عمومی
🚫گـنـاهـانـے کـہ دعـا را رد مےکنند:
☀️امام سجاد(ع):
گناهانى كه دعا را رد مى كنند، عبارت انداز:
🔺بدى نيّتـــــ ،
شامل نیت های غیرالهی و شوم…
🔻بد ذاتـــــى ،
یعنی فرد دعاکننده، خیرخواه مردم نباشد،
حالت حسودی و یا خوشحالی از گرفتاری
مردم داشته باشد…
🔺نفـــــاق ،
یعنی با مردم دوروئی داشته باشد…
🔻یقین نداشتن به اجــابت دعـــا،
باید آنچنان یقین به اجابت داشته باشد،
گویا حاجات او همین الآن آماده است و
به سرعت برآورده می شود…
🔺به تأخير انداختن نمازهاى واجبـــ ،
تقرّب نجستن به خدا با نيكى و صدقه…
🔻بدزبانـــى و ناســـزا گفتن،
فحش و ناسزا نکته ای که مردم خیلی کم
به آن توجّه دارند…
📚معانى الأخبار، ص۲۷۱
#حدیث #امام_سجاد علیه السلام
عمومی
🌺 پیامبر (ص) میفرمایند:
💠«اَلقَلبُ الَّذی لَیسَ فیهِ شَیءٌ مِنَ القُرآنِ کَالبَیتِ الخَرِبِ» قلبی که در آن چیزی از قرآن نباشد، همچون خانه ویران است. 💠
(کشفالاسرار میبدی ۷/۴۰۵)
#حدیث #حضرت_محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) #پیامبر_اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
عمومی
💠بسم الله الرحمن الرحیم💠
📋 پاداش صبر ایوب؛ خداوند در این آیه می فرماید که خانواده ایوب را که در جریان امتحان دشوار صبر، از او گرفته شده بود به او برگرداند و علاوه بر آنان فرزندان بیشتری هم به او عطا نمود. اینکه چگونه خانواده او را برگرداند، نظرات مختلفی میان مفسران وجود دارد. اما به هر حال این آیه به نعمت بسیار بزرگ خانواده اشاره می کند و اینکه هر چقدر خانواده بزرگتر باشد، نعمت فزونتری است. اما نکته مهم تر این است که آيه هدف بازگشت مواهب الهى به ايوب را دو چيز مى شمرد: يكى رحمت الهى بر او كه جنبه فردى دارد، و در حقيقت پاداش و جائزه اى است كه از سوى خداوند به اين بنده صابر و شكيبا، و ديگر دادن درس عبرتی به همه صاحبان عـقل و هوش در تمام طول تاريخ تا در مشكلات و حوادث سخت، رشته صبر و شكيبائى را از دست ندهند، و همواره به رحمت الهى اميدوار باشند.
🔷 آیه (ص / آیه 43):
وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ و َمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا و َذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ
🔶 ترجمه:
و خانواده اش را به او بخشيديم، و همانند آنها را با آنها قرار داديم، تا رحمتي از سوي ما باشد و تذكري براي صاحبان فكر.
📅 شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#اخلاق ، #صبر ، #ایوب ، #خانواده
🌼
عمومی
💞 #امام_علی علیه السلام:
🌱در شگفتم از كسى كه در وجود خداوند شك مىكند در حالى كه آفرینش خداوند را مىبيند.🌾
🔹در شگفتم از بخيل به سوى فقرى مى شتابد كه از آن مى گريزد، و سرمايه اى را از دست مى دهد كه براى آن تلاش مى كند. در دنيا چون تهيدستان زندگى مى كند، امّا در آخرت چون سرمايه داران محاكمه مى شود.🍃
🔸و در شگفتم از متكبّرى كه ديروز نطفه اى بى ارزش، و فردا مردارى گنديده خواهد بود.🍁
🔹و در شگفتم از آن كس كه آفرينش پديده ها را مى نگرد و در وجود خدا ترديد دارد.😏
🔸و در شگفتم از آن كس كه مردگان را مى بيند و مرگ را از ياد برده است.☘
🔹و در شگفتم از آن كس كه پيدايش دوباره را انكار مى كند در حالى كه پيدايش آغازين را مى نگرد.🌹
🔸و در شگفتم از آن كس كه خانه نابود شدنى، را آباد مى كند امّا جايگاه هميشگى را از ياد برده است.🌱
📚نهج البلاغه، حکمت ۱۲۶🌿
عمومی
🔰تا مرگ، فاصله ای نیست!
✍ هر كدام از ما از عمرى برخوردار بوده ايم كه مقدارى از آن را گذرانده ايم و به ثلث يا نصف و يا به تمامى راه رسيده ايم. شايد فردا جنازه هایمان بر دوش رفيق هایمان باشد. هيچ حسابى نيست! هيچ حسابى!
☘شايد سال پيش، ماه پيش و حتى روز پيش كسانى كه نور چشم ما بودند و در ميان ما بودند، ولى امروز يا بر دوشهاى ما قرار مىگيرند و يا زير خاك و پاى ما هستند.واقعاً تا مرگ فاصلهاى نيست!
☘ما عمرى را گذرانده ايم. لحظه اى بيشتر نمانده است. بايد جرعه آخر را مستانه نوشيد. بايد لحظه آخر را فرزانه بلند شد.
☘بايد رفت و طورى حركت كرد كه خاشاك دنيا به دامن ننشيند. بايد دامنكشان رفت و بارِ آخر را بست و جرعه آخر را نوشيد.
☘مگر مى خواهيم در اين دنيا چه كار كنيم، كه از آن كوچ نكنيم و سالك نباشيم؟! مگر چه چيزى در دنيا خير كرده اند؟! مگر چه چيزى به ما داده اند؟!
☘مشكل و گير ما اين است، كه خودمان را نشناخته ايم. ما داريم در اين دنيا، خودمان را خرج مى كنيم و بى خيال هم هستيم.
☘درست مثل كسى كه در شب يك اسكناس و يك چك ارزشمند را به خيال اين كه كاغذ است روشن مى كند تا يكقِرانىاش را پيدا كند، كه صبح مى فهمد چيزى را شمع راه رسيدن به يك قِرانى كرده است كه يك ميليارد ارزش داشته است. اينجاست كه فرياد «يَا حَسْرَتَا» سر مى دهد.
☘پس دقّت كنيم كه عمر خود را، هستى خود را در اين دنيا خرج چه چيزى كرده ايم؟! ما مضطّريم و داريم خودمان را خرج مى كنيم. از سرمايه هاى ما بى برو برگرد دارد خرج مىشود. اينطور نيست كه اگر خرج نكنيم، چرخ اين عالم متوقّف شود؛ كه از لحظهها و ايّام ما مى گذرد.
❛❛ استاد صفایی حائری (عینصاد)
📚 فوز سالک | ص ۵۹
