگار نيست. «إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ»
5- عيسى، مادرش و همه مردم زمين در انسان بودن و ناتوان بودن در برابر قدرت خداوند، يكسان مىباشند. «الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»
6- ادّعاى خدايى براى غير خدا نظير مسيح، نشانه عدم شناخت واقعى مسيحيان نسبت به خداوند است. قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ … وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
7- قدرت الهى، محدود به نظام خاصى نيست و مىتواند حتّى بدون پدر هم،
«1». نساء، 171.
«2». مائده، 73.
جلد 2 - صفحه 263
فرزند خلق كند. «وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
پانویس
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
تفسير كشف الاسرار.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 278.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 16 سوره مائده
يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
خدا به وسیله آن [نور و کتاب] کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راه های سلامت راهنمایی می کند، و آنان را به توفیق خود از تاریکی ها [یِ جهل، کفر، شرک و نفاق] به سوی روشناییِ [معرفت، ایمان و عمل صالح] بیرون می آورد، و به جانب راه راست هدایت می کند.
ترجمه (مکارم شیرازی)
خدا بدان کتاب هر کس را که از پی خشنودی او رود به راههای سلامت هدایت کند و آنان را از تاریکیهای (جهل و گناه) بیرون آورد و به عالم نور داخل گرداند و به راه راست رهبری کند.
معانی کلمات آیه
سبل: (بر وزن شتر) راه ها. مفرد آن سبيل است.
سلام: سلامتى. خالى بودن از هر ناراحتى.
مصير: بازگشت و محل بازگشت (اسم مكان و مصدر ميمى). مراد معناى اول است و در آن معناى انتقالى و تحول منظور است.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول آیات 15 و 16:
عكرمة گويد: يهوديان نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و از او درباره رجم (سنگساركردن) سؤال كردند، پيامبر فرمود: كداميك از شما به كتاب تورات اعلم و داناتر مى باشيد. آنان ابن صوريا را معرفى كردند، پيامبر ابن صوريا را به خدائى كه تورات را براى موسى فرستاد و او را با معجزات گوناگون به پيامبرى برگزيد، سوگند ياد داد و فرمود: كه حقيقت را از تورات بگويد. ابن صوريا گفت: هنگامى كه زنا در نزد ما زياد شده بود حكم او جز صد تازيانه و تراشيدن سر بيش نبود ولى خداوند سنگساركردن و رجم را در تورات معين فرمود سپس اين آيات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل گرديد.[۳]
شيخ بزرگوار ما اين موضوع را بدون ذكر شأن و نزول آورده است.[۴]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ «16»
خداوند به وسيلهى آن (كتاب) كسانى را كه بدنبال رضاى الهىاند، به راههاى امن و عافيت هدايت مىكند، و آنان را با خواست خود از تاريكىها به روشنايى درمىآورد، و به راه راست هدايت مىكند.
نکته ها
هدايت داراى مراتبى است: يك مرحله، هدايت عمومى براى همهى انسانهاست، خواه پيروى كنند يا نكنند ونوع ديگر مخصوص كسانى است كه هدايت عمومى را پذيرفته باشند.
«1». تفسير الميزان.
جلد 2 - صفحه 260
اين آيه نوع دوم را بيان مىكند.
سلام، يكى از نامهاى خداست، السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ … «1» و يكى از نامهاى بهشت هم «دارُ السَّلامِ» «2» است. پس راههاى سلام، يعنى راه خدا و بهشت كه رسيدن به آن دو از «سُبل السلام» و صراط مستقيم مىگذرد. «سُبُلَ السَّلامِ»، شامل راههاى سلامت فرد وجامعه، خانواده ونسل، فكر، روح و ناموس و … مىشود.
مصداق روشن پيروان رضوان خدا در «مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ»، پويندگان خط «غدير خم» اند، چون آيهى «رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» بعد از نصب علىّبن ابىطالب عليهما السلام به مقام جانشينى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شد. «3»
پیام ها
1- كسانى قابل هدايتند كه در پى تحصيل رضاى حقّ باشند، نه دنبال مقام و مال و هواى نفس و انتقام. «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ»
2- انسان، خود زمينهساز هدايت خويش است. «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ»
3- هدايت به راههاى سلامت و سعادت، در گرو كسب رضاى خداست و هر كس در پى راضى كردن غير او باشد، در انحراف است. «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ»
4- راه حقّ يكى است و راههاى باطل (شرك، كفر، نفاق و تفرقه و …) متعدّد.
(كلمهى «نور» مفرد؛ ولى «ظلمات» جمع آمده است. آرى، همهى نيكىها و پاكىها در پرتو نور توحيد، يك حالت وحدت و يگانگى به خود مىگيرد، امّا ظلمت هميشه مايهى تفرقه و پراكندگى صفوف است.)
5- هدف، يكى است؛ ولى راههاى رسيدن به آن متعدّد است. «سُبُلَ السَّلامِ»
6- مكتب وحى، سلامت و سعادت فرد و جامعه و روح و جسم را تضمين كرده
«1». حشر، 23.
«2». انعام، 127.
«3». تفسير اطيبالبيان.
جلد 2 - صفحه 261
است. «سُبُلَ السَّلامِ»
7- بشر در سايهى قرآن، به همزيستى و صفا در زندگى مىرسد. «سُبُلَ السَّلامِ»
8- «سُبُلَ السَّلامِ» به «صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» منتهى مىشود، و همهى كسانى كه با انجام تكاليف گوناگون در شرايط مختلف، در پى كسب رضاى خداوند مىباشند، به صراط مستقيم مىرسند. يَهْدِي … سُبُلَ السَّلامِ … يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
9- براى رسيدن به صراط مستقيم، تنها پيامبر و كتاب كافى نيست، لطف و ارادهى خدا هم لازم است. «بِإِذْنِهِ»
10- نه جبر، نه تفويض؛ بلكه امر بين الامرين. انسان انتخابگر است؛ «اتَّبَعَ رِضْوانَهُ» امّا رسيدن به هدف بدون اراده خدا نمىشود. «بِإِذْنِهِ»
11- قرآن، داروى شفابخش همه ظلمات است. تاريكىهاى: جهل، شرك، تفرقه، توحّش، شبهات، شهوات، خرافات، جنايات واضطرابها را به نور علم، توحيد، وحدت، تمدن، يقين، حقّ، صفا وآرامش تبديل مىكند.
«يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 231.
تفسير جامع البيان.
محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 277.
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
📩 نامه ای از فقیه عارف آیة الله سعادت پرور (ره) به یکی از دوستان طریق
✍️برادر جان! انسان نبايد از نافرمانى و غفلت و خلافِ مراقبه عمل كردن، نوميد از سير الى اللَّه گردد
✍️زيرا اگر روى از آن سو برگيريم، به كجا مى توان روى كرد؟! … خودش مى داند كه ما ضعيفيم و سراپا جهل، بر طبق ضعف و جهل مان با ما معامله مى كند.
✍️ اين همه كه در قرآن شريفش، داد از غفاريّت خود مى زند، براى چيست؟ مگر جز براى آن است كه آگاه به حال ما بوده كه از روى نادانى، مخالفت او خواهيم كرد. همين بس كه خودش نام ما را به انسان تسميه فرموده، (در مواقعى كه نافرمانى و جهلِ ما را متذكّر مىشود).
✍️اگر خيال نااميدى براى انسان دست دهد، بايد بداند كه از شيطان است و الّا با كريمان، كارها دشوار نيست؛ هر وقت آن لعين به سراغت آمد بگو:
آن قدر حلقه زنم بر در ميخانۀ دوست
تا كند صاحب ميخانه به رويم در، باز
📚برگرفته از کتاب رسائل عرفانی
╭┅────────────┅╮
عمومی
#همراه_باقرآن
آیه 13 سوره مائده
فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ ۙ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ ۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
پس آنان را به سبب پیمان شکستنشان لعنت کردیم، و دل هایشان را بسیار سخت گردانیدیم، [تا جایی که] کلمات خدا را از جایگاه اصلی اش و معنای حقیقی اش تغییر می دهند، و بخشی از آنچه را [از معارف و احکام تورات واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، و همواره از اعمال خائنانه آنان جز اندکی از ایشان [که وفادار به پیمان خدایند] آگاه می شوی؛ پس [تا نزول حکم جهاد] از آنان درگذر و [از مجازاتشان] روی گردان؛ زیرا خدا نیکوکاران را دوست دارد.
ترجمه (مکارم شیرازی)
پس چون پیمان شکستند، آنان را لعنت کردیم و دلهایشان سخت گردانیدیم (که موعظه در آن اثر نکرد)، کلمات خدا را از جای خود تغییر میدهند و از آن کلمات که به آنها پند داده شد نصیب بزرگی را از دست دادند. و دائم بر خیانتکاری آن قوم مطلع میشوی جز قلیلی از ایشان (که با ایمان و نکوکارند)، پس تو از آنها درگذر و (کار بدشان را) عفو کن، که خدا نیکوکاران را دوست میدارد.
معانی کلمات آیه
قاسية: قسو و قساوت: سخت دلى. قاسيه: سخت، «قلوب قاسيه» يعنى دلهاى سخت.
يحرفون: حرف. طرف. تحريف: يك طرف بردن. تحريف كلام يعنى منحرف كردن آن از معناى اصلى. يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ، يعنى كلمه ها را از معانى واقعى بر كنار مى كردند.
الكلم: كلمه ها. از لفظش مفرد ندارد. آن چهار بار در قرآن مجيد آمده است.
حظا: حظ: قسمت، نصيب. «حظا» يعنى قسمتى و مقدارى.
خائنة: خائنه و خيانت هر دو مصدر هستند. مثل كاذبه به معنى كذب. خيانت مقابل امانت است.
اصفح: صفح: اغماض و ناديده گرفتن. «فاصفح» يعنى اغماض و چشم پوشى كن.[۱]
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ «13»
پس (بنىاسرائيل را) به خاطر شكستن پيمانشان لعنت كرديم (و از رحمت خويش دور ساختيم) و دلهايشان را سخت گردانيديم. آنان كلمات (الهى) را از جايگاههاى خود تحريف مىكنند و بخشى از آنچه را به آنان تذكّر داده شده بود فراموش كردند، و تو همواره بر خيانتى از آنان آگاه مىشوى (هر روز توطئه و خيانتى تازه دارند) مگر اندكى از ايشان (كه سنگدل و تحريفگر و خائن نيستند). پس، از آنان درگذر و از لغزشهايشان چشم بپوش. همانا خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد.
نکته ها
در اوّلين آيهى اين سوره، وفاى به پيمانها و در آيهى قبل، پيمان خداوند با بنىاسرائيل آمده است. اين آيه آثار خلف وعده و پيمانشكنى را مطرح مىكند.
نسيان گاهى به معناى فراموشى غير اختيارى است كه انتقادى بر آن نيست؛ ولى گاهى به معناى بىاعتنايى وبىتوجّهى است كه قابل انتقاد است. مانند؛ موردى كه در اين آيه آمده است. «نَسُوا حَظًّا»
پیام ها
1- از پيمانشكنى بنىاسرائيل و عواقب آن عبرت بگيريم. فَبِما نَقْضِهِمْ … لَعَنَّاهُمْ
2- پيمانشكنى با خدا، عامل محروميّت از لطف الهى و زمينهى پيدايش سنگدلى است. لَعَنَّاهُمْ … جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً در آيهى 77 سورهى توبه نيز پيمانشكنى با خدا، سبب پيدايش نفاق است. «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ»
جلد 2 - صفحه 257
3- گروهى از بنىاسرائيل، همواره اهل خيانت بودند. «لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ»
4- پيامبر صلى الله عليه و آله دائماً بر اعمال ورفتار يهود ناظر بودند. «لا تَزالُ تَطَّلِعُ»
5- در برخورد با دشمن، انصاف را فراموش نكنيم. ( «إِلَّا قَلِيلًا» يعنى همهى بنىاسرائيل توطئهگر نبودند.)
6- عفو و صفح، از مصاديق احسان است. فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ … الْمُحْسِنِينَ
7- عفو و گذشت كردن از كافر نيز احسان ونيكى است. فَاعْفُ عَنْهُمْ … إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
8- نيكوكار، محبوب خداست. «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين
پانویس
تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
موسسه اهلالبیت (ع)
عمومی
میرزا جواد ملکی تبریزی (رحمة الله)
💠علامه طباطبایی(رحمة الله):
🔸بر سر مزار مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بروید (قبرستان شیخان قم) و از ایشان بخواهید ، در عالم معنا خدمت حضرت معصومه {علیها السلام} برسند و ایشان را مجاب کنند تا تربیت شما را به عهده بگیرند.
🔸خود مرحوم آیت الله ملکی تبریزی ، همین مطلب را به میرزای قمی عرض می کردند.
💠مرحوم شالچی تبریزی(رحمة الله):
🔸ایشان(آیت الله ملکی تبریزی) اینجا در قم بودند و فوت شدند. قبرشان هم در شیخان است.
🔸من حالا هم از قبرش استفاده می کنم.
🔸بروید سر قبرش، فاتحه بخوانید، حوائجتان را هم بخواهید. گمان می کنم که نتیجه بگیرید.
🔸من حالا هم گاهی شده است که عرضی داشته باشم می روم سر قبر ایشان و نتیجه می گیرم. خواب هم می بینم و استفاده می کنم.
╭┅────────────┅╮
